Saturday, 18 July 2015
14 June 2021
بر اساس قانون ایران،

«حداکثر مجازات برادران فتحی حبس و شلاق نه اعدام»

2011 May 19

محمد مصطفایی / وکیل دادگستری

در روزهای گذشته اخباری در خصوص اعدام دو برادر به نام‌های عبداله و محمد فتحی در خبرگزاری‌های مختلف – رسمی و غیر‌رسمی – هم‌چنین در فضای بالاترین، مبنی بر اعدام قریب‌الوقع آن‌ها منتشر شد. روز بعد از انتشار این اخبار دو برادر در زندان اصفهان اعدام شدند. این اخبار بازتاب بسیار گسترده‌ای در رسانه‌های خارج از کشور داشت. پس از بازتاب گسترده این اخبار، جمهوری اسلامی ایران دست به انتشار سوابق این دو برادر زده و در رسانه‌های خبری به گونه‌ای  رفتار شد که القا نماید این دو برادر مستحق مرگ بوده و دفاع از این دو  در حوزه حقوق بشر دفاع بی‌موردی بوده و مخالفت با اعدام این دو سارق مسلح، در حوزه حقوق بشر نمی‌گنجد.

در این یادداشت اثبات خواهم نمود که این دو برادر مستحق مرگ نبوده و اعدام آن‌ها خودسرانه بوده است و تاکید می‌کنم. مدافعین حقوق بشر هرگز از جرم و اعمال مجرمانه دفاع نمی‌کنند، آنان در حوزه فعالیت‌های خود، تلاش می‌کنند تا حاکمان ناقض حقوق بشر را مکلف کنند تا در وحله اول قانون را رعایت کرده و در مرحله دوم قوانین برخلاف موازین حقوق بشر را از قوانینشان برداشته و قانونی شایسته انسانیت و کرامت انسان جای‌گزین کنند.

دو برادر محکوم به محاربه،  بنا به دلایل ذیل مستحق مرگ نبوده‌اند.

1-‌‌ دست‌گاه قضایی جمهوری اسلامی ایران، در روز سه‌شنبه صبح، برادران فتحی را در محوطه زندان اصفهان، بدون آن‌که اجازه دهد، برای آخرین بار مادر خود را در آغوش گیرند، به دار آویختند. در حالی که محکوم به مرگ این حق را دارد که در زمان مرگ، نه تنها خانواده خود را ملاقات کند و آنان را در آغوش گیرد، بلکه هر فردی را که مایل بود و امکان حضورش فراهم بود را نیز ببیند. محکوم به مرگ حتا از لحاظ قانونی این حق را دارد که خواست‌هایی که قابل بر آوردن است را مطرح و مجری حکم مکلف به انجام آن است از جمله این‌که اگر میل به غذایی خاص دارد را برای او فراهم کند. مهم‌تر آن‌که اگر محکوم به مرگ در هنگام اجرای حکم درخواست عفو و بخشش نمود، حکم می‌بایست متوقف گشته و درخواست عفو محکوم به مرگ به کمیسیون عفو و بخشودگی تقدیم گردد. در حالی که در خصوص این دو برادر، رحم و مروتی صورت نگرفت. مجددن تاکید می‌کنم.

2- مامورین اداره آگاهی، دست‌گاه‌های امنیتی و دیگر دست‌گاه‌های موازی اجرایی، به دلیل در اختیار داشتن، امکانات و اختیارات گسترده از جمله صدا و سیما و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های مختلف، به خوبی توانایی هدایت پرونده‌ای را به بی‌راهه دارند. وقتی که متهمی دستگیر می‌گردد. در همان ابتدای امر نسخه وی را پیچیده و فضا را به نحوی برای دست‌گاه قضایی آماده می‌کنند تا حقوق متهم، به بدترین شکلی تضییع و در نهایت به حکمی  که استحقاقش را ندارد محکوم گردد. در خصوص  پرونده برادران فتحی هم، وضع به همین صورت است. در زمانی که متهمین دستگیر شدند، پلیس، به گونه‌ای فضا را برای دست‌گاه قضایی آماده کرد که قاضی رسیدگی کننده به این پرونده، برخلاف موازین قانونی حکم به اعدام این دو برادر صادر می‌کند. دقیقن به یاد دارم که پس از دستگیری متهمین، فضا به گونه‌ای برای این دو متهم ایجاد شد که مشخص بود، این دو به زودی اعدام خواهند شد. در حالی که اعدام این دو برادر حتا اگر سارق مسلح باشند بنا به بند ذیل و ماده قانونی که مطرح خواهم نمود برخلاف قانون و ناعادلانه بوده است.

