Saturday, 18 July 2015
20 June 2021
اندر احوالات نمایش‌گاه کتاب امسال

«نمایش‌گاه کتاب امسال بسیار غنی بود»

2011 May 15

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

مهسا

از در نمایش‌گاه که وارد می‌شدی محصولات جانبی نمایش‌گاه به شدت هرچه تمام‌تر خودنمایی می‌کردند‌، مردم از این قسمت نمایش‌گاه خیلی چیزها می‌خریدند،  مثل: «فن خنک‌کننده‌ی لپ‌تاپ، عروسکی که وقتی نمی‌دانم کجایش را فشار می‌دادی جیغ می‌زد، روسری دانه‌ای 2000 تومان که عمرن لنگه‌اش را هیچ‌جا پیدا کنی، انواع لباس زیر و رو در رنگ‌ها و طرح‌ها و سایزهای مختلف، عینک دودی و فریم عینک غیر‌دودی و کلی چیزهای که اگر بخواهم همه‌شان را این‌جا بیاورم می‌شود قصه‌ی حسین‌کرد شبستری.»

از دیگر محصولات فرهنگی این  قسمت که  بسیار در ارتقاع فرهنگ موثرند می‌توان به کباب ترکی و ساندویج آیدا اشاره کرد. (کباب ترکی شما را با فرهنگ غذایی ترک‌ها آشنا می‌کند ساندویچ آیدا هم که از اسمش پیداست – آیدا جون و اینا و تریپ ازدواج و فرهنگ ازدواج …)

جلوتر که می‌رفتی می‌رسیدی به یک‌سری آدم که در اقصی نقاط مسیر تردد مراجعین نشسته بودند و مردمی را که رد می‌شدند برانداز می‌کردند و اگر چیز چشم‌گیری می‌دیدند‌ تعریف وتمجید می‌نمودند (‌دوستان توجه داشته باشید که تعریف و تمجید می‌کردند و اصلن این‌جا کلمه‌ی تیکه معنی ندارد ان هم در این محیط فرهنگی) در راستای همین امر فرهنگی کمی آن‌طرف‌تر عده‌ای خواهر و برادر یونیفرم‌پوش کاری بس فرهنگی انجام می‌دادند و بانوان بد‌حجاب (شما بخوانید خوش‌پوش) را به داخل ون … ببخشید به بهشت هدایت می‌کردند به زووور…

بالاخره بعد از دشواری‌های فراوان به‌خاطر شلوغی و پله‌های کثیر می‌رسیدی به شبستاااان که به اصطلاح سالن ناشران عمومی بود. در سالن ناشران عمومی هم همه‌چیز خیلی خوب و عالی بود.

کلی غرفه بود که به کتب مذهبی اختصاص داشت و من هی فکر می‌کردم ماه رمضان است و آمده‌ام نمایش‌گاه قرآن.

کلی هم غرفه بود که کلی محصول فرهنگی به مردم عرضه می‌کردند با تخفیف فراوان،  مثلن پک رسیدن به موفقیت در یک هفته و لاغری در 24 ساعت و چگونه دل‌بردن در سه‌سوت و … که اتفاقن خیلی هم استقبال می‌شد و کلی خون و خون‌ریزی راه افتاده بود برایشان.

کلی هم غرفه بود که جایِ خالی یک‌سری ناشر «فتنه‌گر و برانداز» و این‌ها بود که اصلن چه معنی داشت که توی این نمایش‌گاه این همه غنی شرکت کنند. (والا)

در نمایش‌گاه امسال مردم فرهنگی زیاد دیده می‌شدند.

دخترک‌هایی که با کفش‌های پاشنه خیلی سانتی (7،10… اینا) که آمده بودند به دنبال کسب معرفت و  سعی می‌کردند با صحبت کردن خیلی زیاد با این فروشنده‌ها هی به معرفتشان اضافه کنند‌ کارهایی از این نوع.

خیلی از مردم هم البته دست پر بودند، خیلی پر بودند، دست‌هایی پر از بروشور و کیسه‌هایی پر از کاغذهای تبلیغاتی و لیست کتاب‌های ناشرین مختلف که البته من می‌دانم این مردم از بس که‌ فرهنگی هستند‌ این‌ها را به‌خاطر کمک به محیط زیست جمع کرده بودند و لاغیر.

خلاصه این‌که در میان این همه شگفتی ما گشتیم و گشتیم تا چند تا ناشرعزیزمان را که انگار از زیر دست دوستان فرهنگ‌پرورمان در رفته بودند و غرفه‌ای درویشانه داشتند یافتیم و مقادیری کتاب خریدیم (که الان هم کلی ذوق مرگشانیم)

در پایان وقتی داشتم این کیسه‌های سنگین کتاب را خرکش «kherkesh» می‌کردیم بازهم خواهران و برادران فرهنگیمان را دم در خروجی رویت نمودیم که خالصانه در حال فرستادن مردم به داخل ون …. بازم اشتباه شد بهشت بودند

و در آخر این‌که امیدوارم خداوند ما را از این قیبل چیزهای فرهنگی محروم نفرماید.

آمین!

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۳ Comments


  1. saeed
    1

    mahsa khanom vaghean khili ziba bod mamnon
    khodavano shakerim ke hamchin adamhaye roshan fekri hanoz dar iran hastan

  2. 2

    wh0cd994135 cialis online

  3. 3

    wh0cd994135 viagra pharmacy