Saturday, 18 July 2015
06 December 2021
مهارت‌های زندگی

«پائیز یک رابطه»

2011 April 15

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

تا به حال شده در رابطه‌های‌تان چه با همسر چه با دوستان نزدیک یا حتا هم‌کاران احساس سردی و یک‌نواختی بکنید؟ احساس شکست در یک رابطه یا ناامید شدن از آن؟ در این برنامه از مهارت‌های زندگی به علت‌هایی که سبب ایجاد چنین حس‌هایی می‌شوند اشاره دارم.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بسیاری اوقات رابطه‌هایی که با عشق شروع می‌شود، با تنفر و خشم پایان می‌یابد. گاهی فردی که زمانی بسیار دوست‌داشتنی بوده اهمیتش را از دست می‌دهد و رابطه با او خسته‌کننده و تکراری می‌شود. گاهی در یک رابطه احساس قربانی شدن پدیدار می‌شود و پس از مدتی به حس بی تفاوتی تبدیل می‌شود.

این‌ها از آزاردهنده‌ترین و ناراحت‌کننده‌ترین احساسات در زندگی هستند. حس تنفر، ناامیدی و کسالت در یک رابطه و تجربه این حس‌های تلخ اغلب اثرات ماندگاری بر ذهن برجا می‌گذارند.

اما باید دانست که روابط یک‌شبه خراب نمی‌شوند و برای از هم‌پاشیدن به زمان زیادی نیاز دارند. بنابراین با شناخت عواملی که سبب شکست در رابطه می‌شوند، می‌توان از آن پیش‌گیری کرد. به‌طور معمول خرابی یک رابطه از بروز یک مشکل آغاز می‌شود. مشکلاتی که سبب می‌شوند دو نفر نتوانند ارتباط درستی برقرار کنند و به تدریج دچار احساسات ناخوش‌آیند در رابطه خود شوند.

در این شرایط می‌توان راه‌های گوناگونی را برگزید: «به سادگی از کنار مشکل رد شد و آن را نادیده گرفت که البته ممکن است این‌کار نتایج منفی یا مثبت داشته باشد. یا برای حل مشکل اقدام کرد و یا این که به‌طور کلی از رابطه دست کشید.»

اما آن‌چه این مهم است این است که باید در یک رابطه به یک حس خوب رسید. اغلب اختلاف‌ها به‌دلیل ضعیف‌شدن رابطه عاطفی میان دو‌نفر شدت می‌یابد و این امر بیش از مشکلات به‌وجود آمده یک رابطه را کم‌رنگ می‌کند. این لحظه‌ای است که در آن، احساس دوست داشته‌شدن، مورد حمایت بودن و درک شدن نمی‌کنیم.

در واقع بسیاری از اوقات می‌توان برای حل و فصل یک مشکل اختلاف برانگیز به یک‌دیگر توجه کرد و بر وجود مهر میان دو طرف تاکید داشت.

باید پذیرفت که اختلاف سلیقه و تفاوت دیدگاه همیشه وجود دارد، اما گاهی نمایش آن به گونه‌ای است که طرف مقابل حس می‌کند که تایید‌نکردن و اختلاف سلیقه‌ها با او به مفهوم پس‌گرفتن مهر و دوستی از اوست و اغلب در همین زمان است که احساس سردی رابطه و رنگ باختن صمیمت پیش می‌آید.

می‌توان گفت که ارتباط روحی قوی سبب کاهش تنش‌ها و اختلاف سلیقه‌ها می‌شود پس اگر ناگهان با بروز تنش‌ها و اختلاف‌های زیاد در زندگی و روابطت‌تان روبه‌رو شدید بدانید که این ارتباط روحی کم‌رنگ شده است.

از این روست که دوستان نو و زوج‌های جدید به‌دلیل این که هنوز دچار تنش‌های احساسی نشده‌اند، مشاجرات کم‌تری دارند. اما با گذشت زمان اگر به فکر تداوم این رابطه احساسی قوی نباشند، بسیاری از ویژگی‌های اخلاقی طرف مقابل که زمانی برایشان جذاب و هیجان‌انگیز بوده، عذاب‌آور و خسته‌کننده می‌شود تا آن‌جا که گاه تحمل‌ناپذیر است.

عیب‌جویی زیاد از اطرافیان به معنای نپذیرفتن عادی اختلاف سلیقه و روی آوردن به «تاییدنکردن تعمدی» است. این کاردر واقع ایرادگرفتن از خود فرد است نه از رفتار او. اگر فردی مدام از همسرش شکایت کند که نامرتب، نامنظم و بی‌ملاحظه است یا اصلن او را درک نمی‌کند، درواقع به جای این‌که از کار اشتباه او گله کند، از خود او گله دارد و خودش را قضاوت می‌کند، نه عملش را، و در نتیجه همسر فکر می‌کند که او  با رفتار غلط او مخالفت نکرده‌ بلکه با کل وجود و ماهیت خودش مخالفت می‌کند.

بیان درست احساسات

گاهی در یک ارتباط می‌بینیم که طرف مقابل آن‌گونه که از او انتظار می‌رود رفتار نمی‌کند یا موضوعات کوچک و سطحی را خیلی بزرگ جلوه می‌دهد. گاهی آن‌قدر از دست او عصبانی می‌شویم که حتا پس از تمام شدن دعوا بازهم نمی‌توانیم او را ببخشیم.

در این‌گونه موارد شاید بتوان گفت که این احساسات گذشته ما هستند که این‌گونه عمل  می‌کنند. احساساتی که فردیت و هویت خاص هر فرد را تشکیل می‌دهند.

با وجودی که یکی از خواص عشق و محبت این است که می‌تواند به خوبی عواطف را شناسایی و آن‌ها را به اندازه کافی درشت‌نمایی کند و سبب آشناشدن هر‌چه بیش‌تر با خود واقعی فرد و نیازهای عاطفی او می‌شود اما از سوی دیگر با شروع یک رابطه جدید، انگار آن احساسات قدیمی دوباره زنده می‌شوند. در واقع به‌وجود آمدن عشق‌های جدید می‌تواند احساسات گذشته و حتا فراموش‌شده ما را دوباره زنده کند که در بسیاری از موارد هم باعث بروز اختلاف و کدورت می‌شود.

اما این اختلافات و کدورت‌ها به‌دلیل ناتوانی ما در ابراز صحیح احساسات‌مان است، این‌که نمی‌توانیم با احساسات سرکوب شده قدیمی خود به خوبی کنار بیاییم.

فرار از مشکل

باید دانست که بروز هر مشکل در یک ارتباط می‌تواند فرصتی باشد برای صمیمیت و عشق بیش‌تر. بنابراین فرار‌کردن از مشکلات از ترس دامن‌زدن کمکی به رفع آن نمی‌‌کند. مشکلات باید به گونه‌ای صحیح مطرح شوند تا راه حل صحیحی برای آن یافت شود.‌

پنهان کردن احساسات

بسیاری اوقات افراد در یک رابطه احساسات واقعی خود را ابراز نمی‌کنند و همیشه احساس خود را به گونه‌ای دیگر، طوری که طرف مقابل نرنجد، نشان می‌دهند. بسیاری از ما حقیقت را نه تنها از دیگران بلکه از خودمان نیز پنهان می‌کنیم و بعد از مدتی از یاد می‌بریم که به واقع چه احساسی داشته‌ایم.

