Saturday, 18 July 2015
20 June 2021

«گالری/شوخی با عکس/من را مشهورتر کن»

2011 May 31

توضیح هم‌کار متخصص: تمام عکس‌های این گزارش تصویری واقعی است و هیچ دخل و تصرفی در آن‌ها صورت نگرفته، اما صحت شرح‌های آن به هیچ‌وجه تایید نمی‌شود. این توضیح را برای آن دسته از سایت‌ها مثل رجانیوز و تابناک ارایه کردیم که هر لینک طنزی را به جای خبر جدی منتشر می‌کند و برخی مخاطبان‌شان هم جوگیر می‌شوند و کامنت‌های حماسی از خودشان می‌فشانند.

شهرت، چیزی است که خیلی‌ها در پی داشتن آن هستند و خیلی‌ها هم که چنین چیزی را دارند، بیش‌تر می‌خواهند.

شهرت خیلی خوب است. اگر مشهور باشید، دیگر لازم نیست در صف بایستید. هر جایی که بروید، مردم خودشان داوطلبانه نوبت‌شان را به شما می‌دهند. عکس‌هایتان در سایت‌ها و وبلاگ‌ها و فوروم‌ها منتظر می‌شود، دخترها و پسرها آن را دانلود می‌کنند و روی بک‌گراند کامپیوتر و لپ‌تاپ‌شان می‌گذارند و یا با گوشی موبایل بلوتوث می‌کنند، همیشه در مهمانی‌ها در کانون توجه قرار دارید و همسایه‌ها به شما احترام می‌گذارند و سوپرمارکت و میوه‌فروش محله هم همیشه بهترین اجناس و محصولات‌شان را برایتان کنار می‌گذارند.

شهرت چهره آن‌قدر خوب است که حتا نمایندگان مجلس هم در پی آن هستند و برای مطرح شدن حاضر هستند حتا مقابل هندی‌کم هم به پرسش‌ها پاسخ دهند و مورد مصاحبه قرار گیرند. شهرت آن‌قدر خوب است که اگر یک دوربین در حال مصاحبه با یک نفر در خیابان باشد، عابران برای لحظه‌ای پشت سر او توقف می‌کنند تا شاید تصویرشان در تلویزیون نمایش داده شود، حتا اگر برای 4 ثانیه باشد. وقتی هم یک وزیر در حال مصاحبه است، معاونان و مشاوران و راننده و محافظ او پشت سرش الکی می‌ایستند تا در کادر حضور داشته باشند.

اما شهرت‌طلبی، شتری است که مقابل منزل هر کسی، حتا افراد مشهور هم می‌خوابد.

آقای «بابک برزویه» که سال‌ها عکاس سینما بوده و از هنرپیشه‌ها و بازی‌گرها عکس می‌گرفته و باعث شهرت بیش‌تر آن‌ها می‌شده، حالا تصمیم گرفته خودش مشهور شود. او مدل تبلیغاتی برای یک تولیدی پوشاک سایز گنده شده تا بیلبوردهایش در شهر دیده شود و مردم از خودشان بپرسند: «این آقاهه کیه؟!».

شهرت چیزی است که بعضی‌ها را قانع نمی‌کند و بیش‌تر آن را می‌خواهند. جناب «پوریا پورسرخ» هم وقتی می‌خواست بیش‌تر مطرح باشد، نتوانست جلوی خودش را بگیرد و با یقه باز به منزل مرحوم «ناصر حجازی» رفت تا به خانواده‌اش تسلیت بگوید.

شهرت چنان اغواکننده است که باعث می‌شود «مهناز افشار» و «رضا رشیدپور» با دیدن جومونگ به وجد بیایند و با ژست کنار او بایستند، انگار برای پوستر فیلم «فرشتگان چارلی» عکس می‌گیرند.

داشتن شهرت در میان رفتگان و ارواح هم نوعی است که «شهاب حسینی» شیفته آن شد و برای همین داخل قبر به انتظار روز رستاخیز نشست تا هروقت کلمه «بهشت زهرا» را در گوگل سرچ می‌کنید، تصویر پلیس جوان را در حال احتضار اختیاری ببینید.

داشتن شهرت گاهی باعث دردسر می‌شود و اگر کسی مانند «عزت‌اله ضرغامی» که گفته می‌شود صبح وقتی چشم‌هایش را باز می‌کند بلافاصله پنج مرتب زیر لب «مرگ بر آمریکا» می‌گوید، در حالی که پیراهن آستین کوتاه به تن دارد با مجسمه آزادی آمریکا عکس یادگاری بگیرد، برایش گران تمام شود و همه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها و مجله‌ها از این تصویر به گرمی استقبال می‌کنند و می‌نویسند: «واقعن که، آقای رییس صداوسیمای ملی!».

با آن که «مهران مدیری» در همه کارهایش به دوربین زل ‌می‌زند و این حرکت را از «هاردی» تقلید می‌کند، باز هم دوست دارد برای کسب شهرت به عنوان کارگردان، در کنار سه‌پایه دوربین تصویربرداری و با ژست دستور دادن به بازی‌گرانش عکس بگیرد.

شهرت سیاسی جذبه‌ای دارد که فقط برخی افراد خاص به سوی آن گرایش دارند و دست دارند تصویرشان در سایت‌ها و روزنامه‌های خاص منتشر شود که البته به ایشان توصیه می‌شود برای انتخاب شعارهایشان از یک ترانه‌سرا راهنمایی و مشاوره و مشورت بگیرند تا اشعار بدون وزن از خود منتشر نکنند و بدانند که به جای «مشایی حیا کن، فارس را رها کن»، جمله «مشایی حیا کن، فارس مارو رها کن»، قشنگ‌تر است.

حالا که بحث ترانه‌سرایی شد، باید اشاره کنیم به «فرزاد حسنی» که به علت چپ و راست کردن سردار رادان مقابل دوربین زنده تلویزیون به شهرتی بی‌نظیر دست یافت، اما این بار تصمیم گرفت به عنوان یک ترانه‌سرا، در تونل توحید و از درون حفره سان‌روف BMW آغوش خود را برای هوادارانش باز کند.

باز هم از میان ترانه‌سراها، فقط یک نفر یافت می‌شود که خویشتن خویش را خیلی دوست دارد و می‌خواهد به اندازه خواننده‌هایی که برایشان ترانه سراییده، مشهور باشد. اگر به پروفایل خانم «نیلوفر لاری‌پور» در فیس‌بوک دارای نزدیک به قریب حدود 5 هزار دوست و رفیق و بستگان و سایر آشنایان دور و و نزدیک، نگاه بیاندازید، متوجه می‌شوید که ایشان علاقه وافری به زل زدن در دوربین دارد به طوری که می‌خواهد Wallpaper او زینت‌بخش صفحه مانیتور هواداران شعرهایش، یا چهره و ژست‌هایش باشد.


وقتی قرار است فیلم آموزشی کنکور برای نوجوانان در بقالی‌ها توزیع شود، عشق شهرت به دامن اساتید محترم هم می‌افتد و آن‌ها با چنان ژستی در پوستر فیلم آموزشی ظاهر می‌شوند که پیشتر مشابه آن را فقط در فیلم‌ »Fantastic Four» دیده‌ایم.


 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

TAGS: , , , , , 

۱ Comment


  1. farzad