Saturday, 18 July 2015
28 September 2020
چه کسی باید پاسخ‌گو باشد؟

«دست آلوده حکومت در تجاوز به چند زن در اصفهان»

2011 June 11

محمد مصطفایی / وکیل دادگستری

هر زمان که موتور اعدام لاریجانی‌ها در دست‌گاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به رهبری آقای خامنه‌ای با اقتدار و سرعت بالا به کار می‌افتد بر جنایات و وحشی‌گیرهای متجاوزین به حقوق ملت نیز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود. به عبارت دیگر هر چه حکومت جمهوری اسلامی ایران بر جنایات خود در مقابل با جنایت‌کاران و متجاوزین به نوامیس ملت ایران، می‌افزاید، جنایت و شرارت و تجاوزجنسی‌ نیز بیش‌تر و بیش‌تر می‌شود. مثال بارز و روشن، واقعه دهشتناکی است که هفته گذشته در اصفهان رخ داد.‌ دوازده نفر پس از حمله به یک جشن تولد در باغی، در حوالی روستای اصغرآباد اصفهان، دست‌ و پای مردان حاضر در مهمانی را بسته و به زنان تجاوز کرده‌اند. به گزارش وبسایت‌ «عصر ایران» که به اصول‌گرایان وابسته است، «ماجرا از آن‌جا شروع شد که هفته گذشته افراد سابقه‌دار و شرور از فرصت به‌وجود آمده توسط چند خانواده بهره جسته و با ورود به ملک خصوصی و باغی در حاشیه شهرستان خمینی‌شهر اقدام به حبس افراد مذکر حاضر در باغ و همسران چند زن کرده و سپس آن‌ها را مورد تعرض و آزار قرار دادند.» البته برای من و خوانندگان این مطالب مشخص نیست که حکومت از کجا متوجه شده است که، افراد متجاوز در این مهمانی، سابقه‌دار و شرور! بوده‌اند. اگر آنان شناسایی شده‌اند، چرا تاکنون معرفی نگشته‌اند و اگر شناسایی نشده‌اند، از کجا مشخص شده است که این افراد شرور بوده‌اند.

باید اذعان کرد که پلیس جمهوری اسلامی ایران یکی از ضعیف‌ترین و ناکارآمد‌ترین پلیس‌های کشورهای جهان بوده و دست‌گاه‌های امنیتی نیز تنها به فکر بالابردن قدرت رهبر خود هستند و هیچ اهمیتی به حقوق ایرانیان نمی‌دهند. مسبب اصلی و بدیهی این تجاوز، نظام جمهوری اسلامی است و مسوول مستقیم این‌گونه تجاوزات آقای خامنه‌ای و روسای قوای سه گانه و نیروی انتظامی، دادستان و رییس دادگستری اصفهان هستند. چرا که کوتاهی نیروی انتظامی و مسوولین باعث وقوع این تجاوز گردید. یکی از کسانی که در این مهمانی حضور داشته است و نخواست نامش فاش گردد با بیان جزییات در حالی که به شدت اشک می‌ریخت به این‌جانب گفته است که پیش از تجاوز یکی از افراد با پلیس تماس گرفته و درخواست کمک کرده بود. اما مامورین نیروی انتظامی چند ساعت بعد از این تجاوز هولناک، زمانی که محل را ترک کرده بودند، حضور یافتند که عملن کار از کار گذشته بود. اتفاقن زمانی که اخبار این حادثه هولناک را می‌خواندم در سایت عصر ایران نوشته شده است، «خوش‌بختانه یکی از خانم‌های اسیرشده، در فرصتی کوتاه با تلفن هم‌راه خود موفق به اطلاع‌رسانی به پلیس شده و ماموران انتظامی و نیروهای ویژه ‌بلادرنگ خود را به محل رسانده و موفق می‌شوند افراد مذکر را آزاد کنند و هم‌زمان با شناسایی مکان مجاور، سایر افراد مونث را نیز از دست ربایندگان رهایی بخشند.»

