Saturday, 18 July 2015
22 June 2021
دایره‌‌ی شکسته

«تاجران رویاساز»

2011 May 15

مه‌شب‌ تاجیک/ رادیو کوچه

سینما به تازگی به دومین قرن موجودیت خود قدم گذاشته است، ابتدا وسیله‌ای بود برای سرگرمی و مجبور بود تا به رقابت با پدیده‌هایی هم‌چون سیرک و تاتر بپردازد تا بتواند عوام مردم را به خود جلب  کند، سینما علاوه بر این‌که بسیاری از فن‌آوری‌ها مانند دوربین فیلم‌برداری، ضبط صدا، وسایل تدوین را که جنبه‌ی فیزیکی و مکانیکی دارند را دارد اما با کمک مکانیسم‌های سازمانی مانند هنرپیشه‌ها و فیلم‌نامه الگوهای فکری و روایتی را نیز انتقال می‌دهد. اما یک فیلم قبل از این‌که به یک فیلم تبدیل شود تا به هر دلیل در اختیار مخاطب قرار بگیرد پروسه‌ای را طی می‌کند، که تلفیقی از صنعت و هنر است. ممکن است اشکال و اجزا تولید یک فیلم مراحل جداگانه‌ای باشد ولی هر یک از اجزا به یک‌دیگر وابسته هستند. در واقع به مثابه یک کالای تولید شده عرضه می‌شود تا به‌وسیله‌ی تولید کننده و مصرف کننده موجودیت پیدا ‌کند و به عرصه‌ی ظهور برسد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بررسی صنعت فیلم در ذات خود پیچیده است اما اگر یک حقیقت تاریخی را در نظر بگیریم این مسئله کمی آسان‌تر می‌شود. پس از دهه‌ی 1920 صنعتی به نام «هالیوود» جهان سینما را تحت سلطه‌ی خود گرفته است و این بدین معنی نیست که فیلم‌هایی که در این مکان تولید می‌شود فیلم‌های ممتازی هستند، بلکه تنها یک صنعت محسوب می‌شود که سینمای دیگر کشورها را وادار کرده است تا با آن به رقابت بپردازند.

هالیوود یک مجموعه‌ی از شرکت‌هایی است که به تولید فیلم‌های سودآور پرداخته و مانند تمام صنایع فیلم‌سازی شامل تولید و توزیع و نمایش یک فیلم می‌باشد، هالیوود بعد از مدتی از پدید آمدنش توانست بیشتر فعالیت‌های مربوط به فیلم‌سازی را به قبضه‌ی خود درآورد حتا با به‌وجود آمدن و گسترش تلویزیون و ویدیو هم توانست در راس قدرت بماند. در سال 1907 دوره‌ای بود که سینما از دست کمپانی‌های اروپایی درآمده بود و دوره‌ی جدیدی در سینمای جهان آغاز شده بود، در این دوره مبالغ هنگفتی برای فیلم‌ها سرمایه‌گذاری می‌شد و بازارهای داخلی و بین‌المللی برای فیلم‌های آمریکایی به‌وجود آمدند، تهیه و تولید فیلم به صورتی عظیم و نظام‌یافته سازمان‌دهی می‌شد و در ایالت «کالیفرنیا» هالیوود مرکز اصلی تهیه و تولید فیلم شد. و همین کارخانه‌ی رویا‌سازی یکی از دلایل تثبیت هالیوود به عنوان مرکز تهیه و تولید فیلم شد.

صنعت هالیوود تا سال 1930 به رشد خود ادامه می‌داد تا این‌که در این سال به مجموعه‌ای به‌هم پیوسته از چندین شرکت بزرگ تبدیل شد، و این مسئله در اواسط ظهور فیلم ناطق بود. هالیوود با ایجاد یک مجموعه‌ی به‌طور کامل متمرکز بر سودآوری، گروهی از فیلم‌سازان مترقی و پیش‌رفته را به خدمت گرفت تا مخاطب را که بیش‌تر طبقه‌ی کارگر بود به خود جذب کند.

ابداع صدا کنترل هالیوود بر بازار جهانی را بیش‌تر کرد و هالیوود به سمت استودیوها سوق داده شد. پنج شرکت نمایش معروف با نام‌های «پارامونت»، «لاوز» که با نام MGM شناخته می‌شد، «فوکس فیلم» که بعدها به فاکس قرن بیستم تغییر نام داد و «برادران وارنر» و RKO سیستم فیلم‌سازی و توزیع و نمایش را به عهده گرفتند. این شرکت‌ها در طول دهه‌ی سی و چهل بر جهان نمایش حکومت می‌کردند و در کل جهان به صورت یک‌پارچه عمل می‌نمودند. این استودیوها با کنترل سینمای مراکز شهرها در سراسر شهرها در سراسر شهرهای ایالات متحده سه چهارم میانگین درآمد حاصل از گیشه‌ها را کسب می‌کردند، و مابقی شرکت‌ها زمانی اجازه نمایش فیلم‌ها را پیدا می‌کردند که این شرکت‌ها سودشان را به‌طور کامل کسب کرده بودند.

