Saturday, 18 July 2015
03 December 2020
بخش اول

«فتنه جدید»

2011 April 21

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

کاربر آگاه حوزه ادبیات سیاسی ،همواره مجموعه واژگانی خود را با توجه ویژه بر بازخورد معنایی آن کلمه یا عبارت نزد مخاطب چینش می‌کند و بی‌وقفه تمرکز بر تغییرات کاربردی واژگان و عبارات (‌که روندی عادی است‌)‌ را مد نظر دارد تا بدینوسیله تاثیر مطلوب خویش را در مخاطب ایجاد نماید‌.

پر واضح است که اصطلاح «فتنه» در طول یک‌سال و نیم اخیر ذیل  استفاده افراطی جناح قدرت از این کلمه، عملن کارکرد معنایی خود را از دست داده و به واژه‌ای تبدیل شده است که دیگر معنای لغت‌نامه‌ای سابق از آن استنباط نمی‌شود بلکه امروزه در جامعه  ما، مخاطب با شنیدن این کلمه‌، خصوصن از مجرای رسانه‌های تحت امر حاکمیت‌، تعبیر به «اعتراض» کرده ، آن‌چنان‌که از عبارت «فتنه‌گر» تعبیر به «معترض» می‌کند‌. معنایی مصطلح که قطعن باید به معانی سابق موجود در لغت‌نامه‌ها افزوده گردد………

‌در عین حال شاهدیم سیاسیونی که هم‌چنان در میدان قدرت ترک‌تازی می‌کنند کاربران اصلی این واژه هستند‌، به صورتی که تغییرات قابل پیش‌بینی در آینده سیاسی نزدیک در ایران را با استفاده از همین واژه به هم‌راه صفت «جدید» نام‌گذاری می‌کنند‌.

عبارت «فتنه جدید» اصطلاحن به تغییراتی اطلاق می‌شود که بی‌هیچ شبهه‌، حاصل ‌از عرصه راندن رقیب قبلی اصلاح‌طلب است‌. رقیبی که در طی نزدیک به سی و دوسال عمر نظام اسلامی حاکم بر این کشور‌، همواره دوشادوش سایرین‌، هم‌کار پرتلاشی برای حفظ اصل این نظام بوده است‌.

منظور سیاسیون از «فتنه جدید» یا همان «تغییرات پیش رو»‌، سر باز کردن زخم چرکینی است که تا کنون به هم‌راه پادزهر «ترس از رقیب واقعی» پانسمانی بر آن می‌نهادند تا مانع از ظهور آن باشند‌، ولو آن‌که درد و سوزش درونی این زخم‌، چیزی نبود که با کمک این پانسمان التیام یابد‌. اما اینک این پانسمان از روی زخم کنار رفته است و دیگر دلیلی برای فرو خوردن فریاد از درد و سوزش دیده نمی‌شود.

اگرچه هنوز هم به‌طور عمده تلاش می‌شود تا وحدت شیشه‌ای بین این دوجناح‌، حداقل در محافل عمومی و در خروجی‌های رسانه‌ای حفظ شود اما با نزدیک شدن به دوره‌های جدید انتخابات‌، رفته رفته باید تشخص هر جناح مستقلن آشکار گردد‌.

مقصود از تعبیر فوق، اختلافات ژرف و غیر قابل انکار در درون جامعه‌ای است که خود را اصول‌گرا می‌نامد‌. این جماعت اگرچه در ظاهر همگی این اتیکت را بر یقه دارند اما تعارضات در باورها‌، مسیرها و اهداف آنان‌، چنان مختلف است که عملن امکان هم‌سویی را زایل کرده است‌. از سوی دیگر شرایط به سمتی می‌رود که پوشاندن این اختلاف دقیقن به معنای فرصت دادن به رقیبی است که دیگر رعایت دوستی‌های سابق و منافع مشترک را نمی‌کند‌، بلکه تنها به باور‌، مسیر و اهداف خود می‌اندیشد‌. رقیبی که تعارف را کنار نهاده است و از هر تریبونی برای ابراز تفاوت خود با جناح رقیب جدید بهره می‌گیرد‌. این‌چنین است که طرف دیگر این ماجرا هم دلیلی نمی‌بیند تا دست روی دست بگذارد و شاهد فرو ریختن متواتر استحکامات در جبهه خود باشد‌. به عبارتی دیگر‌، هر یک از دو جناح درونی زمان را مستلزم آن می‌بینند که بدون اغماض با یک‌دیگر روبه‌رو شوند.

اگرچه هنوز هم به‌طور عمده تلاش می‌شود تا وحدت شیشه‌ای بین این دوجناح‌، حداقل در محافل عمومی و در خروجی‌های رسانه‌ای حفظ شود اما با نزدیک شدن به دوره‌های جدید انتخابات‌، رفته رفته باید تشخص هر جناح مستقلن آشکار گردد‌. گذشته از این سوال که آیا هیچ یک از این دوجناح ظرفیت آن را دارد تا قشر عظیم مردم معترض را که هر روز و هر ساعت بر جماعتشان افزوده می‌گردد جذب نماید‌، اما از منظر درونی هر یک از این دو جبهه‌، کسب کرسی‌های قدرت تعیین‌کننده است‌.

باید توجه داشت که این دو‌، از قبل در دست‌یابی به قدرت تشریک مساعی داشته‌اند و لایه‌های پنهان انتخاباتی را به‌خوبی می‌شناسند و در آن سهم دارند‌، خصوصن در مورد مسایل پشت پرده  انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی که‌ اثرات آن نه تنها فروکش نکرده‌، بلکه به مدعای به‌اصطلاح خودی‌ها‌، آتش زیر خاکستر گشته و هم‌چنان رو به افزایش است‌.‌حداقل مستند مکفی آن هم‌، این است پس از گذشت نزدیک به دوسال از آن انتخابات‌، اینان تازه مجبور شده‌اند تا دو تن از چهار نفر کاندیدای‌ آن انتخابات بحث برانگیز را بازداشت کنند.

هم‌دستی در این لایه‌های عمل‌کردی پنهان‌، اگرچه می‌‌توانست موجب وحدت میان این دو باشد اما از سویی این ظرفیت را دارد تا ابزار تخریب رقیب امروز و هم‌سنگر دیروز باشد و از سوی دیگر مانع خواهد بود تا هریک از طرفین این سلاح را برعلیه شریک قبلی خود استفاده نماید‌. این‌جاست که در می‌یابیم چرا این دو جناح از هم‌اکنون تصمیم گرفته‌اند تا این وحدت شیشه‌ای مصلحتی را به تلنگری بشکنند و حساب خود را از دیگری جدا نمایند.

بحث در مورد مختصات این دو جناح را به بخش دوم این گفتار وا می‌گذاریم اما اجازه بدهید تا مختصر و مکفی‌، شواهدی از سخنان جناب آقای باهنر دبیر‌کل جامعه اسلامی مهندسین و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را به گزارش سایت خبرگزاری کار ایران (ایلنا ) مرور کنیم که فی‌الواقع مستندات سناریوی فوق است‌. مستنداتی که با کمی تیزهوشی هریک از شما می‌توانید در جملات تک‌تک نقش‌آفرینان دو جبهه مذکور بیابید‌.

ایشان در اجلاس دبیران استان‌های سراسر کشور حزب موتلفه اسلامی می‌گویند‌:

«فتنه آینده که در حال اوج‌گیری است فتنه‌ای است که می‌خواهد از درون اصول‌گرایی درآید و بگوید اصول‌گرا است اما حوزه‌های علمیه و شریعت را قبول ندارد. این فتنه عظیم در حال شکل‌گیری است، بیان مکتب ایرانی و تفکر لیبرال در مسایل فرهنگی در همین راستا است.»

