Saturday, 18 July 2015
23 June 2021

«ایرانیان نخود هر آش»

2011 May 25

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

علی بیگدلی / دکترای حقوق از دانش‌گاه تولوز، فرانسه

روز چهاردهم  مه 2011‌، ماموران پلیس نیویورک، در پی شکایت یک خانم نظافت‌چی هتل، آقای دومنیک استراوس کان‌، رییس صندوق بین‌المللی پول را در فرودگاه نیویورک را دستگیر کرده و به شیوه‌ی سریال‌های آمریکایی، با زدن دست‌بند، و پخش آن در تلویزیون‌ها جنجالی به‌راه انداختند.

این شیوه بازداشت، فیلم‌برداری از متهم و پخش آن، که برابر فرض بی‌گناهی در فرانسه جرم است، واکنش گسترده‌یی در فرانسه داشت. تلویزیون‌های فرانسه برای آگاهی مردم، در گردهمایی‌هایی با وکلای عضو کانون وکلای فرانسه و نیویورک می‌باشند، مقررات ایالت نیویورک را درباره دستگیری و بازداشت و فیلم‌برداری از صحنه ی جرم، و در اداره‌ی پلیس و دادگاه‌ها بررسی کردند.

تنی چند از ازاندیش‌مندان فرانسوی از جمله برنارد‌- هانری لوی و کارشناسان امور اقتصادی‌، مانند کارولین  کسته، نقش دمینیک استراس کان، را در این بنیاد جهانی ارزیابی کرده‌اند.

در همه این بررسی‌ها همگان براین نکته، اتفاق نظر داشتند، که از محتوای دادخواست و دلایل و مدارک ادعایی شاکی کم‌ترین آگاهی ندارند. افزوده بر این‌،  وکلای دومینیک استراس کان‌، که پس از دستگیری تا طرح دادخواست دربرابر هیت منصفه ‌شرکت داشتند، بر این نکته تاکید کردند، که پلیس و دادستان نیویورک تاکنون کم‌ترین دلیل و یا مدرکی به آنان نداده است، واز این پس دادستان برای این که وکلا بتوانند از موکل خود دفاع کنند، دلایل و مدارک شاکی را در اختیار آنان می‌گذارد.

اندیش‌مندان و کارشناسان امورمالی‌، که از دستگیری و بازداشت دومینیک استراوس‌کان بهت‌زده شده‌اند، درباره ی نقش وی در این بنیاد می‌نویسند، وی در درازای چهار سال ریاست بانک جهانی، برای پشتیبانی ازکشورهایی که ناگهان دچار دشواری‌های پولی شده‌اند، و کشورهای فقیر، الزام‌هایی برای کشورهای تولید کننده نفت، و کشورهایی که خواهان آزادی فوق‌العاده بازار می‌باشند، برپاکرده است. بدون شک کناره‌گیری اواز این سمت‌، برای کشورهای دسته نخست، نابسامانی‌هایی به دنبال دارد.

برنارد‌- هانری لوی، با افسوس بسیار یادآور می‌شود، از همان نخستین لحظات دستگیری دومینیک استراوس کان‌، از این که وی  نمی‌تواند، در میان نامزدهای ‌حزب سوسیالیست فرانسه باشد، بسیاری از سیاست‌مداران فرانسوی‌، از خوشحالی در پوست نمی‌گنجند.

نوشته‌ی خانم شهلا شفیق، درباره دومینیک استراس کان،‌ یاد‌آور این ضرب‌المثل است، که می‌گوید «هنگامی که درختی افتاد، همه با داس و تبر به سراغ او می‌روند»

شهلا شفیق که ازحقوق و مقررات کیفری و به ویژه حقوق ایالت نیویورک کم‌ترین آگاهی ندارد، به شیوه‌ی ملا باجی‌ها، بی‌آن‌که از هویت شاکی و متشاکی کم‌ترین شناختی داشته باشد، نخود آش می‌شود و از سر ناآگاهی می‌گوید‌، نام متهم همان استراوس کان، ‌یعنی «خان خودمان» است و لاجرم‌، زنان جز اموال خان‌ها بوده‌اند، و هرکاری با آنان ممکن بود. و نام استراوس کان نشان‌دهنده‌ی آن است، که وی مانند خان‌ها، به خدمت‌گزار هتل در نیویورک تجاوز کرده است!.

شهلا شفیق‌، نمی‌داند که دومینیک استراوس کان، فرزند یک خانواده یهودی است، و خان خانی در نزد یهودیان جای‌گاهی ندارد. «کاهن- کهن- کهان- کوهن» ازنام‌های یهودی است، ولی ترجمه آن به زبان فرانسه، خان نمی‌شود در ضمن واژه خان هم مال خودمان نیست و از زبان ترکی مغولی به فارسی وارد شده است مگر این‌که خانم شفیق ترک‌تبار باشد، سپس مال ایشان می‌شود.

خانم شهلا شفیق، نام آن سینکلر، همسر دومنیک استراس‌کان را که یک خانم یهودی‌تبار است به نام مسیحی تبدیل می‌کند و «آن سنت کلر» می‌نویسد.

با تجربه و شناختی که شهلا شفیق به روابط نامشروع دارد، و خود راضی در میان دو رضا! به‌سر می‌برد، ذهنیات شخصی خود را جای‌گزین دلایل حقوقی می‌کند.

غم‌انگیز است که در بیرون از کشور نیز چرند‌گویی پایانی ندارد.

………………………………………..

«ماجرای استراس کان و رابطه‌ی قدرت و سکس»

شهلا شفیق

همه‌ی استدلال‌هایی که موضوع تجاوز را صرفن به فوران شهوت برمی‌گردانند و مسئله‌ی رابطه‌ی آن را با بیان قدرت و سلطه نادیده می‌گیرند در خدمت نادیده گرفتن این مهم‌اند که خشونت جنسی، که علاوه بر زنان، مردان هم در زمره قربانیان آن هستند، در فرهنگ و مناسبات آلت‌سالار ریشه دارد‌.

داستان اوج و حضیض آقای استراوس کان، رییس نهاد صندوق بین‌المللی پول و کاندیدای مهم حزب سوسیالیست اعجاب و شگفتی آفریده است. عکس دست‌بند زده او با ریش نتراشیده و قیافه‌ای زار موضوع بحث مطبوعات و رادیو و تلویزیون است. بعضی‌ها می‌پرسند آیا دست‌گاه قضایی آمریکا خشن نیست‌؟ وکیل او در فرانسه پخش این گونه تصاویر را غیرقانونی می‌داند و تهدید می کند که کسانی که این عکس را پخش کنند مورد تعقیب قرار خواهند گرفت. بعد معلوم می‌شود که در فرانسه هم دست‌بند در کار است. اما نکته این‌جاست که این بار دوربین‌ها هم به کار بوده‌اند و شخص مورد اتهام، مدیر و سیاست‌مداری شناخته شده و با قدرت و صاحب نفوذ است. همین هم دوربین‌ها را به راه انداخته و بحث‌ها را داغ‌ کرده است. روز اول ماجرا، مردان و زنان سیاسی که پشت دوربین‌ها حاضر می‌شوند تنها و تنها تکرار می‌کنند که اصل بر بی‌گناهی آقای کان است است تا خلافش ثابت شود. آن‌ها‌، از چپ و راست‌، هم‌دردی خود را با همسر و فرزندان او ابراز می‌کنند. همسر او‌، خانم آن سنت کلر که خود روزنامه‌نگاری مشهور بوده می‌گوید که حتا یک لحظه در بی‌گناه بودن شوهرش شک ندارد. و نزدیک‌ترین هم‌کاران سیاسی آقای کان اعلام می‌کنند که در وجود دومینیک ذره‌ای خشونت ندیده‌اند. خیلی‌ها با صدای بلند، یا زیر لبی تکرار می‌کنند که «طرف «زن باز» بوده البته اما تجاوز‌کار؟ بعید به نظر می‌رسد». بعضی‌ها با لبخندی تسخر می‌زنند که موضوع بیش از آن‌که تجاوز باشد همان ماجرای قدیمی حق مرد صاحب‌خانه بر کلفت است‌: مگر نه این‌که از روزگاران قدیم چنین حق و حقوق جنسی برای اشراف و خان‌ها و آقا زاده‌هایشان برقرار بوده است‌؟ خیلی‌ها دنبال عکسی از خدمت‌کار مربوطه هستند تا ببینند آیا اندازه‌های بدنش آن‌قدر هست که از خود بی‌خود شدن آقای کان را توضیح دهد؟ وکلای آقای کان (که همان خان خودمان است) سر تکان می‌دهند که باید در اقدام به تجاوز شک کرد چون زن خدمت‌کار چندان هم تحفه‌ای نیست. این‌طرف و آن‌طرف نغمه‌هایی ساز می‌شود که شاید این زن طعمه‌ای برای به‌دام انداختن آقای کان بوده است، خاصه که انتخاباتی هم در پیش است.