3- برادران فتحی به جهت سرقتی که به صورت مسلحانه انجام داده بودند متهم به مجاربه شده و به اعدام محکوم شدند. در حالی که ماده 652 قانون مجازات اسلامی مقرر می‌دارد: «‌هرگاه سرقت مقرون به آزار باشد و یا سارق مسلح باشد به حبس از سه ماه تا ده سال و شلاق تا 74 ضربه محکوم می‌شود و اگر جرحی نیز واقع شده باشد علاوه بر مجازات جرح به حداکثر مجازات مذکور در این ماده محکوم می‌گردد». ملاحظه می‌فرمایید که مجازات برادران فتحی اگر جرم آن‌ها ثابت شده باشد که فرض را بر اثبات می‌گیریم. حداکثر ده سال حبس و شلاق است  و می‌توان حتا مجازات تتمیمی و تکمیلی را نیز افزود که به هر نحو که در نظر گیریم، اعدام مجازات این دو برادر نبوده است. زمانی می‌توانیم در خصوص سرقت، عنوان محاربه را به کار بریم که شخصی صرفن برای ایجاد رعب و هراس و سلب آزادی و امنیت مردم دست به اسلحه ببرد نه این‌که قصد سرقت داشته باشد. اگر فردی قصد سرقت داشت و در خلال سرقت از سلاح نیز استفاده کرد، مشمول ماده 652 قانون مجازات اسلامی می‌گردد.

4- برداران فتحی طبق تحقیقاتی که انجام شده است دارای سابقه کیفری بوده و هر دوی آن‌ها دارای اختلال روانی بوده‌اند. این سوال پیش می‌آید که سازمان زندان‌ها که هدف تاسیسش تربیت مجرمین و بازگردان آنان به جامعه است. برای این دو برادر چه عمل مفیدی انجام داده است که دست آنان را برای ارتکاب مجدد جرم کوتاه کند. آیا سازمان زندان‌ها، این دو فرد سابقه‌دار که هر دو بیمار روانی نیز بوده‌اند را به داشتن یک زندگی سالم در آینده امیدوار کرده است؟ آیا شرایط یک زندگی سالم را برای آن‌ها محیا کرده است؟ آیا سازمان زندان‌ها که به خوبی می‌دانسته که این دو دارای اختلالات روانی هستند را مراقبت بعد از زندان نموده است؟ و ده‌ها و صدها آیاهای دیگری که در خصوص دیگر مجرمین نیز صادق است.

5- در مراحل اولیه دادرسی- این‌جانب به خوبی با نحوه بازجویی باجویان، در این‌گونه پرونده‌ها آشنایی دارم و می‌دانم به چه نحو اعمال شکنجه می‌شود‌– برادران فتحی تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی و جسمی بوده‌اند. و اقرار به زیان خود کرده‌اند. این دو متهم در خلال دادرسی دارای حق و حقوقی هستند که متاسفانه به دلیل حساس بودن پرونده آن‌ها و حنبه امنیتی و محرمانه پیدا کردن، محقق نگردید و در نهایت هم اعدام شدند.

در آخر تاکید می‌کنم، هدف دفاع از مجرم و جرم نیست، هدف دفاع از حقوق متهم و مجرمین است و عقیده بر این است که مجرم می‌بایست به سزای عمل خود برسد اما چه مجازاتی؟ مجازاتی که عادلانه باشد و مجازاتی که در آن دادرسی به صورت عادلانه و منصفانه انجام پذیرفته باشد و نمی‌توان فردی را که مثلن کلاه‌بردای کرده است را به اتهام محاربه به اعدام محکوم نمود. و یا حتا فردی را که سرقت مسلحانه کرده است را اعدام کرد در حالی که قانون مقرر کرده، سارق مسلح تنها به حداکثر ده سال حبس و شلاق محکوم می‌گردد. حال این سارق می‌تواند یک بار مرتکب سرقت شده باشد یا این‌که صدبار سرقت کرده باشد. تکرار جرم و خطرناک بودن مجرم صرفن در میزان محکومیت مجرم می‌تواند موثر باشد نه در تغییر مجازات.

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , 

۱ Comment


  1. ye bandeh khoda
    1

    agha Mohamad Mostafayi aziz,
    ina ke gofti che rabti dasht ke in adama ro to donya ghahreman Jonbesh sabz ja bezanan va saro seda konan?
    ba edam mokhalefid, khob az on tarigh elam konid. na inkeh har babayi ro siasi konid va to donya boogh va karna rah bendazin!!
    choopan doroghghoo chand bar ke dooroogh goft digeh kasi harfesh bavar nakard aziz. ageh darbareh edam hayeh siasi ham chand bar dooroogh began babajoon, digeh hishki to donya in harfa ro ghabool nemikoneh.
    ya hagh