Saturday, 18 July 2015
18 June 2021
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت صد‌و‌دوازده

«جمهوری اسلامی را سرزنش نکنید»

2011 June 03

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

حکومت دینی مستقر در ایران دارای راه‌‌کارهای آشکاری‌ست که بعضن مغرضانه آن را فراموش می‌‌کنیم، هیچ اتفاقی غیرقابل پیش‌‌بینی و شوک‌‌آور نخواهد بود اگر ما به اصول و مبانی این ساختار نگاهی دقیق داشته باشیم، بر اساس مستندات تمامی رفتار این حکومت دارای توجیهات مستدلی از آموزه‌‌های دینی دارد، حکومت ایران شیعی است و ولی فقیه آن تصور می‌‌کند بر جای امامان دوازده‌‌گانه تکیه زده است، پس سعی می‌‌کند در کلام و رفتار پای در جای‌‌پای مشخصی بگذارد، در عرف شیعی فتنه، فتنه‌گر، خودی و غیرخودی، جنگ تا رفع کل فتنه، دشمن‌‌شناسی مداوم و عدم تساهل و تسامح در هنگام اقتدار، با صراحت توصیه شده است، این واژه‌‌های تکراری را می‌‌توانید در 1400 سال پیش هم ببینید و واکنش به این روی‌‌داد را با وقایع اکنون مقایسه کنید :

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

از جمله ویژگی‏های برجسته علی امام اول شیعیان، دشمن‏شناسی یاد شده که یکی از شاخه‏های علوم و معارف او به شمار می‏رود. زیرا او که «وارث علم انبیای الهی» خوانده شده و «باب علم پیامبر»، کاملن به فرضیه خودی و غیرخودی معتقد بوده، هشدارهای فراوان او در قالب خطابه، نامه و کلمات حکمت‏آمیز در نهج‏البلاغه و دیگر منابع حدیثی گویای آن است که او کاملن از حضور منسجم مخالفان معاند در بین خودی‏ها مطلع بوده و دایمن در حال تذکر.

بدین‏روی، از سویی، می‏کوشید تاخودی‏ها را از وجود غیرخودی‏های معاند در بین‌‌شان ‏آگاه سازد و به آنان‏ می‏گفت: «ای ‏بندگان خدا، شما را به ترس ‏از خدا سفارش می‏کنم و شما را از منافقان می‏ترسانم، زیرا آنان گم‏راه و گم‏راه‌ کننده‏اند، خطاکار و به خطاکاری تشویق کننده‏اند، به رنگ‏های گوناگون ظاهر می‏شوند، از ترفندهای گوناگون استفاده می‏کنند، برای شکستن شما از هر پناه‌گاهی استفاده می‏کنند، و در هر کمین‌‌گاهی به شکار شما می‏نشینند.»

نکته مهم در بحث دشمن‏شناسی علی این است که او مانند رهبر انقلاب ایران نه تنها از وجود دشمنان موجود مطلع بود و از شیطنت‏های آنان خبر می‏داد، بلکه در خلال ده‏ها خطبه، از وجود دشمنان آینده و ستم‏های آنان نیز سخن می‌‌گفت، از جمله این‏که پس از حادثه جنگ نهروان در سال 38 هجری قمری گفت: «آگاه باشید! ترسناک‌ترین فتنه‏ها در نظر من، فتنه بنی‏امیه بر شماست، فتنه‏ای کور و ظلمانی که سلطه‏اش همه جا را فراگرفته و بلای آن دامن‌‌گیر نیکوکاران است و…به خدا سوگند، بنی امیه پس از من برای شما زمام‌‌داران بدی خواهند بود. آنان چون شتر سرکشی که دست‏به زمین کوبد و لگد زند و با دندان گاز گیرد و از دوشیدن شیر امتناع ورزد، با شما چنین برخوردی دارند، و از شما کسی باقی نگذارند…»

نکته مهم در بحث دشمن‏شناسی علی این است که او مانند رهبر انقلاب ایران نه تنها از وجود دشمنان موجود مطلع بود و از شیطنت‏های آنان خبر می‏داد، بلکه در خلال ده‏ها خطبه، از وجود دشمنان آینده و ستم‏های آنان نیز سخن می‌‌گفت

با بررسی سیره سیاسی علی امام اول شیعیان به این حقیقت دست می‏یابیم که تسامح و تساهل در قبال غیرخودی‏ها در قاموس زندگی او بی‏معنا بوده است.

در متون تاریخی آمده است: آن‏گاه که در سال 36 هجری، کسانی در مدینه از حضرت‌‌اش خواستند: تا طلحه و زبیر، خودی‏های فریب‏خورده، را تعقیب ننماید و آنان را به حال خود واگذارد، خطاب به ارایه‏دهندگان این پیش‌‌نهاد فرمودند: «به خدا سوگند، من هم‌‌چون کفتار نیستم که با ضربات ملایم و آرام در برابر لانه‏اش به خواب رود تا صیاد به او رسد و دشمنی که در کمین اوست غافل‌‌گیرش کند. (من غافل‌‌گیر نمی‏شوم.)»  مطمئنن ماجرای موسوی و کروبی بنا بر آموزه‌‌های دینی آقای خامنه‌‌ای را به یاد طلحه و زبیر می‌‌انداخته است .

