شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
27 August 2016
مجله جاماندگان-‌‌‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌‌‌قسمت نود

«نورچشم آقا، مرتضوی»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲۲

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

بعضی‌ها برای مهم‌شدن از انجام هیچ عملی کوتاهی نمی‌کنند، اما آقای مرتضوی حتا‌ اگر به زن متهم‌اش هم تعرض کند باز هم موجود مهمی نیست، از جریان مهمی هم نیست حتا‌ اگر تمامی آن‌ها آرزوهای بیمارگونه‌شان را توانسته باشند جامه عمل بپوشانند، ما هم مهم نیستیم، حتا‌ اگر سال‌‌‌‌ها او را و حماقت‌هایش را تحمل کرده باشیم، کلن ما و او در سیر پرشتاب تاریخ شماره نمی‌شویم، حتا‌ اگر مثل او رکوردار باشیم، در سن 20 سالگی ریاست دادگاه باشیم یا تعطیلی 120 نشریه در هشت سال آن‌هم در سنی زیر سی سال در کارنامه‌مان باشد، خلاصه این‌که ما در مورد یک موجود غیر مهم اما عاشق مهم بودن صحبت خواهیم کرد:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

سعید مرتضوی متولد سال 1346 شهرستان میبد است. تحصیلات‌اش را در همان شهر آغاز کرد و در سال‌های پس از جنگ به بسیج پیوست، پس از چندی به‌عنوان سهمیه بسیج به دانش‌گاه آزاد اسلامی واحد تفت راه یافت و در سال 1365 کارش را در قوه قضاییه آغاز کرد. پس از چند سال به شهر «بابک» رفت و به‌عنوان دادیار در این شهر مشغول به کار شد و به‌سرعت به‌عنوان مسوول واحد اجرای احکام منصوب شد، خودش گفته است که در سن نوزده‌سالگی دادیار شد و پس از نه ماه در سن بیست سالگی به مقام ریاست دادگاه حقوقی دو مستقل رسید.

او پنج سال  رییس‌‌‌ دادگستری این شهر در استان کرمان بود. در همین دوران یک پرونده قضایی برای او تشکیل شد، پرونده‌ای که مدت‌ها در دادگاه انتظامی قضات او را گرفتار کرد، همین موضوع باعث شد قاضی جوان که در حال تحصیل بود، به تهران بیاید و برای حل مشکل خود با کمک «آیت‌اله زاده محمد یزدی» مشکل خود را برای مدتی به تعویق بیندازد. در همین دوره مرتضوی توسط معاونت سیاسی قوه قضاییه به‌کار گرفته شد. آن روزها زمانی بود که «اسداله بادامچیان» و هم‌فکران موتلفه‌ای‌اش معاونت سیاسی قوه قضاییه را در اختیار داشتند.

«اسداله لاجوردی» عضو مهم موتلفه از 1360 به‌مدت یک دهه حکم‌ران مطلق زندان اوین بود و سرنوشت زندان‌یان را نه فقط به‌عنوان رییس‌‌‌ زندان بلکه به‌عنوان مرد اول واقعی قوه‌قضاییه تعیین می‌کرد. وقتی اسداله بادامچیان معاون سیاسی قوه قضاییه شد، تصفیه گسترده‌ای صورت گرفت و بسیاری از قضات و دادیاران و مستشاران و سایر مقامات قوه قضاییه برکنار شدند و گروهی از قضات جوان که اکثرن سهمیه جنگی و بسیج بودند و در سنین زیر سی‌سال بودند، به‌عنوان قاضی وارد دست‌گاه قضایی شدند.

قاضی سعید مرتضوی که تازه از شهرستان آمده بود، توسط آنان جذب شد و یاد گرفت که چگونه باید به‌عنوان فردی در خدمت نظام قضایی شخصیتی مذهبی از خود نشان دهد و با برخوردهای تند و بدون مماشات، به نام‌آورترین قاضی سال‌های پس از انقلاب تبدیل شود. مرتضوی پس از ورود به تهران در سال 1373 رییس‌‌‌ شعبه 9 دادگاه عمومی تهران شد و مدتی بعد به شعبه 34 مجتمع قضایی ویژه کارکنان دولت منتقل شد.

«اسداله لاجوردی» عضو مهم موتلفه از 1360 به‌مدت یک دهه حکم‌ران مطلق زندان اوین بود و سرنوشت زندان‌یان را نه فقط به‌عنوان رییس‌‌‌ زندان بلکه به‌عنوان مرد اول واقعی قوه‌قضاییه تعیین می‌کرد.

پس از آن قاضی مرتضوی به شعبه 1410 رفت، شعبه‌ای که نامش برای همه روزنامه‌نگاران شناخته‌شده است. در برنامه گذشته سرگذشت چند روزنامه اصلاح‌طلب را گفتیم، جامعه، توس، آزادگان.. اما نکته ناگفته آن‌که آن روزها قاضی مرتضوی که هنوز در حال تحصیل بود و گفته می‌شد در دوره فوق‌لیسانس حقوق درس می‌خواند و هنوز سی‌ساله نشده بود که رییس‌‌‌ شعبه 1410 یا دادگاه مطبوعات شد و برخورد با مطبوعات را آغاز کرد.

پس از آن زمان سربازی مرتضوی آغاز شد، دوران خدمت سربازی که قاعدتن باید در حد یک سرباز به ایفای نقش می‌پرداخت در مقام قاضی اجرای احکام مشغول به کار شد. وی در مقام قاضی اجرای احکام به دلیل درخواست نامشروع از همسر یکی از متهمان پرونده‌ای که در اختیار داشت، در حین ورود به محل ارتکاب جرم بازداشت و از سوی مقامات قضایی استان به اتهام تجاوز به عنف توبیخ شد. گفته می‌شود که  اصلاح‌طلبانی چون مهدی کروبی و مرتضی انصاری که از اعترافات همسر آن زندانی که مورد تعرض مرتضوی قرار گرفته بود نیز اطلاع کافی و دقیق داشتند.

