Saturday, 18 July 2015
10 July 2020
پس‌نشینی‌تند

«شب‌های‌سوخته‌ی‌‌لاله‌زار»

2011 May 29

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

اگر طول شبانه‌روز را به سه قسمت مساوی تقسیم کنیم،  آن‌گاه رعایت الگوی 8 ساعت کار، 8 ساعت خواب و 8 ساعت تفریح یکی از سنجه‌هایی خواهد بود که از روی آن می‌شود به میزان توسعه‌یافتگی آن جامعه پی‌ برد. از آن‌جایی که بیش‌تر کارهای اداری، سیاسی و اقتصادی در طول ساعات روز انجام می‌شود، سال‌هاست در بسیاری از شهرهای بزرگ دنیا مردم بخش فراوانی از تفریحات‌شان را به ساعت‌های انتهایی شب و نیمه‌شب موکول می‌کنند، چیزی که از آن با «زندگی ‌شبانه» نام ‌برده می‌شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در روزهایی که تهران کم‌کم بزرگ و بزرگ‌تر می‌شد، «ناصرالدین‌ شاه» که به نمادهای تجدد علاقه‌مند بود، پس از بازگشت از سفر اروپا و به تقلید از خیابان «شانزلیزه»‌ی پاریس دستور ساخت خیابانی را در تهران صادر کرد که بعدها به نوعی نمادی زندگی‌شبانه در تهران شد. این خیابان به تدریج محلی شد برای خوش‌گذرانی نسل تازه از فرنگ‌برگشته که دل‌بسته‌ی زندگی به سبک غربی بود. هر‌چه از عمر تاسیس لاله‌زار می‌گذشت، این خیابان بیش‌تر مورد توجه قرار می‌گرفت و بر شمار مکان‌هایی هم‌چون کافه، رستوران، سالن ‌تاتر، سینما و کاباره در آن افزوده می‌شد.

در دوران حکومت پهلوی‌ اول هر‌چه بیش‌تر بر رونق لاله‌زار افزوده شد، اما به تدریج و با گسترش خیابان‌های مدرن‌تر در مناطق‌شمالی شهر تهران و تاسیس سینماها، بارها و دیسکوهای مجلل‌تر، مشتریان طبقه‌ی روشن‌فکر و اشرافی لاله‌زار جای خود را به افرادی از طبقه‌ی پایین و شهرستانی‌های مسافر‌ پایتخت دادند. هنرمندان نخبه و پیش‌رو جای خود را به بازی‌گران تاترهای روحوضی و خوانندگان کوچه‌بازاری دادند و هنر‌لاله‌زاری صفتی شد برای گونه‌ای از هنر که نماینده‌ی ابتذال و لمپنیسم بود. با تمام این واقعیت‌ها لاله‌زار هر شب هزاران هزار نفر را به سوی خود می‌کشید و بازار کاباره‌ها و کافه‌ها و رستوران‌ها و تماشاخانه‌هایش هم‌چنان پررونق باقی مانده بود و شهرت و درآمد برخی از هنرمندانش به مراتب از هنرمندان مشهور آن زمان بالاتر بود، تا این‌که یک اتفاق همه‌چیز را زیر و رو کرد و آن چیزی نبود به جز پیروزی انقلاب‌اسلامی.

انقلاب از اساس با نمادهای جامعه‌ی‌مدرن سر جنگ داشت و هر‌چه که به آن مربوط می‌شد را یک شبه در کشور تعطیل کرد لاله‌زار هم رویش، از تاتر و کافه و کاباره بگیر تا عرق‌فروشی و دیسکو و بار. سینماهای لاله‌زار از رونق افتادند و یکی‌یکی تعطیل شده و با تغییر کاربری، جای خود را به پاساژ و مغازه‌های جور و واجور دادند. لاله‌‌زار به محل کسب و کار صنف لوازم‌برقی تبدیل شد و زندگی‌های شبانه جای‌شان را به شلوغی‌های سرسام‌آور روزانه دادند. مردم برای گذراندن ساعات بی‌کاری‌شان که دیگر فراوان هم نبود دست به دامن معدود چیزهایی شدند که هنوز مجاز بود. رستوران‌ها، فست‌فودها و آبمیوه‌فروشی‌هایی که فقط بهانه‌ای بودند برای جمع شدن مردم و جوانان در کنار هم. تفریح شبانه محدود شد به دور زدن بیهوده با ماشین در سطح شهر و بعد خوردن و خوردن و خوردن. تا این‌که با شروع دهه‌ی هشتاد سخت‌گیری‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای آغاز شد و همین اندک بهانه‌هایی برای شادزیستن نیز از مردم گرفته شد و برای کار مغازه‌ها محدودیت ‌ساعت در نظر گرفته شد و این به معنای هر‌چه کوتاه‌تر شدن زندگی شبانه در تهران بود.

به هر حال شاید بتوان گفت که لاله‌زار تنها نماد یک شیوه از زندگی بود که با تعطیلی‌اش آن بخش از زندگی ایرانیان نیز به فراموشی سپرده شد. این سرنوشت همه شهرهای کشور است. اکنون کم‌تر شهری را در ایران می‌توان یافت که زندگی شبانه در آن رایج باشد. در واقع شهرنشینی کنونی کشور با کم‌ترین بهره‌وری هم‌راه است و بیش از یک سوم زمان زندگی در شهرها به‌طور کامل بدون استفاده باقی مانده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,