زمانی هم که از طریق نیروهای اطلاعاتی آگاه می‏شد که دشمن در نقطه‏ای خاص، درصدد اجرای توطئه است، با ارسال نامه‏ای به کارگزار خویش، وی را در جریان نقشه دشمن قرار می‏داد، حال می‌توانست این گروهی دشمن مردمی عادی باشند که به قصد حج در حرکتند، مهم کشف رگه‌‌های عدم سرسپردگی کامل بود: «پس از یاد خدا و درود، همانا مامور اطلاعاتی من در شام به من اطلاع داده است که گروهی از مردم شام برای موسم حج‏به مکه می‏آیند، مردمی کوردل، گوش‏های‌شان در شنیدن حق ناشنوا و دیده‏هایشان نابینا که حق را از راه باطل می‏جویند و بنده را در نافرمانی از خدا فرمان می‏برند، دین خود را به دنیا می‏فروشند و دنیا را به بهای سرای جاودانه نیکان و پرهیزگاران می‏خرند، در حالی که در نیکی‏ها، انجام دهنده آن پاداش گیرد و در بدی‏ها، جز بدکار کیفر نشود. پس در اداره امور خود، هشیارانه و سرسختانه استوار باش، نصیحت دهنده‏ای عاقل، پیرو حکومت و فرمان‌‌بردار امام خود باش. مبادا کاری انجام دهی که به عذرخواهی روی آوری. نه به هنگام نعمت‏ها، شادمان و نه هنگام مشکلات سست‏باشی.»

علی در جهت زدودن فرهنگ مدارا در قبال آن کسانی که دشمن داخلی می‌‌پنداشت، کسانی را که از هم‌راهی با او در مقابله و ستیز با معاندان کنار کشیده بودند و او را تنها گذاشته بودند مورد ملامت و مذمت قرار داده، گفته بود‌: «اینان حق را خوار کرده، باطل را نیز یاری نکردند.»

با تاملی کوتاه در این‏گونه سخنان در خواهیم یافت که در حکومت دینی همگان «خودی‏» محسوب نمی‏گردند و طرح مسئله «خودی‏» و «غیرخودی‏» امری معقول و مشروع می‏باشد. بنابراین، نباید انتظار داشت به بهانه پذیرش فرضیه «تساهل و تسامح‏»‌، فرهنگ بی‏تفاوتی در قبال غیرخودی‏های معاند را حکومت دینی و معتقد بپذیرد و مرزبندی بین آنان و خودی‏ها را نادیده گیرد و همگان را مساوی و «شهروند» به حساب آورد.

علی مقتدای حکومت جمهوری اسلامی در نفی چنین باورهایی می‏گوید: «کسی که بین ما و دشمن ما فرقی نگذارد، و ما را با آنان مساوی بداند، از ما نیست.»

در خبری آمده است: «شخصی به حضرت‌‌اش عرض کرد: من، هم با تو هستم و هم با معاویه. آن بزرگ‌وار فرمود: یک چشم تو کور است، یا باید شفا یابی و چشمت را باز کنی و یا آن‏که کاملن کور شوی.»

در قسمتی از نامه او به محمدبن ابی‏بکر آمده است: «امام هدایت‌‌گر و زمام‌‌دار گم‏راهی هیچ‏گاه مساوی نخواهند بود، چنان‏که دوستان پیامبر و دشمنان‌‌اش برابر نیستند.»

این‏گونه گفته‏ها و موضع‏گیری‏ها شاهد بر آن است که نباید حکومت دینی خودی را با غیرخودی برابر بداند و از کینه‏توزی دشمنان غافل باشد، حکومت جمهوری اسلامی به خوبی می‌‌داند که بسیاری از حوادث در تاریخ اسلام، معلول بروز خصلت ناپسند تساهل و تسامح در قبال آنان در بین مسلمانان بوده است.

علی از جمله امتیازاتی که برای خود برمی‏شمارد، حفظ هشیاری کامل در قبال دشمن معاند و عدم غفلت از حیله‏های وی و پرهیز از بی‏تفاوتی در برابر توطئه‏های اوست، در فرازی از خطبه‏ای که پس از شکست ‏شورشیان خوارج در سال 38 هجری برای بسیج کردن مردم در مبارزه با شامیان، در نخیله کوفه ایراد نمود، گفت: «اما من، به خدا سوگند، از پای ننشینم و پیش از آن‏که دشمن فرصت‏یابد، با شمشیر آب دیده چنان ضربه‏ای بر پیکر او وارد سازم که ریزه‏های استخوان سرش را بپراکند و بازوها و قدم‏هایش جدا گردد و از آن پس خدا هرچه خواهد انجام دهد.»

او پس از حادثه نهروان در سال 38 هجری، به ایراد خطبه پرداخت و در بخشی از این خطبه چنین گفت: «ای مردم، من بودم که چشم فتنه را کندم و جز من هیچ‌کس جرات چنین کاری را نداشت، آن‏گاه که امواج سیاهی بالا گرفت و به آخرین درجه شدت خود رسید.»

شاید با دانستن این آموزه‌‌ها پیش‌‌بینی رفتار حاکم ایران دیگر شوک‌‌آور نباشد، آیت‌‌اله خمینی و سپس علی خامنه‌‌ای دقیقن بر اساس باورهای‌‌شان رفتار می‌‌کنند .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,