Saturday, 18 July 2015
20 June 2021
دایره‌ی شکسته

«ماندن در حاشیه، نرسیدن به متن»

2011 June 07

مه‌شب ‌تاجیک/ رادیو کوچه

بنا به تعریف «آنتونی گیدنز» «حاشیه‌نشینان» به مفهوم کلی به کسانی گفته می‌شود که در شهرها سکونت دارند ولی بنا به دلایل گوناگون نتوانسته‌اند جذب نظام اقتصادی-اجتماعی شهر شوند و از  خدمات شهری استفاده کنند.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

حاشیه‌نشینان از نظر موقعیت اجتماعی ضعیف بوده و در طبقه‌ی پایین اجتماع قرار دارند و به‌طور عمومی به خانواده‌هایی تهی‌دست گفته می‌شود که دارای فقر فرهنگی نیز هستند و نمی‌توانند جذب روابط شهری شوند. حاشیه‌نشینان و طرز زندگی آنان به نوعی وجوه مشترک دارد که با کمی تفاوت یک‌سان است. آن‌ها به‌طور عموم غیرقانونی هستند که البته این مسئله می‌تواند مصداق نداشته باشد و گاهی وقتی افراد به دلیل شرایط خاصی به خصوص از لحاظ اقتصادی نمی‌توانند وارد مناسبات شهر شوند به حاشیه‌ها پناه می‌برند. مکان زندگی آن‌ها به صورت خلق‌الساعه و به وسیله‌ی خود ساکنین بنا شده است با مصالحی که در بسیاری موارد مناسب ساختن سرپناه نیست و فاقد خدمات شهری مانند آب، برق و گاز است. آن‌ها بدون هیچ برنامه‌ای توسعه می‌یابند و بیش‌تر خانواده‌هایی پرجمعیت هستند که کنترلی بر وضعیت خانوادگی خود ندارند.

در واقع حاشیه‌نشینی مخصوص کشورهای در حال توسعه می‌باشد در حالی‌که در کشورهای توسعه یافته به دلیل گذر از بعضی از مسایل محلات فقیر‌نشین دارند و کم‌تر حاشیه‌نشین. حاشیه‌نشینان به خصوص در کشورهای در حال توسعه با شرایط دشواری روبه‌رو هستند. در واقع کلیه کسانی که از محلات تولیدی گذشته‌ی خود خارج شده و به صورت مازاد نیروی انسانی در حاشیه شهرها سکنی می‌گزینند را حاشیه‌نشین می‌گویند. حاشیه، فرهنگ مخصوص به خود را دارد و این فرهنگ نیز یک نوع شیوه زندگی است. فرهنگ حاشیه نشینی بازتاب شیوه‌ی زندگی طبقات پایین اجتماع است که به‌طور معمول فرهنگ فقر شناخته می‌شود.

آن‌ها به دلیل تصرف اراضی به صورت غیرقانونی در خارج از محدوده‌های خدماتی قرار می‌گیرند و بنابراین از بسیاری از خدمات رفاهی و آموزشی بهره‌ای نمی‌گیرند و به این ترتیب بی‌سوادی و بزهکاری و بیماری‌ها از خصوصیات عام این مناطق شمرده می‌شوند. این نوع از زندگی هم‌چنین باعث می‌شود که این گروه از مردم تنها با خود پیوند و جوشش داشته باشند و گوشه‌گیری آن‌ها از زندگی شهری باعث می‌شود که آن‌جا بسیاری از رفتارهایی را که از نظر یک جامعه ناهنجار یا غیر‌عادی تلقی می‌شود رایج کنند. با رونق نابهنجاری در مناطق حاشیه‌نشین برخی ضدارزش‌ها به خصوص در زمینه‌ی تامین معاش تبدیل به ارزش می‌شود و به دلیل فقر حاکم بر محلات حاشیه‌نشین و عدم نظارت‌های اجتماعی کم‌کم این نابهنجاری‌ها گسترش پیدا کرده و دامنه‌ی وسیع‌تری پیدا می‌کند و باعث بدنامی این محلات در اذهان عمومی می‌شود که این خود باعث دوری اجتماع از آن‌ها و تشدید آسیب‌‌های اجتماعی بیش‌تر برای ساکنان آن‌جا می‌شود.