نمی‌دانم کلمه خوش‌بختانه در این فاجعه انسانی قابل استفاده است یا خیر، ولی می‌دانم که برای حکومت خشونت، زور ارعاب و اعدام، در هر زمانی هر جنایت و تجاوزی جای خوش‌بختی دارد

نمی‌دانم کلمه خوش‌بختانه در این فاجعه انسانی قابل استفاده است یا خیر، ولی می‌دانم که برای حکومت خشونت، زور ارعاب و اعدام، در هر زمانی هر جنایت و تجاوزی جای خوش‌بختی دارد. چرا که هر عمل وحشیانه‌ای  از این دست باعث، استحکام قدرت دست‌گاه‌های امنیتی و قضایی خواهد شد. در این‌گونه جنایات و تجاوزات، دست‌گاه‌های امنیتی و پلیس، ترجیح می‌دهند بعد از جنایت و تجاوز خود را در صحنه حاضر کنند. اگر دقت کرده باشید، و تحقیقی کوتاه انجام دهید، ملاحظه خواهید فرمود که در جنایات و تجاوزاتی که به وقوع می‌پیوندد، در اکثریت مواقع،  جنایت‌کار و متجاوز به هدف اصلی خود رسیده و بعد از تجاوز بوده است که پلیس در محل حاضر گشته است. در این مورد نیز خانمی به پلیس زنگ زده و با هراس و وحشت درخواست کمک نموده است، اما پلیس تامل نموده تا تجاوز به انجام رسد و بعد خود را در محل حاضر کند. خانمی که به پلیس زنگ زد التماس می‌کرد که به او کمک کنند، اما پلیس گمان می‌کرده که این زن شوخی می‌کند و دیوانه است. این زن دو بار به پلیس زنگ می‌زند و بار دوم بیش‌تر التماس می‌کند، مجبور می‌شود موضوع را به یکی دیگر از دوستانش با تلفن اطلاع دهد و او پی‌گیر این موضوع شده و پلیس را از این فاجعه مطلع کند.

اتفاقن در خبرگزار دویچه‌وله خواندم که اهالی محل هم گفته‌اند که  پلیس «بلادرنگ» در محل حاضر نشده و تعلل ماموران پلیس فرصت کافی برای مهاجمان ایجاد کرده است.

غلامرضا انصاری در مصاحبه خود با خبرگزاری‌ها از مردم درخواست کرده که با صبر و حوصله، در انتظار اخبار دستگیری سایر متهمان و مجازات قاطع آن‌ها باشند. وی قول داده که شخصن موضوع را پی‌گیری کند و نتیجه را به اطلاع مردم برساند.

حال این سوالات مطرح می‌گردد که چه کسی مسوول اصلی این جنایات و تجاوزها است؟ آیا پلیس و دست‌گاه‌های امنیتی و دولت پاسخ‌گو نیست؟ آیا نباید کسانی که در نجات قربانیان، کوتاهی کرده‌اند مجازات شوند؟ آیا دستگیری متهمان، بازداشت آن‌ها و اعدام آن‌ها در ملا‌عام کافی برای پیش‌گیری از وقوع جرم است؟ در ماه‌های گذشته ده‌ها نفر در ملا‌عام اعدام شدند، آیا از میزان جرم کاسته شد؟ در چند ماه پیش فاجعه‌ای مشابه در لواسان رخ داد و مرتکبان جرم در ظرف چند روز اعدام شدند، آیا دیگران درس عبرت گرفتند؟ چرا دولت به جای آن‌که به دنبال مجازات کردن افراد باشد، به سمت ریشه‌کن کردن جرم نمی‌رود؟ چرا دولت جمهوری اسلامی و به خصوص دست‌گاه قضایی به جای حل کردن صورت مسئله به دنبال پاک کردن مسئله هستند؟ مسئله این است که این حکومت، کارایی لازم و کافی برای اداره کشور را ندارد؟ حکومت مسوول نیست و این بی‌مسوولیتی هزینه‌هایش همین می‌شود که می‌بینیم، و آیا باید منتظر بود تا هزینه‌های دیگر را نیز پرداخت کنیم؟

اعدام، خشونت، ظلم، جور، اقتدار بی‌خاصیت نمی‌تواند راه‌حل مناسبی برای پیش‌گیری از وقوع جرم باشد

چند روز دیگر پس از دستگیری متهمان، آنان روبه‌روی دوربین قرار خواهند گرفت و خواهند گفت که اسراییل یا آمریکا آنان را برای تجاوز به اصفهان و به این باغ فرستاده بود. چرا حکومت ملت را هالو فرض می‌کند و هر عملی را منتسب به غرب می‌داند؟ در کجای غرب چنین جنایت‌ها  و تجاوزهای  فجیعی رخ می‌دهد که در ایران ما شاهدش هستیم؟ در غرب زنان اگر ساعت چهار صبح هم در خیابان باشند، امنیت دارند، آیا ‌در ایران چنین امنیتی وجود دارد؟ مظمئنن  زنان جرات خروج از خانه را بعد از ساعت نه شب ندارند.

