Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

«با تمام وجود خواستار تغییر هستیم»

2011 May 27

«با تمام وجود خواستار تغییر وضعیت موجود در ایران و مشارکت در روند این تغییر هستیم اما هیچ افق مشخص و نوید بخشی در برابر خود نمی یابیم. چه باید کرد؟».  متنی که در پیش رو دارید با عنوان «منشور توافقات» در پاسخ به این خواست عام توسط جمعی از جوانان و دانشجویان ایرانی خارج کشور که  تحت عنوان «شبکه ی ارتباطی دیالوگ» فعالیت می کنند نوشته شده است. اما «منشور توافقات شبکه ی ارتباطی دیالوگ» چگونه می‌تواند پاسخی برای پرسش «چه باید کرد» باشد؟

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

پرسشی که امروز بیش از هر زمان دیگری به شکل فراگیر در بین ایرانیان چه در داخل و چه در خارج کشور مطرح شده است. مسلمن هر فرد و یا مجموعه‌ای از افراد پاسخ و کنش ویژه‌ی خود را در برابر این پرسش داشته و خواهد داشت. پاسخی که اعضای دیالوگ برگزیده‌اند از طرفی به طور مشخص با بی‌عملی و سکون و سر‌سپردن به تقدیر، متفاوت و متمایز است و از طرف دیگر به دلیل شرایط عینی که اعضای فعلی شبکه در آن قرار دارند (به عنوان مثال اقامت در خارج کشور، فعالیت غیرحرفه ای و پاره وقت سیاسی)  نمی‌تواند  تا حد کنش مستقیم سیاسی در ایران (حضور در خیابان، سازمان دهی مبارزات و غیره) پیش برود. در این میانه اما می توان با افراد و گروه‌هایی که دغدغه‌های سیاسی- اجتماعی مشترکی دارند، همراه شد و به فعالیت متمرکز و هدفمند سیاسی- اجتماعی در سطحی گسترده پرداخت. شیوه‌ای از مبارزه و مقاومت جمعی که به ویژه در 2 سال گذشته در بین گروه‌ها و شبکه‌های مختلف در داخل و خارج ایران در پیش گرفته شده است.

اما ویژگی تا حدی متمایز کننده‌ی دیالوگ نگاه ویژه‌ای است که به چگونگی این همراهی و اشتراک دارد: باور به اینکه بستر و ظرف مناسب برای کنش جمعی، ساختاری است که خود به بازتولید مناسبات سلطه و تحکیم قدرت سرکوب‌گر غالب نپردازد. چنین ساختاری در فرآیند «سازمان‌یابی از پایین» شکل می‌گیرد. فرآیندی که در آن افراد بر ساختارها تقدم دارند و ساخت و تشکل سیاسی بر‌اساس جهت‌گیری‌ها و ویژگی‌های افراد بنا می‌شوند و نه بالعکس. از این‌ رو دیالوگ نه یک حزب و سازمان سیاسی است و نه تشکلی که برای فعالیت‌های از پیش تعیین شده‌ی خود عضو‌گیری می‌کند. دیالوگ شبکه‌ای ارتباطی است که امکان مرتبط شدن و فعالیت جمعیِ داوطلبانه افراد و گروه‌ها را ممکن می‌سازد و افق کلان خود را « کمک به روند مبارزه و مقاومت جمعی دراز مدت و دموکراتیک» قرار داده است. اما کنش سیاسی معطوف است به «امر سیاسی» و امر سیاسی با تعریفی مشخص از «حقیقت سیاسی» تعیین می‌یابد و تلقی افراد از حقیقت سیاسی متفاوت است. آیا کنش سیاسی مشترک بدون اشتراک در تلقی افراد از حقیقت سیاسی ممکن است؟ چگونه می توان افرادی را که تنها اشتراک آنها باور به لزوم تغییر وضعیت موجود است جهت فعالیت‌های مشخص و عینی سیاسی سازمان دهی کرد؟ یافتن پاسخی برای این پرسش چالشی است که جمع دیالوگ از ابتدای فعالیت خود با آن مواجه بوده است.

