Saturday, 18 July 2015
16 June 2021
پس‌نشینی‌تند

«یادی از خرداد پرحادثه»

2011 June 10

اکبرترشیزاد/ رادیوکوچه

مدت‌های طولانی بود که به این فکر بودم تا خاطرات روزهای انتخابات را به‌نوعی با دیگران به اشتراک بگذارم. اما با خودم فکر می‌کردم چه لزومی به نوشتن پیش‌آمدهایی‌ست که لحظه به لحظه‌اش با درد و رنج و افسوس آمیخته شده است و از دیگر سو خواندن مشاهدات من از آن روزها، چه جذابیتی ممکن است برای مخاطب داشته باشد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اما حالا وقتی بعد از دوسال حس می‌کنم که کم‌کم بعضی از تصاویر در ذهنم کم‌رنگ می‌شوند بیش‌تر به‌لزوم طرح آن‌ها پی‌می‌برم. نمی‌دانم، شاید هم سال‌ها بعد به این آزمون و خطاهای دوباره و چند باره‌مان خندیدیم یا گریستیم، آینده روشن خواهد کرد.

حقیقت این‌ است‌ که من تا ده روز پیش از شروع تبلیغات انتخاباتی خود را متعلق به گروه تحریمی‌ها می‌دانستم اما هر چه که به زمان شروع تبلیغات انتخاباتی نزدیک‌تر می‌شدیم شرایط به سمتی می‌رفت که شرکت در انتخابات را در تغییر شرایط موثرتر می‌دیدم. در ابتدا هدف من هم‌چون برخی دیگر از دوستان روزنامه‌نگار و کنش‌گر، فقط گرم‌کردن تنور انتخابات و جلب حمایت مردم برای رای‌دادن به کاندیداهای اصلاح‌طلب بود و هنوز در انتخاب میان «میرحسین‌موسوی» و «مهدی‌کروبی» تردید داشتیم.

«کروبی» تیم قوی‌تری داشت اما «میرحسین» در میان عامه‌ی مردم شناخته‌شده‌تر و محبوب‌تر بود و احتمال پیروزی‌اش فراوان‌تر. تبلیغات که شروع شد کم‌کم نظرات و انتظارات توده‌ها، طبقه‌متوسط و روشن فکران و دانش‌جویان از یک رییس‌جمهوری ایده‌آل را می‌شد به راحتی از میان گفت‌وگوهای گرم و آتشین شبانه‌ی مردم در برابر ستادهای انتخاباتی شنید و دریافت.

«کروبی» تیم قوی‌تری داشت اما «میرحسین» در میان عامه‌ی مردم شناخته‌شده‌تر و محبوب‌تر بود و احتمال پیروزی‌اش فراوان‌تر

یکی از نگرانی‌های ابتدایی اصلاح‌طلبان، شمار فراوان حامیان «احمدی‌نژاد» در شهرهای کوچک و روستاها بود. اما همان اتفاقی که در دوم خرداد 76 به وقوع پیوست، در سال 88 هم به‌تدریج پیش می‌آمد و مردم طبقات محروم هم کم‌کم به شعارهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان تمایل نشان می‌دادند و از سویی دیگر بدنه‌ی جامعه هوش مندانه دریافته بود که «احمدی‌نژاد» کاندیدای رهبری و نظام است و رای به دیگری، رای منفی به «علی‌خامنه‌ای» و حامیانش است.

برای شمار فراوانی از جوانان انتخابات بهانه‌ای شده بود برای تفریحات شبانه و لذت از آزادی‌هایی که انگار ناخودآگاه حس کرده بودند که پس از انتخابات بساطش برچیده خواهد شد. این بود که گروه‌های ده تا بیست نفره‌ای از دختران و پسران آزادانه تا پاسی از نیمه شب در خیابان‌ها می‌چرخیدند و با شور و هیجان شعار می‌دادند و بوق می‌زدند و صدای ضبط ماشین‌های شان را هر چه می‌خواستند بلند می‌کردند. نیروی انتظامی هم به جز در شب‌های آخر با مدارای نسبی با هیجانات مردم، پوشش آن‌ها و شادی‌های‌شان برخورد می‌کرد و مزاحم شور و حال‌شان نمی‌شد، بعدها دریافتم که رفتارش به قصابی می‌ماند که پیش از سر بریدن گوسفند به او جرعه‌ی آب خنکی می‌دهد تا نوش جان کند.

 

روز پیش از انتخابات و با پایان یافتن فرصت تبلیغاتی کاندیداها، تقریبن همه از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات به یقین رسیده بودند، اما برنامه‌ای از صداو‌سیمای جمهوری‌اسلامی پخش شد که اولین نشانه‌های اتفاقی تلخ در آن دیده می‌شد گرچه که من با خوش‌بینی سعی می‌کردم رویه‌ی سیاه ماجرا را نبینم.

در این برنامه رشته مصاحبه‌هایی با مردم انجام شده بود که از آن‌ها پرسیده می‌شد، در صورت پیروزی نامزدی که شما به آن رای نداده بودید چه واکنشی از خود نشان می‌دهید. عموم مخاطبان هم با این ذهنیت که منظور از مصاحبه‌کننده باخت «احمدی‌نژاد» است طرف‌داران او را به آرامش دعوت می‌کردند، غافل از آن‌که حکومت خود را برای یک کودتای تمام و عیار آماده می‌کرد و بناداشت تا با این سخنان تا اندازه‌ای افکار عمومی را برای شکستی ناعدلانه آماده کند

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , ,