Saturday, 18 July 2015
13 June 2021
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت صد‌و‌هفت

«علت تفسیر اسلام رحمانی چیست؟»

2011 May 29

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

در دو برنامه گذشته در مورد روشن‌فکر دینی آقای عبدالکریم سروش گفتیم و در جست‌وجوی علت خشم ایشان که بنا بر جای‌گاه‌شان بسیار نامتعارف می‌نمود، سوالاتی را بیان کردیم و اما از آن‌جا که بر تعصب حواریان آقای سروش در هم‌وزنی منتقدان واقفیم، تنها چند نکته را از زبان منتقدان‌شان یادآوری می‌کنیم:

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آقای سروش به عنوان پدر معنوی جریان اصلاح‌طلبی به دور از قضاوت در مورد نیت‌شان توانستند موجب شوند که کلیت نظام جمهوری اسلامی دوام دوباره‌ای بیابد، البته اشتباه مشروعیت‌بخشی به جمهوری اسلامی اگر از سوی رای‌دهندگان عامی صورت گیرد قابل اغماض است، زیرا شاید آنان هرگز در مسیر درستی صورت به صورت این حکومت نشسته باشند و یا حتا تمامی مشی سیاسی‌شان بر اساس گفتار افراد مورد وثوق سیاست‌مدارشان باشد، این اتفاقی عادی برای تمامی جوامع است، اما وقتی صحبت از حلقه کیان و آقای سروش و دیگر دوستان‌شان است موضوع کمی پیچیده می‌شود، نه جهل به ماهیت رژیم و نه تقلید بهانه‌ای مناسب نیست، مگر در خوش‌بینانه‌ترین حالت امید به تغییر ناممکن را با انجام ریسکی پرهزینه به بهای سرنوشت ملتی، بپذیریم .

به هر روی چه حال که آقای خاتمی در حال جلب نظر توده برای عذرخواهی از رهبر به منظور تصاحب چند کرسی قراضه در مجلسی فرمایشی است و چه در گذشته که آقای سروش و دوستان‌شان در حال وصله زدن مسلمات دین برای هماهنگی با شعارهای حقوق بشری بودند، واقعیتی مسلم آن است که اقدام بیهوده این تلاش برای آشتی بی‌سرانجام، از نگاه تاریخ پنهان نخواهد ماند، جابه‌جایی واژه‌ها با زبان مولانا راه علاج این زخم عفونت کشیده نیست، مشکل در جای دیگری‌ست، نهایت عوام فریبی وقتی است که به جوانی عاصی، پرورش یافته در محیطی مذهبی با انواع خرافات، که ترس سوالی ساده در ذهنش از پروردگاری ندیده کابوس است، برای گذر از تمامی بحران‌های ذهنی و واقعی جامعه‌اش نوع دیگری از نگرش به دین را عرضه کنی، زاویه نگاه ماهیت منظر را تغییر نمی‌دهد، ظالمانه‌ترین کار تفسیر است.

نشریه فارین پالسی آقای سروش را جزو 50 متفکر برتر دنیا در قرن 21‌ام قرار داده، آیا آقای سروش به نوع تاثیرگذاری‌اش اندیشیده؟ اصلاح‌طلبی چه تاثیری بر زندگی ایرانیان گذاشته است؟ پشیمانی و اقرار به اشتباه در تثبیت نظام به واسطه تز اصلاح‌طلبی حداقل رفتار درست غیر‌نسبی است

نشریه فارین پالسی آقای سروش را جزو 50 متفکر برتر دنیا در قرن 21‌ام قرار داده، آیا آقای سروش به نوع تاثیرگذاری‌اش اندیشیده؟ اصلاح‌طلبی چه تاثیری بر زندگی ایرانیان گذاشته است؟ پشیمانی و اقرار به اشتباه در تثبیت نظام به واسطه تز اصلاح‌طلبی حداقل رفتار درست غیر‌نسبی است. جوانان ایرانی به واسطه این بلوف سیاسی سال‌های بیش‌تری را مانند پدران‌ و مادران‌شان که پس از انقلاب فرهنگی مسیر زندگی‌شان تغییر یافت، بیهوده از کف دادند، حلقه کیان ساعت شنی را در جهت دیکتاتوری چرخاند و عمر اتفاقی را زیاد کرد که عمر آن‌ها را برباد داد .

اگر اسلام و پیامبرش درست گفتار و درست‌اندیش‌اند که هیچ، اگر هم ابهامی در این نکته مستتر است و این نکته به بزرگی الهامات و تراوشات ذهنی مردی در 1400 سال قبل در شبه جزیره عربستان است، که توانسته مسیر عرفی زندگی مسلمانان را حتا در سویی دیگر از کره زمین پس از قرن‌ها تغییر دهد، چرا پس خیال آنان را با کلامی واضح رها نمی‌کنیم؟ تناقض مرزی دارد که باید به آن احترام گذاشت، درک نثر زمان بیهقی آن‌قدر هم پیچیده نیست و فارسی‌زبانان هم ماهیت این کلمات را حتا با دشواری هم که شده درک می‌کنند.

در شرایط کنونی مشکل ایرانیان نام اسلام رحمانی روحانیت و یا اسلام رحمانی روشن‌فکران دینی نیست، مسئله حتا نوع نگارش قرآن هم نیست، ماجرا آن‌جا جدی می‌شود که به خانه‌ها سرکشی کنید و خلوت‌ها را ببیند، اگر روزی ترس از خرافات و تابوها از دین‌داری ایران‌یان برداشته شود، ماهیت و اصالت دین‌داری آنان برملا می‌شود، روشن‌فکران کافی‌ست از ترس‌های جهنم اطلاع‌رسانی درست انجام دهند و موشکافانه تعابیر جدیدی از انتقام‌های خداوند قهار ارایه کنند تا مومنان ایرانی را عیان ببینند، ما در هر سخنی از جامعه مومن ایرانی سخن می‌گوییم و دغدغه روشن‌فکران دینی تثبیت لطافت در با‌ایمانان خشن و جای‌گزین کردن مدرنیته در قالب تنگ ظرفی با ظرفیت محدود است، اما دید دقیق از کشور ما با تجربه حقیقی از دین گویای واقعیت دیگری‌ست، حب حسین و قهر یزید سر به جای دیگری دارد، ای کاش استعدادهای قابل، مصروف ترس‌زدایی از جامعه‌ای بیمار بود، آن‌گاه اسلام رحمانی‌ مشتری واقعی داشت.

آقای سروش در مقاله «دین اقلی و اکثری» نوشته‌اند:

«اخلاقیات به دو دسته بزرگ تقسیم مى‌شوند: اخلاقیات مخدوم و خادم. مخدوم بودن یا خادم بودن را در نسبت با زندگى لحاظ مى‌کنیم، یعنى یک دسته ارزش‌هاى اخلاقى داریم که زندگى براى آن‌هاست و یک دسته ارزش‌هاى اخلاقى داریم که آن‌ها براى زندگى‌اند. ارزش‌هایى را که زندگى براى آن‌هاست، ارزش‌هاى مخدوم مى‌نامیم، یعنى ما به آن‌ها خدمت مى‌کنیم، و ارزش‌هایى را که براى زندگى، یا در خدمت زندگى‌اند، ارزش‌هاى خادم مى‌نامیم. حقیقت این است که حجم عظیم و بدنه اصلى علم اخلاق را ارزش‌هاى خادم تشکیل مى‌دهند. 99درصد ارزش‌ها خادم‌اند، 1درصد آن‌ها مخدوم (اگر به یک درصد برسند) خاموشى گزیدن، ادب زندگى کردن در نظام‌هاى استبدادى گذشته بوده است. راست‌گویى و دروغ‌گویى را در نظر بگیرید، این‌ها از ارزش‌هاى عام اخلاقى‌اند، ولى هم‌چنان ارزش خادم‌اند، نه مخدوم. زندگى براى راست گفتن نیست، راست گفتن براى زندگى کردن است.

در جهان جدید ارزش‌هاى خادم عوض مى‌شوند. در بحث توسعه و مدرنیته، تحول ارزش‌ها، در واقع، به تحول ارزش‌هاى خادم برمى‌گردد، نه مخدوم. اخلاق، یعنى ادب مقام، ادب جنگ، ادب خلوت، ادب کلاس، ادب خلق… این نسبیت نیست، این مقتضاى مقام است، چون طفلى که بزرگ شود و جامه‌اش را عوض کند. استثنائات اخلاقى هم گواه همین امرند، همه اخلاقیون گفته‌اند در بعضى مواقع دروغ گفتن رواست، چرا؟ براى آن که وقتى مقام عوض شود، ادب مربوط هم عوض خواهد شد. این به هیچ وجه به معناى نسبى شدن اخلاق نیست، نسبیت اخلاقى وقتى است که شما نسبیت را در ارزش‌هاى مخدوم ببرید.»

این نسبیت مطرح شده توسط آقای سروش باوری در حد یک مقاله نیست، تجربه‌ای‌ست که در پهنای کشور ایران تجربه شده، اخلاقیات بنا بر قامت افراد تغییر می‌کنند، اما متاسفانه این قامت تعداد معدودی از افراد خودباور، موجب شده سرنوشت ملتی با آزمون و خطاهای‌شان هر آن با توجه به قامتی تکه تکه شود، اقدام به تفسیر اسلام رحمانی در جامعه باهوش و بی‌تعصب رفتاری بیهوده است، ابتدا باید از حکمت اصالت ایمان گفت، اگر… اگر استدلال اصالت دین‌پذیری پذیرفته شد، آن‌گاه روشن‌فکران خود را به زحمت انداخته و بر سر جمع اضداد مجادله کنند .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۳ Comments


  1. سيامك
    1

    شما با این طرز برخورد با روشنفکران دینی و نواندیشان دینی اشتبا بدی را انجام می دهید متاسفانه نیروهای غیر مذهبی ما خامی های زیادی دارند و اصولا کم به حرف ها و نتایج حرف های خود فکر می کنند


  2. Vrgha
    2

    نو کردن هر کهنه ای بیهوده است باید دوباره ساخت


  3. رضا
    3

    تکرار مداوم این واقعیت ها و همچنین نوکردن این کهنه ها باعث میشه تا انقلاب ۵۷ تکرار نشه ، انتخاب درستی بود