چنین است که درمیانه هیاهو و بحث‌های جنجالی پیرامون تراژدی آقای کان و نتایج سیاسی آن، تصویر زن خدمت‌کار به مثابه بدنی ظاهر می‌شود که شهوتی مقاومت‌ناپذیر برانگیخته، بدنی بی‌سر، بی‌صورت. می‌خوانیم که هم‌کاران زن در هتل با دیدن گریه‌های او از ماجرا باخبر شده و پلیس را خبر کرده‌اند. چشم‌های گریان زن اما هیچ هم‌دردی در میان سیاست‌مدارانی که پیام می‌دهند و روزنامه‌نگارانی که بحث می‌کنند بر نیانگیخته است. چرا‌؟ چگونه است که در میان احزاب سیاسی و حتا در میان زنان سرشناس احزاب چپ و راست، در نخستین واکنش‌ها، سخنی در این باره شنیده نمی‌شود؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که به حرف‌ها و شوخی‌هایی که حول ماجرا رد و بدل می‌شود فکر کنیم. آیا واقعیت این نیست که سناریوی پیش پا افتاده آقا و خدمت‌کار، از شناعت اقدام به تجاوز می‌کاهد؟ اما این سناریوی تکراری، در واقع، جوهره تجاوز جنسی را بیان می‌کند: اعمال قدرت بر جسم دیگری، تصاحب آن به منزله یک شیئی (‌و از همین‌رو تجاوز در جنگ‌ها برای غلبه بر دشمن و در زندان‌ها به مثابه شکنجه اعمال می‌شود). حال چرا ماجرای آقای کان، که اتهام تجاوز با نام او درآمیخته (فارغ از اثبات یا عدم اثبات جرم)، بی‌درنگ پرسش‌هایی در‌باره رابطه قدرت و سیاست و سکس بر نمی‌انگیزد؟ راستی چرا؟ آن هم وقتی که بر خلاف تمامی حرف‌های دوستان آقای کان در باره ایشان، بسیاری از اهل سیاست و مطبوعات در جریانند که چند سال پیش، زن روزنامه‌نگار و نویسنده‌ای از تعرض جنسی آقای کان نسبت به خود پرده برداشته بود. در برنامه‌ای تلویزیونی حرف این خانم جوان در‌باره نام متجاوز را سانسور کردند و او وادار شد که این قسمت را درکتابش هم سانسور کند . امروز مادر این خانم که خود از اعضای فعال حزب سوسیالیست و از دوستان خانوادگی آقای کان است، با تاسف اعلام می‌کند که خود او دخترش را قانع کرده که شکایت نکند. وقتی از او می‌پرسند چرا، می‌گوید که از یک‌سو نمی‌خواسته جنجال بر سر این موضوع، مانعی در راه موفقیت شغلی دخترش ایجاد کند و از سوی دیگر نمی‌خواسته روابط دوستانه‌شان با خانواده آقای کان به هم بخورد (و البته باید به هم فامیلی سیاسی هم اشاره کرد).

این پاسخ، از جانب زنی سیاسی و فعال، روشن‌گر این نکته است که چگونه موضوع خشونت جنسی اساسن جدی گرفته نمی‌شود و گرایش عمومی به چشم بستن بر آن است و یا فرعی قلمداد کردن آن. جالب است که در حول و حوش این ماجرا بسیار از اشتهای جنسی آقای کان یاد می‌شود اما در غالب موارد نادیده گرفته می‌شود که موضوع نه بر سر میزان مناسبات جنسی اوست که به خودش مربوط است و نیز به زنانی که با او رابطه دارند، بلکه مسئله بر سر سو‌استفاده از قدرت در این مناسبات است، منطقی که سبب‌ساز تجاوز هم هست. در واقع، همه استدلال‌هایی که موضوع تجاوز را صرفن به فوران شهوت بر می‌گردانند و مسئله رابطه آن را با بیان قدرت و سلطه نادیده می‌گیرند در خدمت نادیده گرفتن این مهم‌اند که خشونت جنسی، که علاوه بر زنان، مردان هم در زمره قربانیان آن هستند، در فرهنگ و مناسبات آلت سالار ریشه دارد.

سرنوشت استراس کان هر چه باشد، موضوع این فرهنگ و مناسبات، از جمله پروند‌ه‌هایی است که در احزاب سیاسی فرانسه باز خواهند شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,