Saturday, 18 July 2015
19 June 2021

«ویدئو/ دبیر کل حزب دموکرات کردستان در گفت‌و‌گوی اختصاصی با رادیو کوچه»

2011 May 24

اردوان روزبه / رادیو کوچه

ardavan@koochehmail.com

مصطفا هجری از سال دو هزار و چهار میلادی دبیر کل حزب دموکرات کردستان است. وی با دکترین ایران فدرال جز افرادی است که طرف‌دار کردستان ایران محسوب می‌شود و کردستان ایران را بخش منفک از ایران نمی‌داند.

در این گفت‌و‌گو با رادیو کوچه او به بیان نقطه نظرات حزب دموکرات و نگاه این حزب و رهبری آن نسبت جریانات پیش روی می‌پردازد و هم چنین فراآیند جریان‌های حزبی کردستان را در گفت‌وگو با اردوان روزبه مطرح می‌کند.

[vimeo width=”590″ height=”468″]http://vimeo.com/24140232[/vimeo]

در خدمت آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران هستیم، ما پیش از این حول محور مسایل ایرانی صحبت کردیم. ارزیابی شما از کردستان امروز چیست؟

هدف شما کردستان ایران است یا به‌طور کلی کردستان؟

ما در حال حاضر اتفاقاتی را در کردستان ایران می‌بینیم که روی‌کردهای نظام حاکم است. منظور من کردستان ایران در سال 1390 است.

اگر بخواهم وضعیت سیاسی کردستان ایران در سال‌های آغاز انقلاب جمهوری اسلامی یا به‌تر است بگویم انقلاب مردم ایران را با حالا مقایسه کنم، باید بگویم که از نظر کیفی اتفاق‌های زیادی رخ داده است. در آن موقع کردستان به ویژه تحت رهبری حزب دموکرات کردستان ایران، با مجموعه‌ای از افراد سیاسی با‌سابقه مثل دکتر قاسم‌لو، دکتر سعید شرافکندی و تعداد دیگری از دوستان رهبری ما با تجربه‌های سیاسی که اندوخته بودند، توانستند در کردستان ایران بنای سیاست‌هایی را بگذارند، که مبنای اندیشه و راهبردهایی شد که حزب دموکرات کردستان ایران و مردم کرد از آن زمان تا‌کنون از آن استفاده می‌کنند. هرچند در آن موقع  این سیاست‌ها از نظر مردم ایران به‌طور کلی مورد پسند نبود.

در آن موقع وقتی برای تعیین جمهوری اسلامی رفراندوم به عمل آمد، حزب دموکرات کردستان ایران از جمله حزب‌هایی بود که به این رفراندوم رای نداد و آن را بایکوت کرد. در نتیجه مردم کرد در کردستان ایران خیلی کم در این انتخابات شرکت کردند. دلیل سیاسی در آن زمان این بود که این حکومت با این ایده‌ها و افکاری که دارد نمی تواند برای ایران آزادی و خواسته‌های مردم کرد را فراهم کند. ما آن موقع به نحوه این رفراندوم اعتراض داشتیم زیرا دو پرسش مطرح بود که یا جمهوری اسلامی یا نظام پادشاهی. مردم ایران به نظام سلطنتی رای منفی داده بودند و نمی‌خواستند به آن برگردند و مشکل دوم این‌که هنوز جمهوری اسلامی آزمایش خود را پس نداده بود و با آن وعده‌هایی که ابراز می‌کرد مردم امیدوار بودند از رژیم سلطنتی رهایی پیدا کنند و به آزادی‌ها و خواسته‌های دموکراتیک خود برسند اما بنا به این دلایل حزب دموکرات معتقد بود این شکل از رفراندون درست نیست و این فریب دادن مردم است. این بود که ما شرکت نکردیم.

در آن موقع وقتی برای تعیین جمهوری اسلامی رفراندوم به عمل آمد، حزب دموکرات کردستان ایران از جمله حزب‌هایی بود که به این رفراندوم رای نداد و آن را بایکوت کرد

بنابر فضای عاطفی که غالب بود، حزب دموکرات کردستان به انزوا افتاده بود و برچسب‌های زیادی به این حزب می‌زدند مثلن این‌که این‌ها وابسته به امپریالیزم هستند و یا برچسب‌های دیگر که تا‌کنون هم از طرف جمهوری اسلامی بر ما وارد می‌شود. آن موقع که سفارت آمریکا از طرف عده‌ای به نام دانش‌جو تسخیر شد، حزب دموکرات کردستان اعلام کرد که این سیاست خلاف عرف بین‌المللی است و دود این سیاست غلط به چشم مردم ایران خواهد رفت. آن موقع حملات بیش‌تر شد زیرا جو، ضد امپریالیستی و فضای چپ حاکم بود اما نتیجه بعدن معلوم شد.