در دهه‌ی 1950 تغییرات عمده و مهمی در صنعت فیلم‌سازی هالیوود رخ داد و باعث شد تا کمپانی‌های فیلم‌سازی هم تغییراتی در نحوه‌ی کارکرد خود بدهند. قوانین «ضدتراست» دولت فدرال، کمپانی‌های فیلم‌سازی را مجبور کرد تا بخش نمایش یعنی سالن‌های خود را واگذار کنند، و این در حالی بود که تلویزیون هم از طرفی بیش‌تر و بیش‌تر مشتری‌های داخلی را از دست‌شان در می‌آورد. در این دوره مخاطبان سینما رو به کاهش گذاشتند در حالی‌که  در سال 1946 اوج حضور هفتگی مردم در سینما بود در دهه‌ی 60 به نصف آن میزان رسید از طرفی دولت‌های اروپایی به حمایت‌ از سینمای ملی خود دست زدند و این باعث شد کارهایی که از روی تصادف انجام می‌دادند که به نفع سینمای هالیوود بود هم از میان برود و این‌گونه هالیوود به ورشکستگی نزدیک می‌شد.

مردم خرید کردن و زندگی کردن را به تفریحات پرخرج سینما ترجیح می‌دادند. بازارهای خرید انباشته از مردمی بود که خرید می‌کردند. صنعت سینما و بالطبع آن هالیوود خود را با این شرایط مردم وفق داد، این کار ابتدا با ابداع «اتو سینما» و سپس توسط ایجاد سینما در مراکز خرید انجام شد. هالیوود با توسعه‌ی تصاویر رنگی و پردها‌ی عریض محصولات خود را از برنامه‌های تلویزیون مجزا کرد، این دوران، دوران استودیوهایی شد که محصولاتی یک شکل را برای عرضه ارایه می‌کردند و انبوهی از ستاره‌ها و ارزش‌ها و داستان‌ها را  در قالب فیلم‌ها به مخاطب تحویل می‌دادند.

هالیوود جدید در اواسط دهه‌ی 70 جای‌گاهی قوی و ثابت پیدا کرد. جهت‌گیری‌های زیبایی‌شناسانه‌ی خود را تغییر داد و به نوعی فرهنگ و صنعت را مخلوط کرد، فیلم «جنگ ستارگان» نمونه‌ی بارز این موضوع بود. در فاصله‌ی سال‌های 1967 تا 1975 دوره‌ای استثنایی در تاریخ فیلم هالیوود در نظر گرفته می‌شود در این دوره فیلم‌سازی از لحاظ هنری بلندپرواز و از نظر سیاسی پیش‌رفته بود. گروه کوچکی از کارگردانان در مرکز رنسانس هنری هالیوود قرار گرفتند. منطق زیبایی‌شناختی و تجاری تغییر کرد و واضح‌ترین آن‌ها ساخته شدن فیلم‌های کارگردان‌هایی مانند «اسپیلبرگ» و «کامرون» بود.

در دهه‌ی 1980 ویدئوی خانگی فراگیر شده بود و با این‌که در سال 1980 رقم فروش فیلم‌ها به رکورد پنج میلیون دلار رسید اما فروش فیلم‌های خانگی به دو برابر این مبلغ رسید. با این احوال خیال توزیع‌کنندگان فیلم‌ها آسوده بود و این به دلیل اشباع سفارش‌ها بود، اشباع سفارش‌ها که از فیلم «آرواره‌ها» شروع شده بود و در سال 1980 برای تبلیغات فیلم‌ها به 35 میلیون دلار رسید تا به این هدف برسند که فیلم را به مخاطب معرفی کنند. شرکت‌ها در حال حاضر قبل از به اتمام رسیدن پروژه‌ی جدیدشان برای فیلم پرهزینه‌ی بعدی برنامه‌ریزی و آن را برای ارایه به مخاطب آماده می‌کنند. آن‌ها به ائتلاف‌های تازه‌ای با تهیه‌کنندگان مستقل رسیده‌اند، تا با گستراندن وظایف خود بازارهای بیش‌تری را به قبضه‌ی خود درآورند. تولیدات هالیوود بیش‌تر وقت مردم آمریکا را پر می‌کند ولی کارشناسان همواره می‌گویند با توجه به هزینه‌ها و وقتی که صرف می‌شود هنوز هم هالیوود به مثابه یک صنعت در حد متوسطی نسبت به بقیه‌ی صنایع آمریکا قرار گرفته است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,