Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت صد‌و‌یکم

«اصلاح‌طلبان، طعمه‌های جدید تواب‌سازی»

2011 May 23

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

آن‌گونه که به نظر می‌رسد پروژه‌ای قدیمی در پوسته‌ای جدید پا به عرصه ترفندهای حکومت جمهوری اسلامی گذاشته است، تواب‌سازی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پس از انتخابات سال 88 و درگیری‌های پیش‌آمده که هم‌زمان با گسترش بحران‌های بین‌المللی بود، حکومت جمهوری اسلامی به صورت آرام، حساب شده و نامحسوس اقدام به رفتاری نمود که بی‌شباهت به تواب‌سازی‌های سال 60 نیست، شاید در ابتدا بی‌مناسبت به نظر رسد اما با توجه و تعمق به آن معمایی ساده در جریان است که می‌تواند بسیار خطرناک باشد، تواب‌سازی سال 1360 اکنون در سطح بزرگان اپوزیسیون داخل نظام در جریان است و اگر این پروسه باموفقیت به انتها برسد مطمئنن بسیار خطرناک‌تر از آن دوره است، اگر سوژه تواب‌سازی امروز حکومت را هاشمی، خاتمی، موسوی، کروبی، بهشتی … در نظر بگیریم و نظام موفق به شکستن حداکثری آنان شود، باید سال‌ها فاتحه اعتماد عمومی را خواند، آقای خاتمی با طرح آن سخنان نهیبی عمیق بر حافظه ما می‌زند، حال اگر حتا تواب‌ شدن این افراد را تواب‌سازی تاکتیکی بدانیم باز هم نباید از خطرات آن غافل شویم که تجربه‌های آموزنده‌ای در این راستا داریم.

تواب‌سازی پدیده‌ای است که به زندان‌های جمهوری اسلامی در دهه‌ی شصت بر می‌گردد. آن‌طور که ویکی‌پیدیا می‌نویسد: «سیاست تـواب‌سازی در زندان‌های دهه شصت جمهوری ‌اسلامی‌ ایران اجرا می‌شد و زندانیان سیاسی توسط بازجویان و مدیران زندان‌ها، تـواب می‌شدند. به جز توبه مذهبی، تواب‌سازی شامل وادار زندانی به نفی گذشته‌اش و حتا انجام اعمالی علیه هم‌رزمانش می‌شد. مثلن گاه توابین باید در شکنجه یا اعدام هم‌کیشان سابق‌شان شرکت می‌کردند. این عمل فراتر فرایند هویت‌زدایی و فرهنگ‌زدایی «شست‌وشوی مغزی» می‌رفت. گرفتن اقرار تلویزیونی نیز از توابین بسیار رواج داشت. از شکنجه برای تواب‌سازی استفاده می‌شد و تواب‌ها پس از شکنجه باید مصاحبه‌ای جهت ابراز پشیمانی و ندامت از کارهای گذشته خود می‌کردند و اسلام می‌آوردند. توابین پس از آن فعالانه به امر سرکوب سایر زندانیان سیاسی و هم‌کاری با زندان می‌پرداختند مانند شرکت در جوخه اعدام و تیرخلاص زدن، جاسوسی و گزارش دادن از اعمال زندانیان دیگر «هم مخفیانه و هم علنی که تاثیر بدتری بر روحیه دیگران داشت»، انتشار نشریه در زندان، گشت خیابانی رفتن هم‌راه پاس‌دارها برای شکار مبارزان بیرون زندان. این امر موجب افزایش فضای رعب و وحشت در زندان‌، شکستن فضای مبارزاتی در زندان و بی‌اعتمادی زندانی‌ها به یک‌دیگر نیز می‌شد. بر اساس تحقیقات یرواند آبراهامیان، «بیش‌تر بازجویان از میان طلاب و روحانیون جوان که در حوزه‌ها تعلیم اسلامی دیده و یا هنوز می‌دیدند انتخاب می‌شدند.» در این دوره اسداله لاجوردی که دادستان انقلاب و رییس زندان اوین بود، در اشاره به همین سیاست، زندان‌های جمهوری اسلامی را (دانش‌گاه‌های انسان‌سازی) نامید»، کسی که پدر توابین نامیده شد «محمد کچویی» اولین رییس زندان انقلاب اسلامی بود، رییس زندان اوین که توسط گروه مجاهدین خلق ترور و کشته شد، او که خود زندان‌های دولت پهلوی را تجربه کرده بود، با لفظ نادم آشنا بود و به همین علت در اولین دور زندانش توانست به این بهانه رهایی یابد.