ترکیب سنی جمعیت در این مناطق نشان می‌دهد که علی‌رغم جوان بودن بیش‌تر روسای خانواده‌ها بعد خانواده وسیع است. در حاشیه‌ی شهرهای ایران، آموزش و پرورش به بدوی‌ترین شکل ممکن رواج دارد، به این معنا که عدم تخصیص بودجه متناسب برای امر آموزش و پرورش این نقاط جدای از آن‌که باعث کم سواد شدن حاشیه‌نشینان شده است، موجب شده که تا فرآیند جامعه پذیری‌، درمیان کودکان و نوجوانان حاشیه‌نشین فرآیندی ناقص و عقیم باشد، نقصانی که در رشد بالای انحرافات اجتماعی نمود می‌یابد به همین دلیل جوانان مانند جوانان طبقه‌ی متوسط شهری تربیت نمی‌شوند و برای حل مشکلات خود از روش‌های غیر‌قانونی استفاده می‌کنند. فقدان خلوت و حریم خصوصی در خانواده‌های حاشیه‌نشین به گونه‌ای است که هر محدوده‌ای در دست‌رس و کنترل تمامی اعضا است. شکاف زیاد بین افراد خانواده رقابت و کشمکش را برای دست‌یابی به لوازم زندگی به دلیل کمبود آن‌ها زیاد می‌کند. احساس بی‌ارزشی و تحقیر و درماندگی باعث ناتوانی در فرو خوردن خشم، بی‌هویتی و سرگردانی در آن‌ها می‌شود. همین مسایل باعث می‌شود به ماجراجویی، پرخاش‌گری و امیال و احساسات آنی تن دردهند که این خود باعث بوجود آمدن ناهنحاری‌های بسیاری خواهد شد.

کوتاه بودن دوران کودکی به گونه‌ای که کودکان وظایف بزرگ‌سالان را به عهده می‌گیرند، محروم بودن کودکان از حمایت‌های خانوادگی، آزادی فرزندان برای ترک خانه در سنین پایین، و هم‌چنین استفاده از مشروبات الکلی، سیگار و روابط جنسی در سنین پایین از ویژگی‌های زندگی آن‌هاست. هم‌چنین میل به گوشه‌گیری و نسبت دادن عدم موفقیت خود به قضا و قدر و مرد سالاری شدید هم از ویژگی‌های روانی آن‌هاست که فرهنگ فقر و بزهکاری را تشدید می‌کند.

مسئله‌ای که از لحاظ جامعه‌شناختی در حل این بحران فوق‌العاده حایز اهمیت است روند هم‌سان کردن کمیت و کیفیت شهرهای ایران با حاشیه‌های خود است، چه آن‌که با استمرار روند فعلی تا چند سال آینده جمعیت حاشیه‌های هر کلان شهر اختلاف اندکی با جمعیت کلان شهرها پیدا نمی‌کند. عدم پویایی مدیریت شهری درکلان شهرهای ایران نیز مزید بر علت شده تا حاشیه‌ شهرها همانند متن شهر ارتقای عمرانی پیدا نکند. به همین دلیل هم اکنون از لحاظ عمرانی بعضی از نقاط کلان شهرها هیچ فرقی با حاشیه خود ندارند و از لحاظ جمعیتی نیز، افزایش روز افزون جمعیت حاشیه‌نشین باعث می‌شود که در آینده‌ای نه چندان دور حاشیه و متن از هر لحاظ برابر شوند. حاشیه‌نشینی در ایران براساس دلایل بی‌شماری نام برده شد اکنون یک معضل ملی محسوب می‌شود که با ادامه‌ی روند فعلی بی‌شک به یک فاجعه ملی منجر خواهد شد.

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , ,