Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
پرسه – به مناسبت روز جهانی محیط زیست

«طبیعت در خدمت مردم»

2011 June 05

سیمین/ رادیو کوچه

simin@koochehmail.com

امروز پنجم ژوئن، روز جهانی محیط زیست است. یازدهمین سالی این روز در سراسر جهان گرامی داشته می شود.

شعاری که برای امسال در نظر گرفته شده با توجه به این که امسال سال جنگل‌ها نام‌گذاری شده، با تاکید بر جنگل‌ها؛ «طبیعت در خدمت شماست». انتخاب این شعار تاکیدی است بر اهمیت ارتباط میان کیفیت زندگی، سلامت جنگل‌ها و اکو سیستم آن‌ها.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

مراسم روز جهانی محیط زیست امسال در هند برگزار می‌شود، کشوری که در اثر رشد جمعیت و کشت بی‌رویه در زمین‌های حاشیه جنگل‌ها هم‌چنین چرای بی‌رویه با خطر بیابان‌زایی روبه‌رو است اما دولت هند با تمهیداتی که اندیشیده در مبارزه با این امر موفق بوده و با برنامه‌های منظم کاشت درخت و ایجاد کمربندهای محافظتی، از جنگل‌ها و زمین‌های زراعی محافظت می‌کند. این برنامه‌ها هم‌چنین در مسیر محافظت از بزرگ‌ترین مجموعه از جنگل‌های حرا در جهان و نیز زادگاه یکی از به یاد‌ماندنی‌ترین گونه‌های حیات وحش یعنی «ببر»، موفق بوده‌ است.

امروز در این برنامه و به این بهانه قصد دارم یادی بکنم از یک هم‌وطن که باشعار «ما به درختان نیاز داریم» سفر ی با دوچرخه به مناطق مختلف جهان انجام می‌دهد.

«محمد تاجران» هم‌وطنی است که سال‌هاست که در زمینه گردش‌گری با دوچرخه (سایکل توریسم) فعالیت دارد و سفر خود به کشورهای مختلف جهان را از سال هزارو سیصد و هشتاد و شش، آغاز کرده و طی این سال‌ها در مقطع‌های زمانی مختلف سفرش را به مناطق گوناگون را ادامه داده است.

از آن‌جا که تاثیرات مخرب آلودگی بر لایه ازن موضوعی بسیار مهم و ناامیدکننده است که باعث تخریب جنگل‌ها و مراتع است محمد تاجران و حامیان او این امر را دلیلی مهم برای آن که از همه توان خود برای کمک و حفظ محیط زیست استفاده کنند، می‌دانند.

آن‌ها را در بیانیه خود عنوان می‌کنند که بر آن هستند تا به دور دنیا حرکت کنند تا پیام‌شان را به همه مردم جهان بدون در نظر گرفتن نژاد، مذهب و ملیت برسانند.

و از همه مردم خواهش کنند که «به جهان توجه کنند و درخت بکارند» چون حیات بشر به حیات درختان وابسته است.

آقای تاجران در جهت رسیدن به این هدف اقدام به دوچرخه‌سواری دور دنیا کرده است و با شعار «ما به درختان نیازمندیم» در شهرهای مسیر سفر به مدارس رفته تا با برپایی کارگاه‌های آموزشی برای کودکان در مورد درختان و اهمیت‌شان صحبت کند.

او می‌گوید: «ما در مورد درختان و اهمیت‌شان در زندگی صحبت می‌کنیم و به دنبال یافتن راه‌کارهای فردی هستیم که می‌توانیم برای حفظ زمین انجام دهیم.

کودکان سازنده فردا هستند و اگر بیاموزند چگونه از طبیعت  مراقبت کنند می‌توان امید داشت به دیدن دوباره زمینی سبز و آسمانی آبی.»

محمد تاجران از روز نخست فروردین 1390 بار دیگر سفر خود را از تبریز به سوی ارمنستان آغاز کرده و این بار از مسیری متفاوت ادامه می‌دهد.

او که در طول سفر با سختی‌های آن روبه‌روست و برای گرفتن ویزاهای کشورهای بعدی مجبور به انتظاری طولانی بوده است، در این روزهای اخیر از آسیای میانه می‌گذرد و در کشور قزاقستان به سر می‌برد.

متاسفانه سفر جاده‌ای فرصت برقراری ارتباط مستقیم با آقای تاجران را به من نداد اما او از  این بخش سفرش چنین می‌نویسد:

«دوباره باز فرصتی شد که یادی کنم از شما و از زندگی توی جاده بنویسم. این بار از آسیای میانه…از قزاقستان.

