Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
روان به سلامت- قسمت هفتم

«اعتیاد روان‌پاک»

2011 May 28

علی انجیدنی/ رادیو کوچه

شنبه شما به خیر و شادی. هفتمین برنامه روان به سلامت را در خدمت شما آغاز می ‌کنیم. آقای دکتر روان پاک ! هم‌کاران ما تذکر داده‌اند که شما به همه مسایل پزشکی نگاه سیاسی دارید که این باعث مشکل می‌شه. خواهش می‌کنم امروز از بحث‌های سیاسی دوری کنید و بحث رو فقط پزشکی و علمی جلو ببرید. لطفن در خصوص بیماری اعتیاد صحبت بفرمایید.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید


سلام . اعتیاد چیز بدی است. خداحافظ.

چی شد؟ خداحافظی می‌کنید؟ هنوز که اول برنامه است. نکنه ناراحت شدین و بهتون برخورد. ما منظوری نداشتیم می‌خواستیم شما جوری صحبت کنید که برای کسی مشکلی پیش نیاد.

عزیز من در مملکت ما اگه قرار باشه حرف سیاسی نزنیم کلن روزی سه جمله می‌تونیم بگیم: صبح‌بخیر، ظهر‌بخیر، شب‌بخیر‌. تازه اگه این سه جمله رو هم سر جای خودش به‌کار نبریم معنای سیاسی می‌ده. مثلن دکتر روان‌پاک فرضی ما می‌ره یه طرح اقتصادی رو افتتاح کنه. صبح افتتاح می‌شه، ظهر منفجر می‌شه‌، شب تعطیل می‌شه. حالا اگر مثلن به‌جای صبح‌بخیر به ایشان بگوییم ظهر‌بخیر می‌شه تخریب مقامات و سیا‌ه‌نمایی و…

آقای دکتر مثل این‌که از شما خواهش کردیم. لطفن در مورد اعتیاد‌، غیر‌سیاسی صحبت کنید.

ببین خانم محترم، من سیاسی حرف نمی‌زنم ولی همه وقتی گوش می‌کنند‌، صحبت‌های من رو با سیاست قاطی می‌کنند. البته تقصیر خودشون نیست اکثر مردم کشور ما معتاد به خبر سیاسی شده‌اند. از ساعت 5 که برنامه‌های خبری تلویزیونی مثل بی‌بی‌سی شروع می‌شه و وقتی خبر جدیدی وجود نداشته باشه تا ساعت یک شب‌، پنج تا خبر رو مرتب تکرار می‌کنند. همه مردم تمام ده برنامه خبری این شبکه رو می‌بینند‌. چون خبر سیاسی جدیدی وجود نداره، مردم دنبال خبر سیاسی می‌گردن‌. مثلن تلویزیون اعلام می‌کنه که در غرب ده متر بارون اومده، مردم می‌گن: این غربی‌ها ابرها رو نمی‌ذارن بیان کشور ما ببارن.

حالا آقای دکتر از این بحث خارج بشوید و در مورد اعتیاد به مواد مخدر و روان‌گردان‌ها صحبت کنید. مثلن انواع قرص‌های روان‌گردان رو برای ما توضیح بدهید.

شما که هر هفته به این انواع‌ گیر می‌دی و ول کن هم نیستی‌. حالا بی‌چاره‌ها به یه چیزی اعتیاد پیدا کردن‌، چیکارشون داری که چه نوع قرصی یا شربتی یا شیافی رو استفاده می‌کنند. شما دنبال این باش که چه جوری کمک‌شون می‌تونی بکنی.

باشه اشکالی نداره از خیر انواع گذشتیم. شما درمان اعتیاد را بگویید.

روش درمان زندانی کردن و به تخت بستن است که خیلی هم خوب جواب می‌دهد.

آقای دکتر، این روش‌ها که قدیمی شده‌اند. الان روش‌های سم‌زدایی سریع و فوق سریع تو بورس هستند و متدهای مختلفی برای ترک دایمی…

این سوسول‌بازی‌ها اصلن جواب نمی‌ده‌. به‌ترین روش همونه که من گفتم. شما وقتی یکی رو تو خونه حبس کنی یا کاری کنی از خونه بیرون نیاد همه‌چیز از سرش می‌افته. البته این قضیه شاید در مورد دکتر روان‌پاک ما جوابش فوری معلوم نشه ولی اونم با خانه‌نشینی طولانی‌تر اعتیادش حتمن برطرف می‌شه.

