Saturday, 18 July 2015
05 December 2019
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت نود و دو

«مرتضوی، موجودی برای تمام فصول دیکتاتوری»

2011 May 14

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

جنین نفرت، تنها با خون‌‌آبه مکرر تحقیر رشد می‌‌کند، ما ملتی تحقیرشده هستیم، آن‌‌قدر تحقیر شده‌‌ایم که نفرت‌‌مان از ما بلندتر شده، وقتی قومی کهن با مشخصه تکبر، هر روز از سوی کسانی که هیچ برای‌‌شان زیاد می‌‌نماید سرخم می‌‌کنند و عادت کرده‌‌اند که حتا‌‌ در خصوصی‌‌ترین مسایل زندگی‌‌شان پاسخ‌‌گو شوند، آن‌‌گاه باید از هم‌‌دیگر بترسند، ما تبدیل به موجوداتی مخوف شده‌‌ایم.‌

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تحمل مرتضوی در هیبت یک قاضی همان‌‌قدر غیرممکن است که تجسم رهایی موجودی افسانه‌‌ای از چاهی در یک بیابان مقدس، ردپای او را در انهدام هرنوع حرکت ادبی، فرهنگی، هنری… می توان دید.

پرونده وبلاگ‌‌نویسان در سال 1383 توسط کمیته اماکن و با دست‌‌گیری نه نفر از نویسندگان و مدیران فنی چند وب‌سایت اینترنتی آغاز شد، اما مانند بسیاری از پرونده‌‌هایی که به رسانه‌‌ها مربوط می‌‌شد، معلوم شد که کل این پروژه توسط قاضی مرتضوی اداره می‌‌شد و پس از مدتی نیز مرتضوی خود عهده‌‌دار بازجویی‌‌ها و برگزاری دادگاه‌‌های وبلاگ‌‌نویسان شد. «سینا مطلبی»، «حنیف مزروعی»، «امید معماریان»، «روزبه میرابراهیمی»، «شهرام رفیع زاده»، «غلام تمیمی»، «فرشته قاضی» و «محبوبه عباس‌‌قلی» زاده مهم‌‌ترین کسانی بودند که در این پرونده به دادگاه کشیده شدند، قاضی مرتضوی از طریق تحت فشار قرار دادن این افراد که بیش‌تر با اتکا به مسایل شخصی آنان صورت می‌‌گرفت، آنان را وادار کرد که در دادگاه و در مصاحبه‌‌های مطبوعاتی به جرایم خود اعتراف کنند.

زندانی شدن این افراد باعث انعکاس شدید موضوع در وبلاگ‌‌ها و وب‌‌سایت‌‌های داخلی و خارجی شد. «محمد علی ابطحی»، مشاور سابق خاتمی با این وبلاگ‌‌نویسان ملاقات کرد و بعد از شنیدن مسایلی که برای آنان در زندان پیش آمده بود، ترتیب ملاقات آنان را با رییس قوه قضاییه داد و پس از این ملاقات بود که «شاهرودی» دستور داد که « بروید و در خانه‌‌تان بنشینید و اگر کسی خواست شما را احضار کند، بگویید رییس قوه قضاییه گفته است که کسی حق بازداشت ما را ندارد.» بدین ترتیب برای نخستین‌بار قاضی مرتضوی از سوی مقامی بالاتر محدود شد و پرونده وبلاگ‌نویسان متوقف شد، اگرچه قاضی مرتضوی پس از این موضوع با پی‌‌گیری فیلترینگ سایت‌‌های اینترنتی بخش وسیعی از سایت‌‌های اینترنتی و وبلاگ‌‌ها را از امکان دیده شدن در ایران ممنوع کرد.

مرتضوی که در دوران «خاتمی» با قتل «زهرا کاظمی» و سلاخی مطبوعات پرونده بسیار بدی داشت در دوران ریاست‌‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» با توجه به عمل‌‌کرد وی از آن‌‌جایی که اصولن روزنامه‌ای برای توقیف باقی نمانده بود به سرکوب در زمینه‌های دیگر مشغول شد

مرتضوی که در دوران «خاتمی» با قتل «زهرا کاظمی» و سلاخی مطبوعات پرونده بسیار بدی داشت در دوران ریاست‌‌جمهوری «محمود احمدی‌نژاد» با توجه به عمل‌‌کرد وی از آن‌‌جایی که اصولن روزنامه‌ای برای توقیف باقی نمانده بود به سرکوب در زمینه‌های دیگر مشغول شد. از آن جمله می‌توان به صدور احکام فله‌ای برای اعدام عده‌ای از زندان‌‌یان تحت عنوان اراذل و اوباش، بازداشت و بازجویی از برخی فعالان سیاسی و تلاش در جهت تکمیل اعتراف‌‌گیری‌ها از بازداشت‌‌شدگان‌ اشاره کرد.