آن زمان عده‌ای تحت تاثیر القا مذهبی و عده‌ای تحت تاثیر قول و قرارهای جمهوری اسلامی در ارتباط با رفاه و آسایش و آزادی بودند و تصور می‌کردند این‌ها بر آورده می‌شود اما زمانه خیلی چیزها را روشن کرد. گام به گام که پیش رفتیم ایده‌ها و تحلیل‌های حزب دموکرات کردستان ایران برای مردم کرد و بقیه مردم روشن شد. با وجود این‌که جمهوری اسلامی سعی کرد حزب دموکرات کردستان ایران و هم‌چنین بقیه احزاب سیاسی که در ایران فعالیت داشتند را طوری سرکوب کند که نفس آن‌ها در نیاید و تنها صدای جمهوری اسلامی باشد، اما خوش‌بختانه موفق نشد و حزب دموکرات و بخش دیگری از احزاب سیاسی توانستند در شکل دادن، راه‌نمایی و هم‌چنین آگاهی دادن به مردم نقش خود را ایفا کنند.

الان از نظر من مردم کردستان از نظر شناخت حقوق سیاسی و قانونی خود و هم‌چنین از لحاظ پایمال شدن حقوق خود کاملن هوشیار هستند. به همین جهت مقاومت در کردستان بیش از جاهای دیگر ایران وجود دارد و به همین دلیل سرکوب در آن‌جا شدیدتر است، زندانیان سیاسی در آن‌جا خیلی زیاد هستند. بیش از نیمی از مجموعه حدود 23 نفر از زندانیان سیاسی که حکم اعدام آن‌ها صادر شده، فعالان سیاسی کرد هستند. خوش‌بختانه ما توانستیم این آگاهی را به مردم بدهیم و به همین جهت مردم کردستان از نظر کیفی تفاوت زیادی نسبت به قبل داشتند.

البته عوامل خارجی نیز در آگاهی دادن به مردم تاثیر داشتند. یکی از آن‌ها که خیلی مهم بوده، تغییر وضعیت سیاسی عراق و کردستان عراق است. کردستان عراق حکومت محلی و پارلمان خود، آزادی بیان و روزنامه‌ها را دارد. هم‌وطنان ایرانی به ویژه از کردستان هم برای کار کردن، تجارت یا دیدو‌بازدید خویشاوندان خود به این بخش می‌آیند و این آزادی‌های را آن‌جا می‌بینند که خود به آگاهی مردم و نفرت بیش‌تر از جمهوری اسلامی کمک کرده است. من یک روز قبل از عید نوروز از کردستان خارج شدم آن روز دوستان به من اطلاع دادند که بیش از ده هزار نفر از هم‌وطنان ایرانی به ویژه از کردستان برای گذراندن تعطیلات عید نوروز به کردستان آمدند. مردم ایران تشنه این هستند که در یک نقطه هم‌جوار مرزی خود بیایند و به آزادی به رقص و پای‌کوبی بپردازند و زندگی راحتی به دور از کنترل پاس‌دار و عوامل مختلف سرکوب‌گر جمهوری اسلامی داشته باشند. به هر روی همه این‌ها در ارتقا سطح آگاهی مردم کرد تاثیر گذاشته است.

آیا شما مدل حکومت در اقلیم خود‌مختار را مدل مناسبی برای کردستان می‌دانید؟

مدلی که در آن‌جا پیاده شده برای عراق خوب است. همه‌ی مدل‌های فدرالیزمی که تا‌کنون در جهان پیاده شده‌اند در اصل شبیه هم هستند و کردستان عراق هم جزیی از آن است. یعنی مردم کرد در چارچوب جغرافیایی کشور خود حکومت داخلی را دارند و در اداره کشور طبق قانون شریک هستند. تعدادی وزیر در پارلمان عراق دارند. ما هم برای به دست آوردن چنین شکلی از حکومت در ایران کار می‌کنیم و به آن معتقد هستیم اما شکلی که در ایران پیدا خواهد کرد باید با وضعیت سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی ایران مطابقت داشته باشد وگرنه در مسئله فدرالیزم تفاوت چندانی با هم ندارند.

پس معتقد هستید که روی‌کرد حزب شما روی‌کرد کردستان بزرگ نیست و به دنبال کردستان ایران در یک حاکمیت فدرالیزم هستید.

نظر ما از همان ابتدا همین بوده است. حزب دموکرات کردستان ایران، برای ایران دموکراتیک فعالیت کرده است که در آن‌جا حقوق همه اقلیت‌ها، مذاهب و ملیت‌ها به‌طور یک‌سان رعایت شود و تبعیضی که در زمان جمهوری اسلامی و قبل از آن وجود داشته از بین برود. ما همان حقوقی را برای مردم خود می‌خواهیم که برای همه مردم  و ملیت‌های ایران می‌خواهیم، نه بیش‌تر و نه کم‌تر.

‌به خاطر داریم آقای دکتر قاسملو با روی‌کرد مثبت به این موضوع با جمهوری اسلامی بر سر میز مذاکره قرار گرفت که ماحصل آن کشته شدن او به هم‌راه هم‌راهانش بود که الان حدود بیست سال از آن می‌گذرد و حالا در آستانه آن در 22 تیر ماه قرار داریم. آیا حزب شما پس از این اتفاق در ارتباط با طرح خواسته‌هایش تلاشی برای مذاکره‌ی روبه‌رو با جمهوری اسلامی داشته است؟

بعد از شهادت دکتر قاسملو و  قادری که هم‌راهش بود، تا به حال به فکر نیفتادیم که با جمهوری اسلامی وارد مذاکره شویم.

آیا فکر می‌کنید با شرایط موجود و حاکمیتی که در ایران هست، تحقق خواسته فدرالیزم نزدیک به نظر می‌آید؟

اگر هدفتون این باشد که زمانی که جمهوری اسلامی بر سر کار است این اهداف تحقق پیدا کند، نه. نه تنها فدرالیزم بلکه آزادی‌های بسیار ابتدایی در جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست. به همین جهت تمام برنامه‌ها و کارهای ما برای بعد از فروپاشی رژیم است. ما می‌خواهیم با هم‌کاری هم‌وطنان‌مان در تمام بخش‌های ایران با همه ملیت‌ها برنامه‌ای را پیش ببریم که بعد از فروپاشی جمهوری اسلامی بار دیگر ایران به چنگ گروه دیگری نیفتد که تحت عناوین و رنگ دیگری یک نوع حکومت دیکتاتوری را بر مردم ایران مسلط کنند.

گروههای مختلفی در ایران هستند که با دیگاههای مختلفی به موضوعات نگاه میکنند. که فدرالیزم بخشی از آن می‌تواند باشد. آیا برای رسیدن به این بحث تلاشی کردید به سایر اقوام ایرانی نزدیک شوید؟ چون در جنوب عرب‌ها، در شرق بلوچ‌ها و ترکمن‌ها، و ترک‌ها را داریم. در واقع برای هم‌گرایی با این گروه‌ها در حزب شما تلاشی شده است؟

در این مورد فعالیت کردیم حدود 5 سال پیش اتحادی را از بخشی از نمایندگان همه ملیت‌های ایرانی از جمله عرب‌ها، بلوچ‌ها، ترک‌ها، ترکمن‌ها به وجود آوردیم که هنوز هم این اتحاد را داریم و با هم کار می‌کنیم و هدف نهایی آن ایجاد ایران فدرال و دموکراتیک است که ملیت‌های ایرانی در چارچوب جغرافیایی که ساکن هستند بتوانند امور داخلی خود را اداره کنند و بدون تبعیض با سایر هم‌وطنان ایرانی در اداره‌ی سراسری کشور با هم شریک باشند.

من از عنوان قومیت‌ها استفاده می‌کنم و شما از عنوان ملیت‌ها. خواهشمندم روشن کنید که چه تفاوتی بین قومیت و ملیت قائل هستید؟

وقتی به کردها قوم می‌گویند ما این را تحقیر می‌دانیم. چون قوم در لغت به معنای عشیره یا بیش‌تر از آن است. در حالی که طبق آمار (هرچند آمار دقیقی وجود ندارد) علاوه بر کردهای پراکنده در تمام دنیا، بیش از 30 میلیون نفر جمعیت در خاک آن‌ها که به چهار قسمت تقسیم شده وجو‌د دارند. به همین جهت تمام تعریف‌هایی که برای یک ملت است، ما کرد‌ها داریم. هرچند در تعریف ملت از نظر سیاسی در بین جامعه‌شناسان توافق کلی وجود ندارد اما ما مجموعه مشخصات یک ملت را داریم به همین جهت به نظر من کردها، ترک‌ها، عرب‌ها ملت هستند. عرب‌هایی که در آن طرف اهواز قرار دارند را ملت می‌نامند اما آن‌هایی که در داخل ایران هستند ملت نام ندارند، ترک‌های آذربایجان شمالی ملت هستند اما ترک‌های داخل چارچوب ایران ملت نیستند. به نظر من این اصطلاحات یک نوع بی‌اعتمادی به وجود می‌آورد و کم کردن وزن این ملیت‌ها است که نه به جهاد مردم ایران کمک می‌کند نه می‌تواند دید مساوات‌طلبی را بین آن‌ها به وجود بیاورد.

نظر من این است که حتا آن‌هایی که خود را فارس  قلمداد می‌کنند نیز یک قوم هستند، ما به این معنا فارسی تمام نداریم.

ما به آن‌ها هم ملت می‌گوییم. مجموعه ملت‌هایی که جامعه ایرانی را به وجود می‌آورند.

بعضی وقت‌ها که با دوستان ترک خود مصاحبه داریم، مشکل پیش می‌آید و آن‌ها موضوع ترک و پارس را مطرح می‌کند. من نمی‌دانم پارس یعنی چه. چون همه ما قومیت و عشیره‌ای داریم که مجموعه‌ای از آن‌ها پارسی شده است. البته این نظر شخصی من است که تفکیک این دو برای من سخت بود.

من می‌دانم که در حال حاضر روی‌کردهای شما حرکت‌های مسلحانه نیست، اگر فرض کنیم در رسیدن به اهدافتان مسیری که طی می‌کنید به محصول و نتیجه‌ای نرسد، آیا فکر می‌کنید روی‌کرد شما به سمت برخورد مسلحانه تغییر خواهد کرد؟

پیش‌بینی آینده آسان نیست ولی سیاست امروزی حزب دموکرات کردستان ایران بر این است که خواسته‌های‌مان را از راه دیالوگ، بحث و مذاکره پیش ببریم. این راه‌کردی است که به آن روی آوردیم و آن را ادامه می‌دهیم. در آینده چطور خواهد شد و دیگران چه فکر خواهند کرد، مسئله دیگری  است اما من این گرایش را گرایش عمومی مردم کرد و سازمان‌های سیاسی کرد می‌دانم. من نمی‌توانم از طرف آن‌ها صحبت کنم این روی‌کردی است که دوستان‌مان در سایر سازمان‌های سیاسی کرد در مجموعه سیاست‌های کردی در کردستان ایران به آن پای‌بند هستند.

البته این بدان معنا نیست که در میان مردم کرد یا سازمان‌ها اصلن مسئله گرایش مبارزه مسلحانه وجود ندارد بلکه می‌خواستم بگویم این گرایش کلی و غالب بحث، دیالوگ و مبارزه اجتماعی است.

حزب شما دارای یک انشعاب است، حزب دموکرات کردستان ایران و حزب دموکرات کردستان. ریشه این انشعاب در کجا است؟

این بیش‌تر مربوط است به دوستان‌مان که از حزب دموکرات انشعاب کردند و در واقع سوالی است که آن‌ها باید جواب دهند، اما به‌طور خلاصه باید بگویم ریشه این انشعاب به عدم درک صحیح از دموکراسی بر‌می‌گردد.

اصولن ما در شرق این فرهنگ را می‌بینیم که وقتی کسی یا گروهی به مسولیت می‌رسد، دوست دارد ادامه پیدا کند و وقتی با آرای دموکراتیک این حقوق را از او می‌گیرند دیگر برایش قابل تحمل نیست. متاسفانه این نه تنها در میان سازمان‌های کردی بلکه در شرق حاکم است و می‌بینیم رهبران حکومت‌ها د احزاب سیاسی در شرق معمولن مادام‌العمر هستند. وقتی که بخواهند آن‌ها را از قدرت خلع کنند به جنگ و انشعاب تبدیل می‌شود.

