Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
پس‌نشینی‌تند

«روایت‌ دردناک تکرار تاریخ»

2011 June 02

اکبر ترشیزاد/ رادیو کوچه

شاید زمانی که «محمدرضا‌ پهلوی» فقید اعلام می‌کرد که هر‌کس نمی‌خواهد عضو «حزب‌ رستاخیز» شود گذرنامه‌اش را بگیرد و از ایران برود، فکرش را هم نمی‌کرد که روزگاری برسد که برای شنیدن صدای انقلاب مردم ‌ایران خیلی دیر شده باشد. وقتی که «مهدی ‌بازرگان» در دادگاه، به شاه‌سابق و حامیانش هشدار می‌داد که آن‌ها آخرین گروهی خواهند بود که به شیوه‌ی مسالمت‌آمیز با او مخالفت می‌کنند، به ذهن «محمدرضا» هم خطور نمی‌کرد که یک روز گروه‌هایی هم‌چون «مجاهدین ‌خلق» و «فداییان‌ خلق» پیدا شوند که در راه مبارزه با ماموران دولت شاه با بی‌رحمی تمام دست به اسلحه ببرند و به هیچ‌کس رحم نکنند. اگر هنگامی که روحانیون آینده‌نگری چون «محمدکاظم ‌شریعتمداری» به او توصیه کردند تا به جای حکومت سلطنت کند، می‌پذیرفت، شاید مجبور نمی‌شد تا با چشمانی اشک‌بار خاک وطنش را برای همیشه ترک کند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همه‌ی این‌ها را گفتم نه برای این‌که بخواهم اشتباهات «محمدرضا پهلوی» را بازگو کرده باشم، قصدم این است که بگویم، انگار قرار است تا به شکل خنده‌داری تاریخ در این مملکت تکرار شود. پای‌فشاری‌ها و خودرایی‌های ‌شاه، مملکت را به چنین روزی کشاند و امروز دوباره گروهی و اندیشه‌ای بر ما حکم می‌رانند، که با رفتارشان عاقبتی بدتر را برای ما و کشورمان به ارمغان خواهند آورد. حکومت‌های مستبد با به رسمیت‌نشناختن حق حضور، فعالیت و آزادی بیان برای مخالفان قانونی خود، راه را برای گروه‌های خشونت‌طلبی باز خواهند کرد که به قدرت رسیدن‌شان به نفع هیچ‌کسی نخواهد بود. این روزها شاهد درگذشت شماری از کسانی هستیم که اگر با اندیشه‌های سیاسی و اعتقادی‌شان در ستیز هم باشیم نمی‌توانیم بر صداقت، نجابت و وطن‌پرستی‌شان چشم بپوشیم. گروه‌ موسوم به «ملی-مذهبی‌ها» بارها در طول سه دهه‌ی گذشته به سبب هم‌راهی و هم‌کاری با روحانیون‌ حاکم در ابتدای انقلاب و ساده‌دلی و عدم ‌آینده‌نگری، از سوی جوانان نسل بعد از خود مورد تندترین نکوهش‌ها قرار گرفته‌اند که به اعتقاد نگارنده این انتقادات بی‌راه هم نبوده است. اما چیزی که به گمان من در این میان فراموش شده است، میراث گران‌بهایی است که گروه‌هایی چون «جبهه‌ی ‌ملی»، «نهضت‌ آزادی» و «ملی‌-مذهبی‌ها» از خود به یادگار گذاشته‌اند، روش مبارزه‌ی مسالمت‌جویانه و نقد منصفانه.

نوع برخوردهایی که جمهوری ‌اسلامی امروز با این مخالفان سربه‌زیر و نجیب خود می‌کند به مراتب خشن‌تر، بی‌رحمانه‌تر و غیراخلاقی‌تر از رفتارهایی است که در دولت گذشته (دولت پهلوی) با آنان می‌شد. ضرب و شتم یک دختر در سوگ‌پدرنشسته و به قتل رساندن او و دزدیدن جنازه‌ی پدر و دفن‌کردن بی‌نام ونشان و احترامش، در هیچ دین و آیینی پذیرفته نیست، مگر ذوب‌شدگان در ولایت. آن‌چه که یک انسان با‌غیرت و ایرانی وطن‌پرست و باشرف را بیش‌تر نگران می‌کند، آینده‌ی تیره و تاری است که در پیش روی کشور است. شک ندارم که چنین برخوردهایی از سوی حکومت به رادیکال‌تر شدن و حرکت هر چه سریع‌تر جنبش آزادی‌خواهانه‌ی مردم ایران به سوی خشونت منجر خواهد شد، چیزی که از همه بیش‌تر راه را برای قدرت گرفتن گروه‌ها و نیروهای خشن و تجزیه‌طلب هموار خواهد کرد. شاید دیدن چنین تصویری از آینده ایران است که چنان دل دلسوزان وطن را به درد ‌آورده که جسم‌شان تاب این رنج را نیاورده و یکی پس از دیگری غالب تهی می‌کنند.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. moe