‌‌در نهایت این‌که، اعدام، خشونت، ظلم، جور، اقتدار بی‌خاصیت نمی‌تواند راه‌حل مناسبی برای پیش‌گیری از وقوع جرم باشد. مطمئنن اگر مجرمین این حادثه وحشتناک دستگیر و بازداشت و اعدام هم شوند تا زمانی که این حکومت به فکر‌ خواسته‌های اساسی نوجوان و جوانان این مرز و بوم نباشد، باید موتور اعدام را با قدرت بیش‌تری به حرکت در آورند تا بتواند قدرت خود را برای بیش‌تر کردن عمر خود، بالا برده و حاکمیت خود را استقرار بخشند.

‌برای مقابله با جرم راه‌های بهتری و اساسی‌ترین وجود دارد که  صدها بار در یادداشت‌ها و مقالات خود به آن‌ها اشاره کرده‌ام ولی متاسفانه تاکنون به هیچ کدام اهمیت داده نشده است. این حکومت گمان می‌کند با خشونت و اعدام و کورکردن و دست و پا بریدن می‌تواند پیش‌گیری از جرم کند.

‌در نهایت از شنیدن این خبر متاسفم و متاثر شدم و با کسانی که قربانی چنین فاجعه‌ای بوده‌اند هم‌دردی می‌کنم، و امیدوارم هر چه زودتر اشخاصی حاکمیت را به عهده گیرند که لایق مردمان ایران زمین باشند، نه کسانی که برای حفظ حکومتشان دست به هر جنایتی می‌زنند و اموال مردمان ایران را به غارت می‌برند.

………

«تاملی بر پرونده تجاوز به زنان در اصفهان و انتقام‌گیر مذهبی»

زنی که مورد تجاوز بی‌رحمانه عده‌ای از مردان هوس‌ران در باغی در نزدگی اصفهان قرار می‌گیرد می‌گوید. درب باغ زده شد. و یکی از آقایان رفت و در را باز کرد. دو نفر پشت در بودند. گفتند که از طرف پلیس هستند و داری حکم قضای می‌باشند. آن‌ها لباس شخصی برتن داشتند و ظاهرشان به نیروی‌های بسیجی شبیه بود. صورت‌شان داری ریش بوده و پیراهن‌شان نیز روی شوارشان بود. وارد باغ شدند. همین که وارد شدند چند نفر دیگر هم از دیوار و درب وارد شدند و همه جا را محاصره کردند. ما را تهدید کردند که از تلفن همراه‌مان استفاده نکنیم. مردان چون گمان می‌کردند که آن‌ها مامور هستند از خود مقاومتی نشان ندادند. این زن می‌گوید ما به پلیس زنگ زدیم ولی پلیس بعد از این‌که متجاوزین رفتند سر رسیدند. بعد از آن هم به ما گفتند که جرات نداریم حرفی در این خصوص در جایی مطرح کنیم و حال نیز اجازه حرف زدن نداریم. به هیچ عنوان اجازه نمی‌دهند  ما واقعیت را مطرح کنیم و بگوییم که کسانی که به باغ هجوم آوردند از نیروهای لباس شخصی بودند که با تنی چند از اشرار تبانی کرده بودند تا این فاجعه را رقم بزنند و حال آن‌ها هستند که نمی‌خواهند مجرمین اصلی دست‌گیر شوند.