این ایمیل رو از توی کشتی دارم واستون می‌نویسم زمانی که از باکو به سمت اکتاو دارم حرکت می‌کنم، این باردریایی .

امروز صبح رفتم رویه عرشه تا طلوع خورشید رو نگاه کنم…..جایی که تا چشم کار می‌کرد آب بود و آب. افق باز و گسترده‌ای که هر آن‌چه که دلت می‌خواست رو می‌تونستی واسه  خودت به تصویر بکشی که اون رو داشته باشی در انتهای این بیکران آبی.

این وسیع بی‌کرانه منو به فکر واداشته بود، چه چیزی می‌تونه باشه در انتهای اون؟ همه آن‌چه که زندگی بهم آموخته رو فراموش کردم و فرصتی اندک به خودم دادم که ذهن کودکانه‌ام بسازه هر آن‌چه که دلش می‌خواد…فارغ از همه حقیقتی که گاهی می‌تونه وجود داشته باشه. به تنها چیزی که اون ذهن کودکانه رسید مردمی بودند که مهربانانه دستان گرم و صمیمی شان باز بود و دلشان دریا…چشم‌هاشان پر برق عشق و محبت به  هم‌نوعی است که جاده‌هایی رو رکاب می‌زنه به امید دیدن همون برق نگاه.

صادقانه بگم…مدت‌هاست که دیگه به نقشه جهان نگاه نمی‌کنم…دیدنش به دلم ترس می‌ریزه. حقیقت این‌که دنیا خیلی بزرگه و زمان ما اندک…..

بعد از تقریبن ۴ سال زندگی این‌چنینی هنوز تنها خطی باریک و کوچک بر روی اون نقشه تونستم بکشم .

نمی‌دونم که چقدر مجال بودن دارم و تا کجا حق سفر کردن دارم؟ اما آن‌چه که به خوبی می‌دونم اینه که قدرشناس این لطف خواهم بود و شاکر این همه زیبایی. به شکرانه این زندگی زیبایی که خدا بهم هدیه کرده سفر خواهم کرد و به قدرشناسی از همه زیبایی‌هایی که در این جهان به ما هدیه کرده تا جایی که حق رفتن داشته باشم، خواهم رفت.

نقشه رو می‌بندم…حتا اون رو از ذهنم هم پاک می‌کنم که حتا اندیشیدن به اون هم منو از شادی این لحظه محروم می‌کنه.

امروز رو هنوز زنده‌ام و سالم و سرشار ….پس بگذار سپاس‌گزار این همه نعمت باشم و شادی کنم این زیبایی رو فردا نیز اگه باز بودم، اون رو شاد خواهم بود و باز لذت خواهم برد.

همیشه بر این اعتقاد بوده‌ام که تنها چیزی که متعهدم به پاسخ‌گویی این خواهد بود: «آیا از آن همه نعمت، از آن همه زیبایی و لطف که به تو هدیه شده بود بهره بردی؟» و من تنها یک پاسخ خواهم داشت…..«آری»

به یادتون هستم  و جاتون رو خالی می‌کنم هنگامی که خورشید آرام سرمی‌خوره و در انتهای این بیکران آبی به  ظاهر پنهان می‌شه… شاید این غروب آغازی باشه بر طلوعی زیبا در اون‌جایی که شما زندگی می‌کنین؟»

با خواندن این نامه به این فکر کردم که شاید زیباترین پیام این روز می‌تواند همین باشد که تا زمان هست باید قدر نعمت‌های اطراف‌مان را بدانیم و با تلاش برای حفظ آن‌ها از آن‌ها بیش‌ترین بهره را ببریم. درختان، گل‌ها، گیاهان و جنگل‌ها مثل دیگر عناصر طبیعت به واقع زندگی را برای ما مطبوع‌تر می‌کنند و به همان اندازه نیز نیاز به مراقبت و توجه دارند.

رسیدن به آزادگی و پاکی در وطن برای تک‌تک اجزای یک سرزمین ضروری است. تنها خاکی پاک و سرزمینی به دور از هرگونه آلودگی قادر است بستر رشد نهال‌های جوان آزادی باشد.

یادمان باشد زمین را همواره سبز بخواهیم …

برای اطلاع از جریان سفر محمد تاجران به این صفحه مراجعه کنید:

http://www.weneedtrees.com/Site.aspx?ParTree=1118

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,