در واقع بیش‌تر مشکلات ارتباطی به این دلیل ایجاد می‌شوند که فرد تنها بخشی از حقیقت را بازگو می‌کند، نه همه آن را. هنگامی که ناراحت هستید و سعی می‌کنید علت‌ آن را به همسر یا دوست خود بگویید، احتمالن فقط درباره احساساتی مانند خشم، ناراحتی و عصبانیت خود سخن می‌گویید. در این‌گونه موارد به دور از مهربانی و ملاطفت سخن می‌گویید و همین باعث می‌شود گوش‌دادن به آن‌ها بسیار مشکل و رنج‌آور باشد. اما فراموش نکنید که زیر لایه خشم شما، انگیزه عشق و میل به صمیمیت بیش‌تر نهفته است.

بنابر‌این هنگامی که از همسرتان عصبانی هستید بدانید که در واقع او را دوست دارید و می‌خواهید نظرش را جلب کنید. هنگامی که از رییس خود عصبانی هستید که چرا با شما بد رفتار کرده، در زیر این خشم علاقه به شغل‌تان و حفظ سمت‌تان نهفته است.

شاید شما از خشم تنها به این دلیل استفاده می‌کنید که با رنجش و ترس خودتان روبه‌رو نشوید. در این‌گونه مواقع از خودتان بپرسید آیا عاملی هست که شما از آن ترسیده باشید؟ گاهی اوقات به خودتان اجازه دهید گریه کنید و احساسات واقعی‌تان را بیش‌تر بروز دهید. هنگامی که اجازه می‌دهید رنجش، ترس و پشیمانی خود را ابراز کنید، رهایی روحی، عاطفی و حتا جسمانی زیادی احساس خواهید کرد و از عصبانیت و تحریک پذیری شما نیز به اندازه قابل ملاحظه‌ای کاسته خواهد شد.

ابراز مخالفت

این بسیار طبیعی است که گاهی در روابط خود با دیگران مخالفت احساس می‌کنیم، به‌خصوص در مورد کسانی که به ما نزدیک هستند. مخالفت هنگامی اتفاق می‌افتد که در مقابل کارها، سخنان یا احساسات دیگران مقاومت می‌کنید و ناراحت می‌شوید و احساس می‌کنید بین شما جدایی افتاده است.

اما فراموش نکنید که اگر مخالفت خود را با دیگران نشان ندهید یا اختلاف خود را حل نکنید، این اختلافات روی هم تلنبار می‌شوند و باعث کینه و ناراحتی زیادتر شما می‌شوند و در مرحله بعد نیز احساس طردشدگی می‌کنید. در این‌گونه مواقع طرف مقابل شما از این‌که چه میزان و چرا از دست او ناراحت و عصبانی هستید، آگاه نیست زیرا شما انزجار و عصبانیت خود را نشان نمی‌دهید. بنابر‌این می‌بینید که اگر احساسات واقعی‌تان را نشان ندهید چه عواقب غیرقابل جبرانی را در پی خواهد داشت.

به علاوه اگر در این مرحله باز هم به حل مشکل نپردازید و حقیقت را به‌طور کامل به طرف مقابل نگویید به مرحله جدایی می‌رسید. در این زمان معمولن خودتان را گول می‌زنید که رابطه هیچ ایرادی ندارد، در حالی که در آستانه خطر بسیار بزرگی قرار دارد و سرکوب احساسات همیشه می‌تواند بسیار مشکل‌آفرین باشد. در واقع یکی از جدی‌ترین مشکلات امروزی این است که بسیاری از انسان‌ها در حالتی شبیه به سرکوب دائمی احساسی و عاطفی به سر می‌برند و هنگامی که دیگر نتوانند احساسات خود را سرکوب کنند به مواد مخدر، کار بیش از حد و تمامی روش‌های ناسالم دیگر روی می‌آورند تا بیش از پیش منفعل شوند.

بنابر این اگر متوجه احساس ناخوش‌آیندی در خود شدید حتمن آن را با طرف مقابل‌تان در میان بگذارید زیرا درغیر این صورت امکان دارد رابطه شما حتا به جدایی منجر شود.

با آرزوی رابطه‌هایی همیشه بهار

منبع

هم‌شهری آنلاین

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,