Saturday, 18 July 2015
24 June 2021
زخم

«مدال برنز تنبلی برای ایرانیان»

2011 June 08

افشان برزگر/ رادیو کوچه

وقتی خبر رو خوندم، اصلن باورم نمی‌شد. یعنی این‌قدر؟ البته بعدش که یکم فکر کردم دیدم زیاد هم دور از ذهن نیست. خودم نمونه بارزش هستم. هم‌چین که از خواب پا می‌شم، دوباره خوابم می‌آد. خیلی وقتا حسش نیست و خسته‌ام. اگه الان تصمیم بگیرم کاری کنم، خدا می‌دونه که کی به سرانجام برسه. امروز، فردا. امروز، فردا. از خود که بگذریم، دیگه به قول معروف دو دره کردن و پیچوندن جزو کارهای لاینفک ما ایرانی‌ها شده.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

همه اینا با هم این شده که ایرانی‌ها رکورد بزنن و بعد از عرب‌ها و آفریقایی‌ها، تنبل‌ترین ملت‌های دنیا باشند. بله تو این دنیا ما ایرانی‌ها فقط از عرب‌ها و آفریقایی‌‌ها زرنگ‌تریم. باورتون می‌شه؟

شاید این موضوع در ابتدا عجیب و شاید خنده‌دار باشه، اما همین حس تنبلی باعث‌شده که ایران با وجود تمام امکانات و منابعی که داره، جزو کشورهای در حال توسعه و در برخی مواقع جزو کشورهای عقب افتاده قرار بگیره و کلی ناهنجاری بوجود بیاره که باعث و بانیش خودمون هستیم.

روان‌شناسان موکول‌کردن کارهایی که قصد انجام آن‌را داریم به آینده را تعریف تنبلی می‌دانند که جوهره این رفتار، به تعویق انداختن، تعلل ورزیدن، سبک‌گرفتن و سهل‌انگاری در کار است.

ظهور تنبلی، وجوه و اشکال مختلفی دارد. سطحی و بیرونی‌ترین لایه آن، مترادف با فقر حرکتی است. فردی تنبل است که هیچ رغبت و اشتیاقی به تحرک و جنب و جوش نداشته و از پویایی و جست و خیز در گریز است. جامعه و افراد در این بی‌حرکتی، به استفاده بیش از حد از تکنولوژی گرایش دارند و مثلن برای طی نزدیک‌ترین فاصله‌ها از خودرو استفاده می‌کنند.

جامعه‌ای که افراد آن برای انجام امور کوچک و بزرگ در زندگی شخصی و یا مناسبات اجتماعی و عمومی، همیشه کار امروز را به فردا می‌اندازند، عادت به آن دارند تا بنشینند و فقط تماشاکننده خوبی باشند، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری را به دیگران واگذار می‌‌کنند. برای صحبت بر سر یک موضوع جدی و مهم بی‌حوصله و بی‌حالند، عادت به فکر کردن ندارند و برای هر انتخابی تعلل می‌کنند.

بر اساس این تعریف‌ها، آمارهای مجله جهانی ارزیابی رفتار بین‌المللی نشان می‌دهد که 45 درصد از جوانان ایرانی دچار تنبلی فردی هستند و همین امر نیز موجب‌شده که علاوه بر این که ایرانیان دارای تنبلی بالاتر از متوسط جهانی باشند، بعد از اعراب و آفریقاییان رتبه سوم تنبلی فردی و اجتماعی را از آن خود کنند.

البته به‌نظر می‌رسد، تنبلی ایرانیان محدود به زمان حال نیست و این موضوع ریشه در تاریخ دارد، به‌طوری که با مرور برخی سفرنامه‌ها می‌توان شواهدی از تنبلی ایرانیان به دست آورد، به‌طور مثال پزشک شخصی «ناصرالدین‌شاه» که یک اتریشی بوده گفته که اگر ایرانی را به حال خود بگذارید بیش‌تر به آسودن رغبت دارد.

یا یک سرگرد ارتش انگلیس که در سال 1298 هجری شمسی به ایران آمده بود، ایرانیان را این‌گونه توصیف می‌کند که ایرانیان مردمانی باهوش هستند. ضریب هوشی آنان در کل بالاست و یکی از نقاط قوت آنان محسوب می‌شود. اما افسوس که در بین آنان تنبلی به وفور یافت می‌شود که از علل اصلی عقب‌افتادگی آن‌ها نیز محسوب می‌شود.

متخصصان علوم رفتاری می‌گویند به‌دلیل تنبلی است که در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته‌شده، یعنی افراد درس می‌خوانند تا کار نکنند و اگر کسی درس نخواند، باید کارکند و فرار کردن از کار و زحمت، یک نوع زندگی است. در گذشته هر کس که کار می‌کرد و بیش‌تر زحمت می‌کشید، زرنگ قلمداد می‌شد، اما امروز برعکس شده است و هر‌کس بیش‌تر کار کند، پخمه به حساب می‌آید و از زیر کار در رفتن زرنگی محسوب می‌شود.

عدم تمایل به درس خواندن در مدارس و دانش‌گاه‌ها، از زیر کار فرار کردن کارمندان، میزان بالای تماشای تلویزیون، سرانه پایین کتاب‌خوانی، تمایل زیاد به استخدام در دست‌گاه دولتی، تمایل‌نداشتن به کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی، پایین‌بودن میزان مشارکت اجتماعی، فردگرایی افراطی، مراعات‌نکردن حقوق شهروندی، تخلفات رانندگی، پایین‌بودن میزان بهره‌وری و گسترش فعالیت شبکه‌های هرمی از جمله نمادهای بارز و غیرقابل انکار وجود تنبلی در کشور است.

