Saturday, 18 July 2015
22 June 2021
جریان دومینیک استروس‌کان و فساد اخلاقی،

«سیاست و اخلاق سیاسی»

2011 May 28

جلال ایجادی / استاد دانش‌گاه در فرانسه

چندی پیش «دومینیک استروس‌کان» یکی از رهبران حزب سوسیالیست فرانسه، مدیر صندوق بین‌المللی پول و یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری در فرانسه با اتهام «خشونت و تجاوز جنسی» توسط پلیس آمریکا دستگیر شد و در برابر دادگاه قرارگرفت. واقعه‌ای مهم برای محافل جهانی اقتصاد، روی‌دادی اسفناک برای محافل سیاسی و پدیده‌ای دردناک برای جامعه زنان. مردی ثروت‌مند و با قدرت بزیر میافتد و به‌عنوان یک فردی «خشن و متجاوز» در زمینه سکسی مورد قضاوت قرار می‌گیرد. مردی که برنده آتی انتخابات ریاست جمهوری فرانسه تلقی می‌شد، مورد انتقاد و تمسخر جامعه قرار می‌گیرد، مردی که به‌عنوان مسوول سیاسی قلمداد می‌گردید، اینک به‌مثابه فردی «پست و متجاوز به زن» در برابر دادگاه افکار عمومی باید جواب دهد. نظام قضایی آمریکا از زمان دستگیری و اعلام بررسی جرم، به‌طرز سنگین «استروس‌کان» را به‌عنوان یک مجرم به‌افکار عمومی معرفی کرد. صرف‌نظر از این‌که نتیجه قطعی دادگاه چه باشد این روی‌داد نکات زیر را مورد بحث قرار می‌دهد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اخلاق سیاسی. اخلاق و اتیک ضرورتی برای یک جامعه است. اخلاق که از نظر فلسفه کانت به‌معنای مجموعه‌ای از ارزش‌های خوب و مثبت که در جامعه باید برقرار باشد و مقوله اتیک که از نگاه اسپینوزایی هم‌چون روند رفتاری برای بهبود جامعه و جهت خوش‌بختی همگانی مورد توجه است، در دنیای سیاست باید اساس کار باشد. روشن است که منظور از اخلاق و اتیک، دین ومذهب نیست. سیاست‌مداری که با اخلاق و اتیک سروکار ندارد، مورد اعتماد نمی‌تواند باشد. سیاست‌مداری که مافیابی و فاسد باشد، سیاست‌مداری که تجاوز به زن و روسپی‌گری را پا می‌دهد، سیاست‌مداری که فساد مالی را تحمل کرده و خود مشارکت می‌کند، چگونه می‌تواند نماینده درستی برای جامعه باشد؟ چگونه میتوان امور شهروندان را به سیاستمداری سپرد که قادر برعایت حیثیت افراد نیست وامیال خودپرستانه پولی و سکسی و سیاسی‌اش امر اصلی او گشته و منافع عمومی تنها به‌وسیله‌ای برای کسب امتیاز بیش‌تر تبدیل شده است. مسوولیت سیاست‌مدار سنگین است. هر شهروندی می‌تواند با منش خود سرچشمه‌ای برای ارتقا جامعه باشد و روشن است که سیاست‌مدار به‌لحاظ قدرت تصمیم‌گیری خود به‌طور برجسته‌ای می‌تواند با ارزش‌های اخلاقی و آرمانی به ارتقا جامعه کمک نموده و روحیه جامعه را به‌سوی هم‌بستگی و کمال انسانی سوق دهد. ممکن است بمن گفته شود که برخورد ایده الیستی دارم و این خواست دور از واقعیت است. بسیارخوب، روشن است که من از آرزوی خود و تمایل خود حرف می‌زنم، روشن است که کردار واقعی بسیاری  از این سیاست‌مداران در جهان به انحطاط و فرومایگی سو دارد، ولی آیا ما نباید این خواست را مطرح کنیم؟ همه باید با سقوط همگی خوشحال باشند واز تلاش دست بردارند؟ دفاع از حقوق بشر، ارتقا فرهنگی جامعه، مخالفت با مرد سالاری و اعتراض به ستمی که بر زنان وارد می‌شود، هم‌بستگی با رنج کشیدگان، اعتراض به انهدام طبیعت، خواست آرامش وصلح برای جامعه انسانی، مقابله با بردگی روح انسانی جزو اخلاق و اتیک من در این جهان است. در سیاست اگر اخلاق نباشد تبه‌کاری است و تبه‌کاری جز فساد و نابودی پیوندهای انسانی و سلطه خودپرستانه منافع فرد چیز دیگری نیست.

