Saturday, 18 July 2015
15 June 2021
پس‌نشینی‌تند

«تا یار که را خواهد»

2011 June 05

اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه

هنگامی‌که یک اثر ادبی-هنری به جای‌گاهی ‌رسیده که در زمان‌ها و شرایط مختلف هم‌چنان مخاطبان خود را حفظ کرده است، به‌طور حتم به شناخت و دریافتی از انسان و یا اجتماع پیرامون خود دست یافته است که مشمول زمان و مکان خاصی نمی‌شود. رمان «دایی‌جان ‌ناپلئون» نوشته‌ی ماندگار «ایرج ‌پزشک‌زاد» بدون شک یکی از نمونه‌های برجسته‌ی چنین آثاری است. راز ماندگاری این اثر بیان‌کردن و دست‌گذاشتن به روی یکی از ویژگی‌های کهنه‌ی ما ایرانی‌ها یعنی همان خصوصیت ترس از خارجی‌هاست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

این روزها مصادف است با سال‌گرد درگذشت «روح‌اله‌ خمینی» و  گل کردن دوباره و چندباره‌ی همان ویژگی قدیمی ما ایرانی‌ها. ما که روزگاری دست و پا می‌شکستیم که او را بیاوریم و بر سر و چشم خود بنشانیمش، حالا پی تبار هندی‌اش می‌گردیم و نماد الله روی پرچم جمهوری ‌اسلامی را با نماد سیک‌های هندی برابری می‌دهیم تا چه‌ چیزی را ثابت کنیم، که مثلن «خمینی» هندی بوده است. سیاست حقوق ‌بشر «کارتر» و کمک مالی آمریکایی‌ها را عامل انقلابی می‌دانیم که تا یک دهه‌ی پیش سفت و محکم بر این باور بودیم که حاصل ریختن خون هزارها هزار انسان پاک و لگدمال‌شدن و نادیده گرفتن حق صدها مظلوم است. این البته برای ملت ما چیز تازه‌ای نیست، مگر سال‌های سال بی‌غیرتی و بی‌تفاوتی خود در برابر سقوط دولت مردمی «دکتر مصدق» را به پای توطئه‌ی آمریکایی‌ها ننوشتیم. امروز هم، چنین می‌کنیم.

عجیب نیست که نویسنده‌ی کتاب «دایی‌جان‌ ناپلئون» سال‌ها کارمند وزارت‌ امور‌خارجه بوده است. شاید آن‌جا به‌ترین جای‌گاهی بوده است که «پزشک‌زاد» نکته‌بین می‌توانسته است به خصوصیت خارجی‌هراسی پی ببرد، چرا که متاسفانه و بدبختانه این ویژگی فقط مختص مردم ما نبوده است و «الناس علی دین ملوکهم». حاکمان ما همیشه و هرگاه که اعتراضی بر علیه حکومت خود دیده‌اند به جای ریشه‌یابی مشکلات به دنبال دست نفوذ خارجی‌ها گشته‌اند و هر زمان که مبارزات ضدحکومتی اپوزیسیون به نتیجه نرسیده است، رهبرانش آن را توطئه‌ی اجنبی برای سرکوب قیام‌های‌شان دیده‌اند. به همین سبب بود که «محمدرضا پهلوی» تا زمان مرگ خود به یقین باور داشت که این انقلاب توطئه‌ی مشترک کمونیست‌ها و آمریکایی‌ها بوده است.

انقلاب که پیروز شد نیز چیزی عوض نشد فقط جای دشمن عوض شد و در تمام این سال‌ها آمریکا و غرب و استکبار جهانی و خلاصه دشمن، جای‌گاه ویژه‌ای در ادبیات رهبران جمهوری ‌اسلامی داشته است. مخالفان نیز این رویه را دنبال کرده‌اند. اگر اعتراضات‌شان به نتیجه نرسیده است سبب آن را هم‌کاری دولت‌های خارجی با رهبران جمهوری ‌اسلامی دانسته‌اند و شعارهای‌شان از مرگ بر آمریکا و انگلیس به مرگ بر چین و روسیه تغییر جهت یافته است. واقعیت این‌ است که شکی نیست که دولت‌های خارجی در روابط‌شان با ملت و دولت ایران همواره در پی حفظ منافع ملی خود بوده‌اند اما نادیده گرفتن نقش مردم و گناه تمامی مشکلات را بر گردن خارجی‌ها انداختن توهمی است که سال‌ها بر تفکر سیاسی ایرانی‌ها سایه انداخته است. شاید ذکر مثالی ساده بتواند موضوع را روشن‌تر کند، فرض بگیریم که چند نفر در باغی نشسته‌اند و باد سوزناکی وزیدن می‌گیرد، تمامی این افراد به‌طور یک‌سان در معرض این باد قرار دارند اما آن‌هایی سرما خواهند خورد که پوشاک مناسب ندارند و یا از توان بدنی مناسبی برخوردار نیستند. نقش خارجی‌ها در تعیین سرنوشت ملت‌ها بیش از آن باد نیست و این وضعیت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن ملت‌هاست که تعیین می‌کند چه‌کسی در برابر این تهاجمات سرفرود ‌آورد و چه‌کسی آن را به سلامت پشت‌ سر بگذارد.

زمانی که مردم ما نقش اراده‌ی خود را موثرتر از نفوذ خارجی ببیند روزی خواهد بود که می‌توان به تغییر وضعیت گذشته امیدوار شد.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,