آیا فکر می‌کنید ممکن است یک روزی دوباره این هم‌گرایی به وجود بیاید؟

چرا نه. روابط اجتماعی هر روز در حال دگرگونی است. سوتفاهم‌ها و برداشت‌های غلط معمولن در جامعه وجود دارد و وقتی این‌ها از بین برود احتمال هم‌گرایی خیلی زیادتر می‌شود و من فکر می‌کنم ما الان به این سمت و سو می‌رویم.

سایر احزاب کرد مانند شما فکر نمی‌کنند. نگاه آن‌ها به فدراتیو و مسایل داخل ایران ممکن است کمی متفاوت باشد. آیا با سایر احزاب کرد توافقی بر سر دیدگاه‌ها پیدا کردید؟

قبلن اختلاف نظر در این مورد زیاد بود ولی الان آن‌چه من می‌شناسم به جز موارد استثنایی که زیاد هم جدی نیستند، گرایش فکری و استراتژی همه سازمان‌های سیاسی ریشه‌دار و مهم کرد که سابقه‌ای دارند، چیزی است که من عرض کردم. ممکن است راه رسیدن به این در میان بعضی از سازمان‌ها با دیگری متفاوت باشد اما هدف نهایی به دست آوردن حقوق سیاسی مردم کرد در چارچوب ایران به شکل فدراتیو بوده که شعار بیش‌تر آن‌ها همین است.

پیش‌بینی آینده آسان نیست ولی سیاست امروزی حزب دموکرات کردستان ایران بر این است که خواسته‌های‌مان را از راه دیالوگ، بحث و مذاکره پیش ببریم

برخی معتقدند تنش‌هایی بین شما و حزب کوموله در ارتباط با این مسئله وجود دارد. آیا فکر می‌کنید این تنش‌ها در این حد هست که شما نتوانید به یک گرایش مشترک در ارتباط با فدرالیزم برسید؟

در برنامه‌ها و سیاست‌های تا‌کنون اعلام شده گروهی که از ما منشعب شدند‌، چیزی متفاوت از این سیاست نمی‌بینم اما ممکن است در تاکتیک‌ها و چگونگی رسیدن به این هدف اختلاف نظر وجود داشته باشد که زیاد مهم نیست. به نظر من اختلاف نظر آن‌قدر جدی نیست که بتوان روی آن حساب کرد.

اتفاقاتی در خرداد سال 88 افتاده که همه ما در جریان آن هستیم. برخی معتقدند این اتفاقات مرکز‌نشین است. یعنی از تهران شروع شده و مربوط به یک گروه، قوم یا ملت خاصی است و خود را در این ماجرا سهیم ندانستند. اگر ممکن است روی‌کرد حزب شما و کردستان را نبست به حوادث انتخابات 88 بگویید.

واقعیتی که وجود دارد این است که در همه دنیا به ویژه در کشورهای مناطق شرقی، اصولن پایتخت‌ها در رابطه با دگرگونی‌های سیاسی تاثیر‌گذارند. بنابراین اگر در تهران یک جنبشی برای تغییر به‌وجود بیاید تعجب‌برانگیز نیست اما آن‌چه ما حزب دموکرات کردستان ایران شاهد بودیم این بود که این جنبش با وجود این‌که افکار و ایده‌های مختلفی در آن شرکت داشتند اما رهبری شناخته شده این جنبش در دست آقایان کروبی و موسوی بود و برنامه‌ای که این‌ها اعلام کردند و تابه حال نیز بر روی آن اصرار می‌ورزند این است که می‌خواهند اعتبار جمهوری اسلامی که از نظر بین‌المللی و داخلی بی اعتبار شده، را برگردانند و در چارچوب قانون اساسی که به نظر ما مرکز همه تضادها و سرچشمه سیاست‌های غلط ایران است، برای مردم آزادی و رفاه تهیه کنند.

می‌خواهند رهبری و قانون اساسی را نگه دارند. از نظر ما این‌ها در فکر تغییر جمهوری اسلامی نیستند. بنابراین این برنامه و ایده‌ برای مردم کرد به‌طور کلی و برای حزب دموکرات کردستان ایران به‌طور خاص قابل قبول نیست.

ضمن این‌که ما به فعالیت همه افکار متفاوتی که تحت عنوان جنبش سبز قرار داشتند و بعدن در ماه‌های دوم و سوم از این چارچوبی که آقایان موسوی و کروبی تعیین کرده بودند پا را فراتر گذاشتند و ساختار شکن شدند و در رابطه با فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر دادند، احترام می‌گذاریم، این بخش از جنبش سبز را پشتیبانی می‌کنیم و خودمان را جزیی از آن‌ها می‌دانیم. اما متاسفانه جنبش سبز به نام این آقایان در داخل و خارج شناخته شده است. این بخش از جنبش سبز که در رابطه با اصلاح جمهوری اسلامی کار می‌کرد کارآیی خود را از دست داده و تجربه هم نشان داد که این رژیم دیگر اصلاح‌پذیر نیست. بخش دیگری که سکولار هستند و در فکر ایجاد ایرانی دموکراتیک عمل می‌کنند، تقویت شده است.

این گرایش ما بوده که تبلیغ هم کردیم و روی آن کار می‌کنیم. این مسئله باعث شد در مناطق ملی به‌طور کلی و در کردستان آن‌چنان استقبالی از این برنامه نشود. نه تنها در کردستان بلکه بخش‌ها و اقشار دیگر جامعه مانند کارگران، آموزگاران در آن مشارکت نداشته باشند.

اخیرن مشاور ارشد آقای کروبی گفته بود که ما حتا در تغییر قانون اساسی هم توافق داریم. شما فکر می‌کنید اگر روی‌کردها و نگرش‌ها که در بطن آن آقایان و موسوی هستند تغییر کند، آیا می‌شود امیدوار بود که کردها، ترک‌ها و سایرین به این حرکت مرکز‌‌نشین‌ها نزدیک شوند؟

مسئله این است که الان هر حرکت یا جنبشی که در ایران ایجاد می‌شود باید قاطع و مشخص بگوید چه می‌خواهد. برای تغییر قانون اساسی راضی هستند اما چه نوع تغییری را می‌خواهد بپذیرد؟ این‌ها باید روشن شود. آن‌چه امروز آقایان موسوی و کروبی اعلام می‌کنند هم رهبر و هم‌راه مردم هستند هم نیستند.

به نظر ما و از دید ما جنبشی می‌تواند به هدف برسد که اولن برنامه دموکرات و قاطعی بدون تردید داشته باشد، هم‌چنین رهبری پیش‌رو، دموکرات و قاطعی داشته باشد. اگر بگویند ما می‌خواهیم قانون اساسی را تغییر دهیم، چه کار می‌خواهند انجام دهند؟ آیا معتقد به یک حکومت سکولار هستند؟ دموکراسی می‌خواهند؟ ای‌نها را باید روشن و شفاف با مردم ایران در میان بگذارند. آن موقع می‌توان قضاوت کرد و گفت از این تغییرات استقبال می‌کنیم یا نه. اما اگر یک عبارت سرپوشیده‌ای بدون توضیح بگویند، نه تنها از نظر ما حزب دموکرات بلکه از نظر مردم ایران هم فکر نمی‌کنم قابل قبول باشد.

شما چقدر ایران را در خطر تجزیه می‌بینید؟

راستش من هیچ خطری در این مورد نمی‌بینم. همه توهماتی که در این مورد ایجاد شده به نظر من توهماتی است که جمهوری اسلامی فقط به خاطر این‌که مردم را بترساند به وجود آورده و دشمن‌تراشی کرده است. متاسفانه عده‌ای از هم‌وطنان ما با وجود این‌که ادعای دموکراسی دارند این مسئله را تکرار می‌کنند اما هیچ‌کس نمی‌گوید این تجزیه از طرف کیست. می‌گویند گروه‌های سیاسی کرد تجزیه‌طلب هستند، ما برنامه و اساس‌نامه، حرک  و سابقه تاریخی داریم اما وقتی سازمانی بخواهد تجزیه‌طلب باشد اعلام می‌کند. ما در میان کردها گروه‌هایی داریم که نه جدی هستند و نه زیاد. در میان بقیه ملیت‌های ایرانی هم گروه‌هایی وجود دارند که تجزیه‌طلبند و خودشان هم اعلام می‌کنند. اگر مسئله بین‌المللی است و حمله‌ی جمهوری اسلامی بیش‌تر به آمریکا و اسراییل است، تا به حال در هیچ‌کدام از بیانیه‌ها و سخن‌رانی مسوولان آمریکا و اسراییل مبنی بر تجزیه ایران سخنی به میان نیامد. به قول شما فارس‌ها، فقط لولو خورخوره‌ای درست کردند که مردم را از آن می‌ترسانند که مبادا در فکر تضعیف این حکومت و بر علیه آن باشد وگرنه هیچ‌کسی در فکر تجزیه ایران نیست.