موقعیت زنان. زنان زیرفشار مردسالاری و فرهنگ مذهبی ضد زن وسنت‌های اجتماعی خشونت‌ورزی نسبت به زن پیوسته مورد تعرض قرار داشته و از حقوق خود و جای‌گاه اجتماعی خود محروم بوده‌اند. مذهب یهودی و مسیحیت و اسلام در برابر زنان و علیه آنان تبلیغ کرده و عمل نموده‌اند، قدرت‌های سیاسی مردسالار از پیش‌رفت و تقسیم مسوولیت موافق زنان پیوسته در کردار جلوگیری نموده‌اند، و فرهنگ و رفتار جاری در بسیاری از جوامع با خشونت علیه زن، بامتلک‌های سکسی، با پیش‌داوری‌های بی‌اساس، منافع مردانه را طبیعی و برتر دانسته‌اند. در سه دست‌گاه مذهبی یادشده هیچ زنی دارای مسوولیت نیست و به‌مثابه رهبر و پیشوای مذهبی نمی‌تواند مطرح باشد و تمام مسوولیت‌های دینی مخصوص مردان است. زن نه خاخام می‌تواند بشود و نه کشیش و آیت‌اله، و از این نگاه زن تنها باید تولید نسل کند و در خدمت مرد باشد. در جمهوری اسلامی حقوق زنان پای‌مال می‌شود و زن باید زیر حجاب باشد و مرد چند همسر را بپذیرد و نصف مرد ارث داشته باشد. در جامعه فرانسه تنها هفده درصد مجلس را زنان تشکیل می‌دهند و نابرابری دست‌مزد بین زن و مرد گاه تا بیست درصد می‌رسد. در واقع فرهنگ ضد زن کهن و ریشه‌دار است. فرهنگ ضد زن از یک‌سو تلاش دارد تا کند‌فکری زن و یا پست‌بودن او را اثبات کند واز سوی دیگر هوش برتر مرد و شایستگی او در هدایت جامعه را تاکید می‌کند. این فرهنگ سلطه‌گرا در تمامی جوامع و در تمامی اقشار و گروه‌بندی اجتماعی وجود دارد.

این فرهنگ همیشه عریان عمل نمی‌کند، گاه در قالب یک قانون، گاه در یک تصمیم‌گیری اجتماعی واقتصادی، گاه در یک شوخی و متلک، گاه در خشونت و تجاوز، گاه در تفسیری دانش‌مندانه و گاه در تقسیم کار خانوادگی خود را نشان می‌دهد. هنگامی که ماجرای استروس‌کان پیش می‌آید، در فرانسه در رسانه‌ها و گفتار شخصیت‌ها قبل از هرچیز از بی‌گناهی استروس‌کان و توطئه احتمالی علیه اوحرف زده می‌شود، تا تجاوز نسبت به خدمت‌کار هتل که یک زن سیاه‌پوست است. از اولی صحبت می‌شود که چه بسا بی‌گناه باشد ولی از دومی حرف زده نمی‌شود که چه بسا صادق باشد. چندین شخصیت مهم با گفتار خود تمایل مردسالارحاکم را هم‌راهی نموده و و به‌طور غیر مستقیم تجاوز جنسی نسبت به یک خدمت‌کار آفریقایی را واقعه‌ای بی‌اهمیت تلقی می‌دهند. آقای «روبرت بدنتر» از حزب سوسیالیست و شخصیت برجسته  قضایی فرانسوی و «برنارد هانری لوی» فیلسوف و نویسنده فرانسوی به حمایت شدید از استروس‌کان برخاسته و روزنامه‌نگاران را به‌این خاطر که بی‌گناهی استروس‌کان را زیر سوال برده و یا زیاده‌گویی می‌کنند، مورد حمله قرار می‌دهند. «ژاک لانگ» وزیر فرهنگ سوسیالیست پیشین فرانسه می‌گوید در این ماجرا قتلی اتفاق نیافتاده است. روزنامه‌نگار سرشناس ژان فرانسوا کان می‌گوید خشونتی در کار نبوده بلکه فقط یک هم‌خوابگی با یک خدمت‌کار رخ داده است. این واکنش‌ها در اجتماع اتفاقی نیست بلکه ناشی از تحقیر زن و یا فرهنگ مردسالارنه در اعماق جامعه می‌باشد. این‌گونه واکنش‌ها خود را زمانی بهتر نشان می‌دهد که دفاع از مردی است که قدرت‌مند است و دارای شبکه و روابط رفیقانه و سیاسی و مذهبی و ایدئولوژیک گسترده است. زمانی که «رییس نر» مورد انتقاد بوده و در شرایط دشوار قرار دارد، همه افراد نزدیک و هم‌بسته به‌پا می‌خیزند.

