Saturday, 18 July 2015
19 June 2021

«گالری/ستوده:وکالتم را باطل کنید ولی عدالت را نه»

2011 May 30

امروز 8 خردادماه 1389 نسرین ستوده با توجه به درخواست مراجع قضایی مبنی بر تعلیق پروانه وکالت‌اش، از زندان اوین به محل دادگاه انتظامی کانون وکلا اعزام شد. اما بنا به گزارش‌های رسیده به مدرسه فمینیستی، امروز دادگاه وی تجدید و به وقت دیگری موکول شد. نسرین ستوده در آستانه برگزاری این دادگاه دل نوشته‌ای برای همسر خود‌، رضا خندان به نگارش درآورده است که در زیر متن کامل آن را می‌خوانید:

نامه نسرین ستوده به همسرش در آستانه ابطال پروانه وکالت:

من بی‌پروانه‌ی وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم،

رضای عزیزم‌!

می‌گویند زندان است و دل‌تنگی‌هایش، می‌خواهم برایت بگویم زندان است و غافل‌گیری‌هایش. نمی‌توانی تصور کنی نسل جدید چه فضای جدیدی را در زندان ایجاد کرده است؟ همان فضای غافل‌گیر‌کننده‌ای که در بیرون است، در رگ‌های زندان جریان دارد و این، حیات جدیدی را به جامعه و زندان می‌بخشد! این زندگی گاه شاد است و سرحال، گاه آرام و سر به زیر گاه نظاره‌گر و تحلیل‌گر، اما در همه حال متحمل و اهل مدارا، و تحمل همان است که آن‌ها را به هدف می‌رساند. زیرا تو خودت بهتر می‌دانی که آن‌چه می‌تواند سنگ را شکاف دهد و سختی‌ها را از جلوی راه بردارد انعطاف و تحمل آب است.

عزیزم‌!

هرکس در زندان به آزادی‌اش فکر می‌کند. من هم آزادی‌ام برایم مهم است. اما مهم‌تر از آن عدالتی است که نادیده گرفته می‌شود. معلوم است که رویایم مثل هر زندانی یک مسافرت رفتن با خانواده است یا قدم زدن آزادانه در زیر باران بهاری، نگاهی به درخت کوچه یا با بچه‌ها یک عصر را در پارک گذراندن. راستی یادت هست چگونه وقتی عصرها به خانه می‌آمدی هر سه با شادمانی به استقبالت می‌آمدیم؟

ما خانواده خوش‌بختی بودیم ولی برخلاف تهدید بازجویم که در اولین جلسه‌ی بازجویی گفت تو و شوهرت را از حیز انتفاع ساقط می‌کنم، هنوز هم خوش‌بختیم، زیرا نمی‌دانم چرا آقای بازجو نمی‌دانست خوش‌بختی در دل آدمی وجود دارد. همه‌ی این‌ها را دوست دارم. معلوم است که همه‌ی این‌ها برایم مهم است. اما مهم‌تر از آن صدها سال حبسی است که برای موکلانم و دیگر آزادی‌خواهان به جرم ناکرده صادر شده است تعدادی از آن‌ها و فقط بعضی از آن‌ها موکلم بوده‌اند و چه پروانه‌ی وکالت داشته باشم یا نداشته باشم به احکام ناعادلانه‌ی آن‌ها معترضم.

می‌خواهند دادگاهی برپا کنند تا پروانه‌ی وکالتم را ابطال کنند. البته پروانه‌ی وکالتی دارم که سعی کرده بودم ضمیمه‌ی شرافتم باشد. اگر روزی پروانه‌ی وکالت را حکومتی از من بگیرد، شرافتم را که با هیچ حکمی نمی‌تواند بگیرد. همان مرا بس.

تا زمانی که این احکام غیر عادلانه به حیات خود ادامه می‌دهد و تا زمانی که دادگاه انقلاب به صدور احکام اعجاب‌انگیز خویش ادامه می‌دهد، عزیزم، من بی‌پروانه‌ی وکالت یا با پروانه، به این احکام معترضم. اعتراض به احکام ناعادلانه نیاز به پروانه‌ی وکالت ندارد. به آن‌ها بگو پروانه‌ام را از من بگیرید، عدالت را نه؟

اوین

بند زنان زندانی سیاسی

خرداد90

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , ,