Saturday, 18 July 2015
05 December 2020
دایره‌ی شکسته

«نیشتر جدایی بر زخم ناسازگاری»

2011 May 09

مه‌شب ‌تاجیک / رادیو کوچه

امروزه بسیاری از مفاهیم دست‌خوش تغییرات بنیادی شده‌‌اند و تعاریف کارکردی آن‌ها در جامعه تغییر کرده است، ولی بسیاری از این مفاهیم هنوز هم نقش کلیدی در زندگی انسان ایفا می‌کنند و لزوم توجه و عمل‌کرد صحیح نسبت به آن‌ها باعث داشتن جامعه‌ای با سطح بالاتری از سلامت می‌شود. مفاهیمی هم‌چون ازدواج، طلاق، خانواده که شامل بخشی از افراد یک جامعه به‌عنوان فرد و در کل به‌عنوان یک نهاد کوچک می‌شوند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اگر ازدواج را قراردادی بین دو شخص برای زندگی مشترک بدانیم، این قرارداد همواره دایم نیست و گاهی بنا به دلایلی فسخ می‌شود. جریان فسخ قرارداد بین یک زوج را در اصطلاح طلاق می‌گویند. آماری که از طلاق در هر جامعه‌ای ارایه می‌شود، نشان دهنده‌ی افرادی آسیب خورده است که حداقل اگر این آسیب به مرور ترمیم شود ولی در یک بازه زمانی ما با افرادی سرخورده و صدمه‌دیده مواجه می‌شویم. طلاق و آماری که از آن در یک جامعه ارایه می‌شود تنها آماری است که از طلاق‌هایی که به صورت رسمی ثبت شده‌اند ارایه شده و بسیاری از افراد در یک جامعه هستند که بدون طلاق جدا از یک‌دیگر زندگی می‌کنند و یا دچار جدایی‌های عاطفی هستند و تنها همخانه هستند و زیر یک سقف زندگی می‌کنند.

انحلال یک ازدواج پیامدهای متعددی از جمله پیامدهای اجتماعی، جمعیتی و یا حتا اقتصادی دارد، طلاق با این‌که پدیده‌ی کهنه‌ است ولی مسئله‌ای که همیشه تازه است زیرا با توجه به شرایط جامعه تعریف آن و نوع و پیامدهای آن برای زن و مرد و فرزندان آن‌ها تغییر خواهد کرد و با فرمول‌های قدیمی‌تر نمی‌توان در مواجهه با این پدیده برخورد کرد. بر اساس تحقیقات انجام شده اعتیاد، بی‌کاری، ازدواج بدون برنامه و سطحی، اختلالات روحی و روانی و جنسی، ناباروری و عوامل اقتصادی از مهم‌ترین عوامل مربوط به طلاق عنوان شده‌اند.

در مورد افرادی که ازدواج‌شان با مشکل مواجه شده است این مسئله صدق می‌کند که این افراد قبل از جدا شدن از یک‌دیگر، دوره‌ای گاهی به نسبت طولانی را در نزاع، کشمکش، جدایی‌های عاطفی و حتا گاهی مالی می‌گذرانند، و به مرحله‌ای می‌رسند که نسبت به یک‌دیگر به‌طور کامل بی‌تفاوت می‌شوند به این مسئله طلاق عاطفی گفته می‌شود و این پدیده حتا اگر به جدایی کامل منتهی نشود مساله‌ای بسیار خطرناک است، و عواقب و عوارض روحی و روانی شدیدی بر افراد به جای می‌گذارد. گاهی محدودیت‌های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات مالی و خانوادگی، نگرانی درباره‌ی قضاوت مردم و یا تابوهای پوسیده و گاهی عدم داشتن اعتماد به نفس کافی دلایل جدا نشدن آن‌ها از یک‌دیگر است.‌

در همین جامعه اگر طلاق به معنای قانونی و ثبت شده‌ی آن کم‌تر شود ولی بنا به دلایلی که ذکر شد افراد از این‌کار اجتناب ورزند و دچار طلاق عاطفی شوند و فقط مانند دو هم‌خانه با بی‌تفاوتی و گاهی با جنجال‌های بی‌شمار به زندگی ادامه دهند، سلامت یک جامعه را بیش‌تر به خطر می‌اندازند. وقتی در هم‌چین خانواده‌هایی بچه‌هایی پر از دروغ، انزجار و کینه بزرگ می‌شوند و به این دلیل که آن‌ها تنها بهانه‌ی ادامه‌ی زندگی هستند فردا همین بچه‌ها به سرخوردگانی تبدیل می‌شوند که توان درست دیدن، اندیشیدن و مهم‌تر از همه اعتماد کردن به دیگران را ندارند.

در واقع در خانواده‌هایی که والدین در کشمکش مداوم با یک‌دیگرند و بچه‌ها مورد آزار روحی قرار می‌گیرند شاید طلاق یک رهایی باشد تا حداقل در تنهایی و یا دوری از یکی از والدین ولی در آرامش بزرگ شوند. در واقع طلاق راه حلی عاقلانه است برای یک ازدواج شکست خورده، شاید در بعضی از موارد برای طلاق باید بهای کم‌تری پرداخت تا برای یک عمر زندگی که در اثر یک ازدواج نامطلوب به‌وجود آمده است.

واضح است در جامعه‌ای که طلاق در سطح آن گسترده شود از سلامت کافی برخوردار نخواهد بود و بی‌ثباتی جامعه را در پی داد ولی جامعه باید از آنانی که می‌خواهند طلاق بگیرند حمایت کند تا کم‌کم اعتماد به نفس از دست رفته را بازیابند و شادی و آرامش به زندگی آن‌ها بازگردد تا بتوانند به‌عنوان یک فرد سالم به زندگی اجتماعی و شخصی خود ادامه دهند. زوج‌ها هم باید بدانند که داشتن یک ازدواج موفق نیازمند تلاش و صبر و حوصله است و این نباید بدین معنا باشد که تا به کوچک‌ترین مشکلی برخوردند بنیان خانواده را بپاشند و نه در تقابل با آن تمام سال‌های زندگی خود را در این راه که یک ازدواج شکست خورده را بهبود ببخشند هدر بدهند.

در جامعه‌ی ما فقر مالی پیوند تنگاتنگی با طلاق عاطفی و طلاق رسمی دارد‌. مردانی که استطاعت پرداخت مهریه را ندارند و زنانی که صاحب فرزند بوده و فاقد پشتوانه‌ی حمایتی هستند و امکان تامین معاش خود را ندارند و ناچار می‌شوند با وضعیت موجود سازگاری کنند و به رغم بی‌مهری و بی‌توجهی شوهر، به سقف مشترک زناشویی در کنار فرزندان تن دهند. برای اینان بودن در کنار شوهر اسمی بهتر از عوارض بی‌شوهری در جامعه است. طلاق عاطفی بسیار خطرناک‌تر از طلاق رسمی است زوج‌ها برای دور شدن از این نوع طلاق باید به مراکز مشاوره مراجعه کرده و با کمک از کارشناس مهارت مدیریت در این زمینه را فرا بگیرند تا بتوانند با انتخاب راه حل درست و منطقی عواقب این مسئله را برای خود و فرزندان‌شان کاهش دهند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,