گفته‌های این زن که نخواست نامش از تهدیدهایی که شده است مطرح گردد قابل تامل است. به خصوص این‌که اتفاقات و عمل‌کرد دست‌گاه انتظامی و پلیس و نیز اظهارنظرهایی که در این مورد می‌شود نشان می‌دهد که کسانی که به باغ یورش برده و تجاوز کرده‌اند به اصطلاح ارازل و اوباش نبوده‌اند و این عده از افراد از جمله افراد مذهبی بوده‌اند که قصد انتقام‌گیری مذهبی داشته‌اند. نخستین موضع‌گیری رسمی پلیس  درباره فاجعه تجاوز زنان در خمینی شهر اصفهان  و هم‌چنین امام جمعه اصفهان نیز جای تامل دارد. امام جمعه اصفهان طبق گزارشی که روزنامه روزگار منتشر کرده است گفته است: اگر خانم‌ها حجاب داشتند، مورد تجاوز  قرار نمی‌گرفتند. حجت‌االسلام سالمی امام جمعه خمینی‌شهر هم‌چنین گفته است: البته آن‌ها هم که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند آدم‌های علیه‌‌السالمی نبوده‌اند، این 14 نفری که فقط دو نفرشان خانواده بوده‌اند برای پارتی به شهر ما آمده بودند و با شراب‌خواری و رقاصی یک عده دیگر را هم تحریک کردند. واحد مرکزی خبر  نیز پیش‌تر از جانب سرپرست اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان گزارش داده بود که: چهارشنبه گذشته چند خانواده‌ در یکی از باغ‌های اطراف اصفهان بدون رعایت موازین شرعی و عرفی، میهمانی را برگزار کرده بودند که عده‌ای از اراذل و اوباش این منطقه با اطلاع از این میهمانی و با هم‌دستی دوستان خود ضمن ورود به داخل باغ، زنان و دختران این میهمانی را مورد اذیت و آزار جنسی قرار داده بودند .

18 روز از این واقعه تلخ می‌گذرد و تا زمانی که مردم شهر سکوت خود را نشکاندند، صدایی از مسئولین در نمی‌آمد و حال که صدای مردم خمینی‌شهر، بلند شد و آن‌ها به اعتراض راه‌پیمایی و تجمع کردند، مسئولین اظهارنظرهایی می‌کنند تا بار مسئولیت خود و مجرمین را کاهش دهند. از جمله رییس پلیس آگاهی استان  اصفهان  در اولین اظهارنظر رسمی می‌گوید اگر این خانم ها حداقل حجاب را رعایت کرده بودند، شاید  مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گرفتند.

امام جمعه اصفهان طبق گزارشی که روزنامه روزگار منتشر کرده است گفته است: اگر خانم‌ها حجاب داشتند، مورد تجاوز  قرار نمی‌گرفتند.

روزنامه روزگار در خصوص تحقیق در رابطه با فاجعه‌ای که در اصفهان رخ داد نوشته است که هیچ کس پاسخ‌گو نبود، بعد از ورود به شهر سر زدن به ادارات و نهادهای رسمی را شروع کردیم و تقریبن جز یکی دو مورد جواب رسمی‌ای نشنیدیم. همه به صورت غیررسمی اطالعاتی می‌دادند، البته ضبط صوت‌های ما روشن بود.

چرا مسئولین نباید پاسخ‌گو باشند؟ با قربانیان این حادثه مصاحبه‌ای نمی‌شود. مطمئنن قربانیان حادثه همان‌طور که برخی از مسئولین درخواست کرده‌اند به جای مجرمین به دلیل نداشتن حجاب در باغ خود یا اقوام‌شان، محاکمه و مجازات خواهند شد و از طرفی تحت فشارهای امنیتی قرار خواهد گرفت و در پشت تلوزیون حاضر شده و به نفع نظام جمهوری اسلامی به زیان خود سخن خواهند گفت و یا این‌که افراد بی‌گناهی را یافته و با تحت شکنجه قرار دادن آن‌‌ها، برای این‌که افکار عمومی را آرام کنند، در جلوی تلوزیون اقرار گرفته و چند بی‌گناه را به جای گناه‌گاران اصلی محاکمه خواهند کرد.

جالب این‌که فرمان‌دار اصفهان در این مدت خود را مخفی کرده است. اما معاون وی به خبرنگار روزگار می گوید: سال‌ها این همه دست در این شهر سوی خدا بالا بوده نیامدید  یک خبر بگیرید، حالا که … سر و کله‌تان پیدا شده.