سال‌های پرکار سعید مرتضوی در دوران اصلاحات بعد از 4 سال با انتخابات خرداد 88 دوباره از سر گرفته شد و وی مجددن مسوولیت سرکوب و بازداشت فعالان سیاسی را عهده‌‌دار شد.  عصر روز بیست‌و‌دوم خرداد 88، گروهی نیروی لباس شخصی مسلح بدون ارایه هیچ حکمی با شلیک گاز‌اشک‌‌آور و ضرب و شتم افراد به ساختمان یکی از ستادهای «میرحسین موسوی» واقع در قیطریه حمله کردند و مدعی شدند که از سوی مرتضوی دارای حکم تیر هستند و به سمت هر کس که لازم باشد شلیک خواهند کرد.

در حالی که با واکنش مردم این حمله ناکام مانده بود و برخی از مهاجمین به نیروی انتظامی تحویل شده بودند بعد از گذشت نزدیک به چهارساعت، ماموران امنیتی با در دست داشتن حکمی که به امضای مرتضوی رسیده بود مجددن به ستاد قیطریه بازگشتند و طبقه چهارم و پنجم ستاد قیطریه را پلمپ کردند. از فردای روز انتخابات هم ماموران به خانه‌های اصلاح‌طلبان ریختند و با در دست داشتن حکمی که در آن به تاریخ 20 خرداد، 2 روز پیش از انتخابات، دستور داده شده بود تا هرکسی که قصد اخلال در روند انتخابات را داشته باشد بازداشت کنند و پای آن امضا و مهر سعید مرتضوی به چشم می‌خورد، جمع زیادی را بازداشت کردند.

در طول دوران پس از کودتا نیز هر خانواده زندانی که گذارش به دفتر مرتضوی افتاده باشد، دو کلمه از زبانش نمی‌افتد: «دروغ و اهانت». مرتضوی بزرگ‌‌ترین دروغ‌ها را به خانواده‌های زندانیان سیاسی در مورد تعیین شدن تکلیف عزیزان‌‌شان تا به حال گفته و بیش‌ترین اهانت‌های لفظی را به آنان کرده است.

یکی از سوالاتی که به کرات در مورد مرتضوی در دوران دادستانی‌اش شنیده می‌شد این بود که چگونه دایره اختیارات دادستان تهران چنین وسیع است و هیچ‌کس حتا‌‌ رییس قوه قضاییه امکان برخورد با وی را ندارد؟ قبل از هرچیز نباید فراموش کرد که سعید مرتضوی یکی از معتمدین دفتر رهبری و به‌خصوص «مجتبا خامنه‌ای» محسوب می‌‌شود، او در بزن‌گاه‌های مختلف ثابت کرده است که مطیع و گوش به فرمان اوامر بالادست‌های خود است و هر زمان که لازم باشد برای برخورد با هر کسی که امر شود اقدام خواهد کرد. بنابر گفته‏های برخی مدیران قوه قضاییه رهبری زمانی که آیت‌اله هاشمی شاهرودی تصمیم بر برکناری مرتضوی گرفته بود، از او درخواست کرد تا از این کار خودداری کند و او نیز اطاعت امر کرد.

رهبر در آن زمان از مرتضوی با صفت «قاضی خوب و متعهد» یاد کرد، پیش از آن در دوران ریاست «محمد یزدی» بر قوه قضاییه و هم‌‌زمان با دوران اصلاحات و بحبوحه توقیف فله‌‌ای مطبوعات بود که رهبری در سخنانی تلویحن فعالان سیاسی اصلاح‏طلب را مورد خطاب قرار داد و گفت که اگر به سرانگشتی اشاره کند مردم آن‏ها را سرجای‌‌شان خواهند نشاند.

درست یک روز بعد از آن بود که وظیفه مردم را مرتضوی بر عهده گفت و بسیاری از چهره‌های فعال سیاسی و مطبوعاتی با حکم وی دستگیر شدند، در بسیاری از بازداشت‌های صورت گرفته وقتی خانواده زندانیان سیاسی از مرتضوی علت بازداشت عزیزشان را جویا می‌شدند، در پاسخ می‌گفته است که دستور از بالاست و من کاره‌ای نیستم.

همه این شواهد و قراین نشان از هم‌‌کاری و هم‌‌آهنگی تنگاتنگ مرتضوی با سران عالی‌رتبه نظام دارد. همین که فردی به تجاوز به عنف و قتل متهم باشد و تاکنون حتا‌‌ یک بار هم در دادگاهی رسمی و منصفانه محاکمه نشده باشد جای بسی تعجب و شگفتی دارد و خبر از ارتباطات وثیق این فرد با صاحبان قدرت می‌دهد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,