Saturday, 18 July 2015
20 June 2021
مجله جاماندگان-سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت صد و یازده

«از همان اول هم قرار بر این نبود»

2011 June 02

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از همان اول هم قرار نبود حکومتی مبتنی بر دموکراسی قوام و دوام بگیرد، این‌که ما اعتقادی به جمع دینی با احکام ثابت با تلاش برای تغییر در جامعه و مدرنیته داشته باشیم موضوع بحث نیست، در این برنامه به یکی از مواردی که رسالت حکومت دینی است می‌پردازیم، رسالت فرهنگی و دانش‌گاهی.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

بازی با کلمات موجب نابودی محتوا نمی‌شود، باید باور کنیم جمع بعضی از اقلام با هم شدنی نیست، نمی‌توان رسالت‌های گوناگون و متناقض را به هم وصل کرد، دولت دینی دارای ویژگی‌های خاصی نسبت به دولت سکولار است. دولت دینی موظف است در تمامی قلمروهای تحت نظارت خود، به احکام و گزاره‌های دینی، به‌عنوان خطوط اصلی حرکت خود بنگرد و مجریان منصوب از ناحیه دین را برای اجرای احکام دینی بر مسند قدرت بنشاند. آن‌چه که دولت دینی را از دولت سکولار، متمایز می‌سازد نقش خاص دولت دینی و رسالت‌اش در زمینه‌های هدایت‌گری الهی است.

دولت دینی موظف است رسالت هدایت جامعه را بر اساس آموزه‌های کهنه‌اش نیز به عهده بگیرد. دولت دینی نسبت به ارزش و ضدارزش‌های تعریف‌شده‌اش نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد، این سیستم گریزی ندارد، او تنها مجوز حرکت بر روی یک خط آرمانی را دارد، مگر خود بخواهد فلسفه بودن‌اش را نقض کند.

به‌طور مثال، دولت دینی، حوزه‌ی فرهنگ را به حال خود رها نمی‌کند تا بازار عرضه و تقاضا، تصمیم نهایی را درباره‌ی محتوای این حوزه بگیرد، بلکه موظف به جامعه‌سازی دینی و تربیت اخلاقی و معنوی مردم است. از منظر دولت دینی فضیلت و رذیلت معناهای تعریف شده ثابتی بنا بر احکام ثابت دینی دارد. در این میان، دانش‌گاه به‌عنوان یک امر عمومی که فرهنگ در آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند نمی‌تواند هدایت‌گری و نظارت دولت دینی را بر نتابد و به راه خویش برود. دانش‌گاه از آن جهت که متعلق به یک جامعه دینی است، باید دارای خصوصیاتی باشد. «علی» امام اول شیعیان در نامه‌ی خود به «مالک اشتر» به مواردی به‌عنوان بنیادی‌ترین وظایف حکومت دینی اشاره دارد که یکی از آن تربیت دینی مردم است.

دولت دینی موظف است رسالت هدایت جامعه را بر اساس آموزه‌های کهنه‌اش نیز به عهده بگیرد. دولت دینی نسبت به ارزش و ضدارزش‌های تعریف‌شده‌اش نمی‌تواند بی‌تفاوت باشد، این سیستم گریزی ندارد، او تنها مجوز حرکت بر روی یک خط آرمانی را دارد، مگر خود بخواهد فلسفه بودن‌اش را نقض کند

بنابراین، نه تنها دولت دینی حق دارد که در امور فرهنگی و دانش‌گاهی مداخله نماید و سیاست‌ها و قوانین آن را معین کند، بلکه از منظر دیگر چنین تکلیفی نیز بر عهده دارد. بدین ترتیب، دا‌نش‌گاه لازم است چارچوب‌ها و سیاست‌های تعیین شده از سوی دولت دینی را بپذیرد و از آن‌ها تخطی نکند. در هر حال، این مطلب که دانش‌گاه باید از دولت مستقل باشد، نمی‌تواند به جای استدلال علیه سیاست‌های دولت دینی بنشیند و به سادگی، صورت مسئله را پاک کند، وقتی جامعه‌ای به حکومت دینی رای داد، یعنی آن‌که با استدلالات این نوع حکومت کنار آمده است، مگر آن‌که مدعی شود فریب خورده که باز حتا در این‌صورت هم حجتی مشروع ندارد زیرا اکنون نیز هم پس از 32 سال به‌دنبال اصلاح‌گران دینی روان است.

برای مثال به چند سخن‌رانی آقای «خمینی» به‌عنوان بنیان‌گزار حکومت توجه کنید، در کلام این آقا استبداد دینی، امر به خشونت و واضح‌تر از آن سعی در یک‌پارچه‌سازی و جلوگیری از تنوع افکار را خواهید دید، او از آن‌که افکار مخالف با خود را تحقیر کرده و بیگانه بخواند، کوچک‌ترین ابایی ندارد:

«آقا شما نشسته‌اید که چهار تا کمونیست بیایند در دانش‌گاه و قبضه کنند دانش‌گاه را‌؟ شما مگر کم‌تر از آن‌ها هستید؟ عدد شما بیش‌تر از آن‌هاست، حجت شما بالاتر از آن‌هاست. شما این مسایل را که بگویید، خیانت این‌ها را می‌توانید واضح بکنید در آن مکان، در دانش‌گاه. خیانت‌شان را می‌توانید واضح بکنید که خودشان بگذارند بروند. بایستید، صحبت کنید. بگویید آقا، خوب بیایید یکی‌یکی بگویید ببینم شما چه‌کاره هستید آمده‌اید توی دانش‌گاه دارید اخلال می‌کنید؟ می‌خواهید چه بکنید؟ می‌خواهید درس بگویید برای‌مان؟ شما کار خودتان را اول حساب بکنید که چه‌کاره هستید توی این مملکت.

شما از اهل این مملکت هستید، یا عمال غیر هستید خودتان را به ما می‌چسبانید؟ بایستید آقا بگویید. البته باید اشخاصی هم که گوینده هستند بیایند در دانش‌گاه… در هر صورت عمده، فعالیت خود شماهاست… این‌ها تودهنی می‌خواهند آقا. عدد شما زیادتر است، حجت شما بالاتر است، خیانت آن‌ها واضح است. اجتماع بکنید، بگویید مطالب را. یک رییس، یک معلم را که می‌بینید کمونیستی است بیرون‌اش کنید از دانش‌گاه. من نمی‌گویم حالا جنگ بکنید با آن‌ها، جنگ نمی‌خواهیم حالا بشود، اگر یک وقتی منتهی به این شد، به یک روز این‌ها را بیرون‌شان می‌کنیم.

اما حالا نمی‌خواهیم یک جنگی بشود، می‌خواهیم حالا با ملایمت بشود، شما ننشینید یکی دیگر برای‌تان صحبت بکند، اما خوب، با صحبت. آن‌ها صحبت می‌کنند، شما هم صحبت بکنید یک روحانی بیاید صحبت کند، خودتان بروید، هر کدام‌تان می‌توانید، در مقابل آن‌ها بایستید صحبت کنید. آن می‌گوید، شما هم بگویید. آن وقت یکی‌یکی انگشت بگذارید روی کارهای‌شان که تو این کاری که می‌کنی برای چیست؟ تو، تو تابع کی هستی که این کارها را می‌کنی؟ شما چه می‌گویید باز به ما؟ چه‌طور می‌خواهید یک دانش‌گاه را در دست بگیرید در صورتی که اخلال‌گر هستید؟ یک اخلال‌گر دزد که نمی‌تواند دانش‌گاه را اداره کند…»

سخن‌رانی آقای خمینی در 23 خرداد 1358

«افراد مفسد را از دانش‌گاه بیرون کنید این‌ها می‌خواهند دانش‌گاه را نگذارند آدم تویش پیدا بشود و شما جدیت کنید که آدم پیدا بشود. شما جدیت کنید که این اشخاصی که حالا افتاده‌اند توی دانش‌گاه‌ها و دارند فساد می‌کنند، خودتان بیرون‌شان کنید. نیایید شکایت کنید که در دانش‌گاه یک کسی آمده و دارد حرف می‌زند. خوب، برو مقابل‌اش بایست. بگو آقا تو چه می‌گویی؟ تو برای ملت دلت می‌سوزد؟»

سخن‌رانی خمینی در 25 خرداد 1358

«شما از این به بعد ان‌شااله وقتی که دانش‌گاه‌ها باز بشود، مبتلای به این مسایل هستید و باید با هوش‌مندی و با مطالعه و با مشورت بین خودتان افرادی را که می‌بینید یا به اسم آزادی و نمی‌دانم این حرف‌ها، که می‌خواهند یک آزادی خاصی در کار باشد، دل بخواهی در کار باشد، نه آزادی مطلق، یا به اسم دموکراسی و امثال ذلک، الفاظ جالبی که در هیچ جای دنیا معنای‌اش پیدا نشده تا حالا، هر کس برای خودش یک معنایی می‌کند، به این‌طور چیزها گرفتار هستید درگیری صحیح نیست.

وقتی درگیری شد و اکثریت شما دارید و فرض کنید که آن‌ها را کتک زدید و چه کردید، این به نظر شاید اشخاصی بیاید به این‌که این‌ها حجتی نداشتند، کتک زدند، متوسل به زور شدند این‌ها هرکدام‌اشان آمدند در دانش‌گاه و گفتند، یک مطلبی را گفتند، بروید جلوی‌اش بگویید: «چه می‌گویید؟»

یک وقت می‌خواهد هیاهو کند، که اکثرن این‌طوری هستند، این‌ها را سران‌اشان که وادار می‌کنند به هیاهو، جمع بشوید دورش بگویید، آقا بنشین صحبت‌هایت را بکن. ببینید هیچ صحبت ندارد، فقط همین است که یک تشنجی ایجاد کند و نگذارد دانش‌گاه باز بشود و نگذارد دانش‌گاه عمل خودش را انجام بدهد. بدون این‌که با آن‌ها جنگ و نزاع داشته باشید، با آن‌ها به این نحو مقابله کنید. یا آن‌ها اگر یک اجتماع صدنفری، هزار نفری، می‌کنند، شما ده، بیست هزار نفر را اجتماع کنید، مسایل خودتان را بگویید، دعوا هم نکنید، این باید انجام بگیرد.»

سخن‌رانی آقای خمینی در تاریخ 29 شهریور 1358

پس از آقای خمینی رسالت ماندگار‌اش هم‌چنان توسط وارثانش تا هنگام بقای حکومت جمهوری اسلامی برجا است، اگرچه باید اعتراف کنیم تاکنون هیچ‌کس مانند صاحب دوران طلایی در میان دولت‌مردان تابه این حد مستبد نبوده است.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,