Saturday, 18 July 2015
23 September 2020
به بهانه یازدهمین سال‌روز به قتل رسیدن داریوش و پروانه فروهر

«یادآر ز شمع مرده یاد آر»

2009 November 22

سروش / رادیو کوچه

souroosh@radiokoocheh.com
اول آذرماه مصادف با سال‌روز کشته شدن دو تن از فعالان و مبارزان سیاسی و مدنی جامعه ایرانی به نام‌های داریوش فروهر و همسرش پروانه اسکندری است. در باره کشته شدن این دو فعال و سلسله قتل‌های روشن فکران و آزادی خواهان ایران که بعدها به نام قتل های زنجیره ای معروف شد پس از روشن شدن حضور برخی عناصر امنیتی که در بیانیه های وقت وزارت اطلاعات از آن ها به عنوان «عناصر خودسر» یاد می کرد برنامه ربزی دراز مدتی عریان شد که متهمه اصلی آن سعید امامی معاون امنیت آن وزارت خانه خوانده شد. فردی که در زندان پیش از تشکیل دادگاه با داروی نظافت اعلام شده خود کشی کرده است.

20091122-forouhar-koocheh
داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران
داریوش فروهر در سال ۱۳۰۷ در یک خانواده مسلمان در اصفهان به دنیا آمد. او از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی اش را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب در ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ۱۵ سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آن‌جا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.
داریوش فروهر در آذرماه ۱۳۲۷ و در سن ۲۰ سالگی به عضویت گروه «مکتب» درآمد که هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملت‌گرا و مبارز بود. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ۱۳۳۰ تبدیل به حزب ملت ایران شد و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در هفدهم دی ماه همان سال و در سن ۲۳ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین شد.
در سال ۱۳۳۸ نیز درحالی که در زندان به سر می‌برد ارتشبد هدایت که گویی حامل پیامی از سوی شاه سابق ایران  بود، به او توصیه کرد تا برای همیشه از ایران برود. فروهر اما در پاسخ به او گفته بود که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».

در سال ۱۳۳۸ نیز درحالی که در زندان به سر می‌برد ارتشبد هدایت که گویی حامل پیامی از سوی شاه سابق ایران  بود، به او توصیه کرد تا برای همیشه از ایران برود. فروهر اما در پاسخ به او گفته بود که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».

در سال ۱۳۳۹ و با تشکیل جبهه ملی دوم، داریوش فروهر اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او در آستانه انقلاب ایران نیز با حضور در صف مقدم راه‌پیمایی‌های اعتراضی، اراده خود برای تغییر نظام سلطنتی در ایران را به نمایش گذاشت.
فروهر در نهم آبان ۱۳۵۷ و پس از آزادی آیت‌الله طالقانی از زندان، از مردم خواست تا دستور حکومت نظامی را بشکنند. بدین ترتیب بود که صف عظیمی از مردم در حالی که شاخه‌های گل به دست داشتند، فاصله بازار تا خانه آیت‌الله طالقانی را پیاده پیمودند. داریوش فروهر در همان راهپیمایی طی سخنانی اعلام کرد که «نظام آینده ایران باید با همه‌پرسی تعیین شود». او اما پس از این به زندان رفت و بعد از آزادی در آبان ماه ۱۳۵۷ به عنوان سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب شد.
داریوش فروهر در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با خروج شاه از ایران، برای ملاقات با آیت‌الله خمینی عازم پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه آیت‌الله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان وزیر کار در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیت‌های اجرایی فاصله گرفت.
فروهر هم‌زمان با آغاز پاییز سال ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود بر جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ۱۵ کیلویی وزن وی همراه بود. مطابق برخی خبرها، آزادی فروهر به دستور مستقیم آیت‌الله خمینی صورت گرفته بود. چرا که فروهر از سابقه هم‌بندی با مصطفی خمینی فرزند آیت‌الله خمینی در زندان شاه برخوردار بود و گویی شرح همراهی‌های او در زندان به گوش آیت‌الله رسیده بود.

