شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
06 September 2016
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت صد‌و‌ده

«شکنجه‌‌گران قدسی»

۱۳۹۰ خرداد ۱۱

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

همان‌گونه که در برنامه‌های پیش اشاره شد، خشونت و اعمال شکنجه عمری طولانی داشته و بررسی علل شکنجه و خصوصیات شکنجه‌گران کاری آسان نیست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

تمامی حکومت‌هایی که به شکنجه دگراندیشان متوسل می‌شوند به خوبی می‌دانند آن‌چه ممکن نیست توقف آرا و اندیشه‌ها با اعمال خشونت است، پس به چه منظور آن را انجام می‌دهند؟

شکنجه‌گران افرادی از جامعه هستند اما مطمئنن دارای مشخصه‌های خاصی می‌باشند، هر کسی نمی‌تواند در کسوت شکنجه‌گر قبول شغل کند، این افراد دارای چه افکاری هستند؟

کالبدشکافی پدیده شکنجه از آن‌جا که در جوامع گوناگون وجود دارد، بحثی طولانی و پیچیده است، اما این بحث فقط در قالب زمان و مکان مشخص، جمهوری ‌اسلامی در ایران است .

متاسفانه آن‌چه جلب نگاه عمومی به پدیده خشونت دولتی را ایجاد نمود، اتفاق قتل‌های زنجیره‌ای بود، تا قبل از آن جامعه انقلابی و درگیر جنگ به این مورد علاقه‌ای نشان نمی‌دادند، اعمال شکنجه به جوانانی که بر اساس تمایلات گروهی و حزبی مورد شکنجه قرار می‌گرفتند و اتفاقن خشونت اعمال شده در مورد آنان بسیار هم سخت و شدید بود، با پروپاگاندای دولتی به گونه‌ای انعکاس می‌یافت که هیچ‌گونه احساس هم‌دردی و ترحم جامعه را برنمی‌انگیخت.

در زمان انقلاب و پس از آن جنگ روح مرگ و سختی تطهیرآمیز در کل جامعه بسط یافت و همین امر باعث شد تا رفتار حاکمان در زندان‌ها عادی جلوه کند، پخش تصاویری از افراد شکنجه شده توسط گروه‌های مخالف جواز انجام مثل آن را برای دولتیان صادر می‌کرد.

پس از جنگ و در دوران سازندگی جامعه پس از عبور از بحران‌ها دارای ثباتی نسبی شد، ثباتی که وجدان جمعی توده را هشیار نمود و پس از مرگ روح‌اله خمینی و پس رفتن هاله‌های قدسی چشمان ایرانی کم‌کم با نگاه‌های زمینی و عادی بشری آشتی کرد، اولین شوک بزرگ جامعه در مورد خشونت دولتی قتل‌های زنجیره‌ای بود

اما پس از جنگ و در دوران سازندگی جامعه پس از عبور از بحران‌ها دارای ثباتی نسبی شد، ثباتی که وجدان جمعی توده را هشیار نمود و پس از مرگ روح‌اله خمینی و پس رفتن هاله‌های قدسی چشمان ایرانی کم‌کم با نگاه‌های زمینی و عادی بشری آشتی کرد، اولین شوک بزرگ جامعه در مورد خشونت دولتی قتل‌های زنجیره‌ای بود،  قتل‌هاى زنجیره‌اى، قتل‌هاى اهل قلمى چون محمد مختارى و محمدجعفر پوینده، که از مبلغان ایده حقوق بشر و مدارا بودند و ایمان توده به بی‌آزاری آنان  انزجار مردم را برانگیخت و به مطرح شدن بیش از پیش بحث خشونت در سطح عموم کمک کرد، ملتی که بعضن نوجوانان و جوانان‌شان را در سال‌های ابتدایی انقلاب خود تسلیم دست‌گاه خشن جمهوری اسلامی‌ می‌کردند، حال برای آن‌چه که بر سر آنان آمده بود، نگران بودند.

پس از اتفاقات زیادی که مرتبط به این پرونده بود، بزرگ‌ترین دست‌آورد این حادثه شوم، پرده‌دری واضح از شکنجه مقدس بود، شکنجه‌گرانی که تحصیلات دانش‌گاهی در غرب داشتند، مرتکب زشت‌ترین رفتار خشن شده بودند و پس از بررسی پرونده مشخص شد که آن را مقدس دانسته و رفتاری برای جلب نظر الله می‌دانند، از همه عجیب‌تر بازجویان همین پرونده بودند که آن‌ها هم برای جلب‌نظر همان خدا شکنجه‌گران و قاتلان همان پرونده را مورد خشونت‌های شرم‌آوری قرار دادند، این پروسه معیوب و زنجیره‌ای پس از آشکار شدن موجب بهت جامعه خواب‌آلوده شده و شک توده را نسبت به رفتار و بخشش گذشته‌شان برانگیخت.

در مباحثی که توسط روان‌شناسان و جامعه‌شناسان برای بررسی پدیده شکنجه و شکنجه‌گران وجود دارد، این افراد را کسانی کم‌سواد و بی‌بهره از جای‌گاه عمومی دانسته‌اند، که به واسطه تحقیرهایی که موجب عقده‌های بزرگی شده با این شغل به نوعی خودارضایی روانی می‌کنند، اما ما اکنون با دسته‌ای از این شکنجه‌گران مواجه هستیم که تحصیلات دانش‌گاهی داشته و به واسطه استفاده حداکثری از رانت‌های دولتی توانسته‌اند با مخفی‌نمودن شغل‌شان در جامعه آبرویی نیز به دست آورند، وجود این گروه را چگونه باید توجیه کرد؟ گروهی که از گروه نخست رفتارشان خطرناک‌تر است.

زمانی عموم ملت با توجه به پندارهای مذهبی و عوامانه خود نه تنها به بحث خشونت به صورت جدی نمی‌پرداختند بلکه این رفتار را در مقابل کسانی که به شعائر آنان توهین نموده امری اجتناب‌ناپذیر می‌دانستند.

بحث‌های داغی مانند غیرت بر نوامیس، قتل دردناک جانیان کربلا، قطع دست و پای سارق و سنگ‌سار … از مواردی‌ست که به واسطه باورهای مذهبی در ذهن ایرانیان نهادینه شده است، اما پس از انقلاب واژه‌های جدیدی به صورت آکادمیک به باور توده و از آن مهم‌تر بعضی از نخبگان وارد شد، در ذهنی که باورمند تعصب بر ناموس است و با نگاهی بر ناموسش آشفته می‌شود و احساس تملک بر تمامی نفوس درون خانه‌اش را دارد، به صورت بسیار زیرکانه‌ای توسط کلمات مذهبی این خشونت پنهان دارای قداست شد و هرچه که فرد در این گستره جلوتر می‌رفت به رفتارش مومن‌تر، تا آن‌جا که این آیات مقدس و کلمات روحانی آنان را به جایی رساند که دگراندیشان را جنگ‌جویانی بر ضد الله فرض گرفته و به کشتن‌شان رضایت نمی‌دادند، آن‌ها باید این خاطیان را دقیقن به مثال‌های گفته شده از جهنم خود عذاب می‌دادند تا شاید بهره‌ای از این چاپلوسی به درگاه الله بیابند.

البته ما در طول تاریخ شکنجه‌های مقدس بسیار داشته‌ایم، کلیسا و مسیحیت علم‌دار این طریق ناصواب هستند، اما این رفتار تنها برای انتقام‌گیری شخصی شکنجه‌گر از دگراندیش نیست، گرچه در موقع شکنجه رفتار کینه‌توزانه این افراد چشم‌گیر است، اما وقتی این خشونت دولتی می‌شود، نشان‌گر آن‌ست که هدفی به صورت منسج در پس این رفتار وجود دارد.

گفتیم که حکومت بالطبع دارای شعور حداقلی درک این مسئله ساده هست که شکنجه مغز دگراندیش را تخلیه نمی‌کند ولی با این وجود به شکنجه متوسل می‌شود، مورد استفاده این استراتژی را تنها باید در ترس از گسترش یک تفکر دانست، شکنجه‌گر مقدس می‌داند که حتا در صورت سکوت ابدی، این شخص مهره‌ای سوخته است، اما او می‌کوشد تا با خشونت فیزیکی و روانی او را تا حدی آزار دهد که هزینه تحمل درد بسیار بیش‌تر از ترویج افکارش شود، نظام دقیقن به همین قصد موجب قتل و آزار جوانان معترض پس از انتخابات 88 شد، افزایش هزینه برای تفکراتی ذهنی که با اقتدار نظام به یاس مبدل شده و در نگاه خود دگراندیش هم بی‌ارزش می‌نماید، هم اعتقاداتش، هم مردمی که شاهد خشونت روا شده به او ساکت بوده‌اند.

اکنون ایران با قدرت حاکمی اداره می‌شود که شانه ‌به شانه خدا در امورات خلق سهیم است، این قدرت فراقانونی و متنفذ به دور از هر پاسخ‌گویی توانسته است با متدهای بسیاری که یکی از آن‌ها استفاده از شکنجه است، دگراندیشان را مهار کند، او با فراخوانی مذهبی و قدسی و بسیج خداترسانی که او را نماینده مستقیم الله می‌دانند، مخالفان را محارب با خدا و ملحد بنامد و به این واسطه دیگر لازم نیست حکم جداگانه‌ای صادر کند، زیرا به خوبی از تربیت این افراد در نظام ملحدکش مطمئن است.

تا وقتی که دگرآزاری حتا در خانه‌های ما میان اعضای یک خانواده به صورت عرفی در جریان است و پدر توان آن را دارد که همسر و فرزندان‌اش را با حکم حکومت و مذهب آزار دهد، توقع دگراندیشان برای هم‌راهی توده با آنان مانند شوخی‌ست.

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. farzad
    1

    the quality of sound and voice is very low