Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
مجله جاماندگان- سایهای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد‌و‌هفده

«ایران، آبستن یکی از خشن‌ترین انقلاب‌های تاریخ»

2011 June 07

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

از سال‌های آغازین پیروزی انقلاب ایران از سوی جمهوری اسلامی برای چند گروه اپوزیسیون چاره‌ای جز اندیشیدن به انقلابی دوباره وجود نداشت، دایره محدودی که هر روز از سوی ساختار قدرت کوچک‌تر شده و راهی برای هم‌راه کردن سایر گروه‌های دگراندیش باقی نمی‌گذاشت، باعث شد تا این گروه‌ها که بعضن طرف‌داران زیادی نیز در آن ظرف زمانی نداشتند به حاشیه رانده شده و درصدد سرنگونی رژیمی باشند که به هیچ رو، به علت وجه ایدئولوژی‌اش که قادر به جذب اپوزیسیون نبود.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

متاسفانه با گذر زمان فاصله‌ها بیش‌تر و دایره خودی‌ها محدودتر شده و نیروهای خارج نظام بزرگ‌تر از نهاد قدرت شد، عدم انعطاف و قدرت‌طلبی نامحدود سران روحانی حکومت از آن‌جا که دچار باور نیروی شکست‌ناپذیر بود، هر روز به میزان مخالفان جدی خود افزود، تا جایی که اکنون بدنه فعلی نظام با سعی حداکثری بالاترین مقامات آن تبدیل به تک شاقه‌ای بی‌برگ شده است.

دست‌کم گرفتن مخالفان داخلی و هیاهوی بسیار زیاد در مورد نفوذ اندیشه و نیروی خارجی در میان اپوزیسیون با آن‌که برای نیروهایی مانند مجاهدین خلق که با ناشی‌گری خود موجبات تحقق شایعه‌ها شدند در مورد دیگر گروه‌ها در باور عمومی زمانی رنگ باخت که تمامی تلاش‌هایی که می‌توانست به اصلاح درون سیستمی منجر شود بی‌نتیجه ماند.

اگرچه دولت جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نظامی مقتدر در خارج و داخل ایران نبوده و در هر قسمت از مدیریت‌اش دچار منافذ آشکار بی‌تجربگی و بی‌لیاقتی بوده است اما به علت رواج اندیشه‌هایی که به قدمت تاریخ این کشور در افکار مردم آن ریشه داشته و به کمک حکومت قوی‌تر هم شده بود، این نظام توانست از مراحل دشواری گذر کند، باورهای مذهبی و گاهن خرافی نهادینه در ایران در ادامه استیلای رژیم روحانی بسیار موثر بود، اما روزی که حکومت پای را از حدودی به خارج نهاد همان روزی شد که باور به اصلاحات را از افکار نسل تصمیم‌گیرنده گرفت .

هزینه‌های سنگین انقلاب آن‌چنان بر گرده توده فشار آورده بود و نتیجه این سنگینی پرهزینه آن‌چنان بی‌سرانجام و بی‌عایدی شد که تکرار این پروسه را به کابوس جمعی ایران‌یان مبدل ساخت، تا جایی‌که در انتخابات سال 76 عزم بزرگ ملی برای تغییرات موجب شگفتی بدنه نظام شد، اراده‌ای قوی که قصد جلوه‌فروشی به حاکمان داشت، اراده‌ای که از سوی نظام جدی گرفته شد اما در نهایت بهت‌زدگی نه برای هم‌راهی گریزناپذیر بلکه برای انسجام آنان در رویارویی با هر تغییری.

دولت اصلاحات به هزاران دلیل ساختاری و تحمیلی دولتی افسرده‌کننده بود، دولتی که شعارهای‌اش را با سطح توانش منطبق نکرده بود و برای همان نیرویی هم که داشت بی‌برنامه و منفعل و ترسو نشان داد.

این دولت نه تنها سطح توقعاتی را که نمی‌توانست پاسخ‌گو باشد، افزود بلکه در جامعه به میزان قابل توجهی بدبینی را گسترش داد .

زمانی که دوران 8 ساله اصلاحات پایان یافت، آنان طرد شده راه‌گشای استبدادی آشکارتر شدند، ماحصلی که با بی‌تفاوتی مردم برای حاکمان دست‌آوردی بزرگ بود، اما مدت 4 سال کفایت نمی‌کرد که ماهیت دولت مهرورزی آن‌چنان که باید برای قشر فرودست جامعه نیز آشکار شود، دلارهای بی‌حساب نفتی می‌توانست برای قشر حداکثری جامعه ایران آن‌چنان رنگین و جذاب باشد که بن‌بست‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را ماسکه نماید، اتفاقی که به نیکی از چشمان طبقه متوسط پنهان نماند، گروه قهرکرده با اصلاحات، بدون هم‌راهی مستضعفین وارد بازی شدند که خود از ابتدا نسبت به آن مردد بودند .

