Saturday, 18 July 2015
20 June 2021
مجله جاماندگان-‌سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-‌قسمت صد‌و‌نوزده

«ایران، کشوری بی‌اخلاق و بی‌خدا»

2011 June 10

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

متاسفانه جمهوری اسلامی به صورت نرم کودتای ایدئولوژیکی انجام داد که در آن سعی شد توده را بی‌خدا و بی‌اخلاق نماید و ثمره این کوشش اکنون در جامعه ما بسیار آشکار است.

می‌گویند وقتی تصمیم گرفتی تابویی را بی‌رنگ کنی از آن بی‌حد استفاده کن، برای از بین بردن قبح یک عمل زشت کافی‌ست در مورد بدی آن زیاد سخن گفته شود، آن‌گاه عملی که بردن نامش هم شرم‌آور بود بی‌سکه شده و رواج می‌یابد، این درست همان رفتاری‌ست که نظام با نام خدا می‌کند، محارب با خدا، منکر خدا، معاند با خدا، دشمن خدا، دوست خدا،….

این صفت‌ها وقتی موجب بی‌رنگ‌تر شدن خدا در جامعه مومن ایرانی شد که اشخاص صاحب این القاب و صفات مصداق واقعی آن نبودند و به‌طور مثال جامعه شاهد بود که صرف داشتن نام دشمن خدا، آن شخص انسان منفوری نبوده است، پس از 32 سال و جابه‌جایی نسل‌ها شخصیت‌هایی در جامعه متناقض ایرانی شکل گرفت که بدون جای‌گزینی اخلاقیات با باور به خدا دچار بی‌هویتی شد و این شد آغاز فروپاشی اخلاقی کشور ما، به مثالی در مورد چگونگی انجام این پروژه دقت کنید:

شارل معتقد است که حقوق جزا در قدیم بر روی اصول مادی دنیایی و فلسفی پایه‌گذاری شده بود ولی در قرون وسطی رابطه در قرن مبنایی عقلانی و منطقی یافت و در قرن 18 فلسفه خود را بر مبنای خدا پیاده کرد و ودر قرن 19 براصل «واقعیت‌های قضایی» قرار گرفت و امروز به طرف یک انسانیت قضایی گام بر می‌دارد زیرا به هر قیمتی که شده می‌خواهد بین عقل و منطق با بی‌منطقی و بین فرد با اجتماع، آشتی و صلح برقرار سازد .

در کشور ما مجازات‌های قضایی که بر اساس فقه و شریعت تنظیم شده‌اند، دقیقن آن‌چه انجام می‌دهند نسخه‌های قضایی اجرایی در قرن 18 میلادی‌ست، ما می‌توانیم مدعی تمدن 2500 ساله باشیم، می‌توانیم به سطح سواد و علم‌اندوزی‌مان به بالیم … اما در هر صورت ما همانی هستیم که در کشورمان به صورت بدوی احکام فقهی صادر و اجرا می‌شود و برادر رییس‌ قوه قضاییه‌ قصاص را حکمی مترقی می‌داند.

اما این همه ماجرا نیست، بعضی از این احکام عناوینی درخور تامل دارند، نام‌هایی ترس‌ناک، مانند محاربه با خدا، افسادفی‌الارض…

در کشور ما مجازات‌های قضایی که بر اساس فقه و شریعت تنظیم شده‌اند، دقیقن آن‌چه انجام می‌دهند نسخه‌های قضایی اجرایی در قرن 18 میلادی‌ست، ما می‌توانیم مدعی تمدن 2500 ساله باشیم، می‌توانیم به سطح سواد و علم‌اندوزی‌مان به بالیم … اما در هر صورت ما همانی هستیم که در کشورمان به صورت بدوی احکام فقهی صادر و اجرا می‌شود و برادر رییس‌ قوه قضاییه‌ قصاص را حکمی مترقی می‌داند

محاربه به معنای «جنگیدن» و افساد فی‌الارض به معنی «تباه‌کاری بر زمین» است. این اصطلاح در آیه33  سوره مائده آمده‌ است: «همانا کیفر کسانی که به محاربه با خدا و رسولش برمی‌خیزند و برای فساد بر زمین می‌کوشند، قتل یا به دار آویختن یا بریدن دست‌ها و پاهای‌شان به‌طور معکوس و یا تبعید آن‌هاست. این مایه خواری و رسوایی آنان در این جهان است و در آخرت نیز عذاب بزرگی خواهند داشت.» این آیه از مهم‌ترین آیات مربوط به احکام کیفری در قرآن است که مباحث مفصلی در کتب فقهی و تفسیر را دامن زده و در مورد مفهوم و مصادیق آن نظرات مختلفی ابراز شده‌ است.