دشواری این پرسش از آن رو است که گرچه می‌توان ساختارهای قدرتمدار سنتی که اعضای خود را ملتزم به پذیرش بی‌چون و چرای تلقی یگانه‌ای از سیاست مطلوب می نمایند را به راحتی نقد کرد، اما به همان راحتی نمی‌توان الگو و نمونه‌ای ارایه کرد که توانسته باشد در عین حفظ حدی از چند صدایی و پلورالیسم، به کنش جمعی سیاسی موثر و مداوم بپردازد. بسیاری از گروه‌هایی که ترکیب پلورالی از گرایش‌های مختلف سیاسی را در خود جای داد‌ه‌اند یا تنها در حوزه‌های غیر سیاسی فعالیت می‌کنند و یا امر سیاسی را به گونه‌ای تعریف کرده‌اند که ساختارهای قدرت را به چالش نمی‌کشند، بنابراین هیچ گونه سوگیری مشخص سیاسی را نیز طلب نمی‌کنند. در طی حدود یک سال و نیمی که جمع حاضر دیالوگ خود را با این پرسش دشوار مواجه دیده است پاسخ های زیادی آزموده شده‌اند. برگزاری همایش سراسری جوانان و دانشجویان در برلین تلاشی بوده برای هم‌اندیشی در مورد روش‌های سازمان‌یابی از پایین و متشکل شدن گروه‌هایی با اندیشه‌ها و راهکارهای متفاوت‌(جهت آشنایی با این همایش رجوع کنید به 2؛1).

به دنبال همایش برلین تلاشی که دشواری‌های چالش مورد بحث را به روشنی نمایان کرد سعی شد که در عمل و به هنگام اجرای پروژه‌های معین روش‌هایی اتخاذ و آزموده شوند که به رغم اختلاف نظرها، کنش سیاسی هدفمند ممکن گردد. به دنبال این تجربه‌های عملی، جمع دیالوگ به این نتیجه رسید که تجربه اندوزی و به کار گرفتن روش آزمون و خطا کافی و پاسخگو نیست و بهتر است مجموعه‌ای حداقلی از اصول و پرنسیپ‌ها، روش‌های تصمیم گیری و ارزش‌ها و اهداف سیاسی تدوین شود که مشخص کننده‌ی چارچوبی است که شبکه‌ی ارتباطی دیالوگ در قالب آن فعالیت می‌کند. این منشور مسلمن پاسخ مشخص و روشنی نیست برای پرسش «چه باید کرد؟»، اما روند تدوین آن و محتوای مفهومی آن، شاید ابزار و وسیله‌ای باشد برای سازمان یابی فعالیت‌های هدفمند جمعی؛ فعالیت‌هایی که هر یک پاسخ و نقشه راه  ویژه‌ی خود را برای مسیر دشواری که در پیش داریم ارایه خواهند کرد. در این راستا شاید اولین قدم آن است که اصول و الگوی مندرج در این منشور به بوته‌ی آزمایش گذاشته شوند تا کاستی‌ها و احیانن نقاط قوت آن‌ها در پروسه‌ی عمل مشخص شود. تجربه‌ی عملی، بازنگری نقادانه و مکتوب کردن؛ چرخه‌ای است که موجب پیرایش و آبدیده شدن این منشور خواهد شد. از این رو اعضای فعلی دیالوگ در این مرحله از فعالیت خود و پس از تدوین منشور در نظر دارند که فاز جدیدی از پروژه‌های عملی را آغاز کنند و در این راستا دست همه کسانی که به مفاد کلی این منشور باور دارند و مایل به همکاری هستند را به گرمی می‌فشارند.