نامزدهای اصلاح‌طلب اگرچه نام‌هایی تکراری بودند اما برای طبقه متوسط که از آنارشی انقلابی گریزان بود مفری شدند برای دور زدن دوباره محافظه‌کاران، غافل از آن‌که نو محافظه‌کاران بسیار گستاخ‌تر از باور عمومی برای نگه‌داشت قدرت، کارنابلدتر از اسلاف‌شان آن‌چنان می‌کنند که تشت رسوایی‌شان صدایی می‌کند که خواهد توانست قشر خواب‌آلود و همیشه منفعل فرودست را نیز بیدار کند .

شاید در ابتدای درگیری طبقه متوسط با رژیم، فاصله طبقاتی شگفت‌انگیز جامعه چندپاره ایران و نفرت حاصل از این روی‌داد که موجب شکاف عمیقی میان آحاد ملت شده بود، به هم‌راه سانسور اطلاعات واقعی از سوی رسانه‌ها موجب شد تا جنبش شکل‌گرفته از سوی بی‌بضاعتان غم قرتی‌گری نامیده شود، اما حامیان احمدی‌نژادی که توانسته بود پوپولیسم را تاحدودی نهادینه کند در فرآیندی فرسایشی شاهد شدند آن‌چه را که ابتدا باور نداشتند.

شعارهای پیش‌پا افتاده و لحن کوچه‌بازاری رییس ‌جمهوری که پس از دوران اصلاحات با حرف‌های دهان‌پرکن و غیرقابل فهم برای توده از عامیان دلبری می‌کرد اگرچه مورد استقبال و مصرف سفرهای استانی قرار گرفت و سخنانی که تنها به وعده‌های اقتصادی «نیاز صرف گرسنگان» به جای جامعه مدنی می‌پرداخت، زمانی تاریخ مصرف خود را از دست داد که آن دلارهای بی‌حساب نفتی نیز در حال ته کشیدن بود.

اعتماد به نفس حاصل از اغفال مردم در احمدی‌نژاد آن‌چنان بالا بود که از یاد برد شکم‌های گرسنه، وعده نان را تنها تا وقتی باور می‌کنند که از حال نرفته باشند و مسلمن مرحله پس از بی‌حالی خشم است که متاسفانه اولین ابزار انقلاب است .

تمامی این اتفاقات را باید با پرده‌دری از ولایت نیز جمع بست، قدرت غیرپاسخ‌گویی که توانسته بود در تمامی سال‌های پرتنش در گوشه‌ای بی‌حاشیه بماند وقتی از ترس تکرار اصلاحات بعدی و افزایش مضاعف توقعات توده به صحنه آمد، از جایی و چیزی خرج کرد که تنها پس‌اندازش بود، او به آشکار موضعی بروز داد که از یک رهبر توقع نبود، نکته‌ای که رژیم را با سرعتی مضاعف از هاله‌های نورانی و قدسی جدا کرد.

تمامی این اتفاقات وقتی با دل‌خوری بی‌بازگشت مردم از روحانیت و خواست واضح آنان در جدایی دین از حکومت‌شان جمع بسته شد و پس از مدتی باعث گشت که این شعار منزوی بتواند به قدری بزرگ شود که حتا از روی رهبران اصلاحات نیز گذشته و آن‌ها را در صورت مقابله یا انکار این شعار نفوذی رژیم بداند، قصدی را نشان کرد که با اصلاحات ممکن نمی‌شود.

اکنون و در شرایط فعلی رژیم ایران از آن‌جا هر روز آشفته‌تر و خشن‌تر دیده می‌شود که دقیقن می‌داند به علت اهمال و خودبزرگی‌بینی ارشدان‌اش مرحله تقاضای اصلاحات زمان زیادیست که بی‌تاریخ شده و کوچک‌ترین نرمشی موجب تحقق خواست اکثریت گشته و تمامی نظام را نشانه خواهد رفت .

از هیچ عقل سلیمی میزان هزینه‌بری انقلاب پوشیده نیست، اما آن‌چه اکنون در کشور ما جاری‌ست و پس از تظاهرات‌های سکوت و کینه‌های تلنبار شده در زیر پوست آن آماس کرده، بستری برای یکی از خشن‌ترین انقلاب‌های تاریخ جهان است، اگر‌چه این سخن کم‌تر جدی گرفته می‌شود، اما متاسفانه صادقانه است .

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۲ Comments


  1. آزاد
    1

    عزیزم “گاهن” غلط

    رادیو کوچه:
    در رادیو کوچه سعی می شود از این دست کلمات استفاده نشود اما وقتی بنابر تعهد به متن نویسنده امکان تغییر نیست به روش نوشتاری کوچه تنوین به نون تبدیل می شود
    سپاس از توجه شما


  2. Bijan
    2

    Again. There is no audio file here. Please try to fix it.