Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
مجله جاماندگان-سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت نود‌و‌پنج

«آقای خامنه‌ای را تبرک کنید»

2011 May 17

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

نسل انقلابی دیروز که اتفاقن بسیار هم پرمدعاست، باید جواب‌‌‌‌گو باشد . آن‌‌‌‌ها باید پاسخ‌‌‌‌گو باشند برای تمام اشتباهات بی‌‌‌‌بازگشت‌‌‌‌شان، این والدین نسل امروزی که باز هم خواهان اعتماد جوانان برای سپردن مدیریت تغییرات به آن‌‌‌‌ها هستند، اگر تنها بتوانند دلایلی منطقی برای پذیرش حکومت فعلی داشته باشند، شاید مورد بخشش قرار بگیرند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

وقتی سخن از شور انقلابی سال 57 و قبل و بعد از آن است باید به گمانم به یاد آورد که آن هیجان، به آن حد زیاد بوده که قدرت شنوایی آن نسل را کاملن از بین برده بوده، با جست‌وجویی ساده در سخن‌رانی‌‌‌‌های بزرگان حکومتی آن دوران به‌صورت کاملن شفاف می‌‌‌‌توان به این مشکل پی برد، استبداد، خودرایی و فاشیست، بی‌‌‌‌رحمی و قساوت… به صورت واضح در کلام آنان بوده و شعار تاییدی الله‌‌‌‌اکبر نیز با حرارت از سوی مردم گفته می‌‌‌‌شده، هیچ گروهی از این اتهام مبرا نیست، آن‌‌‌‌ها که سهم کم‌‌‌‌تری از قدرت داشته‌‌‌‌اند اکنون اپوزیسیون را تشکیل داده‌‌‌‌اند، نسل انقلابی گویی دچار نوعی جنون ترس‌‌‌‌ناک است که اکنون با گذشت سال‌‌‌‌یان طولانی از آن زمان، هنوز هم برای بازگشت به دوران طلایی تشنه است، برای نمونه به قسمت‌‌‌‌هایی از سخن‌‌‌‌رانی آقای خمینی به مناسبت هفته وحدت آذر ماه 1360 توجه کنید :

«یوم‌الله واقعی روزی است که امیرالمومنین علیه السلام، شمشیرش را کشید و خوارج را از اول تا به آخر درو کرد و تمام‌‌‌‌شان را کشت. به این مردم «زندانیان در بند» شلاق می‌‌‌‌زنیم تا آدم شوند، امیرالمومنین اگر قرار بود مسامحه کند شمشیر نمی‌‌‌‌کشید تا 700 نفر را یک دفعه بکشد. شما روحانیون چرا هی آیات رحمت در قرآن را می‌‌‌‌خوانید.چرا آیات قتال را نمی‌‌‌‌خوانید؟ رحمت مخالفت با خداست، ما خلیفه می‌‌‌‌خواهیم که دست ببرد، حد بزند، رجم کند همان طور که رسول‌‌‌‌اله دست می‌برید، حد می‌‌‌‌زد رجم می‌‌‌‌کرد، همان‌‌‌‌طور که رسول‌اله یهود بنی قریظه را چون جماعتی ناراضی بوند قتل عام کرد، این عواطف بچه‌‌‌‌گانه را کنار بگذارید، ما معتقدیم مجرم اصولن محاکمه ندارد و باید او را کشت، تنها باید هویت آنان را ثابت کرد و بعد آن ها را کشت…»

از اطراف ایران گروه‌‌‌‌های مختلف ارتش و پاس‌داران ومردم غیرت‌‌‌‌مند تقاضا کرده‌‌‌‌اند من دستور بدهم به سوی پاوه رفته، غائله را ختم کنند، من از آنان تشکر می‌‌‌‌کنم و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم، اگربا توپ‌‌‌‌ها و تانک‌‌‌‌ها و قوای مسلح تا 24 ساعت دیگرحرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌‌‌‌دانم

فرمان یورش خمینی به کردستان روز 27 مردادماه 58 نمونه دیگریست: در یک اعلامیه ناگهانی به ارتش ایران، آقای خمینی، فرمان داد که باتمام قوای نظامی، توپ و تانک به شهر پاوه یورش کنند. متن اعلامیه چنین است:

«از اطراف ایران گروه‌‌‌‌های مختلف ارتش و پاس‌داران ومردم غیرت‌‌‌‌مند تقاضا کرده‌‌‌‌اند من دستور بدهم به سوی پاوه رفته، غائله را ختم کنند، من از آنان تشکر می‌‌‌‌کنم و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‌کنم، اگربا توپ‌‌‌‌ها و تانک‌‌‌‌ها و قوای مسلح تا 24 ساعت دیگرحرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسوول می‌‌‌‌دانم.

من به‌عنوان ریاست کل قوا به رییس ستاد ارتش دستور می‌‌‌‌دهم که فورن با تجهیز کامل عازم منطقه شوند و به تمام پادگان‌‌‌‌های ارتش و ژاندامری دستور می‌‌‌‌دهم که بی‌‌‌‌انتظار دستور دیگر و بدون فوت وقت با تمام تجهیزات به‌سوی پاوه حرکت کنند و به دولت دستور می‌‌‌‌دهم وسایل حرکت پاس‌داران را فورن فراهم کند‌، تادستور ثانوی، من مسوول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‌‌‌‌دانم ودر صورتی که تخلف از این دستور نمایند با آنان عمل انقلابی می‌‌‌‌کنم، مکرر از منطقه اطلاع می‌‌‌‌دهند که دولت و ارتش کاری انجام نداده‌‌‌‌اند، من اگر تا 24 ساعت دیگر عمل مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمری را مسوول می‌دانم . «والسلام روح اله  الموسوی الخمینی»

روزنامه‌‌‌‌های کیهان واطلاعات شنبه 27 مردادماه 1358

و نمونه‌‌‌‌ای دیگر، بعد از تشکیل دولت موقت، سرکوب و کشتار شروع می‌‌‌‌شوند و ارگان‌‌‌‌های رسمی سرکوب و قتل تاسیس می‌‌‌‌شود.

خلخالی می‌‌‌‌گوید: «حضرت امام با شناختی که از روحیه انقلابی‌‌‌‌ام داشتند عصر روز 24/11/57 این‌‌‌‌جانب را به دفترشان احضار و فرمودند: «این حکم را به نام شما نوشته ام»  خمینی او را به‌عنوان حاکم شرع تعیین می‌‌‌‌کند و به او دستور می‌‌‌‌دهد تا اعدام را از سران رژیم پیشین آغاز نماید، خلخالی چند ساعت بعد یعنی در سحرگاه روز بیست و پنجم بهمن 1357 چهارنفر از امیران ارتش شاهنشاهی را در پشت‌‌‌‌بام مدرسه رفاه، تیرباران می‌‌‌‌کند و به این ترتیب موج اعدام‌‌‌‌های جمهوری اسلامی شروع می‌شود. متهمان ردیف اول نصیری، رییس سابق ساواک، خسرو‌داد، فرمانده هوانیروز، ناجی، فرماندار نظامی اصفهان و رحیمی، فرماندار نظامی تهران و آخرین رییس شهربانی رژیم سابق را می‌آورند، آنان قبل از اعدام در دادگاهی در بسته در طی چند ساعت، محکوم می‌‌‌‌شوند، حکم دادگاه برای خمینی ارسال می‌‌‌‌شود او موافقت می‌‌‌‌کند و حاکم شرع چنین می‌‌‌‌خواند «‌بسم‌الله المنتقم… به فرمان خدا، به حکم دادگاه انقلاب اسلامی و با صحه نائب الامام خمینی، ارتشبد «نعمت‌اله نصیری»… محکوم به اعدام به‌صورت تیرباران است»، به‌دنبال نصیری، حکم بقیه خوانده می‌شود. آن‌ها «مفسد فی‌الارض» شناخته شده‌اند.