1. وبلاگ دیالوگ

2. وبسایت همایش برلین

3. جهت کسب اطلاعات بیشتر لطفا از طریق ایمیل با ما تماس بگیرید

منشور توافقات شبکه ارتباطی دیالوگ

مقدمه

ضرورت فراهم کردن بستری برای رشد و گسترش گفتمان‌های انتقادی و رویکردهای بدیل در فضای سیاسی حاضر، بنا نهادن شبکه‌ای ارتباطی و هماهنگ‌کننده را پیش‌ روی ما نهاد؛ شبکه‌ای که با روند «سازمان‌یابی از پایین» حاصل شده و همکاری‌های داوطلبانه حول دغدغه‌های مشترک سیاسی را میان افراد و واحدهای مستقل سازنده خود امکان پذیر سازد. در تنظیم منشور توافقاتی که معرف پلاتفرم مشترک و حداقلی این شبکه باشد، سعی بر آن بوده که از یک سو اصل سازگاری درونی برقرار بماند (هم‌خوانی میان پرنسیپ‌های کار جمعی با اهداف کلی و دغدغه‌های سیاسی مشترک) و از سوی دیگر مضمون این منشور خود بیان‌گر محدودیت‌ها و دشواری‌هایی باشد که در مسیر دست‌یابی به اصول و ارزش‌ها و دغدغه‌های مشترک برای بنیان نهادن یک فعالیت شبکه‌ای (به رغم تفاوت‌های واحدهای سازنده و با حفظ استقلال آنها) اجتناب ناپذیر است؛ محدودیت‌هایی که ضرورت‌های کار مشترک، نسل امروز را برای غلبه بر آن‌ها به چالش می‌کشد. با این وجود باور ما بر آن نیست که چنین شبکه‌ای می‌تواند در مرز نامحدودی از تکثر سیاسی شکل بگیرد؛ بلکه تکثر دیدگاه‌های افراد و واحدهای سازنده‌ی شبکه به ناچار تا‌حدی است که اختلاف دیدگاه‌ها و جهت گیری‌های کلی در مرز تنافر نباشد، طوری که در عمل، بنا نهادن یک شبکه برای همکاری‌های مشترک و پیشبرد کار مشترک در چنین ظرفی امکان پذیر گردد. در عوض بر این باوریم که پویایی یک جامعه سیاسی که جهت‌‌گیری‌های مختلف و نا‌هم‌سویی را در خود حمل می‌کند، منوط است به وجود مجموعه‌ای از شبکه‌های فعال، نه یک شبکه جامع و فراگیر.

تاکید بر این نکته هم ضروری است که متن حاضر بیان‌گر پلاتفرم یک حزب یا سازمان سیاسی معین نیست و تنها برآیند مشترک ارزش‌ها و دغدغه‌هایی است که افراد و جمع‌های تشکیل دهنده این شبکه ارتباطی بر سر آن‌ها توافق کرده‌اند؛ به این اعتبار دیدگاه‌های مشترک طرح شده در این منشور، در سطحی کاملا حداقلی بوده و فارغ از مصداق‌ها و رویکردهای معینی است که هر فرد یا واحد همکاری‌ کننده بدان‌ها باور دارد. ناگفته پیداست که هم‌چنان که این منشور خود محصول توافقات جمعی بوده است، تغییر آن نیز در مسیر تجربیات آینده، از بستر توافقات جمعی امکان پذیر و قابل تصور است.

در نهایت از نظر ما همه افراد و گروه‌هایی که با پرنسیپ ها و دغدغه‌های طرح شده در این منشور همدلی و هم‌راهی دارند، مخاط‌‌بان این منشور برای پیوستن و همکاری در این شبکه ارتباطی محسوب می‌شوند؛ چرا که رشد و گسترش این شبکه و دستیابی به اهداف آن، بی‌تردید نیازمند مشارکت وسیع‌تر و هماهنگ شدن بیشتر کنش‌های فردی و جمعی است.

پرنسیپ‌ها و ارزش‌های کار جمعی

الف) جای‌گاه ویژه «فرد» و ارتباط آن با فعالیت‌های جمعی (*):

1) اهمیت جای‌گاه فرد و حضور و مشارکت خودانگیخته فردی در روند تصمیم گیری‌ها، به طوری که ساختارهای پیشبرد کار مشترک در تقابل با آزادی های فردی و آزادی عقیده و بیان و اراده افراد قرار نگیرد.