سیاست تـواب‌سازی در زندان‌های دهه شصت جمهوری ‌اسلامی‌ ایران اجرا می‌شد و زندانیان سیاسی توسط بازجویان و مدیران زندان‌ها، تـواب می‌شدند. به جز توبه مذهبی، تواب‌سازی شامل وادار زندانی به نفی گذشته‌اش و حتا انجام اعمالی علیه هم‌رزمانش می‌شد

آقای کچویی اظهار ندامت کرد و از زندان رهایی یافت و دوباره بازگشته به فعالیت‌های سابقش ادامه داد، این تجربه مشترک با دیگر هم‌رزمانش باعث شده بود که آنان به خوبی بدانند که اظهار ندامت تنها دروغی برای پایان دادن به شرایط سخت است و شیوه پهلوی روشی سودمند نیست، به همین علت پروژه تواب‌سازی را آغاز کردند.

تواب همان نادم زمان پهلوی نبود، تواب به صورت فعال به هم‌کاری رژیم تن داده از آن تبعیت می‌کرد، اشتباهی که اکنون بسیار فراگیر است و با آن‌که بسیار در مورد آن سخن گفته شده، اما جدی گرفته نمی‌شود، نادم کسی‌ست که بر اثر شکنجه‌های روحی و جسمی تبدیل به عنصری غیر‌فعال می‌شود، از آرمان‌هایش برای فرار از تکرار عذاب می‌برد، اما آرمانی جدید جای‌گزین نمی‌کند، او ممکن است که برای فرار از شکنجه در مراسم‌ زندان شرکت کند و در بازجویی‌ها عقاید خود را پنهان سازد اما تبدیل به عمله دولت و نیرویی برای تشدید عذاب رفقایش نمی‌شود، می‌توان پذیرفت که در شرایطی بریدگی عین ثواب شود، اما تیغ بر گلوی هم‌رزم شدن غیر‌قابل هضم است .

در پروسه تواب‌سازی تنها شکنجه در جریان نیست، نوعی از مغزشویی در جریان است، در ﻧﻮﺷﺘﻪ از ﺧﺎﻧﻢ ﭘﺎرﺳﯽﭘﻮر ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان «ﻧﺎدم‌ها و ﺗﻮاب‌ها» ﭼﺎپﺷﺪﻩ در ﮐﺘﺎب زﻧﺪان- ﺟﻠﺪ اول، وضع ﺗﻮاﺑﻴﻦ تاﮐﺘﻴﮑﯽ در زﻧﺪان زﻧﺎن، ﺑﺎ روﺷﻨﯽ هرﭼﻪ ﺑﻴﺸ‌ﺘﺮی ﻣﻮرد ﺗﺸﺮﻳﺢ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ: «اﮐﻨﻮن می‌تواﻧﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﭼﻨﺪ ﻧﻮع ﺗﻮاب را در اﻳﻦ زﻧﺪان دﻳﺪﻩام، ﺑﺨﺶ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪای از ﺗﻮاﺑﻴﻦ اﻓﺮادی ﺑﻮدﻧﺪ ﺳﺮ ﻣﻮﺿﻊ ﮐﻪ ﺑﺎ زرﻧﮕﯽ ﺗﻤﺎم در ﻧﻘﺶ ﺗﻮاب ﻇﺎهر ﺷﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ. هنگاﻣﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﻮﻳﻢ ﺳﺮ ﻣﻮﺿﻊ ﻣﻨﻈﻮرم اﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺧﻮاﺳﺘﻨﺪ ﭘﺲ از ﭘﺎﻳﺎن زﻧﺪان ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﻳﺎ ﺣﺰﺑﯽ ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﺑﻠﮑﻪ ﻣﻨﻈﻮرم اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺁن‌ها هم‌چنان ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎدات ﺧﻮد ﺑﺎور داﺷﺘﻨﺪ، اﻣﺎ در ﻋﻴﻦ ﺣﺎل ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﻋﻘﻞﺷﺎن رﺳﻴﺪﻩ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻓﻴﻠﻢ ﺗﻮاﺑﯽ ﺑﺎزی ﮐﻨﻨﺪ… دﺳﺘﻪ دوم ﺗﻮاﺑﻴﻦ، دﺧﺘﺮان ﺟﻮاﻧﯽ ﺑﻮدﻧﺪ ﮐﻪ از وﺣﺸﺖ ﺗﺎ ﺧﺮﺧﺮﻩ در ﮔﻞ و ﻻی ﻏﻠﻄﻴﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺗﻮاب ﺷﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ. اﻳﻦ ﮔﺮوﻩ ﻣﻮی دﻣﺎغ ﮔﺮوﻩ اول ﺷﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ. ﻣﺮﺗﺐ ﮔﺰارش ﻣﯽدادﻧﺪ، در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﮔﺮوﻩ ﻧﺨﺴﺖ هم ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻪ ﮔﺰارش دادن ﻣﯽشد. اﻳﻦ ﺗﻮاﺑﻴﻦ زودﺗﺮ از همه ﺁزاد ﺷﺪﻧﺪ. دﺳﺘﻪ ﺳﻮم از ﺗﻮاﺑﻴﻦ از اﻓﺮادی ﺗﺸﮑﻴﻞ ﻣﯽﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ راﺳﺘﯽ از ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺑﻮدﻧﺪ. اﻳﻦ ﮔﺮوﻩ دو دﺳﺘﻪ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ: دﺳﺘﻪی ﻧﺨﺴﺖ ﻣﯽﮐﻮﺷﻴﺪﻧﺪ همه را ﻣﺘﻮﺟﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮدﻩاﻧﺪ، این‌ها ﻣﻮﺟﻮدات ﻣﺰاﺣﻤﯽ ﺑﻮدند و گاهی ﺗﺮس‌ناک ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ. آدم‌های دﺳﺘﻪی دوم اﻓﺮاد ﺑﯽﺁزاری ﺑﻮدﻧﺪ که ﻣﯽﮐﻮﺷﻴﺪﻧﺪ زﻧﺪان ﺧﻮد را ﺑﯽﺳﺮ و ﺻﺪا ﺑﮕﺬراﻧﻨﺪ و ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ، اﻣﺎ در همینﺟﺎ ﺑﻪ دام ﮔﺮوﻩ دوم ﻣﯽاﻓﺘﺎدﻧﺪ و ﻣﺠﺒﻮر ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ همانند آن‌ها ﻣﺎﻧﻮر بدهند.»

