Saturday, 18 July 2015
25 June 2021
دایره‌ی شکسته

«آدم باش، بچه را نزن»

2011 May 28

مه‌شب‌ تاجیک/ رادیو کوچه

نیمه‌ی دوم قرن بیستم را می‌توان با افتخار عصر کودکان نامید. برای این‌که جامعه به رشد و تعالی برسد باید طفل تربیت و برای زندگی عادی و اجتماعی آماده شود. کودکان آسیب‌پذیرتر از سایر افراد جامعه هستند و این آسیب‌پذیری دلایل گوناگونی دارد. این دلایل می‌تواند کوچکی، عدم توانایی تطابق با محیط و نیز قدرت اندیشیدن و تشخیص خوب و بد باشد. به همین دلیل برای جبران این آسیب‌پذیری والدین و افرادی سرپرستی کودکان را به عهده می‌گیرند. و حال این سرپرستی و روش‌های غلط تربیتی باعث شده است که بعضی کودکان از طرف سرپرستان خود مورد آزار و اذیت و یا ضرب و شتم قرار بگیرند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشتی، روانی، اجتماعی است که مورد بی‌توجهی زیادی قرار گرفته است. در ایران به دلیل وجود فراوانی عوامل مستعد کننده و هم‌چنین شواهد گوناگون این‌طور به نظر می‌رسد که میزان شیوع بدرفتاری با کودکان بالاست ولی به دلیل عدم حمایت‌های قانونی از کودکان و هم‌چنین در دست‌رس نبودن آن گزارش‌های قانونی در این زمینه اندک است.  موارد مربوط به کودک آزاری به‌طور غالب مخفی می‌ماند و موارد اندکی از آن فاش می‌رود. خیلی از همسایه‌ها و یا شاهدان کودک آزاری به علت دوستی یا ترس از آزار و اذیت کودک آزار، نداشتن حوصله برای مراجعه به پلیس و عدم دست‌رسی به مراکز مربوط به کودک آزاری تمایلی به اعلام این‌گونه گزارش‌ها ندارند.

یکى از نکات برجسته در خانواده‌هاى کودکان آزاردیده انتقال خشونت از نسلى به نسل دیگر است. به این ترتیب کودکى که تحت آزار و اذیت والدین قرار مى‌گیرد، به وسیله ساز و کارهاى روانى، به‌ویژه همانندسازى و یا مشابهت با مهاجم به تدریج خود نیز رفتارهاى خشونت‌آمیز بروز مى‌دهد و به همین شکل این رویه را به فرزندان و نسل‌هاى بعدى منتقل مى‌کند. بنابراین کارشناسان معتقدند براى کاهش شمار کودک آزارى‌هاى پرخطر و خشن، دست‌گاه‌هاى نظارتى و حمایتى باید با بهره‌مندى از نظرات کارشناسان و خبرگان در یک نقطه این چرخه‌ی معیوب را قطع کنند.

بالطبع برای تربیت کودک لازم است که والدین اعمال انضباط کنند اما بعضی از والدین خواسته یا ناخواسته دست به اعمالی می‌زنند که منجر به کودک آزاری می‌شود، به‌طور مثال برخی والدین به علت نبود آگاهی و مهارت در به کارگیری‌های استراتژی‌های تربیتی و یا بی‌توجهی به نیازهای کودک دچار کودک آزاری می‌شوند حتا ممکن است در ابتدا از روش‌های ملایم تنبیهی استفاده کنند اما کم‌کم به علت گم کردن مرزها بر میزان خشونت خود می‌افزایند و مرتکب کودک آزاری می‌شوند. آزار جسمی می‌تواند متوسط، شدید و یا خیلی شدید باشد. حال مسئله‌ای که برای این والدین روشن نیست این است تنبیه با انضباط تفاوت دارد و انضباط عبارت است از آموختن یک روش منظم برای زندگی به کودک تا اعتماد به نفس او را تقویت کند.

عوامل بسیاری در کودک آزاری جسمی دخیل است از آن جمله می‌توان به بی‌کاری، فقر فرهنگی و اقتصادی، آزاردیدگی والدین در کودکی، بارداری ناخواسته، اختلاف زناشویی، اعتیاد، ارضا نشدن نیازهای عاطفی والدین آزارگر، عزت نفس پایین والدین یا مراقب کودک، داشتن ناپدری و نامادری و یا داشتن کودکی که چهره یا جنسیت او مورد علاقه‌ی پدر و مادر نیست و یا بیماری روانی والدین اشاره کرد. کودک آزاری چه جنبه تادیبی بیش از اندازه عقلانی داشته باشد که منتهی به جرح و مصدومیت کودک شده باشد، چه جنبه‌های تادیبی بزهکارانه داشته باشد، به‌طور تقریبی ریشه یک‌سانی دارد. اگر به صفحه حوادث روزنامه‌ها در چند سال اخیر که مبادرت به انتشار اخبار جرایم و جنایات می‌کنند توجه کنیم، تمام حوادث مرتبط با کودک آزاری دارای یک نقطه مشترک است. نقطه‌ی مشترک در تمام جریم علیه کودک این است که کسی که مرتکب چنین عملی می‌شود یا قصد از بین بردن و کشتن تدریجی کودک را دارد یا قصد ایجاد رعب و وحشت در دل او.

بسیار دیده شده است که هنگامی که نیروی انتظامی و یا قاضی از والدینی که فرزند خردسال‌شان را مورد ضرب و شتم یا قتل قرار داده در خصوص مجرمانه بودن این عمل پرس‌و‌جو می‌کند با آسودگی می‌گویند حق پدر و مادر است که برای تربیت فرزندشان او را تنبیه کند و آن‌ها از این حق مشروع خود استفاده کرده‌اند. در نهایت اگر قاضی رسیدگی کننده به پرونده‌ی اتهامی چنین والدینی اگر بسیار مصمم در کیفر رسانی به آن‌ها باشد مجاز به تعیین دیه برعلیه آن‌ها و تعزیر متهمین می‌باشد. از دیگر نواقص قانونی و اجرایی در رعایت حقوق کودک در ایران، نقص قانون در سرپرستی از کودکان بدون سرپرست و یا بدسرپرست است. هم‌چنین در مقام اجرا نیز مقامات امدادی نظیر سازمان بهزیستی کشور از امکانات مادی و معنوی کافی برای حفظ و نگه‌داری و سرکشی از کودکان بی‌سرپرست و یا بدسرپرست برخوردار نیستند.

استثمار کودکان، بهره‌کشی، تنبیه روحی و روانی، آزار جنسی و کودک ربایی بخشی از نقض حقوق کودکان در جامعه جهانی و بالطبع جامعه ایران است. به‌طور مثال، با نگاهی به قوانین کیفری ایران متوجه خواهیم شد که هیچ قانون خاصی در رابطه با کودک آزاری، جنسی و جرم انگاری آن وجود ندارد. از سوی دیگر در کشور هیچ نهادی برای نظارت بر رعایت حقوق کودکان و کنترل و بررسی میزان آن وجود ندارد.

برای اثبات این ادعا باید گفت که در زمینه کودک آزاری کنوانسیون بین‌المللی بر جرم‌انگاری خاص در مورد کودک آزاری، تاکید کرده، اما در ایران هنوز قانونی خاص برای آزار جنسی کودکان و حمایت ویژه اندیشیده نشده است.

خشونت غیرقابل اجتناب نیست بلکه در بسیاری اوقات قابل پیش‌بینی و پیش‌گیری است. بسیاری از عواملی را که در کودک آزاری‌ها دخیل هستند می‌توان محدود کرد و دولت‌ها، سازمان‌های دولتی و غیر‌دولتی مرتبط و مردم می‌توانند با پی‌گیری حق و حقوق کودکان و بررسی نیازهای مادی و روانی آنان خشونت علیه آن‌ها را به میزانی قابل توجه کاهش دهند. تنبیه بدنی تیشه به ریشه‌ی اعتماد به نفس می‌زند‌. کودک نیاز به پذیرش در خانواده دارد. نیاز دارد تا بداند هرچند دچار اشتباه شود باز هم سینه‌ی خانواده به رویش گشاده است و می‌توانند مامن او باشد. بنابراین جای خالی ارزیابی سلامت روان همسران پیش از ازدواج در میان آزمایش‌های ضروری در این زمان، به‌طور کامل احساس می‌شود چرا که افراد کودک آزار به‌طور معمول خود از سلامت روان مطلوب برخوردار نیستند .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,