2) استقلال و خودمختاری افراد و جمع‌های تشکیل دهنده ظرف/شبکه مورد نظر نسبت به هم، در عین پاسخگو بودن نسبت به مسئولیت‌های پذیرفته شده.

3) داوطلبانه بودن شرکت در پروژه‌های جمعی و توزیع مسئولیت‌ها بر مبنای مشارکت داوطلبانه.

4) عدم ارزش گذاری میان واحدها/افراد به دلیل تقدم و تاخر حضور و فعالیت آن‌ها در شبکه و به رسمیت شناختن حق خروج آزادانه افراد و گروه‌ها از شبکه .

5) چرخشی بودن مسئولیت‌ها و پرهیز از ایجاد موقعیت‌ها و جایگاه‌های ثابت در حوزه‌های کاری و توزیع مسئولیت‌ها (به منظور رشد قابلیت‌های فردی و پرهیز از منجمد شدن ساختارهای اجرایی)

(*) منظور از «فرد» یک شخص و یا یک واحد مستقل می‌باشد.

ب) مشخصه‌های بنیادین کار جمعی در شبکه ارتباطی دیالوگ (برای همکاری‌های فرامحلی جوانان و دانش‌جویان):

6) پای‌بندی کل شبکه و هم‌چنین همه واحدهای سازنده آن به اصول دیالوگ جمعی و روابط غیر عمودی و حذف سلسله مراتب و پرهیز از زمینه سازی برای شکل گیری حلقه‌های درونی قدرت و روابط  سلطه در درون شبکه.

7) اهمیت دادن به مسیر و پروسه به اندازه مقصد و هدف. به عبارتی قربانی نکردن پرنسیپ‌های انسانی و توافقات دموکراتیک جمعی در پای سرعت عمل برای رسیدن به اهداف مقطعی یا دراز مدت (محور بودن انسان).

8) فراهم کردن بستری انعطاف‌پذیر برای تمرین و پیشبرد کار جمعی در قالبی نوین و بر مبنای دیالوگ درونی و همکاری‌های داوطلبانه، که در عین حال قابلیت حرکت بر مبنای آزمون و خطا و به کارگیری بازخورد‌ها را دارا باشد. چنین بستری باید به پرورش و رشد خصلت‌ها و قابلیت‌هایی در افراد بی‌انجامد که پشتوانه کار گروهی بر مبنای امکانات و ملزومات گفت‌وگوی جمعی باشد؛ [تدارک عرصه‌ای از کار جمعی که امکان بروز نوآوری‌ها و خلاقیت‌های فردی را فراهم کند و با پروسه یادگیری و آموزش تجربی برای افراد و واحدها همراه باشد. رشد قابلیت‌های فردی برای تفکر مستقل و انتقادی، بخشی از افق‌های این آموزش است که بی گمان به ارتقای کیفی کارکردهای این شبکه نیز می‌انجامد.]

9) شفافیت در کارکردهای درونی و مواضع بیرونی. پرهیز از مصلحت کاری و خودسانسوری و همه‌ی مکانیزم‌های تضعیف‌کننده شفافیت کار جمعی.

10) سیالیت ساختارهای مورد توافق و امکان بازنگری نقادانه در ساختارها و توافقات پیشین.

11) مستقل بودن از نهادهای قدرت و عدم سمت گیری به سمت کسب قدرت و یا حمایت از طیف‌های جویای قدرت. در عوض منتقد قدرت بودن و سمت‌‌گیری به سوی گفتمان‌سازی و نقد و ارتقای گفتمان‌های انتقادی در حوزه سیاسی، با ترویج ملزومات تحقق «سیاست مردم» و اقدام در جهت عینیت بخشیدن به آن در حوزه های فعالیت.

12)  عدم وابستگی مالی به نهادهای قدرت و پایبندی به ملزومات «خود بنیادی»:

– استقلال مالی و تاکید بر اصل خودبنیادی مستلزم جهت‌یابی برای درآمدزایی از امکانات و استعدادها و ظرفیت‌های موجود در شبکه است. همچنان که مستلزم برآورد دقیق از هزینه‌ها، برنامه‌ریزی صحیح برای مراحل اجرایی و بهره‌گیری خلاقانه از امکانات و منابع مالی موجود است.

