Saturday, 18 July 2015
22 June 2021
پس‌نشینی‌تند

«آن‌که دلش برای ماهی‌ها می‌سوخت»

2011 May 16

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

یکی دو سال که از انقلاب‌اسلامی گذشت، چوب ممنوعیت و حکم غیرشرعی و ضدانقلابی‌بودن بر تن خیلی چیزها خورد که یکی‌اش موسیقی ‌پاپ بود. آن‌هایی که توانی و تمایلی برای فرار داشتند به بیرون از مرزها گریختند اما جمعی هم ماندند، به هر دلیلی. برخی چشم‌امید داشتند به آینده و بهبود اوضاع و جمعی هم جلای وطن و زندگی در غربت برای‌شان آسان نبود. «فرهاد» و «فریدون» و «مازیار» از این گروه خوانندگان بودند که سکوت و ماندن در خاک سرزمین مادری را به رفتن و خواندن در دیار ناآشنا ترجیح دادند.‌

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«مازیار» و یا همان «عبدالرضا‌ کیانی‌نژاد» در یکم تیرماه ۱۳۳۱ در شهرستان «بابل» در استان مازندران پا به جهان گذاشت. درنوجوانی استعداد شگرف‌اش را در زمینه خوانندگی نشان داد وکارحرفه‌ای خود را از اردوی‌جوانان «رامسر» تجربه کرد. صدای منحصر‌به‌فردش درسال ۱۳۵۲ کشف و اولین ترانه‌اش با نام «ماهی‌گیر» به بازارهنر عرضه شد و پس از آن چندین ترانه و آلبوم موفق دیگر به بازار ارایه کرد‌. انقلاب که شد «مازیار» یکی دو آهنگ‌انقلابی خواند که در حال و هوای همان روزهای ایران بود. در سال 59 کاستی را به بازار عرضه کرد که در آن چند آهنگ‌محلی مازندرانی را اجرا کرده بود و در آن کارهایی از «محمد‌شمس»، «علیرضا‌میبدی» و «عمادرام» وجود داشت. آن زمان انتشار کاست احتیاجی به مجوز نداشت. آن کاست با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و فروش خوبی داشت.

حدود سال شصت بود که مساله مجوزگرفتن برای آلبوم‌ها مطرح شد و «مازیار» هم مشمول بی‌سلیقگی‌های موجود شد و نتوانست مجوز بگیرد. هر وزیر جدیدی که می‌آمد مازیار تلاش می‌کرد تا در آن سیستم مجوز موسیقی‌اش را بگیرد و نمی‌شد و همه‌ چیز موکول می‌شد به بعد. می‌خواست همانطوری که قانون می‌خواهد باشد و با مجوز تعیین‌شده کار کند، که نشد. چون نمی‌توانست که از فضای موسیقی بیرون بیاید شروع به تدریس کرد و در منزل به جوانان مشتاق به‌صورت خصوصی آموزش موسیقی می‌داد.

دهه‌ی‌هفتاد فردی که نفوذی در اداره‌ی ارشاد آن زمان داشته است به سراغش می‌آید و از او می‌خواهد تا چند تا از آهنگ‌هایش را بگیرد و برایش مجوز کسب کند. «مازیار» با خوش‌بینی اینکار را می‌کند و بعد متوجه می‌شود که فرد مورد نظر فقط برای یک آهنگ او یعنی «گل‌گندم» مجوز گرفته و سپس تمام آلبوم را منتشر کرده که همین عمل سبب لغو مجوز آلبوم شده بود. گرچه که پی‌گیری‌های «مازیار» برای گرفتن حق و حقوقش به جایی نرسید اما تنها فایده‌اش برای او این بود که پس از سال‌ها صدایش دوباره شنیده شده بود.

«مازیار» با سخت‌کوشی و وسواس تمام شروع به کار کرد و چندین آهنگ و ترانه را انتخاب و مقدمات انتشار آلبوم جدیدش را فراهم کرد. نام این آلبوم «کودک‌قرن» بود با آهنگ‌هایی از «محمدی‌مطلق» و ترانه‌هایی از «ساعدباقری»، گرچه که «مازیار» خودش بعدها تغییرات اساسی را در آهنگ‌های آلبوم داد. کاست در تیرماه 77 منتشر شد، اما برای «مازیار» دیر بود خیلی دیر چرا که او در شانزدهم فروردین سال پیشش فوت کرده بود، یعنی سال 76 و درست دوماه و نیم پیش از آن‌که چهل‌و‌پنج ساله شود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,