آن‌هایی در فکر تجزی ایران هستند و عملن آن را پیاده می‌کنند که این تضادها را به وجود می‌آورند، سنی و شیعه، مسلمان و غیر‌مسلمان و یا کرد و فارس را از هم جدا می‌کنند که همه این‌ها حکومت جمهوری اسلامی است. با تبعیض‌هایی که از نظر اقتصادی، رفاه و آزادی به وجود می‌آورند و آن‌ها را از مردم سلب می‌کنند در عمل در فکر تجزیه هستند. هیچ نیروی تجزیه‌طلبی در ایران و از نظر بین‌المللی وجود ندارد.

با توجه به اتفاقاتی که از حدود دو سال پیش در ایران افتاده، ارزیابی شما از وضعیت جمهوری اسلامی در داخل و در بین الملل چیست؟

من فکر می‌کنم جمهوری اسلامی در این دو سال در وضعیتی قرار گرفته که در تمام دوران این رژیم این‌قدر گرفتار نبوده. از نظر بحران‌هایی که در داخل ایران مانند بحران‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هست، اختلافات درون رژیم و هم‌چنین نا‌توانی رژیم برای حل معضلات و مشکلات بسیار ساده مردم، هیچ‌وقت این‌قدر نا‌توان نبوده است و از نظر بین‌المللی هم تا به حال جمهوری اسلامی ایران با این انزوایی که الان با آن روبه‌رو است، مواجه نبوده است.

سوال آخر را در مورد عبدالرحمن قاسملو از شما می‌پرسم. نزدیک به دودهه از ترور او می‌گذرد و با توجه به این‌که بسیاری از اطلاعات کافی در ارتباط با کسانی که ایشان را ترور کردند وجود دارد اما هنوز این پرونده خیلی وضع روشنی ندارد. دلیل عدم روشن شدن این پرونده چیست؟

مسئله دکتر قاسملو و پرونده او بیش‌تر از این‌که یک پرونده حقوقی باشد یک پرونده سیاسی بوده و هست. مسئله قتل دکتر قاسملو و قاتلین او کاملن روشن است. کسانی که با او در جلسه نشسته بودند، کسانی که او را ترور کردند مشخص است اما آن موقع حکومت وقت اتریش به خاطر منافع تجاری زیادی که با ایران داشت و دارد این پرونده را بست. ما خیلی سعی کردیم این پرونده را در جاهای دیگر باز کنیم اما متاسفانه موفق نشدیم. امکان به جریان انداختن دوباره پرونده دکتر قاسملو وجود ندارد به دلیل این‌که هنوز هم کشورهای اروپایی و آمریکا بیش‌تر از این‌که در فکر کمک به تغییر رژیم باشند در فکر سازش با رژیم جمهوری اسلامی هستند. به همین جهت هیچ‌کدام از این کشورها آماده نیستند که در این راستا هم‌کاری کنند. به همین دلیل این پرونده بسته است و امیدوارم روزی برسد که در یک دادگاه عادلانه مورد بررسی قرار بگیرد. هم‌چنان که پرونده میکونوس جمهوری اسلامی را بیش‌تر افشا کرد و صریحن سران این رژیم را متهم شناخت، این پرونده هم آقایان را همین‌طور نشان دهد.

آقای مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات کردستان ایران، متشکرم از گفت‌وگوی شما با رادیو کوچه.

من هم ممنونم که این وقت را در اختیار من گذاشتید.

 

 

 

 

 

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , , 

۱ Comment


  1. ali
    1

    Salam, tashakour az mosahebe khyli khobetoon,vali bayad begam keyfiat film bardary va kargardani Televisiyoni aslan khob nabod va az hich estandardy bakhordar nist,alan dige inghadr head room baraye yek tasvir nemizarand va eshkalaty ziade digee ke neshon mide shoma be tasvir ahamiyat nemidid,vali baraye yek majale tasiviry keyfiat film bardary va barname sazi va rang bandy mohem ast.chon shoma ba mokhataban tahsil karde va herfee dar tamasid.
    ba tashakor