همان‌گونه که می‌بینیم‌، ایشان به صراحت رفیقان سابق خود را در جبهه مقابل خویش قرار داده است و از آنان تعبیر به «فتنه‌گر» می‌نماید‌. توجه داشته باشیم که در این‌جا عبارت «فتنه‌گر» نزد امثال جناب آقای محمدرضا باهنر‌، هم‌چنان متضمن معنای مخالفت است اما ظاهرن ایشان این مخالفان جدید خود را بسی ذی نفوذتر و محل آنان را در نظام بسی مستحکم‌تر از رقیب قبلی می‌داند‌. عبارت «فتنه عظیم» ظاهرن ناظر بر قیاسی است بین شدت تاثیر مخالفت این  جبهه جدید نسبت به تاثیر عمل‌کرد جبهه معترضان به انتخابات شک‌برانگیز سال هشتاد و هشت‌.

در ضمن می‌بینیم که ایشان سعی دارد تا سنگرنشینان آن جبهه را از زیر چتر اصول‌گرایی بیرون انداخته و آنان را در مقابل روحانیت و حتا شریعت و دین قرار دهد‌. جالب آن‌که این روزها هر کس به هر نحوی مخالفتی رابا کسی دیگر بروز می‌دهد نه تنها فورن توسط رقیب‌،‌ از اتیکت «فتنه‌گر» نصیب می‌برد‌، بلکه کافر و ضد دین می‌شود ولو آن‌که این مخالف هم‌چنان‌، تا امروز و حتا تا  این ساعت هم‌چنان شریک او در ارثیه قدرت باشد‌.

ایشان در همان مراسم طی سخنانی تلاش می‌کند تا سنگر خود را در جبهه حق نشان داده‌، خود را متعادل و سایرین را افراطی قلمداد نماید‌، لذا می‌فرمایند‌:

«اصول‌گرایی نیز دامنه وسیعی دارد که برخی با تندروی و پرخاش خود را اصول‌گرا می‌دانند و عده‌ای نیز که می‌خواهند مکتب ایرانی را جای‌گزین مکتب اسلام کنند نیز خود را اصول‌گرا می‌دانند باید اصول‌گرایی تعریف می‌شد که در این راستا منشور اصول‌گرایی که توسط جامعتین تدوین شد.»

وی می‌افزاید: «افتخار ما این بوده است که حرکت‌های سیاسی خود را با روحانیت اصیل تنظیم کرده و در عمل نشان داده‌ایم که افتخارمان به تبعیت از روحانیت است.»

ایشان سعی می‌کنند تا واحد سنجشی تعریف نمایند که به‌وسیله آن بتوانند هر رقیبی را مخالف «اصول‌گرایی» بنامند‌. در این تلاش ایشان به مکتوبه‌ای متمسک می‌شوند که چندی پیش جهت تعریف «اصول‌گرایی» صادر گردید  و می‌گویند‌:

«منشور اصول‌گرایی باید‌ها و نباید‌های اصول‌گرایی است و مشخص می‌کند چه کسی اصول‌گرا بوده و چه کسی اصول‌گرا نیست.»

مکتوبه مذکور که البته باید طی مبحثی مستقل به نقد نقاط ضعف و قوت آن پرداخت و از ابعاد مختلف آن را مورد کنکاش قرار داد اما به‌طور مجمل باید گفت آن‌قدر دچار کلی‌گویی است که عملن خاصیت «متر»بودن را در خود ندارد‌، اما قطعن این تنها دست‌آویز این جبهه فکری برای اثبات موقعیت خود در قدرت نیست و از این پس شاهد تلاش‌های بی‌پپایانی خواهیم بود که هر جبهه بدان‌ها متوسل خواهد شد تا با کمک همه  امکانات  موجود و با هزینه‌کردن از هرچه که هست‌، بی‌رقیب بماند . نوعی رقابت که بی‌توجه به هر ارزش اخلاقی تنها و تنها به ابقای خود و نابودی جناح مقابل می‌اندیشد‌. نوعی رقابت که بی‌ملاحظه بودن خود را در رقابت قبلی نیز به اثبات رسانده است و اینک این روش باز هم بخشی از اعضای این حاکمیت را از کشتی پیاده خواهد کرد تا روزی که دیگر کسی بر عرشه آن باقی نماند.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,