روان‌شناسی جامعه. مردان و زنان فاسد همیشه از حمایت معنوی و اجتماعی بخشی از جامعه برخوردارند. فرصت‌طلب‌ها، بادمجان دورقاپچی‌ها، جیره‌خوارها، سازش‌طلب‌ها، خیرخواهان، دعاگویان و آنانی که در اتحاد و اتفاق سیاسی واجتماعی با این افراد قرار دارند، کارشان سکوت کردن و بی‌اهمیت جلوه دادن پدیده دردناک و حمایت از قدرت‌مندان و سروران است. این افراد حامی و حاشیه‌ای برای امتیازات ریز و درشت، واقعی و تصوری، خود به نگه‌داری قدرت شخصی و مالی و سیاسی قدرت‌مندان پرداخته و با کردار و نوازش‌های خود صاحبان قدرت را پناه می‌دهند و دل‌گرم می‌کنند. در جامعه رابطه‌ها و پیوندها، هم صادقانه و دوستانه و محبت‌آمیز و انسان‌دوستانه‌اند و هم با منافع گوناگون گره خورده و با دروغ و نیرنگ و چاپلوسی هم‌راه می‌باشند. عوام‌فریبی یکی از پایه‌های اساسی جامعه معاصر و «تعادل» آن به‌شمار می‌آید. البته در پیچیدگی اجتماعی دیوار چین این دو طیف را جدا نمی‌کند و آن‌ها گاه در‌هم آمیخته‌اند، ولی بحث بر سر گرایشات سنگین و عمیق است. پدیده بزرگ فریب و دروغ را درون حکومت اسلامی ایران و حامیان وجیره‌خواران قدرت سیاسی موجود می‌توان مشاهده کرد‌، فریب‌کاری را در تمامی دست‌گاه‌های دولتی در جهان می‌توان ردیابی نمود و یا در رفتار تمامی سازمان‌ها و احزاب سیاسی و رهبران آن‌ها می‌توان مورد تحلیل قرار داد و بالاخره این‌گونه بدی‌ها را در اطرافیان دور و نزدیک افراد سیاسی که فرصت‌طلب بوده و گاه چه بسابه فساد‌آلوده می‌باشند نیز می‌توان پیداکرد.

قدرت می‌فریبد و فریفته در خود‌فریبی لذت می‌برد. قدرت هم جاذبه دارد و هم سرسپردگی و کرنش به‌وجود می‌آورد و قدرت‌مند برای حفظ این مکانیسم کشش و وابستگی، فعالانه عمل کرده و اخلاق و اتیک را زیر پا می‌گذارد. به گفته اسپینوزا آن‌چه که زیباست مشکل و کمیاب می‌گردد. افراد قدرت‌مند ناسالم تلاش دارند روان و روح جامعه را نرم کنند و آن‌را به‌سلطه درآورند. به‌طور مسلم در جامعه کسانی یافت می‌شوند که وارد معامله می‌گردند و بازی‌گرانی موجودند که وارد استراتژی اتحاد برای منافع آتی می‌گردند. استروس‌کان در سفر اخیر خود در پاریس قبل از آن‌که ماجرای دستگیری‌اش پیش آید، با تمامی نشریات متمایل به چپ فرانسوی ملاقات کرده و از آن‌ها می‌خواهد تا در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری فرانسه از او پشتیبانی کنند. در همین ملاقات‌ها او می‌گوید حریفان انتخاباتی‌اش چه بسا در پی آن باشند تا از مناسبات او با زن‌ها استفاده کرده و ایجاد مشکل بکنند و بنابراین او انتظار کمک دارد. استروس‌کان از نفوذ شخصی و موقعیت سیاسی ویژه خود و شبکه ارتباطی گسترده استفاده می‌کند تا روزنامه‌نگاران را تطمیع و مجذوب کند، تا راه پیروزی را هموار نماید.  قدرت‌مند‌ی که پرعطش است و فاقد اخلاق و اتیک روشن است، آرام می‌کند، هم‌راه می‌کند، فاسد می‌کند و برای حفظ قدرت همه اهرم‌ها را به‌کار می‌گیرد: «سکس، خشونت، دروغ، نیرنگ، دین، پول، رابطه‌ها و رسانه‌ها.»

پاریس 26 مه 2011

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,