Saturday, 18 July 2015
30 September 2020
آخرین نوشته «محمد تاجران»

«روزهایی دور از سفر و جاده»

2009 November 23

«محمد تاجران»، دوچرخه‌سواری مشهدی است که با دوچرخه دارد دور دنیا را می‌گردد. او سفر خویش را از سال 1375 آغاز کرده و تاکنون از کشورهای بسیاری گذشته است. ویژگی سفر او این است که در هر کشوری درختی می‌کارد به نشانه حمایت از طبیعت و درختان. We need trees عنوان سایت محمد تاجران است .

20091123-weblogestan-moh-tajeran

تاجران پس از مدت‌ها برای دوستان خویش و آن‌ها که جریان سفر اورا پی‌گیری می‌کنند چنین نوشته است:

«مدت زیادی است که هیچ چیزی ننوشتم و هیچ ایمیلی نزدم واستون که دور بودم از سفر و جاده و زمانی که در سفر نیستم حرفی برای گفتن ندارم که تنها توی جاده زندگی من معنا پیدا میکنه و زمانی که سفر می‌کنم و جاری هستم.

توی جاده نبودم اما هنوز داشتم زندگی می‌کردم چیزی رو که مسیر زندگی واسم پیش می‌برد و جاری بودم درونم رو …دلتنگ سفر بودم و جاده ولی سرشار از بودن و از زندگی و از دوستانی که لحظه های بودن در کنارشان فرصتی بود مغتنم تا باز تنها بشم و مسافر. و باز به سفر برگردم جایی که شما رو ملاقات کردم و درونم رو پر کردم با ذره‌های عشق شما و شور دوست داشتنتون.

سفر واسه من دیگه تنها جاده و دوچرخه نیست که خود زندگی و  بودن  واسم شده سفر پس باز جاری هستم و شاد از زندگی هر چند لحظاتی رو به همراه داره که می‌تونه خیلی سخت باشه.

به دنبال یک رویا و خواب به ایران برگشتم که چرا برگشتنم خود داستانی است طولانی …اما سرگرم آماده‌شدن بودم برای برگشتن به جاده که خبری سخت من رو به نپال کشوند. بهترین دوست همه دوران زندگیم که به می‌توونم بگم به شکلی استاد من بود (عباس جعفری) در یک حادثه توی نپال ناپدید شد و بعد از این‌که درون رودخانه افتاد آب بردش. ۷۲ روز پیش …….

پس از ۵ روز از حادثه به اینجا اومدم که شاید بتونم کمکی باشم واسه پیدا کردنش و هنوز بعد ۷۲ روز هیچ چیزی نیافتیم.

این درست که کاملن از منطق به دور است که امیدی به زنده بودن عباس داشته باشم ولی باز داستان، داستان درونه و فریادی که همه نظام آفرینش داره مبنی بر زنده بودنش و این رو با همه وجودم حس می‌کنم.

باز به ندای درونم گوش می‌کنم و بهش اعتماد دارم و دنبال می‌کنم نشانه‌هایی رو که همه آفرینش داره…باز اعتماد می‌کنم به آن‌چه که درونم وجودداره و باز به دور می‌اندازم همه عقل و آن‌که که من رو وامیداره از گوش‌کردن به نجواهای درونم.

امید دارم که خدا باز هم کمکم کنه که از لطف خودش نا امید نشم و تسلیم عقل محدود و ضعیف نشم و ادامه بدم.

همیشه بر این باور بودم که انسان زمانی که شاده و دلش مملو است از شور و عشق قادر به خلق همه چیز هست…ازتون میخام که باز شاد باشین و توی لحظات شادتون واسه عباس هم دعا کنین.درون شاد قادر به خلق هر چیزی هست…حتا یک زندگی.

به محض اینکه عباس پیدا بشه به ایران باز خواهم گشت تا دوباره آماده بشم واسه سفر و لذت بردن از زندگی با مردمی که دستانشان همواره گرم است و پر از عشق.

باز درونمون رو پر کنیم از عشق و آرامش و باز خلق کنیم هر آن‌چه به انتظار نشستیم. »

«دلم برای خانه تنگ نمی‌شود»

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: ,