البته اجرای این حکم برای جرایم گوناگون هم خود محل مناقشه‌ای است، بغی در فقه اسلامی به جرایم سیاسی گفته می‌شود. بنابراین انتصاب محاربه به جرایم سیاسی از دید بسیاری از فقها غلط بوده و نمی‌توان به باغی اتهام محاربه فی‌الارض وارد کرد. از دید فقه اسلامی اتهام محاربه نیازمند آماده بودن سلاح و سلب امنیت از مردم است. خمینی در تحریرالوسیله گفته است:

«محارب کسی است که سلاح خود را آخته و آماده سازد و به ترساندن مردم و سلب امنیت و ایجاد فساد در جامعه اقدام نماید خواه در صحرا باشد، یا در دریا، و یا در شهرها باشد یا در جاده‌ها، شب باشد یا روز، زن باشد یا مرد، در همه حالات محارب نامیده می‌شود و احکام محاربه با خدا در مورد او اجرا می‌گردد.»

برخی هم مانند حسین‌علی منتظری، علاوه بر «مسلح بودن» و «سلب کردن امنیت» از مردم، شرط «قصد ترساندن» داشتن را نیز برای احراز این جرم لازم می‌دانند و این حکم اکنون یکی از مهم‌ترین جرایم علیه امنیت ملی در حقوق جمهوری اسلامی ایران است که در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 از ماده 183 تا 196 مورد اشاره قرار گرفته ‌است.

حتا اگر به معنای این آیات توجه شود مشخص می‌گردد که منظور مزاحمت نسبت به بندگان خدا و سلب آزادی، آرامش و امنیت مردم و جامعه است و صرفن جنبه اجتماعی دارد و از مقوله جرایم عمومی و اجتماعی است. محاربه شدید‌ترین مجازات را در اسلام دارد که مرتکب آن محکوم به یکی از چهار مجازات بزرگ است: کشتن، ‌دار‌ آویختن، بریدن دست و پا، نفی بلد و تبعید از محل سکونت می‌باشد. یکی از این‌ مجازات‌ها با رعایت مراتب محاربه در مورد محارب اجرا می‌شود تا در جامعه مسلمین کسی جرات زور‌گویی، قلدری، شرارت ، ترساندن و سلب آرامش آنان را نداشته باشد. زیرا در اسلام جنگ و ستیز با بندگان مسلمان خدا، ارعاب و ترساندن آنان و سلب آسایش و آرامش و امنیت آنان، جنگ و محاربه با خدا و رسول او تلقی شده و شدید‌ترین و ذلت‌بارترین مجازات دنیوی و اخروی برای عاملان آن، پیش‌بینی شده است.

این‌جا دو مبحث متفاوت ایجاد می‌شود:

1 – چه دلیلی دارد برای حکم ساده‌ای مانند مجازات سارقان مسلح که طبق آیات مرتبط با این حکم باید تنبیه شوند، از واژگانی با هزاران تفسیر گوناگون و متفاوت استفاده شود، کلماتی که قاضی حکم دهنده را خارج از چارچوب قانونی آزاد گذاشته و به او دایره عملی به اندازه خطا و تقصیر انسانی و لحظه‌ای دهد.

2 – در احکامی و حواشی که فقهای متعدد در مورد این حکم نوشته‌اند موارد بسیار متناقضی به چشم می‌خورد مانند قصد مفسد، ترس مردم «تعداد زیاد بدون قصد شخصی»، نوع و نحوه به کارگیری سلاح، …

وقتی تفکر قاضی هم یکی از عوامل تشخیص شود و با احکامی پرتناقض آمیخته شود، مسلمن بی‌ارزش‌ترین کالا جان متهم است، قاضی‌های گوناگون با ‌ایدئولوژی‌ها و تفاسیر متفاوت از قرآن و بنا برآن‌که حکم کدام آیت‌اللهی را بپذیرند، احکام گوناگونی را برای متهم صادر می‌کنند و این آن می‌شود که در یک شعبه دادگاهی به جرمی رای بر اعدام صادر می‌شود و در شعبه دیگری برای همان جرم حداکثر یک‌سال تبعید از شهر محل تولد!


جای‌گزینی تفکرات جمعی عقلا و متفکران یک کشور که بر اساس جغرافیا و آداب و سنن و جرایم بومی کشورشان می‌توانستند بر اساس منشورهای تعریف‌شده و واحد جهانی قانونی متمدنانه تنظیم کنند با احکامی که قرن‌ها پیش برای شبیخون به گله‌ای در واحه‌ای صورت گرفته باعث شده تا آشفتگی قضایی تاسف‌آوری در کشورمان در جریان باشد.

تمامی این بی‌عدالتی‌های آشکار که اکنون بنا بر گوناگونی وجدان‌های قضات در جریان است و دقیقن یادآور اروپای قرن 18 است به کناری آن‌چه بسیار آزاردهنده است استفاده از نام خدایی است که در تمامی شئونات زندگی به نام او حکم صادر می‌شود.

شاید برای آیندگان باور این اتفاق سخت باشد که در جمهوری اسلامی خدا بی‌اعتبار شد.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,