ریشه اصلی تمام این تنبلی‌ها و فرار کردن از بار مسوولیت را می‌توان در ضعف فرهنگ و وجدان کاری، سو مدیریت و سیستم پوسیده اداری کشور جست‌وجو کرد

مقایسه ساعت‌های کاری در ایران و سایر کشورها نیز نشانه دیگری از همه‌گیر‌بودن تنبلی اجتماعی درکشور است. براساس آمارهای رسمی ارایه‌شده از سوی دولت ایران، متوسط کار مفید روزانه در بخش دولتی کشور یک ساعت و چهار دقیقه و در بخش خصوصی دو ساعت و شش دقیقه است.

علاوه بر این، آمارها نشان می‌دهد که سرانه کار مفید در ایران سالانه فقط 800 ساعت است، در حالی که این میزان در ژاپن دو هزار و 420 ساعت، در کره جنوبی 1900، در چین یک هزار و 420، در آمریکا یک هزار و 360، در ترکیه هزار و 330، در پاکستان هزار و 100 و در افغانستان 950 ساعت است. در این میان ساعت کار مفید ایران تنها از کویت و عربستان بیش‌تر است، چراکه ساعت کار مفید در کویت 600 ساعت و عربستان 720 ساعت در سال است.

البته بسیاری از کارشناسان آمارهای ارایه‌شده توسط دولت را خوش‌بینانه و دور از واقعیت می‌دانند، به‌طوری که آنان اعتقاد دارند که میزان کار مفید در اداره‌ها و دست‌گاه‌های دولتی فقط ۲۲ دقیقه در طول روز است، چراکه اغلب کارمندان دست‌گاه‌های مختلف اداری و دولتی کشور تعصب کاری ندارند و بیش‌تر ساعات کار را صرف تلفن، گفت‌وگو با هم‌کاران و گشت‌و‌گذار در اینترنت می‌کنند و هیچ نظارتی نیز از سوی مسوولان بالادستی به مدت زمان کار مفید افراد در اداره‌ها و دست‌گاه‌های دولتی وجود ندارد.

در کنار این موضوع برخی از کارشناسان، وجود تعطیلات زیاد و تعطیلی روزهای بین‌التعطیلین را از دیگر عوامل کاهش بهره‌وری و رواج تنبلی در کشور می‌دانند. البته برخی دیگر از کارشناسان نیز بر این باورند که اگر تعداد روزهای تعطیل در کشور کاهش و ساعت‌های کاری نیز افزایش پیدا کند، تاثیری بر افزایش بهره‌وری و جنب‌و‌جوش افراد نخواهد گذاشت و انگیزه آن‌ها برای کار را بیش‌تر نمی‌کند.

ریشه اصلی تمام این تنبلی‌ها و فرار کردن از بار مسوولیت را می‌توان در ضعف فرهنگ و وجدان کاری، سو مدیریت و سیستم پوسیده اداری کشور جست‌وجو کرد.

البته کارشناسان عوامل دیگر هم‌چون تورم نیروی انسانی در بدنه اداری، موازی کاری‌های اجرایی، کم‌بود برنامه‌های میان‌مدت و دراز‌مدت، نبود ابزار اندازه‌گیری نتایج کار، ضعف سیستم تشویقی و تنبیهی، ترجیح‌دادن منافع شخصی بر منافع ملی، تقدیرگرایی، تمایل به کارهای زودبازده و یک شبه، خودمداری، احساس بی‌قدرتی، بی‌گانگی شهروندان از حکومت، ناامیدی، بدبین‌بودن به دیگران و آینده و نداشتن اعتماد به خود را از عوامل گسترش تنبلی اجتماعی در جامعه می‌دانند.

این عوامل باعث‌شده که در بسیاری از ادارات و دست‌گاه‌های دولتی و غیردولتی با یک بی‌کاری پنهان مواجه شویم، به‌طوری که فرد به ظاهر شاغل است، اما عملن بی‌کار محسوب می‌شود. البته نباید این موضوع را نیز فراموش کرد که بسیاری از مشاغل خصوصن در بخش دولتی ایران بی‌خاصیت بوده و بود و نبود آن‌ها هیچ تاثیری بر روند رسیدگی بر امور ندارد.

اما راه‌کار چیست؟ چگونه می‌توان این خصلت تاریخی ایرانیان را که در زندگی آن‌ها جا خشک کرده است را تغییر داد؟ کارشناسان می‌گویند تنها راه، نهادینه کردن فرهنگ کار و حس مسوولیت‌پذیری و ایجاد یک انقلاب عظیم در سیستم اداری کشور است که نهادینه‌سازی فرهنگ کار در جامعه ابتدا باید از مهدهای کودک و مدارس شروع کرد.

اما به‌نظر می‌رسد سیستم آموزشی کشور نیز جایی برای تنبل‌پروری است، چرا که در حالی که دانش‌آموزان ژاپنی 220 روز، دانش‌آموزان آمریکایی 200 روز و دانش‌آموزان اروپایی 180 روز در سال به مدرسه می‌روند، دانش‌آموزان ایرانی تنها 160 روز پشت نیمکت می‌نشینند که همین روزها نیز با بارش برف و آلودگی هوا و صدها حادثه دیگر، با تعطیلی مواجه می‌شوند.

اما آن‌چه مسلم است این است که فرهنگ کار در ایران به‌شدت بیمار است و نیاز به مداوای فوری دارد. در کشوری که به ازای هر چهار نفر تنها یک نفر شاغل است، از دست دادن زمان که تنها دارایی است که نمی‌توان آن را ذخیره کرد، بسیار دردناک بوده و آینده‌ای نامعلوم را برای نسل آینده رقم خواهد زد.

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , 

۱ Comment


  1. Avideh Motmaen-Far