Saturday, 18 July 2015
21 June 2021

«‌افکار سحابی‌ها همیشه در حد گفتمان سیاسی می‌ماند»

2011 June 01

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

علی دانشجو

اواخر فروردین ۱۳۸۱ در دانش‌گاه تهران در مراسم بدرقه پیکر مرحوم یداله سحابی، اولین باری بود که مرحوم عزت اله سحابی را دیدم.

به‌نظر‌م همان روزها ‌هم بسیار شکسته و تکیده بود. شاید روزهای بدتری را هم در آینده می‌دید. شاید می‌دید که روزی خواهد آمد که اجازه نخواهند داد دخترش را برای آخرین بار بربستر بیماری ببیند و آن‌گاه پرواز کند.

این‌که روزی خواهد رسید که اجازه برگزاری مراسمی که برای پدرش برگزار شد را برای پیکر خودش نخواهند داد.

شب وقتی‌ به خانه برگشتم برای نخستین بار بود که می دیدم پیامی را که آیت‌اله علی‌ خامنه‌ای برای درگذشت پدرش صادر کرده بود نه در سرخط خبر‌ها آمد و نه چندان به آن پرداخته شد.

اون شب تنها اشاره کوچکی شد به پیام تسلیت رهبر جمهوری اسلامی که آن هم در اواخر بخش خبری ساعت ۱۰ شب شبکه دوم سیما پخش شد.

پیش خود می‌گفتم، انسانی که از میان ما رفت آن‌قدر بزرگ بود که نمی‌توان او را نادیده گرفت اما الزامات تمامیت‌خواهی رسانه‌ای حاکمیت، ظاهرن رهبر و غیر‌رهبر هم نمی‌‌شناسد!

نه سال بعد از آن روزها و پرواز پدر، امروز صبح نوبت پرواز پسر بود. حقیقتن از مرثیه نوشتن بی‌زارم، از این‌که باید منتظر مرگ انسان‌های بزرگ شد و آن‌گاه شروع به مدیحه‌سرایی و مرده‌پرستی کرد، شعر سرود، پوستر هوا کرد، تقدس نمایی و بزرگ‌نمایی کرد و چنین چنان.

این رسم نچندان خوشایندی است که جامعه ایران سال‌هاست که به آن دچار است! (اما ظاهرن این یک الزام اجتماعی است که امروز من هم راهی جز تن دادن به آن ندارم.)

به گمانم می‌توان درس‌هایی از زندگی‌ انسان‌های چون سحابی برای ایران فردا گرفت:

در فضای مجازی ایران (تاکید می‌کنم فضای مجازی) این روزها از روش مبارزه بدون خشونت بسیار سخن گفته می‌شود.

مرحوم سحابی با درک عمیقی که از این حقیقت داشت در اواخر عمر آن نامه معروف را خطاب به فعالین سیاسی خارج از کشور نوشت که بسیاری را برآشفت و به موضع‌گیری وا داشت، اما به گمانم ایشان باماندگاری در ایران و تحمل تمامی تهدیدات و فشار های حاکمیت و تحمل زندان چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، این وزن سیاسی را یافته بود که چنان نامه‌ای را بنویسد

به باور من این پدیده تبدیل به نوعی مد سیاسی شده است بی‌آن‌که عمقی داشته باشد. با مجموعه‌ای از شوهای یوتیوبی و تلوزیونی و بازی‌های فیس‌بوکی و وبلاگی و تکرار طوطی‌وار ایده‌های تقلیدی.

اما تفاوت است میان کسانی که از روی الزامات تاکتیکی در رسای مبارزات بدون خشونت گریبان چاک می‌کنند و کسانی که عمیقن به این رویه فکری، سیاسی و اجتماعی اعتقاد دارند و گذشته از آن در طول حیات سیاسی‌-اجتماعی آن را سرلوحه کار خویش قرار دادند.

مرحوم سحابی در طول شش دهه فعالیت سیاسی‌- اجتماعی‌اش نشان داد که متعلق به دسته دوم است! همانند پدرش و مهندس بازرگان و آیت‌اله طالقانی.

تصور می‌کنم اگر آینده روشنی در انتظار ایران باشد به دست تکنوکرات‌هایی رقم خواهد خورد که دید سیاسی – اجتماعی دارند و تحصیلات فنی و مهندسی‌شان این امکان را می‌دهد که عمل‌گرایانه و نظام‌مند بیاندیشند و از اعداد و ارقام درک درستی داشته باشند.

سابقه تحصیلات دانش‌گاهی مهندس سحابی چنین مشخصاتی داشت و همواره سعی کرد از آن به وجه ممکن استفاده کند چه در زمانی که رییس سازمان برنامه و بودجه بود و چه زمانی که بر سیاست‌های اقتصادی دولت هاشمی نقد می‌نوشت.

به گمان من نخبگانی که توانایی درک واقعیات جامعه را داشته و دارند همیشه منشا‌ حرکات مثبت فکری و اجتماعی کشور بوده‌اند به همین اعتبار مرحوم سحابی و یارانش  همیشه اسلام را برای ایران خواستند و سعی در ارایه تعریفی امروزی و این جهانی از اعتقادات غالبن مذهبی جامعه داشته‌اند و نقش دین را در حوزه اخلاقیات جامعه تعریف کنند.

می‌توان در خارج از کشور اعلام موضع سیاسی کرد و تحلیل اجتماعی و اقتصادی ارایه داد اما با توجه به هزینه سنگینی که فعالیت سیاسی در ایران دارد این صلاحیت اخلاقی کافی وجود ندارد تا برای مشکلات ایران نسخه‌های یوتیوبی و فیس‌بوکی و وبلاگی پیچید و سخن از مبارزه سیاسی (تاکید می‌کنم مبارزه سیاسی) در خارج از مرزهای جغرافیایی کشور، در خوش‌بینانه‌ترین حالت چیزی جز ادعایی خام و سبک‌سرانه نیست.

مرحوم سحابی با درک عمیقی که از این حقیقت داشت در اواخر عمر آن نامه معروف را خطاب به فعالین سیاسی خارج از کشور نوشت که بسیاری را برآشفت و به موضع‌گیری وا داشت، اما به گمانم ایشان باماندگاری در ایران و تحمل تمامی تهدیدات و فشار های حاکمیت و تحمل زندان چه پیش از انقلاب و چه پس از آن، این وزن سیاسی را یافته بود که چنان نامه‌ای را بنویسد.

در جامعه ایران، سیاست و سیاسی‌کاری بر همه عرصه‌های زندگی سایه گسترده است چنان‌که حقیقت، اخلاقیات و منافع ملی کشور در غالب موارد، فدای حب و بغض‌های شخصی، صنفی و حزبی می‌شود.

مهندس سحابی و گروه فکری که به آن دل‌بستگی داشت با مواضعی که در برهه‌های حساس کشور گرفتند به خوبی اصل حفاظت مسوولانه از منافع ملی را سر لوحه کار خود قرار دادند، پای‌بندی به همین اصول باعث شد که او و یارانش نه از گروگان‌گیری در سفارت آمریکا حمایت کنند و نه مخالفتشان با ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر را بهانه‌ای برای هم‌کاری اطلاعاتی و نظامی با دشمن متجاوز کنند. او در حوادث پس از انتخابات نیز چنین شیوه‌ای را پیش گرفت.

با همه این نکات مثبت و جذابیت تعریفی که از سوی ایشان و یارانش از فعالیت سیاسی اجتماعی در عمل (و نه فقط در سخنرانی و خطابه) ارایه شد، مدت‌هاست که نیروی جوانی به بدنه فکری و تشکیلاتی نیرو‌های ملی مذهبی تزریق نشده است.

این نکته آن‌جا تاسف‌بارتر می‌شود که این عدم کادر سازی نه به دلیل فقدان وجود جوانانی است که مایل به حضور در این تشکیلات سیاسی باشند بلکه به دلیل عدم برنامه‌ریزی مشخص از سوی کسانی چون مرحوم سحابی و یارانش و البته فشار فزاینده حاکمیت بر این گروه بوده است.

با این اوصاف افکار درخشان انسان‌هایی چون عزت‌اله سحابی در سطح گفتمان سیاسی‌- اجتماعی باقی مانده است و با درگذشت یک یک این فعالین به مرور زمان در حال دفن در سطور روزنامه‌ها و یادنامه‌ها و کتاب‌هاست.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,