Saturday, 18 July 2015
06 August 2020
پرسه‌ای در دیار غربت

«کاش وطن جایی برای ماندن بود…»

2011 June 01

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

این‌بار در یکی از آخرین برنامه‌های «پرسه‌ای در دیار غربت» در جمع گروهی از هموطنان هستم که هریک رخت مهاجرت به تن کرده‌اند و در گوشه‌ای از این جهان پهناور زندگی خود را از نو آغاز کرده‌اند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

آن‌ها از زندگی در دیار غربت می‌گویند. از این‌که به هر حال این زندگی سخت است و متفاوت اما اگر جایی را که می‌روی با دقت و با توجه به توانایی‌ها انتخاب کرده باشی می‌توانی فرصت‌های بهتری به دست بیاوری و به دست آوردن این فرصت‌ها می‌تواند هم روحیه را ترمیم کند و ارتقا دهد و هم فرصت‌های کاری بیش‌تری ایجاد کند.

و شاید برای یک مادر تحمل دوری عزیزان‌اش و دیدن غربت آن‌ها سخت‌تر از بودن در غربت باشد. اما این که فرزندان با پشت‌کار ادامه دادند و پیروز هستند یاد آن‌ها را دل‌پذیرتر می‌کند و شاید اندکی از نگرانی‌ها بکاهد‌. ‌

هرچند که شاید برای فرزند او این غریبی جدا از دوری پدر و مادر، چندان سخت نباشد و او را به آینده‌ای روشن رهنمون کند. او به همان اندازه که برای موسیقی ایران دل‌تنگ است، از این‌که از جامعه‌ای که در ان زندگی می‌کرده دور است و از استرس موجود راحت شده است شاد است. او برای جامعه‌اش احساس دل‌تنگی نمی‌کنند و تنها دل‌تنگ پدرو مادر و موسیقی ایرانی است. امتیازهای مهاجرت برای او این است که به آرامش رسیده و کاری را می‌کند که دوست دارد ضمن آن‌که در کنار رسیدن به سطح بالای توان‌مندی مالی، جامعه میزبان برای کار آنان ارزش قایل است.‌

برای برخی هم زندگی در جایی دور از وطن مثل چاقوی دو سر برنده است از سویی غریبی و تنهایی است از سویی نیز استفاده از مزایای کشور میزبان است که اگر توان بهره بردن از آن‌را داشته باشی می‌تواند زندگی مناسبی را برایت رقم بزند در غیر این صورت هیچ‌جا وطن انسان نمی‌شود.

و از نگاه یک هم‌وطن بهایی که سال‌ها ست که شرایط زمانه او را مجبور به غربت‌نشینی ناخواسته کرده است زندگی در غربت چندان کار ساده‌ای نیست اما می‌توان با کار و تلاش فراوان زندگی را به جایی رساند و با استفاده از فرصت‌ها خود را در وضعیتی مطلوب قرار داد.

هرچندکه او معتقد است اگر این محدودیت‌ها در وطن وجود نداشت و او می‌توانست همین فعالیت را در وطن ادامه دهد به مراتب شاید موقعیتی بهتر داشت. او معتقد است عمل‌کرد قدرت حاکم سبب شده است تا نخبگان  و افرادی که می‌توانستند در سازندگی کشور موثر باشند خارج شوند و وطن به جای رشد در زمینه‌های مختلف فرهنگی و اقتصادی دچار پس‌رفت شده است.‌

اما به راستی اگر این در حدود 4 میلیون مهاجری که جلای وطن کرده‌اند و هریک در گوشه‌ای تمامی استعداد و توان و انرژی خود را در سازندگی جامعه‌ای که در آن میهمانی چند‌ساله هستند به کار گرفته‌اند، در وطن می‌ماندند چه می‌شد؟

ای کاش به جای قرارگرفتن در رتبه نخست مهاجرت نخبگان در رتبه نخست ایجاد فرصت‌ها و به کار گرفتن نخبگان قرار داشتیم….

ای کاش وطن جایی برای ماندن بود….‌

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. آزاد
    1

    سطح فکر ما ایرانی ها پایین نرفته آقای خارح نشین. من خودم دو ساله خارج زندگی می کنم و دانشجول دکترام. به نظر من ایرانی های خارج بی فکر ترین آدمایی هستن که تو عمرم دیدم. مردم ایران با اینکه تحت فشارن ولی از اینا با فکر تر و با فرهنگ ترن