هیچ‌کدام باور نمی‌‌‌‌‌کردند که یک ساعت و نیم دیگر در جهان نخواهند بود. شب قبل از این واقعه، آقای خمینی، آقایان بنی‌‌‌‌صدر و بازرگان را که مخالف اعمال خشونت و اعدام بودند را مامور می‌‌‌‌کند تا نزد امیران ارتش بروند و از آنان دل‌‌‌‌جویی کنند و آنان را مطمئن سازند که اعدام نمی‌‌‌‌شوند، اما ساعتی بعد خمینی حکم اعدام آنان را تائید می‌‌‌‌کند، بعد از اعدام چهار امیر ارتش شاهنشاهی از جمله، سازمان مجاهدین خلق، اعلامیه‌‌‌‌ای صادر کرد و اقدام خمینی را تبریک گفت :

«به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران مجاهد اعظم حضرت آیت‌اله خمینی، مجاهدین خلق ایران و عموم فرزندان انقلابی شما در این میهن، با قلبی سرشار از احترام، فرمان قاطع شما را مبنی بر محاکمه و مجازات فوری چهار تن از عناصر جنایت‌‌‌‌کار و خیانت‌پیشه رژیم پیشین دریافت داشتند، این اقدام متهورانه و انقلابی را که روشنایی‌بخش چشمان و تسلای قلوب تمام مردم محروم این سرزمین به‌ویژه خانواده‌های داغ‌‌‌‌دار شهدا و شکنجه‌دیدگان است، به شما و تمام مردم قهرمان کشورمان تبریک و تهنیت می‌گوییم، باشد که دیگر در این کشور کسی به کشتار و شکنجه و آزار مردم بی‌پناه و فرزندان پیش‌‌‌‌تاز آنان دست نیابد.

حضرت آیت‌اله، شما با این فرمان انقلابی پرتو دیگری از چهره راستین مکتب توحید و ایدئولوژی ما اسلام را به جهان‌‌‌‌یان عرضه شد، لذا باز هم مشتاقانه امیدواریم که بدون کم‌‌‌‌ترین توجه به برخی پادرمیانی‌های شرک‌آمیز سازش‌‌‌‌کارانه و به‌گونه‌ای هرچه سریع‌تر، داد این خلق مظلوم و شکنجه‌دیده ما تا آخرین نفراز بقیه عناصر ضد انقلابی نیز بازستانده شود.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون «زود است ستم‌‌‌‌کاران بدانند به کدامین جای‌‌‌‌گاه روانند.»

حزب توده نیز در دفاع از دادگاه‌‌‌‌های انقلاب و بر علیه مخالفین این دادگاه‌‌‌‌ها چنین می‌‌‌‌نویسد: « آنان از این که دادگاه‌‌‌‌های انقلابی آیین‌‌‌‌نامه تصویب شده ندارند، جریان دادگاه‌‌‌‌ها علنی نیست، متهمین وکیل مدافع ندارند و غیره شکایت می‌‌‌‌کردند….. بگذار بانگ رسای جنبش انقلاب ایران صدای اربابان جنایت‌‌‌‌کار رژیم سابق را که از گلوی مدافعین دروغین حقوق بشر بیرون می‌‌‌‌آید خفه کند.»

به‌دنبال اعتراض‌‌‌‌های مکرر شخصیت‌‌‌‌ها ایرانی و جهانی و هم‌‌‌‌چنین سازمان‌‌‌‌های حقوق بشری، خمینی گفت: «چرا به ما اشکال می‌‌‌‌کنند که شما چرا دژخیمان را می‌‌‌‌کشید؟ ما در عین حال که این‌‌‌‌ها را مجرم می‌‌‌‌دانیم و باید فقط هویت آن‌‌‌‌ها ثابت بشود و باید آن‌‌‌‌ها را همین که هویت‌‌‌‌شان ثابت شد کشت، نصیری همین که هویت‌اش ثابت شد که نصیری است باید کشت معذالک او را چند روزی نگه داشتند محاکمه کردند و اقرارات او را ثابت کردند و او را کشتند. آیا جامعه حقوق بشر تصور نمی‌‌‌‌کند که مجرم را باید کشت برای حقوق بشر؟»

سوال بزرگی که پس از شنیدن این سخنان ذهن‌‌‌‌ها را اشغال می‌‌‌‌کند آن است که منتقدان کنونی آقای خامنه‌‌‌‌ای از چه گله می‌‌‌‌کنند، آنان که آقای خمینی را بسیار شفاف و واضح دیده‌‌‌‌اند باید آقای خامنه‌‌‌‌ای را تبرک کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,