Saturday, 18 July 2015
18 June 2021
رییس هیت اجراییه ومسوول تشکیلات جبهه ملی ایران:

«تهاجم به جبهه ملی ایران»

2011 June 02

تذکار از رادیو کوچه: یکی از سیاست‌های کاری در رادیو کوچه انتشار نظرها و نامه و ایده‌های خوانندگان است. بی‌شک رادیو کوچه تایید و یا تکذیبی بر این مطالب ندارد. اما با توجه به روش این رسانه، اگر منطبق با اصول کاری رادیو باشد -که در بخش‌هایی به این نکات اشاره شده است- آن را منتشر خواهد کرد. مخاطب اینمطالبدر هر شرایطی حق دارند که نوشته‌ای در پاسخ به این نامه‌ها به رادیو ارسال کنند. بی‌شک این نوشته بی‌کم و کاست در پایگاه اینترنتی رادیو کوچه منتشر خواهد شد. برای هر نوع پاسخ به این نوشته شما می‌توانید با آدرس پست اکترونیکی: contact(at)koochehmail.com در تماس باشید.

دکترحسین موسویان

درهفته‌های اخیر تهاجمات نامعقول و ناموجهی توسط برخی افراد با امضا‌ و یا بدون امضا‌ علیه جبهه ملی ایران صورت گرفته است که باید در مورد این تحرکات برای  اعضا‌ و هواداران ارجمند جبهه ملی  توضیحات لازم داده شود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

جبهه ملی ایران از بدو تاسیس در سال 1328 تا‌کنون فعالیت سیاسی و تشکیلاتی خود را اگر چه با فراز و نشیب‌ها و گاه و قفه‌هایی ادامه داده است‌. اگر فقط از دوران انقلاب به بعد مد نظر باشد ما در روز پنجم پیروزی انقلاب طرح انتقال قدرت به ملت را طی بیانیه‌ای پیشنهاد کردیم که می‌توانست به نحوی دموکراتیک انتقال قدرت به ملت ایران یعنی حاکمیت ملی را محقق سازد که متاسفانه در آن جو هیجانی انقلاب به آن توجهی نشد.

ما در سه سال اول پس از انقلاب در تهران و برخی شهرهای دیگر مرکز تشکیلات داشتیم‌. پس از چندی روزنامه رسمی پیام جبهه ملی را منتشر کردیم که در تمام کشور پخش می‌شد و مورد استقبال و حمایت مردم بود‌. شماره‌های آخر آن روزنامه در چهار چاپ‌خانه و تا تیراژ دویست و چهل هزار نسخه که در حقیقت حداکثر مقدورات ما بود منتشر می‌گردید و به سرعت نایاب می‌شد‌. سازمان‌های شانزده گانه جبهه ملی در تهران رو به گسترش بود و در اکثر شهرها و شهرستان‌ها شاخه‌های تشکیلات جبهه ملی تاسیس شده و مشغول فعالیت بودند‌. این اقبال روزافزون مردم به جبهه ملی حاکمیت اقتدارگرا و انحصارطلب را که اصولن با حاکمیت ملی و دموکراسی سازگاری ندارد ناگزیر ساخت تا به مقابله با جبهه ملی برخیزد‌. ابتدا مرکز تشکیلات جبهه ملی در تهران توسط گروه‌های فشار و نیروهای‌ لباس شخصی اشغال شد سپس از پخش روزنامه پیام جبهه ملی توسط شبکه توزیع مطبوعات جلوگیری به‌عمل آمد و سرانجام به دنبال دعوت جبهه ملی از مردم برای راه‌پیمایی و میتینگ در روز 25 خرداد 1360 که موجب تعطیل عمومی در تهران و بروز حالت فوق‌العاده و بحرانی گردید‌، هیت حاکمه جمهوری اسلامی با تمسک به حربه ارتداد کوشید تا جبهه ملی را از صحنه سیاسی کشور خارج کند‌. با یورش شدید حاکمیت به جبهه ملی برخی از سران جبهه ملی مخفیانه از ایران مهاجرت کردند و برخی زندگی مخفی اختیار نمودند و بعدن چندین نفر از آنان شناسایی و بازداشت گردیده و مدت‌ها در زندان‌ها به بند کشیده شدند ولی با این حال جبهه ملی فعالیت تشکیلاتی و سیاسی خود را هرچند به صورت محدود ادامه داد‌. در سال 1364 و در بحبوحه جنگ‌، یک‌بار جلسه شورای مرکزی جبهه ملی تشکیل شد و در جمع‌بندی مذاکرات این جلسه قرار شد که فعالیت سیاسی علنی جبهه ملی تا پایان جنگ عراق با ایران متوقف بماند ولی کار تشکیلاتی ادامه یابد‌. تشکیلات در  روزهای مربوط به جبهه ملی کار میدانی خود را انجام می‌داد و چند نشریه تحلیلی نیز منتشر نمود. جدا از این تشکیلات تعدادی از اعضای جبهه ملی هم از سال 65 دور هم جمع شده و تحت عنوان گروه «‌حسن نیت‌» بیانیه‌هایی در مورد روزهای تاریخی نهضت ملی با امضای شخصی خود منتشر کردند .

از سال 1372 به دعوت آقای ادیب برومند باقی‌مانده اعضای شورای مرکزی که در ایران بودند گردهم آمده و فعالیت علنی شورا را آغاز کردند و هیت اجراییه شش نفره مرکب از آقایان ادیب برومند‌، علی اردلان‌، حسین شاه حسینی‌، حسن لباسچی‌، دکتر حسین موسویان و دکتر پرویز ورجاوند اداره امور جبهه ملی را عهده‌دار شدند

از سال 1372 به دعوت آقای ادیب برومند باقی‌مانده اعضای شورای مرکزی که در ایران بودند گردهم آمده و فعالیت علنی شورا را آغاز کردند و هیت اجراییه شش نفره مرکب از آقایان ادیب برومند‌، علی اردلان‌، حسین شاه حسینی‌، حسن لباسچی‌، دکتر حسین موسویان و دکتر پرویز ورجاوند اداره امور جبهه ملی را عهده‌دار شدند‌. دوره جدید نشریه پیام جبهه ملی به صورت نشریه داخلی مجددن شروع شد و سازمان‌های 16 گانه نیز به صورت گسترده‌تر از دهه شصت شکل گرفت‌. در آبان‌ماه 1382 پلنوم جبهه ملی تحت نام پلنوم الهیار صالح تشکیل گردید و شورای مرکزی جبهه ملی را که همین شورای فعلی است برگزید‌. در طی این مدت علی‌رغم تنگناها و خطرات صدها بیانیه از طرف جبهه ملی صادر شده و راجع به تمام مسایل مهم سیاسی کشور موضع‌گیری لازم انجام گرفته و به‌علاوه 183 شماره نشریه داخلی پیام جبهه ملی به‌عنوان نشریه تئوریک و بیان‌کننده اصول عقاید جبهه ملی درهر زمینه‌ای منتشر گردیده است‌. اکثر سازمان‌های شانزده گانه پیش‌بینی‌شده در اساس‌نامه نیز تشکیل شده‌اند‌. البته جبهه ملی در شرایطی برای تحقق آزادی و حاکمیت ملی تلاش کرده و می‌کند که از اولیه‌ترین ملزومات فعالیت سیاسی محروم است‌. ما محل تشکیلات که مردم بتوانند به ما مراجعه کنند نداریم‌، روزنامه‌ای علنی که افکار و اصول اعتقادی ما را به اطلاع مردم برساند نداریم‌، امکان تجمع و دعوت از مردم برای استحضار یافتن از مواضع جبهه ملی را نداریم و به‌طور کلی حاکمیت می‌کوشد که ارتباط ما را با جامعه قطع نماید با این‌حال  جبهه ملی از حمایت عظیم و بالقوه مردم ایران برخوردار است و اگر موانع در سر راه ما نباشد حمایت‌های مردم بالفعل خواهد گردید و به‌دلیل همین موقعیت مردمی است که جبهه ملی مورد خشم و غضب حاکمیت و هم‌چنین قدرت‌هایی که برنامه‌های خود را برای این کشور طراحی کرده‌اند قرار دارد و برای متوقف کردن و هتک حیثیت آن از ضربه زدن از درون و فشار و مضیقه روز افزون از بیرون استفاده می‌کنند‌. اخیرن نامه سرگشاده‌ای به شدت موهن و با لحنی سخیف از طرف فردی به ظاهر از جبهه ملی به آقای ادیب برومند رییس شورای مرکزی در یک سایت اینترنتی منتشر گردید و بعدن نامه دیگری در همان مضامین با ادعای این‌که از طرف 12 نفر عضو شورای مرکزی است در همان سایت منعکس شد و سرانجام نامه‌ای با امضای شورای عالی جبهه ملی در اروپا به شورای مرکزی جبهه ملی ایران منتشرشد.

درباره نامه آن فرد‌ بهتر است حرفی نزنم چون مطلبی که یک فرد روان پریشان و آلت فعل دیگران نوشته و جز دروغ  و فحاشی نکته‌ای در آن وجود ندارد ارزشی برای طرح شدن ندارد اما درمورد نامه‌ای که تحت عنوان نامه‌ی سرگشاده 12 نفر از اعضای شورای مرکزی به رییس شورا‌، آقای ادیب برومند منتشر شده باید بگویم که این نامه فاقد هرگونه ارزش تشکیلاتی و سیاسی و حقوقی است زیرا که افراد شورای مرکزی دارای نام و نشان هستند ولی در زیر این نامه هیچ امضایی وجود ندارد‌. بنده بعید می‌دانم که 12 نفر از اعضای شورای مرکزی حاضر باشند زیر آن نامه  امضا‌ بگذارند و مسوولیت ملی و سیاسی امضای خود را بپذیرند‌. در این نامه 12 نفره بدون امضا‌ مواردی مطرح شده که بر خلاف تاکیدی که درآن بر اساس‌نامه جبهه ملی کرده‌اند به‌کلی با اساس‌نامه منافات دارد‌. در این نامه تمام تاکید روی این‌ست که طبق ماده یازده اساس‌نامه مدت اعتبار شورای مرکزی چهار سال است و زمان اعتبار این شورا که توسط پلنوم در سال 82 انتخاب شده‌، منقضی گشته و غیرقانونی است‌. یک فرد دیگر هم گفته است که چون مدت شورا منقضی شده پس هیت رییسه شورا و هیت رهبری و هیت اجراییه نیز حق ادامه فعالیت ندارند و نشریاتی هم که منتشر می‌شود غیرقانونی است‌. یعنی به فتوای این جناب شورای مرکزی جبهه ملی که ایشان عضویت آن‌را همواره یدک می‌کشند باید پی‌کار خود برود و انتشارات هم باید متوقف شود و تشکیلات جبهه ملی هم انحلال یابد‌. آیا این خواسته‌ها مطلوب چه کسی به جز حاکمیت و دشمنان جبهه ملی می‌تواند باشد‌؟