پروانه اسکندری عضو حزب ملت ایران و همسر داریوش فروهر
پروانه اسکندری در سال ۱۳۱۷ در تهران چشم به جهان گشود. پدرش مردی آزادی‌خواه بود که طعم زندان را در مخالفت با رضاشاه چشیده بود.
‫‫پروانه از همان دوران کودکی به واسطه فضای خانوادگی با مسایل سیاسی آشنا شد و در تاثیر پذیری از آن پس زمینه‌ها، در دوران دانش آموزی، به طرفداری از جنبش ملی شدن صنعت نفت پرداخت. دستگیری و حتا اخراج، ماحصل مشارکت او در این اقدام دانش‌آموزی بود. این علاقه‌مندی موجبات همکاری او را با انجمن«آناهیتا» که سازمان هم گام حزب ملت ایران بود، فراهم آورد.
‫‫با اتمام دوران دبیرستان و بعد از قبولی در دانشگاه تهران به تحصیل در رشته علوم اجتماعی پرداخت. مقطع دانشگاه فراز مهمی بود که او را در یک ارتباط نزدیک و فعال با جنبش ملی ایران قرار داد. او در بطن این جنبش پرورش یافته و به زودی به یکی از فعال‌ترینِ زنان آن تبدیل شد.

ازدواج با داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران طبیعتن او را از زمینه مناسب‌تری برای رشد و پرورش توانمندی‌های مبارزاتی برخوردار می‌ساخت.

ازدواج با داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران طبیعتن او را از زمینه مناسب‌تری برای رشد و پرورش توانمندی‌های مبارزاتی برخوردار می‌ساخت. ازدواجی ساده وسیاسی. خطبه عقد توسط آیت الله سیدرضا زنجانی چهره برجسته مدافع نهضت ملی قرائت شده و مراسم بدون حضور حتا یکی از اعضای خانواده در جمع کوچکی از فعالان ملی و میهنی صورت گرفت. پرستو و آرش حاصل این پیمان مشترک بود.
پس از انقلاب نیز پروانه مسوولیت انتشار روزنامه جبهه ملی ایران را  تا زمان توقیف بر عهده گرفت. هم‌زمان برای انتخابات دوره نخست مجلس شورای ملی‫اعلام کاندیداتوری کرد.
در تیر ماه سال ۷۵ پروانه اسکندری جهت شرکت  در هفتمینِ کنفرانس بینِ المللی بنیاد پژوهش‌های زنان ایران به سیاتل آمریکا رفت و با طرح آن که باید ریشه‌های تصمیم‌های زن ستیزانه را در فرهنگ ناگفته و نانوشته‌ی جامعه‌ها جستجو و با اهرم‌های مناسب اجتماعی در جهت فاش سازی و عقب راندن آن تلاش کرد، از زنان ایران می‌خواهد تا گلایه‌هایشان را از تمامی مردان جامعه‌شان برای زمانی دیگر گذارده تا با یاری هم از ورطه سخت تاریخی‌ای که در آن قرار دارند، به سلامت و سربلند عبور نمایند.
سرانجام داریوش فروهر و پروانه اسکندری در صبح روز  یکم آذر ماه ۱۳۷۷ در خانه خود در شهر تهران طی حمله با کارد که بخشی از  قتل‌هایی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای بود، به قتل رسیدند. شرایط این قتل، فجیع و ددمنشانه گزارش شده‌است. پرستو فروهر فرزند این دو فعال با استناد به پرونده می‌گوید که «دست‌ها و دهان این دو را گرفته بودند و ۲۵ ضربه چاقو بر پیکرشان زده بودند».

یک روز،
‫شاید، یک روز،
‫همراه پرواز پرستوی عاشقی
‫واژه لبخند به سرزمینِ سوخته من بازگردد
‫امید، کوبه در را بفشارد
‫و سپیدی جای تمامی اینِ سیاهی‌ها را پر کند
‫آن روز بر مردگان نیز
‫سیاه نخواهم پوشید
‫حتا بر عزیزترنیشان
منابع

  • جبهه ملی
  • ویکی‌پدیا

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|



۱ Comment