– به طور کلی اجرای پروژه‌هایی که تامین منابع مالی مورد نیاز آن برای واحدهای مشارکت کننده و کارگروه اجرایی مربوطه امکان پذیر باشد اولویت دارد. به بیان دیگر، گزینش و تعریف پروژه‌ها در حدودی که نیازمند وابستگی مالی به منابع بیرونی نباشد.

–  تاکید بر اصل شفافیت در منابع مالی و پروسه تهیه و مصرف آن در پروژه های اجرایی شبکه.

– در صورتی که پذیرش کمک از یک فرد یا موسسه یا نهاد مستقل (مانند NGOها و نهادهای مشابه) در دستور کار قرار گیرد، رعایت پیش شرط‌های زیر ضروری است:

  • کسب اطمینان از درج پیش شرط عدم دخالت در امور داخلی شبکه، از طرف سازمان ها و نهادهای احتمالی تامین کننده منابع مالی (مانند NGOها و نهادهای مشابه)
  • کسب اطمینان از در تضاد نبودن مواضع و اهداف و سیاست های منبع مالی مورد نظر با منشور شبکه و توافقات و اصول و دغدغه های سیاسی مندرج در آن.

(**) منظور آن دسته ویژگی‌های اساسی و متمایز کننده‌ای است که این شبکه ارتباطی بر اساس آنها و برای تحقق آنها ایجاد شده است. به این دلیل این ویژگی‌ها خصلت‌هایی بنیادی برای این شبکه محسوب شده و از این لحاظ تا حدی ثابت می‌باشند.

اهداف کلی

این حرکت در وهله اول برای ایجاد تغییر در فضای سترون ایرانیان خارج کشور، به ویژه در میان انبوه جوانان و دانشجویانی است، که در حوزه امور سیاسی- اجتماعی در وضعیت بی عملی یا دنباله روی انفعالی از ساختارهایی هستند که یا بر آنها تحمیل شده اند و یا در نبود انتخابی بهتر، به اجبار برگزیده شده‌اند. هدف ما تدارک بستری است که به پرورش و گسترش نگرش‌های انتقادی و گفتمان‌های بدیل بی‌انجامد. روند رسیدن به این هدف از دید ما پروسه سازمان‌یابی از پایین است که الگو و ساختار آن به لحاظ خصلت‌های مترقی و نوین خود، پتانسیل و زمینه‌های فراگیر شدن داشته باشد و به تغییر وضعیت مشارکت سیاسی بی‌انجامد. افق کلان این کار، کمک به روند مبارزه و مقاومت جمعی دراز مدت و دموکراتیک در سطحی گسترده است؛ شکل نوینی از کنش جمعی سیاسی که نه تنها به تغییر وضع موجود می‌اندیشد، بلکه به افراد درگیر در این مبارزه و به ماهیت دموکراتیک این پروسه نیز به عنوان هدف می‌نگرد و ارتقای آنان را پا به پای پیشبرد مبارزه و مقاومت در نظر می‌گیرد. این البته به معنای باور به گنجاندن همه این نیروها در یک تشکل واحد نیست، بلکه به معنای تکیه بر الگوهایی از کار جمعی است که ترویج عملی آنها به ایجاد و رشد این گونه تشکل‌ها و امکان همکاری میان آن‌ها یاری برساند. به طبع سازمان دادن به یک مبارزه عمومی و مقاومت فعال و مترقی در سطح گسترده، مستلزم نوآوری‌های نظری و عملی، در عین پایبندی به ارزش‌های دموکراتیک است. این هدف تنها از طریق همراهی نیروهایی میسر می‌شود که آزادی و برابری را ارزش‌هایی وابسته به هم و تفکیک ناشدنی می‌انگارند.

