Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
نوشتاری بر انتشار اینترنتی کتاب «بی‌شعوری» (نوشته خاویر کرمنت و مترجم محمود فرجامی)

«من یک بی‌شعورم»

2011 May 15

علی انجیدنی/ رادیو کوچه

از یکی دو سال پیش بود که «محمود فرجامی» در هر مجلس هم‌نشینی اسمی از بی‌شعوری و کتابی در آن مورد می‌آورد و می‌گفت که این کتاب را ترجمه کرده و آماده انتشار است. حتا یک فراخوان اینترنتی هم برای معرفی بی‌شعورهایی که با آن‌ها سروکار داریم داده بود و این ور و آن ور جسته و گریخته، بی‌شعورها معرفی می‌شدند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

یادم می‌آید با محمود خان شب‌ها به استخر می‌رفتیم و در طول راه از بی‌شعوری زیاد حرف می‌زد (البته این‌که محمود کلن زیاد حرف می‌زند بر هیچ‌کس پوشیده نیست. بگذریم) من در دل با خودم می‌گفتم این هم جز‌ آن تب‌های تند محمودی است که زود عرق می‌کند، بگذار بگوید تا تخلیه شود. بالاخره استاد رضایت دادند و ترجمه کتاب خود را برای مطالعه عموم عرضه کردند، البته از خوانندگان در چندین جا و نوبت تقاضای پول یک پیتزا را کرده بودند که فکر نکنم با این تاکیدات زیاد‌، کسی اجابت کند (عمده خوانندگان ایرانی بی‌شعورتر از آن هستند که پول یک پیتزای خوش‌مزه رو بدهند به کسی که زحمت کشیده و 170 صفحه را ترجمه کرده تا به ما بگوید که یک بی‌شعور تمام عیار هستیم. بازهم می‌گذریم) .

چون کتاب مفت بود دانلود کردم و خواندمش. هنوز به نیمه نرسیده بودم که تیتر این نوشته را روی برگه‌ای که جلوی مانیتورم چسبیده بود نوشتم: «من یک بی‌شعورم». احساس عجیبی به من دست داد. دوباره برگشتم و صفحات را از اول خواندم. در جدولی سی گروه به عنوان افراد در معرض خطر ابتلا به بی‌شعوری ذکر شده بود که به نظر می‌رسید من فقط جز‌ دسته آخر هستم‌: «کسانی که این کتاب را جدی می‌گیرند.» ته دلم مطمئن بودم که محمود در ترجمه‌اش به خاطر عوارض دود یا الکل، گروه پزشکان را از قلم انداخته است‌. کمی جلوتر قواعدی نانوشته برای بی‌شعورها ذکر شده بود که در این‌جا به حمداله هر شش مورد گفته شده مطابقت کامل با این‌جانب داشت.

صفحات بعد که خصوصیات بی‌شعورها را می‌گفت مرا به یقین رساند که یک بی‌شعور تمام عیار هستم: اعتماد به نفس، سرکوب کردن دیگران، وقاحت، شادی و شوخ طبعی، انکار و ارعاب‌، عشق ورزیدن و علاقه به شراکت‌. در تقسیم‌بندی شدت بی‌شعوری از باد کمک گرفته شده بود که گاهی ملایم و گاهی تند است و من خودم را تند بادی دیدم که فصلی نیست و حتا از تند بادهای 120 روزه سیستان هم طولانی‌تر است. بقیه کتاب جز‌ تاکید بر تشخیص صحیح خودم و افسرده‌تر کردنم کارکرد دیگری نداشت.

از محمود فرجامی تاکنون دو کتاب خوانده‌ام‌: یکی مجموعه داستان‌های کوتاه به عنوان «راننده تاکسی» که انصافن از خواندن‌شان لذت بردم و دیگری ترجمه این کتاب‌. به نظر می‌رسد توانسته است ترجمه روان و خوب ولی در عین حال افسرده کننده‌ای برای ما آماده کند. پاورقی‌های گاه طولانی کتاب را پسندیدم ولی حاشیه‌نویسی طنز در مورد چند سرعائله داشتن مترجم به مذاقم خوش نیامد. به‌تر‌ین فصل کتاب در نظرم فصل بی‌شعور مادرزاد بود‌. از نقص‌های جزیی جایی بود که  به نظر می‌رسید مترجم طنز نوسینده در نام‌گذاری انجمن بی‌شعورهای ناشناخته که مخفف انگلیسی آن کلمه «آنال» (Anal) یا همان «مقعد» خودمان می‌شود را نگرفته باشد. از محمود فرجامی به خاطر ترجمه این کتاب و انتشار آن ممنونم.

به‌زودی از «کتاب‌خانه کوچه» می‌توانید این کتاب را دانلود کنید.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,