شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
29 September 2016
مجله جاماندگان-سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت صد‌و‌چهار

«دوباره هاشمی می‌برد اما برای شما فرقی نمی‌کند»

۱۳۹۰ خرداد ۰۵

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از آن‌جا عنوان این برنامه را گذاشتم «گویی دوباره هاشمی می‌برد، اما برای شما فرقی نمی‌کند» که ما برای چندمین‌بار در دوران جمهوری اسلامی شاهدیم که «هاشمی رفسنجانی» ریگ ته جوی گشته و باز هم رهبری به سوی او برگشته، این رجوع «خمینی» و «خامنه‌ای» ندارد، یکی باهوش‌تر بود و جای‌گاه ثابتی داشت و هاشمی جوان برای‌اش رقیبی نبود، پس از مهره کارآمدش به خوبی استفاده می‌کرد، یکی دیگر موجودی کندذهن‌ و حسود است که در مورد جای‌گاه‌اش تردید دارد و خودش نیز هنوز به ولایت‌اش باور ندارد و مانند کودکان عرصه‌ای به بزرگی یک کشور را میدانی برای عرضه اندام در مقابل رقیب فرضی می‌کند که خود خوب می‌داند به سریر او به‌صورت فیزیکی نیازی ندارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از هنگامی‌که هاشمی سیاست‌مدار با ارایه چهره‌ای مظلوم و آزاده خود را از ریاست مجلس خبرگان کنار کشید، اختلافات بین جناح اصول‌گرا نیز بیش از پیش بالا گرفت، رفسنجانی به خوبی واقف بود که روحانیون صاحب فتوا و کسانی‌که در راس مجلس خبرگان قرار می‌گیرند زیر بار اتوریته احمدی‌نژاد نخواهند رفت. «مهدوی کنی» رییس کنونی مجلس خبرگان که سوابق فعالیت سیاسی وی در حد رفسنجانی و خامنه‌ای است، کسی نبود که به راحتی به احمدی‌نژاد باج بدهد، او در دوسال گذشته حاضر نشد حساب خود را از رهبر جدا کند. بعد از تقلب رهبر و احمدی‌نژاد و انتخاباتی که دوسال پیش منجر به اعتراضات گسترده شد، رفسنجانی شکایت به امام زمان برد اما از خامنه‌ای دل نکند، البته وی خیلی زود دوباره خود را اصلاح کرد و شکایت را به رهبری بود که سخن‌اش برای‌اش حجت بود.

از هنگامی‌که هاشمی سیاست‌مدار با ارایه چهره‌ای مظلوم و آزاده خود را از ریاست مجلس خبرگان کنار کشید، اختلافات بین جناح اصول‌گرا نیز بیش از پیش بالا گرفت، رفسنجانی به خوبی واقف بود که روحانیون صاحب فتوا و کسانی‌که در راس مجلس خبرگان قرار می‌گیرند زیر بار اتوریته احمدی‌نژاد نخواهند رفت

سپردن قدرت مجلس خبرگان به مهدوی کنی، باعث جلب توجه بیش‌تر مراکز دینی در قم و تهران به رفسنجانی شد از سویی دیگر احمدی‌نژاد و دوستان سطحی‌اش که او را در ترفندی ساده‌لوحانه جز سران فتنه شمرده بودند، بازنده اصلی بودند، بازی اشتباهی که موجب شد احمدی‌نژاد کارناآزموده در دام هاشمی افتاده و اقبال بسیاری برای‌ رقیب با آبروی خود بخرد، باوری که با نهایت تلاش فرزندان هاشمی هر روز پررنگ‌تر از روز قبل به توده القا کرد که دچار اشتباه شده و او را باید یگانه حامی خود در راس نظام به حساب آورد و محبوبیتی را که هاشمی خود در دوران سازندگی و اصلاح‌طلبان در دوران قتل‌های زنجیره‌ای از او ستانده بودند، رقیب به او ارزانی داشت، نیازی که هاشمی با رفع آن توانست هم به واسطه جلب ترحم عمومی پس از مناظره‌ها در خطبه‌ جنجالی آخرین نمازجمعه‌اش به‌صورتی افسانه‌ای توده را متقاعد کند که مظلوم است و هم آیت‌اله‌های صاحب نفوذ را به‌صورت علنی بر علیه احمدی‌نژاد پس از واگذاری مجلس خبرگان ترغیب نماید، او در همین راستا هنگامی‌که در مجلس خبرگان اختیارات را به مهدوی کنی می‌سپرد با ژست همیشگی و پدرمابانه‌اش چنین اظهار داشت:

«نکته‌ای که جناب آقای «نعیم‌آبادی» و جناب آقای «طباطبائی» گله کردند از وضعی که با بزرگان برخورد می‌کنند، مهم است. این روش بد واقعن تبدیل به پدیده زشت ویروس مانند در جامعه شد. در این‌جا با خیلی از علما و ائمه جمعه و جماعات ملاقات دارم که می‌آیند و دردودل می‌کنند. کم‌تر امام جماعت یا جمعه‌ای آمده که از افراد افراطی گله نکند که معمولن جایی هم در مساجد دارند. می‌گویند توقع دارند ما آن‌چه را که خودشان می‌فهمند و می‌خواهند، بگوییم و اگر چیزی را نپسندند، فوری عکس‌العمل نشان می‌دهند و اهانت می‌کنند، حقیقتن این دردآور است که ائمه جماعت یا ائمه جمعه برای هدایت مردم تلاش می‌کنند و مردم به آن‌ها اقتدا می‌کنند و شیفته حرف‌های‌شان هستند، اما کسانی به خودشان حق بدهند این‌گونه با چنین بزرگانی برخورد کنند. باید حتمن این شیوه بد علاج شود، والا حق‌گویی، شهامت، شجاعت و صراحت را که از ویژگی‌های روحانیت است، از دست‌شان می‌گیرد و تضعیف می‌کند.

باید اولن خودمان آن‌قدر قوی باشیم که از این‌گونه چیزها نترسیم و حرف‌های خود را بزنیم. ولی شرایطی لازم است که انشااله شرایط‌اش فراهم می‌شود، می‌خواهم خبر خوبی به شما بدهم. دو سه حادثه بدی در روزهای اخیر اتفاق افتاد. همین دی‌روز رونوشت نامه‌ای را که از طرف رهبری به رییس قوه قضاییه ارسال‌شده، برای من فرستادند. ایشان دستور دادند عواملی که این کار را کردند، تعقیب کنید، مجازات کنید و نتیجه کار را به من گزارش بدهید. بعد که من از کار ایشان تشکر کردم، آقای حجازی گفتند:

«همان زمان ایشان به من دستور دادند و من تلفنی با رییس قوه قضاییه صحبت کردم و گفتم حتمن برخورد کنید و ایشان هم کارشان را شروع کردند و الان داریم پی‌گیری می‌کنیم، فکر می‌کنم باید چنین مشکلاتی که برای شما و ائمه جمعه دیگر و ائمه جماعات اتفاق می‌افتد، به دفتر آقا منتقل کنید. الان ایشان می‌توانند این مسایل را حل کنند. ما که نمی‌توانیم. ایشان حتمن راضی نیستند. اصلن دل‌شان به این کارها رضایت نمی‌دهد. منتها آن‌ها به گونه‌ای هستند که همین کارهای بد را که می‌کنند، در گزارش‌ها به گونه‌ای می‌نویسند که اتهام می‌زنند و می‌گویند فلانی فلان کار را کرده بود و ما از ولایت دفاع کردیم. یعنی حرف‌های دروغ می‌زنند.»

از صحبت‌های فوق به خوبی می‌توان دریافت که رفسنجانی چشم به موضع‌گیری «آقا» علیه احمدی‌نژاد داشته و سرانجام دل «آقا» هم به واسطه کم‌تجربگی دوباره احمدی‌نژاد در تمکین از رهبری، کاری که حتا خاتمی نیز از انجام آن ابا داشت با هاشمی دوباره یک‌دله شد.

رفسنجانی سیاست‌مدار کهنه‌کار به خوبی می‌دانست آن‌ چیزی را که مشایی و احمدی‌نژاد و تمام تیم تازه کارشان نمی‌دانستند، او می‌دانست در نظام جمهوری اسلامی که ولایت‌مداری بدون توجه به آن‌که این ولی کیست تنها راه ثبات و بقای سیاسی است در بدترین مراحل و سخت‌ترین دوران، کلامی در رد یا به چالش کشیدن خامنه‌ای نگفت، او تا به آن حد کارکشته کرده که توانسته تمامی کارنامه و پرونده‌های آلوده خود، فرزندان و نزدیکان‌اش را در اوج دوران اعتراضات تطهیر نماید، در روزهایی که تمامی نظام بدنام‌تر شدند او منزه شد .

هاشمی از نفرت خفته و ترسوی سران دینی به مشایی و حسادت آن‌ها به او با تفاسیر عجیب‌اش از اسلام آگاه است و از نیروی بالقوه آنان برای تخریب رییس‌جمهوری برای چنین روزهایی پتانسیلی قوی جمع‌آوری کرده و هم اکنون که مجلس شورای اسلامی، شهردار قالی‌باف و طرف‌داران‌اش، قوه قضاییه، آیت‌اله‌های صاحب فتوا، سران بسیج و سپاه و اکثر کسانی‌که در گذشته نقش مؤثر داشته‌اند، به هم‌راه آقای خامنه‌ای علیه احمدی‌نژاد موضع گرفته‌اند، آن‌ها را به تمامی به اضافه تمامی توده آسیب‌دیده از دوران ریاست جمهوری احمدی‌نژاد به کلکسیون افتخارات‌اش اضافه خواهد نمود و خواهد توانست به اقتدار دوران طلایی بازگردد، اما آن‌چه نباید از یاد برد آن است که من و شما هیچ منفعتی در تمامی این بازی نداشته و نخواهیم داشت، بازی بزرگان در جایی دیگر و در میان کسان دیگری در جریان است و برای ما فرقی نخواهد کرد، ما در هیچ محاسبه‌ای مگر برای برهم زدن آرایش سیاهی‌لشگرها به کار نمی‌آییم و چه با هاشمی و چه بی او ما تنهاییم .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,