توبیخ مرتضوی کوتاه‌تر و صوری‌تر از آنی بود که تصور می‌شد. وی با راه‌نمایی دوستانش سفری به قم کرد و بنابر شواهد موجود برای رفع مشکلش به یکی از آیت‏اله‌های عضو شورای نگهبان معرفی شد، این آیت‏اله پس از دیدار با مرتضوی توصیه‌نامه‏ای برای وی به قوه‌قضاییه تحت مدیریت «شیخ محمد یزدی»  فرستاد که این پرونده تهمت و افترا به یکی از افراد مومن و مورد اعتماد نظام است.

پس از این سفارش، فشارهای بسیاری به فرد شکایت‌کننده وارد شد که وی در هراس از جان خود و یا حتا‌ از بیم بر عکس‌شدن جای متهم و شاکی مجبور شد از شکایت خود صرف‌نظر کند و سعید مرتضوی به‌جای این‌که عمری را در زندان سپری کند در سال 1373 راهی دادگستری تهران شد و بعد از چندی به‌عنوان قاضی دادگاه نهم عمومی تهران و پس از آن نیز به ریاست شعبه 36 و شعبه 1410 دادگاه امنیتی منصوب شد و در واقع با داشتن چنین پرونده‏ای مدیون محافل قدرت باشد و صلاحیت برعهده گرفتن مسوولیت سرکوب و سانسور مطبوعات را پیدا کند. از نظر دور نماند که تمام این اتفاقات در قوه قضاییه تحت مدیریت محمد یزدی رخ داد.

ارتباطات بسیار وسیع و عمیق سعید مرتضوی با بسیج و سپاه محرز و معلوم است و این امر در این ارتقاها بی‌تاثیر نبوده است. او از سهمیه بسیجی بودن و شرکت در جنگ خود برای وارد‌شدن به سیستم قضایی که در سال‌های میانی جنگ بسیار مرسوم بود، استفاده کرد و پس از آن نیز علی‌رغم همه تخلفاتی که مرتکب شد به پشتوانه به یدک کشیدن نام بسیجی فعال و پیشینه کیفری خود مدام ارتقا یافت.

این آمار هرگز در تاریخ تکرار نشده است. یک قاضی 120 نشریه مختلف را در طول هشت‌سال توقیف کرد. پس از آزادی پنج نفر از گردانندگان روزنامه‌های «جامعه» و «توس» که هم‌زمان با انتخابات مجلس خبرگان صورت گرفت، بسیاری از نیروهای سیاسی و فرهنگی تازه به این موضوع علاقه‌مند شدند. در طول زمانی کم‌تر از یک سال تعداد روزنامه‌های معتبر و پرفروش و مستقل از ده روزنامه هم بیش‌تر شد و تیراژ کل روزنامه‌ها به بالاتر از دومیلیون روزنامه رسید.

سعید مرتضوی در آن‌روزها هم درس می‌خواند و هم تلاش می‌کرد از هر قانونی که هر زمانی و برای هر جرمی وضع شده است، استفاده کند تا جلوی مطبوعات را بگیرد. قاضی مرتضوی از هر قانونی برای متوقف‌کردن مطبوعات استفاده می‌کرد. او یک روزنامه را به استناد یک ماده قانونی مصوب 1339 در مورد حمل اشیا خطرناک توقیف کرد. روزنامه سلام را به استناد انتشار اسناد محرمانه توقیف کرد. نشریه‌ای دیگر را به استناد شکایت مدیرمسوول خود روزنامه توقیف کرد. بسیاری از روزنامه‌ها از مرتضوی به دادگاه انتظامی قضات شکایت کردند، این دادگاه در بیش از چهل مورد مرتضوی را مقصر شناخت، اما معمولن کسی که برکنار می‌شد قاضی دادگاه انتظامی قضات بود، نه قاضی مرتضوی‌.

سرانجام دوران محمد یزدی که خود به‌عنوان رییس‌‌‌ قوه‌قضاییه رودرروی مطبوعات اصلاح‌طلب قرار گرفته بود، تمام شد و «آیت‌اله خامنه‌ای» «سید محمود شاهرودی» را به‌عنوان  رییس‌‌‌ قوه‌قضاییه منصوب کرد. با این انتصاب مطبوعاتی‌ها نفس راحتی کشیدند، اما موضوع به این سادگی نبود. شاهرودی پس از ورود به قوه‌قضاییه آن‌جا را «‌ویرانه»‌ای خواند که باید اصلاح شود و در اولین گام و به سرعت اسداله بادامچیان، مشاور سیاسی و برخی دیگر موتلفه‌ای‌ها و رازینی دادستان را از قوه قضاییه بیرون کرد.

او از همان ابتدا تصمیم داشت که مرتضوی را نیز به‌دلیل تخلف‌های بی‌شمارش برکنار کند، اما در ملاقات با رهبری با مخالفت وی مواجه شد. نقل است که آیت‌اله خامنه‌ای گفته بود: «‌یک قاضی قاطع و خوب داریم، او را هم می‌خواهید برکنار کنید.» چنین شد که مرتضوی هم‌چون خاری در چشم رییس‌‌‌ قوه‌قضاییه ماند و او نیز به تدریج به این مشکل در چشمانش عادت کرد.

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. محمد
    1

    عزیزم حواست پرت هستاااااااااا
    مرتضوی متولد تفت هست
    میخوای چرند بنویسی درست بنویس