در شصت و دو سال که از بنیان‌گذاری جبهه ملی گذشته‌، فقط دوبار انتخابات شورای مرکزی یک بار در کنگره 1341 ویک باردر پلنوم 1382 صورت گرفته است آیا در سایر سال‌های بیش از شش دهه گذشته‌، شورای مرکزی جبهه ملی غیر‌قانونی بوده‌؟ یا به دلایل شرایط حاکم بر ایران بر طبق اساس‌نامه باید به وظایف خود ادامه می‌داده است‌؟

در حالی‌که ماده یازده اساس‌نامه که مورد استناد قرارگرفته به‌هیچ وجه شورا را پایان یافته تلقی نکرده است و برای روشن شدن موضوع ماده یازده اساس‌نامه و تبصره‌های آن را عینن نقل می‌کنم :

« ماده یازده – کنگره جبهه ملی بزرگ‌ترین گردهمایی منتخبان اعضا‌ سازمان‌های تهران و شهرستان‌ها و خارج از کشور است که در شرایط عادی و مناسب هر چهار سال یک‌بار برای تعیین یا اصلاح برنامه سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و خط مشی کلی جبهه ملی در آینده و بررسی فعالیت‌های جبهه ملی در دوره قبل و انتخابات اعضای شورای مرکزی و در صورت لزوم اصلاح اساس‌نامه تشکیل میشود تنظیم آیین‌نامه تشکیل و دستور کار کنگره در صلاحیت شورای مرکزی جبهه ملی می‌باشد که با تصویب اکثریت مطلق اعضا‌ حاضر در جلسه اتخاذ تصمیم خواهد نمود .

تبصره اول- چنان‌چه تشکیل کنگره قبل از موعد مقرر به نظر شورای مرکز‌ی ضروری تشخیص داده شود شورا می‌تواند به ترتیب مقرر در این ماده اقدام نماید .

تبصره دوم – در صورت عدم امکان برپایی کنگره مجمع مسوولان سازمان‌ها عهده‌دار وظایف کنگره خواهد بود و در صورتی‌که تشکیل مسوولان سازمان‌ها نیز مقدور نباشد شورای مرکزی تا رفع موانع به وظایف خود ادامه خواهد داد.»

همان‌گونه که ملاحظه می‌کنید در ماده یازده اساس‌نامه تشکیل کنگره را در شرایط عادی و مناسب هر چهار سال یک‌بار در نظر گرفته نه در شرایط و مضایقی که ما در آن به سر می‌بریم و دست‌گاه حاکمه رسمن اعلام می‌کند که با تشکیل کنگره یا پلنوم برخورد خواهد کرد و در تبصره دوم نیز به صراحت می‌گوید «‌در صورتی‌که تشکیل مجمع مسوولان مقدور نباشد شورای مرکزی تا‌ رفع موانع به وظایف خود ادامه خواهد داد». و بنابراین غیرقانونی بودن شورا حرفی به کلی بی‌اساس و یک دروغ‌پردازی بیش نیست‌. در نامه سرگشاده به افزودن چهار نفر به اعضای شورا در سال گذشته تاکید نموده و آن‌را خلاف اساس‌نامه قلمداد کرده‌اند‌. در مورد افزودن چهار نفر به شورای مرکزی در سال گذشته نیز رییس شورا کاملن مطابق اساس‌نامه عمل کرده است زیرا این چهار نفر شامل دو نفر نمایندگان حزب مردم ایران و دو نفر نمایندگان حزب ایران هستند‌. دو نفر نمایندگان حزب ایران به‌جای دو فرد متوفی از این حزب یعنی شادروانان مهندس‌ نظام‌الدین موحد و غلامرضا رحیم بر طبق اساس‌نامه توسط رییس شورا دعوت شده‌اند و دو نفر نمایندگان حزب مردم ایران نیز به‌دلیل نبودن نماینده از حزب مردم ایران پس از شروع بیماری شادروان حسین راضی و نیامدن ایشان به جلسات از طرف حزب مردم ایران به شورای مرکزی معرفی شده‌اند‌.

فعالین صدیق جبهه ملی با به خطر انداختن جان و هستی خود برای تحقق آرمان‌های جبهه ملی می‌کوشند و آن آقایان در حریم امن هلند و باخط گرفتن ازآن فرد خودشیفته و خودبزرگ بین و بر اساس نوشته پوچ‌وبی‌پایه شاگرد نابخردش برای ما نامه سرگشاده آن‌چنانی آن‌هم در رسانه‌های همگانی می‌نویسند و رییس شورای مرکزی جبهه ملی ایران را با تصوری واهی مورد هتک حرمت قرار می‌دهند

نامه‌های احزاب ایران و مردم ایران در معرفی این نمایندگان در شورای مرکزی قرائت شده و مورد تایید قرار گرفته است‌. وهیچ مخالفتی از طرف هیچ‌کس نسبت به پذیرش آنان به‌عمل نیامده است.

اینک ماده سیزده اساس‌نامه و فقط دو بند 7 و 8 از 14 بند این ماده  که استناد ورود این چهار نفر  به شورا بوده است راعینن نقل می‌کنم :

«ماده سیزدهم‌– شورای مرکزی جبهه ملی بعد از کنگره عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری جبهه ملی بوده و وظایف و اختیارات آن به شرح زیر است :

بند 7 – انتخاب جانشینان اعضا‌ مستعفی یا متوفی یا اخراج شده شورا و در این‌گونه موارد شورا بدون توجه به نتیجه انتخابات کنگره در انتخاب اعضا‌ جانشین آزاد است .

بند 8 – تعیین عده نمایندگانی که احزاب و گروه‌ها و سازمان‌های تشکیلاتی جبهه ملی در شورا خواهند داشت با توجه به کیفیت و کمیت آنان و حد نصاب اعضای شورا.»

به‌طوری‌که در بند 7 و 8 ماده سیزدهم ملاحظه فرمودید دعوت از این چهار نفر توسط ریاست شورا کاملن بر طبق اساس‌نامه بوده و در شورا هم در یک‌سال گذشته هیچ‌کس نسبت به ورود آنان نه شفاهن و نه کتبن اعتراضی نداشته تا در شورا مورد رسیدگی قرار بگیرد‌. در شورای مرکزی جبهه ملی دموکراسی کامل برقرار است و پس از هر پیشنهاد و مطلبی با مراجعه به رای‌، تکلیف هر مسئله‌ای روشن می‌شود .

مورد دیگری که در نامه سرگشاده بدون امضا‌ مطرح گردیده تصمیم شورا به افزودن 15 نفر عضو جدید به شورای مرکزی است که این کار را خلاف اساس‌نامه وانمود کرده‌اند درحالی‌که مواد 14‌، 15 و 16 اساس‌نامه به صراحت این موضوع را تایید و روال آن‌را معین مینماید‌. من هر سه ماده را عینن نقل می‌کنم :

«ماده چهاردهم‌– عده اعضای شورای مرکزی 50 تن خواهد بود.

ماده پانزدهم‌– اعضا‌ شورای مرکزی باید دارای وجه ملی و سوابق آزادی‌خواهی و خدمت‌گذاری به ملت و حق‌طلبی و ثبات قدم و پاک‌دامنی باشند و طوری برگزیده شوند که ترکیب عمومی شورا حتا‌المقدور معرف نیروهای ملی و طبقات و قشرهای اجتماعی باشد.

ماده شانزدهم – 35 تن از اعضا‌ شورای مرکزی از طرف کنگره جبهه ملی با رای مخفی و اکثریت اعضا‌ حاضر در جلسه انتخاب می‌شوند‌. 15 تن دیگر با توجه به قسمت آخر ماده پانزدهم و رعایت مواد اساس‌نامه در صورت مقتضی از طرف شورای مرکزی انتخاب خواهند شد.

تبصره اول- انتخاب اعضا‌ جدید بنا بر پیشنهاد مشترک هیت رهبری و هیت اجرایی از طرف شورا با رای مخفی و اکثریت دو سوم حاضران در جلسه خواهد بود.

تبصره دوم – در انتخاب اعضا‌ جدید شورا باید افرادی‌که سابقه عضویت و فعالیت آن‌ها در سازمان‌های جبهه ملی محرز است و واجد صلاحیت عضویت شورا هستند حتا‌الامکان مقدم شمرده شوند .

تبصره سوم- با اخراج یا خروج هر حزب یا گروه نمایندگان آن حزب یا گروه نیز عضویت خود را در شورا از دست خواهند داد .

تبصره چهارم – در صورتی‌که احزاب و یا سازمان‌های صنفی سیاسی وابسته به جبهه ملی در بین انتخاب شدگان در کنگره حداقل یک نماینده در شورای مرکزی نداشته باشند می‌توانند از شورای مرکزی درخواست فرستادن نماینده حزب یا سازمان خود را بنمایند که در صورت موافقت و تصویب شورای مرکزی از حزب یا سازمان مزبور خواسته خواهد شد که نماینده خود را انتخاب و به شورا معرفی نماید.»

با این توضیحات معلوم می‌شود که آقای ادیب برومند و شورای مرکزی کاملن طبق اساس‌نامه عمل کرده‌اند پس انتقادات آن شخص و این نامه سرگشاده به چه منظور است و چه هدفی را دنبال می‌کنند‌؟به گمان من تنها یک فرد خود محور و خود شیفته و مبتلا به خود بزرگ‌بینی تا حد جنون در شورا حضور دارد که چون در این شورا زمینه‌ای برای ارضای خود‌خواهی‌ها و اهداف خود نمی‌بیند چنین می‌پندارد که برای دست‌رسی به اهداف خود باید به هر طریق ممکن این شورا را به بن بست بکشاند تا شاید بتواند در شورای بعد وضع بهتری برای خود فراهم کند و این تحریکات و نامه‌پراکنی‌ها هم کار اوست در حالی‌که در شورا تمام مسایل به صورت کاملن دموکراتیک قابل طرح و بررسی است و در نهایت رای اکثریت شورا تعیین کننده خواهد بود و اگر شخصی بخواهد از رای اکثریت تمکین نکند و با هوچی‌گری و جار و جنجال با شورا برخورد کند نه به دموکراسی اعتقاد دارد و نه قواعد کار سیاسی دست جمعی را آموخته است .

در نامه سرگشاده ازحضور 7 نفر ازیک  حزب مخصوص درشورا ذکر کرده‌اند که منظورشان حزب ایران است‌. حزب ایران از ابتدای تشکیل جبهه ملی در سال 1328 در حکم ستون فقرات جبهه ملی بوده ‌و شخصیت‌های برجسته‌ای ‌مانند الهیار صالح‌– دکتر کریم سنجابی- مهندس کاظم حسیبی- مهندس احمد زیرک‌زاده – مهندس جهانگیر حق‌شناس‌– اصغر پارسا – دکتر شاپور بختیار‌‌ ابوالفضل قاسمی- مهندس نظام‌الدین موحد – غلامرضا رحیم از این حزب در رهبری جبهه ملی شرکت داشته‌اند و در حال حاضر شخصیت‌های ارزش‌مندی چون آقایان ادیب برومند‌– حسن شهیدی- منوچهر ملک‌قاسمی- دکتر باقر قدیری‌اصلی- دکتر خسرو سعیدی- سرلشگر بازنشسته ناصر فربد – ابراهیم منتصری و فرهاد امیر ابراهیمی در شورای مرکزی جبهه ملی حضور دارند .