شما رو هر کار کنند دست از حرف‌های سیاسی بر نمی‌دارید. بذارین ببینیم سووالات شنونده‌هامون چیه. شنونده اول بفرمایید.

سلام آقای دکتر! شوی ما به قرص ضد حاملگی اعتیاد پیدا کرده هر روز یکی می‌خوره. هرچی بهش مگم این قرص‌ها مال زناست گوش نمی‌کنه. چکار کنیم؟

ببخشید شوهر شما نمی‌گه چرا این قرص‌ها رو می‌خوره؟ احساس خوبی بهش دست می‌ده یا باعث تقویت مقویت می‌شه‌؟

شنونده اول: نه تقصیر خودمان بود. این خانم مامای محله‌مان گفت: «این قرص‌ها رو بذار دهان رحم. مایم دادیم شوهرمون خورد آخه می‌دونین اسم شوهر ما رحیمه. یه مدت گذشت ما حامله شدیم شومان هم معتاد به این قرص‌ها. حالا نمی‌دونم چکارش کنم؟»

دکتر: عزیز من بذار به کارش برسه این آقا رحیم ما. من الان یه روش بگم خوردن این قرص‌ها رو ترک کنه. فردا شما فلان شیاف و دست‌گاه و هزار چیز دیگر رو می‌دی به خوردش دوباره معتاد می‌شه. به نظر من همین قرص‌ها ضررش کم‌تره . بذار حالشو رو ببره.

بعله . این هم حرفیه. شنونده دوم شما مشکلتون رو بفرمایید.

شنونده دوم: آقای دکتر، من معتاد نیستم ولی عادت دارم صبح‌ها هم‌راه چای ناشتام یه نخود تریاک بخورم. ظهرها هم بعد از نهار و چای‌، دو سه پیکی عرق می‌خورم البته به اون هم اعتیاد ندارم. شب‌ها هم با دوستان می‌ریم بیرون شهر چای قلیون می‌زنیم. دوستام همیشه می‌گن خوش به حال تو که وابسته به چیزی نمی‌شی. سوال من اینه که این همه چای که من هر روز می‌خورم برام ضرری نداره؟ نکنه به چای معتاد بشم؟

دکتر: نه عزیز دلم. نگران اعتیاد به چای نباش. این چای‌های که به خورد ما می‌دن این‌قدر توش آشغال می‌ریزن که در اصل ما چای نمی‌خوریم آشغال می‌خوریم. پس تو خیالت راحت باشه. فقط منم می‌خواستم بگم واقعن خوش به حالت که وابسته به چیزی نمی‌شی. سعی کن در اولین فرصت خاطرات زندگی‌ات رو برای همه بنویسی تا بقیه هم بتونند از این موفقیت‌های تو درس بگیرند.

خوب نوبت می‌رسد به شنونده بعدی. در خدمت شما هستیم.

شنونده سوم: سلام دکی جون. مرسی امروز رفتی تو کار بچه‌های ما‌. قربون قدمات، این محمود نخود ما هر روز نخوداش کوچیک‌تر می‌شه. می‌گیم آقا چرا نخودات آب می‌ره؟ می‌گه‌: «نه. کی گفته؟» من هر روز وزنش می‌کنم‌. تازه مدرک هم به ما نشون می‌ده که یعنی حرفاش درسته. ولی ما باورمون نمی‌شه. آخه ما هر روز برای رفع خماری باید مصرف رو ببریم بالاتر‌. یعنی دریافتی‌مون کم شده. درست می‌گم داداش. حالا واقعیت رو بپذیریم یا اسناد و مدارک اوس محمود رو‌؟

دکتر: ببین داداش جون، اوس محمود که حرف الکی نمی‌زنه‌. به قول خودت رسید باسکول نشون می‌ده. حالا ممکنه مسوول دفترش تو باسکول دست برده باشه یا رییس‌اش برای این‌که خرابش کنه این‌ کار رو می‌کنه‌. ولی خود بی‌چاره‌اش اصلن تو این مایه‌ها نیست‌. اون پاک پاکه. از همه نظر‌. قول می‌دم به خدا. اصلن وقتی من می‌گم روان‌پاکه یعنی همین.شما فرض کن …

با اجازه تهیه‌کننده برنامه‌، صحبت‌های سیاسی شما رو قطع می‌کنم و در همین‌جا از خدمت همه شنوندگان عزیز مرخص می‌شویم، بدرود.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,