دغدغه‌های مشترک سیاسی

در نگاه کلان این شبکه بخش اصلی تلاش‌های خود را در جهت کمک به ایجاد تغییرات بنیادی در وضعیت مردم و جامعه ایران از طریق بستر سازی برای رشد و تقویت گفتمان‌های بدیل سامان خواهد داد. این تغییرات بنیادی شامل تحقق همه آرمان هایی است که فقدان آنها نه فقط جامعه ایران، بلکه تمامی جوامع انسانی را در سطوح و مراتب مختلف تهدید می کند. آرمان هایی مثل: آزادی های فردی و اجتماعی و سیاسی، برابری و عدالت اجتماعی و دسترسی برابر شهروندان به امکانات رشد فردی و حمایت های اجتماعی، رفع مناسبات مبتنی بر تبعیض در تمامی سطوح آن (شامل تبعیض جنسیتی و تبعیض های برآمده از نوع علایق جنسی، رفع تبعیض های مبتنی بر نوع باورهای دینی، رفع تبعیض های نژادی و قومی و ….. ). بر این اساس این شبکه ارتباطی به طور کلی در تقابل با گفتمان های فراگیری است که پشتیبان ساختارها و مناسبات سلطه هستند و سلطه و ستم را در سطوح خرد و کلان تولید و توجیه و بازتولید می کنند. در چنین بستری است که افراد و واحدهای سازنده این شبکه، شکل گیری و تقویت گفتمان هایی بدیل را ضروری می دانند و تلاش های خود را معطوف به کمک برای رشد و تقویت چنین گفتمان هایی خواهند ساخت.

ساختار درونی شبکه و ساز و کار تصمیم گیری

الف) ساختار درونی و الگوی همکاری ها

1) این شبکه از افراد و واحدهایی تشکیل می‌شود که به مفاد کلی این منشور باور دارند، خواه در تدوین این منشور سهیم بوده و خواه در مراحل بعدی به آن پیوسته باشند. واحدها یا بلوک‌های تشکیل دهنده شبکه می‌توانند افراد، جمع‌ها و گروه‌هایی باشند که در یک محدوده محلی یا در حوزه های فکری مشترک فعالیت دارند.

2) افراد و واحدهای سازنده این شبکه ارتباطی در استقلال از هم بوده و تنها به طور داوطلبانه حول پروژه‌های مورد قبول خود هم‌کاری می‌نمایند. بدیهی است که داوطلبانه بودن همراهی با پروژه‌های پیشنهادی، منافاتی با مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گویی در پروژه‌های درگیر  ندارد.

3) پروژه‌ها از سوی افراد یا واحدها به شبکه پیشنهاد شده و در صورت لزوم در مورد ضرورت آنها گفتگوی جمعی در می‌گیرد. نهایتن افراد و بلوک‌های علاقمند، با پایبندی به توافقات منشور به اجرای مشترک آن پروژه اقدام می‌کنند. در این صورت این پروژه با نام مشخص افراد یا واحدهای درگیر در آن عرضه خواهد شد، با این توضیح که این افراد و واحدها به عنوان بخشی از شبکه ارتباطی دیالوگ معرفی خواهند شد.

4) در مواردی که مساله‌ای به تغییر ساختار شبکه ارتباطی و یا ماهیت و جهت‌گیری‌های کلی آن مربوط شود، با بحث‌ها و تصمیم‌هایی مواجه خواهیم بود که مستلزم حضور و مشارکت همگانی است. در چنین مواردی اصل مشارکت داوطلبانه منافاتی با مشارکت مسوولانه در تصمیم گیری‌ها ندارد.

5) بخش‌هایی از الگو یا ساختار این شبکه ارتباطی تا زمانی که این شبکه فعالیت‌های بیرونی معینی را در پیش نگیرد و یا واحدهای اولیه تشکیل دهنده آن مشخص نگردد، به طور پیشینی قابل ترسیم نیست. نظیر روش‌ها و مجراهای طرح انتقادات و راه‌های طرح و دریافت بازخوردها / فیدبک‌ها؛ راه‌های نظارت جمعی بر نحوه پیشرفت پروژه‌ها و مسئولیت‌ها و میزان تحقق یافتنِ پایبندی‌های دموکراتیک و یا روش‌ها و مجراهای بازنگری توافقات و تصمیمات گذشته (گر‌چه وجود همه این موارد در ساختار درونی شبکه قطعی است).