در نامه سرگشاده باز هم از باند 4 نفری که بر شورای مرکزی سیطره دارد اسم می‌برند اصطلاح «‌باند» یا «‌باندخنجی‌» از سال 41-1340 در جبهه ملی مطرح گردیده است‌. دکتر محمد‌علی خنجی مردی محجوب‌، سخنور‌، دانش‌مند و فرهیخته بود او در اقتصاد و حقوق دکترا داشت و با چندین زبان زنده جهان مانند انگلیسی‌، فرانسه‌، آلمانی‌، روسی و عربی کاملن آشنا بود‌. دکتر خنجی هم‌راه خلیل ملکی و دکتر مسعود حجازی و عده‌ای از شخصیت‌های دیگر در زمان دولت ملی مصدق حزب نیروی سوم را رهبری می‌کردند. دکتر خنجی در آستانه کودتای ننگین 28 مرداد 32 بر سر تایید مواضع دکتر مصدق بویژه در مورد برگزاری رفراندوم برای انحلال مجلس هفدهم و برخی مسایل دیگر با خلیل ملکی اختلاف پیدا کرد که بررسی این اختلاف‌، بحث‌ها و گفت‌وگو‌های زیادی را می‌طلبد‌. به هر حال با این اختلاف‌نظرها حزب نیروی سوم به دو گروه به‌نام جامعه سوسیالیست‌ها به دبیر کلی خلیل ملکی و حزب سوسیالیست به رهبری دکتر خنجی و دکتر حجازی تقسیم شد در این انشعاب اکثر کادرهای فعال حزب با دکتر خنجی و دکتر حجازی و حزب سوسیالیست هم‌راه شدند و وقتی بلافاصله بعد از کودتای 28 مرداد نهضت مقاومت ملی برای مقابله با کودتا تشکیل شد‌، با مطالعات و بررسی‌هایی که بنیان‌گذاران نهضت انجام دادند دکتر خنجی و دکتر حجازی و حزب سوسیالیست را به نهضت مقاومت ملی دعوت کردند و گروه دیگر را خیر‌. در نهضت مقاومت ملی تهیه نشریه راه مصدق و بیانیه‌های نهضت و بخش عمده‌ای از فعالیت‌های تشکیلاتی نهضت به عهده دکتر خنجی و مسعود حجازی بود‌.

اولین کسانی‌که اصطلاح «‌باند خنجی‌» را برای دکتر خنجی و دوستانش ابداع کردند عده‌ای از اعضای نفوذی حزب توده در داخل جبهه ملی دوم بودند که در داخل جبهه ملی برای خود شبکه مخفی داشتند و علی‌التحقیق با پیش‌رفت و تعالی جبهه ملی مخالف بودند

در سال 1339 با تشکیل مجدد جبهه ملی از بین آن دو گروه باز هم حزب دکتر خنجی به شورای مرکزی جبهه ملی دعوت شد. در آغاز فعالیت جبهه ملی دوم دکتر خنجی و دکتر حجازی و سایر کادرهای حزب سوسیالیست‌، حزب خود را به نفع تشکیلات جبهه ملی منحل نموده و افراد حزب را در اختیار سازمان‌های جبهه ملی قرار دادند که این امر خوشایند برخی احزاب دیگر جبهه ملی که خواهان حفظ تشکیلات حزبی خود بودند نبود و تا حدودی ناخرسندی و مخالفت آن‌ها را در پی داشت مضافن بر این‌، دانش سیاسی و اقتصادی دکتر خنجی و بهره‌گیری او از کتب و نشریات به زبان‌های مختلف از او شخصیتی جامع و تئوریسینی توانا و کم‌نظیر ساخته بود که بسیاری از کادرهای جبهه ملی را مجذوب می‌ساخت و این امر مورد حسادت بسیاری از افراد دیگر بود و خصومت آن‌ها را نسبت به او بر‌می‌انگیخت . تمام نشریات تعلیماتی و بسیاری از اعلامیه‌های مهم جبهه ملی دوم به قلم دکتر خنجی بود و هم او بود که در تنظیم اساس‌نامه و منشور جبهه ملی در کنگره 1341 نقش اساسی داشت‌. اما اولین کسانی‌که اصطلاح «‌باند خنجی‌» را برای دکتر خنجی و دوستانش ابداع کردند عده‌ای از اعضای نفوذی حزب توده در داخل جبهه ملی دوم بودند که در داخل جبهه ملی برای خود شبکه مخفی داشتند و علی‌التحقیق با پیش‌رفت و تعالی جبهه ملی مخالف بودند. تحرکات این گروه توسط دکتر خنجی که در کمیسیون تعلیمات‌، اداره کننده مسایل تعلیماتی و کلاس‌های گویندگی جبهه ملی بود و دکتر حجازی که مسوول سازمان جوانان بود شناخته شده و از کارشکنی آنان جلوگیری به‌عمل می‌آمد‌. بسیاری از اعضای اصیل و معتقد جبهه ملی از همان زمان به تحرکات و عمل‌کرد این افراد مشکوک بودند و کار آن‌ها را در جهت اهداف رژیم شاه و ساواک ارزیابی می‌کردند و بعدها روشن شد که شک و تردید اعضای جبهه ملی به این شبکه به‌جا و صحیح بوده و معلوم شد که متاسفانه شخصی به نام عباسعلی شهریاری‌، یک مامور کارکشته ساواک  به حزب توده نفوذ کرده و خود را به رهبری این شبکه رسانده بود‌. افراد فریب‌خورده این گروه بعدها که متوجه فریب خوردن خود شدند بسیار متاسف و متاثر شدند‌. یکی از آن‌ها در زندان قزل‌قلعه با آگاه شدن از این موضوع چنان سر خود را به دیوار کوبید که فرقش شکافته شد و راهی بیمارستان گردید‌. و برخی از این گروه که بعدن هسته‌های اولیه فداییان خلق را به‌وجود آوردند عباسعلی شهریاری را به‌عنوان مجازات و انتقام‌گیری ترور نمودند‌. اصطلاح «‌باند خنجی‌» که به‌وسیله این گروه فریب خورده ابداع گردید متاسفانه به‌وسیله برخی از افراد دیگر جبهه ملی نیز که نسبت به دکتر خنجی حسادت و یا رقابت داشتند نیز به‌کار رفت‌.

دکتر خنجی در سال 1350 در سن 46 سالگی چشم از جهان فروبست و یاور همیشگی او دکتر حجازی نیز سال‌هاست که به رحمت ایزدی پیوسته است ولی دشمنان جبهه ملی هنوز هم اصطلاح «‌باند خنجی‌» را رها نکرده‌اند و افراد فداکار و موثر و معتقد به جبهه ملی را باند خنجی می‌نامند‌. بنده شخصن از لحاظ عدم اقتضای سنی افتخار عضویت در حزب سوسیالیست دکترخنجی نصیبم نگردید و گمان نمی‌کنم هیچ‌یک از هم‌راهان حزبی او هم در شورای مرکزی فعلی جبهه ملی باقی مانده باشند ولی بنده که در سال‌های 39 به بعد در جبهه ملی دوم شاهد دانش و درک سیاسی فوق‌العاده و شجاعت مبارزاتی آقایان دکتر خنجی و دکتر حجازی بودم و در دوران بعد از انقلاب هم در شورای مرکزی و هیت اجراییه از نزدیک ناظر تلاش‌ها و ایثارگری‌های دکتر مسعود حجازی قرارداشتم همواره به روان پاک هر دو بزرگوار درود می‌فرستم و بسیاری از اعضای صدیق و قدیمی جبهه ملی در مقابل خدمات آقایان دکتر خنجی و دکتر حجازی به راه مصدق و نهضت ملی ایران سر تعظیم فرود می‌آورند‌. بنده به یاد دارم و بسیاری از اعضای قدیمی جبهه ملی نیز می‌دانند که آقایان الهیار صالح‌، دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر کریم سنجابی وقتی‌ با  همان افراد نفوذی‌ وانتقادات آن‌ها از«‌باند‌» روبه‌رو می‌شدند پاسخ می‌دادند که اگر این‌ها «‌باند‌» هستند ما هم عضو همین باندیم‌. و نیز به خاطر می‌آورم که درسال 1340 وقتی به‌عنوان یک دانش‌جوی فعال جبهه ملی درجشن عروسی دکتر حجازی دعوت شده بودم چگونه چک دو هزار تومانی کادوی مصدق رهبر نهضت ملی با امضای او که از احمدآباد برای دکتر مسعود حجازی فرستاده بود مورد تماشا و خوش‌حالی میهمانان قرار گرفته بود.

ماجرای تشکیل پلنوم و هم‌چنین انتخابات غیرحضوری شورای مرکزی که بسیار مورد بحث قرار گرفته نیز احتیاج به توضیح دارد. درشورای مرکزی جبهه ملی هیچ‌کس با تشکیل پلنوم مخالف نیست و همه از تشکیل پلنوم و انتخابات شورای مرکزی استقبال می‌کنند‌. تنها مخالف باتشکیل اجلاس پلنوم حکومت جمهوری اسلامی است که آزادی‌های اساسی ملت را نادیده می‌گیرد. ازجمله آزادی احزاب واجتماعات را منتفی کرده است‌. ازحدود دوسال قبل انتخابات در سازمان‌های جبهه ملی برای گزینش نمایندگان جهت شرکت در پلنوم شروع شد نمایندگان شهرستان‌ها و نمایندگان احزاب نیز معرفی شدند و در سال گذشته هنگامی که قرار بود تدارکات لازم برای برپایی اجلاس پلنوم فراهم شود حاکمیت به رییس شورای مرکزی اخطار نمود که باتشکیل جلسه پلنوم برخورد خواهد نمود که موضوع این اخطار با صدور‌  اعلامیه‌ای به آگاهی همگان رسید‌. دلیل برخورد حاکمیت با تشکیل این جلسه روشن است‌. چون دست‌گاه حاکمه نمی‌خواهد با انتخاب شدن یک شورای مرکزی جدید از طرف یک پلنوم صحیح‌، شورای جبهه ملی تقویت شده و به این رجز‌خوانی‌ها و شانتاژهای داخلی پایان داده شود‌. بالاخره موضوع در شورای مرکزی مورد بررسی قرار گرفت‌. در آن‌جا پیشنهاد شد که انتخابات شورای مرکزی به‌صورت غیرحضوری و فرستادن کاغذ رای‌نویسی توسط کمیسیون برگزار کننده برای شرکت‌کنندگان در پلنوم صورت بگیرد. درابتدا کسی با این پیشنهاد مخالفتی ننمود ولی هنگامی‌که این پیشنهاد رای‌گیری غیر‌حضوری وارد مراحل اجرایی می‌شد نامه‌هایی به‌ تعداد زیاد امضا از سازمان‌های مختلف جبهه ملی به شورای مرکزی رسید که همگی این‌گونه رای‌گیری برای انتخاب اعضای شورای مرکزی را مورد انتقاد قرار داده و آن را خلاف اساس‌نامه و دون شان جبهه ملی دانستند وبرخی از شهرستان‌ها هم گفتند در چنین حالت غیر‌حضوری در رای دادن شرکت نمی‌کنند هم‌چنین حرکاتی ناپسند مثل افزودن نام برخی افراد به لیست کاندیداهای عضویت شورای مرکزی به‌عنوان نماینده برخی از شهرستان‌ها و بعضی سازمان‌های نوظهور که در آن‌ها انتخاباتی صورت نگرفته بود توسط یکی دونفر از اعضای کمیسیون برگزار کننده پلنوم بدون اطلاع سایر اعضا‌ در لیست ارسالی برای انتخاب‌کنندگان صورت گرفت درضمن محل ارسال آرا‌ را که قرار بود منزل رییس شورا باشد به جای دیگری تغییر دادند و اوراق رای را که قراربود با امضای اعضای کمیسیون برگزار کننده و مهر جبهه ملی در پشت آن‌ها مستند گردد بدون مهر وامضا‌ ارسال داشتند که مجموع همه این‌ها انتخاب غیر‌حضوری را زیر سوال برد و به همین دلایل شورای مرکزی  انتخابات غیرحضوری و موارد پیش آمده را مورد بحث و رسیدگی قرارداد وسپس موضوع را به رای گذاشت و اجرای آن‌گونه رای‌گیری غیرحضوری و بدون اجلاس پلنوم از طرف اکثریت شورای مرکزی مردود شد و ملغا گردید‌.

حداقل این آقایان باید بدانند که در همین جنبش‌های خونین آزادی‌خواهانه‌ای که در منطقه خاورمیانه در جریانست رهبران جنبش‌ها از مذاکره و گفت‌وگو با حکام دیکتاتور خودداری نمی‌کنند و باید بدانند که در تمام سال‌های جنگ ویتنام درحالی‌که ویت‌کونگ‌ها و آمریکاییان آتش برسرهم می‌باریدند و ویت‌کونگ‌ها پوست از سرسربازان آمریکایی می‌کندند هیت‌های نمایندگی ویت‌کونگ و آمریکا دایم در ژنو در پشت میز مذاکره روبه‌روی هم می‌نشستند آیا این دلیل وابستگی ویت‌کونگ‌ها به آمریکا بود

و همه حاضران درجلسه رای اکثریت را پذیرفتند. ولی تعدادی از کسانی که در آن رای‌گیری حضور داشته و نظرشان مورد تصویب قرار نگرفت (‌البته نه همه آن‌ها) قواعد دموکراسی درون تشکیلاتی و تمکین از رای اکثریت را زیر پا گذاشته وتخطئه شورای مرکزی را آغاز کردند و متنی تحت عنوان «‌تفاهم‌نامه‌» با امضای هیت رهبری به شورای مرکزی ارایه نمودند که اکثریت شورا بسیاری از مواد آن را خلاف اساس‌نامه دانستند و ای‌نطور تصویب کردند که اگر این متن در تطبیق با اساس‌نامه قرار بگیرد می‌تواند قابلیت اجرا پیدا نماید‌. ولی به‌دنبال این مصوبه شورا یک اقلیت به تحریک همان فرد خود بزرگ بین درجلسات بعدی شورا حاضر نشدند و خواستند که شورا را از اکثریت بیندازند. ولی این‌گونه نشد و اکثریت دوسوم نصاب شورا برای هرگونه تصمیم‌گیری احراز گردید از جمله تصمیم گرفته شد که برای تقویت شورا برطبق ماده شانزدهم اساس‌نامه عمل شود و پانزده نفر از افراد ذیصلاح و واجد شرایط به شورا افزوده شوند‌. و بر طبق اساس‌نامه هیت رهبری و هیت اجراییه موظف شدند که در جلسه مشترک خود لیستی از واجدین شرایط را  فراهم و برای بررسی و تصویب به شورای مرکزی ارایه نمایند. که به همین‌گونه اقدام گردید. و دو نفر از چهار نفر عضو هیت رهبری هم‌راه کلیه اعضای هیت اجراییه د ریک جلسه مشترک یک لیست پانزده نفری را مورد تایید و تصویب قرار داده و به شورا معرفی نمودند. ا لبته عضویت این افراد هنوز به تصویب شورای مرکزی نرسیده است‌. و چه بهتر که این کار با حضور همه اعضای شورای مرکزی و غائبین چند جلسه اخیر صورت پذیرد‌. اما بدیهی‌ست که دراولین فرصت ممکن باید پلنوم رسمی و واقعی تشکیل شده و انتخاب کلیه اعضای شورای مرکزی را طبق اساس‌نا‌مه به انجام برساند‌.

اخیرا  پس از مصاحبه آقای ادیب برومند با یکی از سایت‌های اینترنتی‌، حملات نا جوان‌مردانه‌ای از طرف همان نویسنده نامه سرگشاده و پس از آن هم نامه‌ای با امضای شورای عالی جبهه ملی اروپا منتشر گردید که نسبت به گفته آقای ادیب برومند دایر بر گفت‌وگوی ایشان با عوامل حکومت جمهوری اسلامی به‌شدت برآشفته بودند‌. و از هیچ اسائه ادبی نسبت به ایشان خودداری ننمودند.‌ این‌که دست‌گاه‌های نظامی امنیتی رژیم شخصیتی مانند آقای ادیب برومند را احضار و با ایشان گفت‌وگو کنند و پاسخ ایشان را بشنوند امری نیست که شخص مغرضی آن‌را مستمسک اهانت به آقای ادیب برومند و اتهام زدن به ایشان و جبهه ملی ایران قرار دهد. این‌گونه اتهامات را از اول انقلاب عوامل رژیم فاسد و دیکتاتوری گذشته نیز به جبهه ملی وارد ساخته و می‌سازند‌. نفس مذاکره رییس شورای مرکزی و هیت رهبری جبهه ملی با مقامات رژیم حاکم هم‌راه با دفاع از مواضع سازمان واصول اعتقادی آن و تاکید برخواسته‌های آزادی‌خواهانه جبهه ملی واطلاع دادن مفاد گفت‌وگوها به سایر اعضای رهبری واجرایی و شورای مرکزی چه اتهامی نسبت به آقای ادیب برومند می‌تواند باشد‌؟ مگر مذاکرات آقایان الهیار صالح و دکتر آذر با نمایندگان شاه درسال 40 و مذاکرات کلیه اعضای شورای مرکزی در زندان قزل‌قلعه با فرستادگان شاه درسال 41 اتهامی برای آنان تلقی شد؟ از آن فرد مغرض و بازی‌چه دست این و آن انتظار نمی‌رود که جز آن‌چه گفته است چیزی بگوید ولی کسانی‌که نام شورای عالی جبهه ملی اروپا را برخود نهاده‌اند چگونه با طناب پوسیده آن شخص به چاه رفته و عینن سخنان اورا تکرار می‌کنند؟

حداقل این آقایان باید بدانند که در همین جنبش‌های خونین آزادی‌خواهانه‌ای که در منطقه خاورمیانه در جریانست رهبران جنبش‌ها از مذاکره و گفت‌وگو با حکام دیکتاتور خودداری نمی‌کنند و باید بدانند که در تمام سال‌های جنگ ویتنام درحالی‌که ویت‌کونگ‌ها و آمریکاییان آتش برسرهم می‌باریدند و ویت‌کونگ‌ها پوست از سرسربازان آمریکایی می‌کندند هیت‌های نمایندگی ویت‌کونگ و آمریکا دایم در ژنو در پشت میز مذاکره روبه‌روی هم می‌نشستند آیا این دلیل وابستگی ویت‌کونگ‌ها به آمریکا بود؟ شورای عالی جبهه ملی اروپا در نامه خود اعلام کرده است که ارتباط تشکیلاتی خود را با جبهه ملی ایران به‌حالت تعلیق در می‌آورد‌. این درحالی‌ست که جبهه ملی ایران با هیچ‌یک از سازمان‌هایی که تحت نام جبهه ملی در خارج از ایران فعالیت می‌کنند هیچ‌گونه ارتباط تشکیلاتی نداشته و ندارد که اکنون بخواهد تعلیق شود. جبهه ملی ایران در درون کشور در اوضاع و شرایطی که همگان از چگونگی آن را مطلعند ودر زیر سایه شمشیر داموکلس ارتداد برای به‌دست آوردن آزادی و حاکمیت ملی ودر پیروی از راه مصدق تلاش می‌کند و فعالین صدیق جبهه ملی با به خطر انداختن جان و هستی خود برای تحقق آرمان‌های جبهه ملی می‌کوشند و آن آقایان در حریم امن هلند و باخط گرفتن ازآن فرد خودشیفته و خودبزرگ بین و بر اساس نوشته پوچ‌وبی‌پایه شاگرد نابخردش برای ما نامه سرگشاده آن‌چنانی آن‌هم در رسانه‌های همگانی می‌نویسند و رییس شورای مرکزی جبهه ملی ایران را با تصوری واهی مورد هتک حرمت قرار می‌دهند‌.

شب تاریک و بیم موج وگردابی چنین هایل    کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

من براین باورم که این تهاجمات هم‌زمان و زنجیره‌ای به جبهه ملی ایران برای درگیر کردن و در نتیجه فلج کردن  و بی‌اثر نمودن این سازمان صورت می‌گیرد. وقتی این تهاجمات به جبهه ملی در این زمان و در شرایط فعلی منطقه خاورمیانه و در اوضاع واحوال فعلی کشور که جمهوری اسلامی با بحران سیاست خارجی برسر انرژی هسته‌ای و چالش اقتصادی و اختلافات درونی و بحران مشروعیت روبه‌روست به وقوع می‌پیوندد بسیار تامل برانگیزتر می‌شود‌. به ویژه وقتی  پروژه آلترناتیو‌سازی در تورنتو و جمع کردن گروه‌های تجزیه‌طلب در واشنگتن هم‌زمان می‌گردد، تهاجم برای خنثا کردن جبهه ملی ایران بسیار پر معنی‌تر به نظر می‌رسد‌. لذا جبهه ملی ایران وظیفه دارد بدون توجه به این تهاجمات نوشتاری‌، در دامی که برای مشغول کردن و زمین‌گیر کردن این سازمان می‌گسترانند وارد نشده و بر طبق اساس‌نامه درخشان خود موقعیت سازمانیش را تحکیم بخشد و به حرکت خود برای استقرار حاکمیت ملی و حفظ تمامیت ارضی هوش‌یارانه ادامه دهد.

بیشتر بخوانید:

«ادیب، اساس‌نامه جبهه ملی را نادیده گرفته است»

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,