در کتاب «تواب‌سازی پدیده‌ای نوظهور در زندان» اثر اشرف دهقانی می‌خوانیم‌: «واﻗﻌﻴﺖ اﻳﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﻨﺒﺶ اﻳﺮان ﭘﻴﺶ از اﻳﻦ، از ﺑﺮدن ﺧﻂ ﻧﺪاﻣﺖ به زندان ﮐﻪ در ﺳﺎل‌های 30 (ﭘﺲ از ﮐﻮدﺗﺎی 28 ﻣﺮداد) ﺗﻮﺳﻂ رهبری ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد، ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﺗﻠﺨﯽ داﺷﺖ، ﮐﻤﻴﺘﻪ ﻣﺮﮐﺰی ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ ﻧﻴﺰ ﻇﺎهرن ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻴﻪ ﺟﻠﻮﮔﻴﺮی از اﻋﺪام‌ها و ﺣﻔﻆ ﮐﺎدرهای ﺣﺰﺑﯽ، ﭼﻨﺎن ﺳﻴﺎﺳﺘﯽ را در ﭘﻴﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮد. اﻣﺎ ﻧﻔﯽ ﻣﺒﺎرزﻩ و ﻣﻘﺎوﻣﺖ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ارﺗﺠﺎع ﺳﻠﻄﻨﺘﯽ در زﻧﺪان و ﺗﺸﻮﻳﻖ ﺑﻪ اﺑﺮاز ﻧﺪاﻣﺖ، ﺧﻴﻠﯽ زود ﻓﺎﺟﻌﻪﺁﻣﻴﺰ ﺑﻮدن ﺁن ﺳﻴﺎﺳﺖ را ﺑﻪ اﺛﺒﺎت رﺳﺎﻧﺪﻩ و ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﺗﻠﺨﯽ را در ﺗﺎرﻳﺦ اﻳﺮان ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬاﺷﺖ. ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺑﺮدن ﺧﻂ ﻧﺪاﻣﺖ ﺑﻪ زﻧﺪان ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻤﻴﺘﻪ ﻣﺮﮐﺰی ﭘﺲ از دست‌گیری‌های ﮔﺴﺘﺮدﻩ ﺑﻌﺪ از 28 ﻣﺮداد، از ﻳﮏ ﻃﺮف ﺑﺎﻋﺚ درهم ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻓﻀﺎی مبارزاﺗﯽ در زﻧﺪان، ﺗﻀﻌﻴﻒ روﺣﻴﻪ ﻣﺒارزﻳﻦ و ﮔﺴﺘﺮش ﻓﻀﺎی ﺑﯽاﻋﺘﻤﺎدی در ﻣﻴﺎن زﻧﺪانیان ﮔﺸﺖ و از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﺑﻪ رژﻳﻢ ﺷﺎﻩ ﮐﻤﮏ ﻧﻤﻮد تا ﺧﻮد را ﻗﺪرﻗﺪرت نشان دادﻩ و ﻓﻀﺎی رﻋﺐ و وﺣﺸﺖ را در زﻧﺪان‌ها و در ﮐﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺴﺘﻮﻟﯽ ﺳﺎزد. در ﺁن دورﻩ، ﻧﺎدﻣﻴﻦ اﻟﺒﺘﻪ غیرﺗﺎﮐﺘﻴﮑﯽ ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ هم در زﻧﺪان، دﺳﺖ ﺑﻪ اﻧﺘﺸﺎر ﻧﺸﺮﻳﻪای ﺑﻪ ﻧﺎم ﻋﺒﺮت زدﻧﺪ ﮐﻪ در ﺁن ﺑﺮﻋﻠﻴﻪ ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ و ﻋﻠﻴﻪ ﺷﻮروی و ﺳﻮﺳﻴﺎﻟﻴﺴﻢ ﺗﺒﻠﻴﻎ ﻣﯽﺷﺪ. ﺑﺎ ﺗاﮐﻴﺪ ﺑﺮ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎﮔﻮار ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺣﺰب ﺗﻮدﻩ در زﻧﺪان در ﺟﺮﻳﺎن دستگیری‌های ﭘﺲ از 28 ﻣﺮداد، در دهه 60 ﻧﻴﺰ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺗﻮﺑﻪ تاﮐﺘﻴﮑﯽ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻨﻔﯽ و ﺗﻠﺨﯽ ﺑﻮد ﮐﻪ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻓﺎﺟﻌﻪﺑﺎر و دردﻧﺎﮐﯽ از ﺁن ﺣﺎﺻﻞ ﺷﺪ. در ﺷﺮاﻳﻂ ﺑﺴﻴﺎر وﺣﺸﻴﺎﻧﻪ و ﺧﻮنﺑﺎر اﻳﻦ دهه ﺻﺮف‌نظر از این‌که ﻇﺎهرن توابﺷﺪﻩها هموارﻩ ﻣﺠﺒﻮر ﺑﻮدﻧﺪ ﺟﻬﺖ اثبات ﺻﺪاﻗﺖ ﺧﻮد ﺑﻪ ﺷﮑﻨﺠﻪﮔﺮان و دژﺧﻴﻤﺎن ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ، دﺳﺖ ﺑﻪ هر ﻋﻤﻞ ﻧﺎﺷﺎﻳﺴﺖ و ﺿﺪﺧﻠﻘﯽ ﺑﺰﻧﻨﺪ، کم‌ترین ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺣﺎﺻﻞ از ﺁن ﺳﻴﺎﺳﺖ زﺷﺖ ﺗﺠﺮﺑﻪ شدﻩ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﻀﺎی ﻣﺒﺎرزاﺗﯽ زﻧﺪان ﺑﻮد. در ﺷﺮاﻳﻄﯽ ﮐﻪ زﻧﺪانیان ﺳﻴﺎﺳﯽ در ﻳﮑﯽ از ﺳﺨﺖﺗﺮﻳﻦ وﺿﻌﻴﺖها به سرﺑﺮدﻩ و ﻓﺸﺎرهای وحشت‌ناﮐﯽ را ﺗﺤﻤﻞ ﻣﯽﮐﺮدﻧﺪ، ﻣﺸﺎهدﻩ اﻓﺮادی از ﺧﻮد زﻧﺪانیان ﺳﻴﺎﺳﯽ ﮐﻪ ﭘﺎ را از ﺣﺪ ﻧﺪاﻣﺖ و ﺑﺮﻳﺪﮔﯽ و اﻧﻔﻌﺎل ﻓﺮاﺗﺮ ﮔﺬاﺷﺘﻪ و ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ رژﻳﻢ درﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮدﻧﺪ (هر‌ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت تاکتیکی- ﮐﻪ اﻟﺒﺘﻪ ﺑﺮای دﻳﮕﺮان ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﻮد)، بیش‌ترین ﺗاﺛﻴﺮ ﻣﻨﻔﯽ را روی آن‌ها به جا ﻣﯽﮔﺬاﺷﺖ. ﺗﺎزﻩ، در ﺷﺮاﻳﻄﯽ ﺑﻪ چنان ﮐﺎری ﻣﺒﺎدرت ﺷﺪﻩ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺮای رژﻳﻢ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﺳﺮﮐﻮب اﻧﻘﻼب، ﺑﻪ وﻳﮋﻩ از ﻃﺮﻳﻖ در‌هم ﺷﮑﺴﺘﻦ و ﺑﻪ ﺗﺴﻠﻴﻢ و ﺗﻤﮑﻴﻦ واداﺷﺘﻦ زندانیان ﺳﻴﺎﺳﯽ، حکم ﻣﺮگ و زﻧﺪﮔﯽ را داﺷﺖ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎرت دﻳﮕﺮ، ﺗﻮﺳﻞ آگاهانه ﺑﻪ ﺗﻮﺑﻪ تاﮐﺘﻴﮑﯽ ﺧﺪمت ناآگاهانه ﺑﺰرﮔﯽ ﺑﻪ رژﻳﻢ ﺟﻤﻬﻮری اﺳﻼﻣﯽ ﺑﻮد.»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,