ب) ساز و کار تصمیم گیری

1) پیش از هر چیز لازم است مشخص گردد حوزه مورد بحث و تصمیم‌گیری به کدام دسته تعلق دارد. موارد تصمیم‌گیری به دو حوزه کلی قابل دسته بندی هستند:

– موضوعاتی که به توافق عمومی‌(اجماع) نیاز دارند. در این موارد بحث‌های اقناعی ملاک کار است نه رای گیری . برای مثال تدوین اصول و راهکارهای کلی نظیر منشور یا تصمیم‌گیری واحدهای مشارکت کننده در یک پروژه در مورد جهت گیری‌های کلی طرح.

– موضوعاتی که اختلاف نظرها بیشتر جنبه سلیقه‌ای دارند نه مبنایی و اصولی. نظیر تصمیم گیری در مورد کارهای اجرایی یا پیشبرد مراحل اجرایی پروژه‌ها. حتی در این موارد هم رای‌گیری باید پس از حدی از بحث‌های جمعی انجام شود، نه در ابتدا. (برای مرحله رای‌گیری، داشتن یک معیار عددی معین، به عنوان حداقل درصد آرا برای تصویب یک طرح/راهکار، ضروری است)

2) تلاش جهت به حداقل رساندن تصمیم‌گیری‌های جمعی برای کل شبکه ارتباطی و ارجاع  تصمیم‌گیری‌ها تا حد امکان به درون واحدهای سازنده شبکه (هر چند حوزه هایی از تصمیم گیری قابل پیش بینی است که کل اجزای شبکه باید در تصمیم گیری شرکت نمایند).

3) از آن‌جایی که در بحث‌های اقناعی رسیدن به هم نظری عمومی بسیار دشوار است، این امکان قابل پیش‌بینی است که مخالفان برای تسهیل پیشرفت کارها با حفظ موضع مخالف از نظر خود انصراف دهند. در این صورت، باید در آینده این امکان را برای آنها در نظر گرفت که برای دفاع از ایده/نظر خود فرصت کافی در اختیار داشته باشند تا نظر خود را بهتر و مستدل‌تر بیان کنند. طوری که بر اساس بازخورد این مباحثات، تصمیم گیری در موارد مشابه مورد بازنگری قرار گیرد.

4) در برخی موارد اجرایی که تصمیم‌گیری نهایی نیازمند دسترسی به اطلاعات محلی یا دانش فنی/تخصصی است باید نخست در مورد معیارها نظرسنجی شود و معیارهای مورد پذیرش/توافق تعیین گردد و سپس یک جمع داوطلب (یک کارگروه مشخص) بر اساس معیارهای مورد توافق درباره جزئیات فنی/اجرایی کار تصمیم گیری کنند.

5) در مورد بروندادهایی نظیر بیانیه‌ها و گزارش‌ها و اسناد مکتوب که در آن‌ها تصمیم‌گیری با توافق عمومی انجام نمی‌شود، می‌بایست عدم توافق عمومی بر آن موضوع ذکر شده و رهیافت‌های بدیل مربوط به آن‌ها (که در اقلیت واقع شده‌اند) نیز قید شود.

6) باور به کار مشترک با در نظر گرفتن چندگانگی بینش‌ها و هویت‌های سیاسی به معنای آن است که برون دادهای این شبکه باید از سوی گروه‌ها یا واحدهایی معرفی شود که با اجرای آن پروژه/خروجی معین موافقند. ضمن اینکه در برون دادها ذکر خواهد شد که این پروژه در بسته شبکه ارتباطی دیالوگ مطرح شده که نهایتن این واحدها (یا این درصد از کل واحدها) این پروژه را اجرایی کردند.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. طاها زینالی
    1

    درود
    امیدواریم بتوانیم در جهت تغییر وضعیت موجود قدمی برداریم،
    از توجه و حمایت “رادیو کوچه” صمیمانه قدردانی می کنیم،
    با سپاس
    طاها زینالی