معاون فرمان‌دار هم هیچ نمی‌گوید و حوالی‌مان می‌دهد به اتاق حراست.  مسول حراست هم بعد از بالا و پایین کردن نام‌هام و کمی  صحبت دوستانه هیچ نمی‌گوید و ارجاع می‌دهد به فرماندهی  پلیس. یکی از مدیران ارشد فرمان‌داری اما اطالعاتی درباره ماجرا می‌دهد. می‌گوید حاضران غیر از دو نفر همه خانواده  بوده‌اند، زن و شوهر و خواهر و برادر. او ناراحت است و  معتقد است پلیس پیش از این در برخورد با آن‌ها شل گرفته است. ظاهرن این متهمان برای شناسایی در نماز جمعه پخش شده است.  این مسوول می‌گوید خبر نباید این‌قدر پخش می‌شد «این  مثل مساله خانوادگی است و باید در شهر حل می‌شد». بچه‌ها خیلی هم تالش کردند آن تجمع برگزار نشود، اما متاسفانه  شد و حالا با آب‌روی شهر دارد بازی می‌شود.

در حالی که امام جمعه اصفهان می‌گوید قربانیان جرم فقط دو نفرشان خانواده بوده و دیگران از شهرهای دیگر آمده بودند. یعنی در این سرزمین کسانی که خانواده نیستند یا حجاب نداشته باشند یا شرب خمر کنند، اگر تجازوی به آن‌ها شد اشکالی نخواهد داشت؟

هیچ‌کس در داستانی پاسخ‌گوی هیچ خبرنگاری نیست. خبرنگار روزنامه روزگار هم که از تهران به دادستانی اصفهان می‌رود با برخورد توهین آمیز مسئولین مواجه می‌شود مثلن یکی از مسئولین به خبرنگار می‌گوید: «باید بروید پیش آقای دادستان البته نوع پوشش‌تان این‌طوری نباشد. روسری و سر و وضعتان پیداست. من می‌توانم رنگ گوشواره شما را هم ببینم.» خبرنگار می‌گوید: «خب اگر این طور است، نگاه نکنید آقای محترم!» می‌گوید: «اگر نگاه نکنم که می‌گویید بی‌ادبی کرده‌ام.»  خبرنگار می‌گوید: «اصلن من این را به حساب بیادبی شما  نمی‌گذارم.«

می‌گوید: «خیر من می‌خواهم به شما نگاه کنم و شما  با این وضع پوشش‌تان مرا به گناه می‌اندازید. شما بروید و  وضعتان را درست کنید.» خبرنگار روزنامه روزگار می‌نویسد همین آقا ما را نزد آقای بتشکن بازپرس پرونده می‌برد و به او از مصداق بدپوششی ما گله می‌کند.  به جناب  بازپرس پرونده می‌گویم که مگر پوشش من چه ایرادی دارد و مرد مدام پشت سر هم حرف می‌بافد که  چنین و چنان. بتشکن معرفی‌نامه می‌خواهد یا کارتی. کاغذ  را به دستش می‌سپارم و در صندلی کناری او می‌نشینم. با  دست اشاره می‌کند که روی صندلی دیگری که چند متری  با او فاصله دارد، بنشینم.  گویا کسی در دادستانی خمینی‌شهر قرار نیست درباره  پرونده به ما پاسخی بدهد. یکی پرونده را منکراتی می‌خواند  و یکی محرمانه و پیچیده.

حادثه در شب هنگام رخ می دهد و بی حجابی زنان و پایکوبی حاضرین در باغ بهانه‌ای می‌شود در دست، مسئولین حکومتی که به راحتی موضوع را لاپوشانی کنند تا این فاجعه از ذهن عموم خارج گردد.

اما واقعن چه شده است که در سال‌های اخیر، تغییرات شگرفی رخ داده است، آیا تمامی این اتفاقات به وسیله جن‌گیرهای آقای احمدی نژاد رخ می‌دهد؟ یک روز می‌شنویم که عده بسیاری را در ملا‌عام اعدام کرده‌اند. یک روز خبر کودک آزاری‌های فجیع را می‌شنویم! خبر تجاوز در دانش‌گاه! خبر قاتل بودن یکی از قوی‌ترین مردان ایرانی، خبر شکنجه‌هایی که توسط مامورین امنیتی در زندان اوین را می‌شونیم و روزی نیست که خبر دهشت‌ناکی به گوشمان نرسد.

تنها می‌توانم بگویم متاسفم. از همه این بی‌قانونی‌ها متاسف و متاثرم….

اعلامیه‌ای که در شهر اصفهان برای دست‌گیری برخی از متهمان پیچیده است.

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , ,