Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و بیست‌و‌دوم

«بسیجیان قربانیان قربانی‌گیر»

2011 June 12

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

وقتی محوریت تفکرات یک نظام بر پایه‌هایی شرعی و توصیفی، آن هم بنا بر سلیقه‌های شخصی و فلسفی عقلای دینی باشد، نفس و جان یک انسان آن‌چنان در راه اهداف ایدئولوژیک بی‌معنا است که افراد در آن تنها به چشم ابزاری برای رفع نیازهای آن آرمان دیده می‌شوند، بحث بر طرف‌داران نظام جمهوری اسلامی‌ست، بسیجیان‌ به عنوان قربانیانی که قربانی می‌گیرند، یک دور باطل از انسان‌هایی که به وسیله چرخشی منهدم‌کننده شهروندان یک کشور را تبدیل به شکار و شکارچی کرده و آن‌ها را به صورت خودی و غیرخودی تا به آن‌حد از هم دور می‌کند که به چشم هم بیگانه و عامل دست می‌آیند، نباید فراموش کرد این نگاه تنها مربوط به یک طرف بازی نیست، در نگاه بسیجیان‌ نیز توده عامی مردم حتا در وقت اعتراض‌های حداقلی به صورت دشمنان خدا دیده می‌شوند، رابطه‌ای پر از نفرت دوجانبه که متاسفانه آن سویی که نیروی منسجم‌تر و مورد حمایت دولت قرار دارد در یک دوره زمانی آموزش‌هایی را تحمل نموده که بیمارتر از کلیت جامعه ایرانی‌ست.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

برخورد با بسیجیان‌ و درگیری با آنان احتمالن جز سخت‌ترین لحظات عمر یک ایرانی معمولی‌ست، این نیروهای مغزشویی شده تنها راه رودرویی با سرکشان نسبت به حکومت «‌سرکشی حتا در موارد بسیار شخصی» را در برخوردهای خشونت‌آمیز می‌بیند، آن‌ها برای خشن و دگم بودن از کودکی آموزش دیده‌اند، شاید با شهامت باید اعتراف کرد که جز معدودترین موارد موفقیت‌آمیز نظام جمهوری اسلامی که عادتی دیرینه در به پایان نرساندن هر پروژه‌ای را دارد، آموزش بسیج بوده است، طرحی که از تز ارتش بیست میلیونی آقای خمینی شروع شد و حتا اقوام را نسبت به هم بدبین کرد، تا حال که ثمره این کوشش به صورت بسیجییانی ناشنوا و نابینا در جامعه به چشم می‌خورد.

بر طبق آمار اکنون در بیش از 700 حوزه آموزشی یعنی مدرسه، در مقاطع تحصیلی مختلف، بیش از چهار میلیون و شش‌صد هزار دانش‌آموز عضو عادی و فعال بسیج دانش‌آموزی هستند. یعنی بیش از چهار و نیم میلیون نفر دانش‌آموزی که امروز در دفاتر بسیجی مشغول به فعالیت هستند. اغلب آنان را دسته‌بندی هم کرده‌اند در دبستان با عنوان «طرح امیدان» در راهنمایی با عنوان «طرح پویندگان» و در دبیرستان با عنوان «طرح پیشگامان» مطرح است و تحت عنوان ستاد بسیج دانش‌آموزی مسوولیت طرح‌ریزی و برنامه‌‌ریزی برای مجموعه‌ی فعالیت‌های فرهنگی و از جمله فعالیت‌های آموزشی نظامی را به‌عهده دارند. وقتی که کودکی در سن دبستان، در سن راهنمایی و در سن دبیرستان وارد این عرصه می‌شود و آموزش نظامی می‌بیند و نحوه‌ی استفاده از اسلحه، تیراندازی و حتا مشق‌های نظامی تمرین می‌کند یا آموزش‌های سخت جسمی می‌بیند، اساسن نطفه‌های خشونت‌ورزی را در جامعه تقویت می‌کنند. حتا در بحران‌هایی مانند ناآرامی‌های پس از انتخابات 88 از این کودکان برای سرکوب و ارعاب جوانان بهره‌برداری سیاسی هم می‌کنند. این کودکان دقیقن در سنینی هستند که بسیار سریع تحت القائات قرار گرفته و قابلیت شکل‌پذیری زیادی برای تبدیل شدن به آن‌چه مربی خواهان آن‌ست را دارند.

مهم‌ترین اتفاق حاصل از این پروسه معیوب و خطرناک آن‌ست که نظام در تمامی دوران حیات‌اش سعی نموده تا با ایجاد فضای ایدئولوژیک مسموم و سنگین خشونت‌ورزی را با استفاده از ابزار انعطاف‌پذیری کودکان نهادینه کند، همان‌گونه که فقر در میان خانواده‌های این کودکان را نیز نهادینه نموده، فقری که یکی از ثمراتش برای نظام دست‌یابی هم‌راه با رضایت به کودکان این والدین فقیر است .

وقتی نزدیک به 5 میلیون دانش‌آموز را به‌طور فعال و غیرفعال وارد حوزه‌های خشونت‌ورزی در جامعه می‌کنند، طبیعی است که خانواده‌ها هم در این زمینه ناآگاهانه وارد میدان می‌شوند. ما می‌بینیم که این خانواده‌های فقیر هم‌راه کودکان‌شان برای دریافت امکانات رفاهی و بهره‌برداری خاص رفاهی، تفریحی و امکانات و فرصت‌هایی که احیانن ممکن است از قبل ارتباط‌گیری و حمایت از نهاد دولت از آنان بهره‌مند بشوند. بخشی از این خانواده‌ها به دلیل باورداشت‌هایی که مردم به نظام اسلامی و شرعی و حکومت دینی و مسایلی از این دست دارند، طبیعی است که کودکان‌شان را از این‌که در این میادین حضور پیدا کنند، منع نمی‌کنند. دلیل دیگر می‌تواند این باشد که خانواده‌ها عمدتن به دلیل امکانات رفاهی و تفریحی که از قبل حضور بچه‌های‌شان در بسیج به دست می‌آورند، به مشارکت در این نهاد مایل می‌شوند و در عضویت کودکان‌شان در بسیج منعی ایجاد نمی‌کنند. به‌ویژه می‌دانید که علاوه بر امکانات رفاهی که به این‌ها می‌دهند، مثلن سفرهای توریستی به شهرهای مختلف یا امکاناتی که برای آموزش این‌ها فراهم می‌کنند و اوقات فراغت اضافه‌ای که برای آنان قائل می‌شوند، حتا در بچه‌ها ایجاد رقابت می‌کنند مثلن کودکان می‌بینند که امکانی دارند برای این‌که فردا برای کنکور و ورود به دانش‌گاه از سهمیه‌های دانش‌گاهی بسیج برای ورود به دانش‌گاه استفاده کنند و در میدان رقابت از امکانات به‌تر و بیش‌تری برخوردار بشوند. بنابراین با توجه به همه‌ی این موارد خانواده‌ها در این مسیر مشارکت می‌کنند، اتفاقی که برای بسط خشونت‌ورزی مسوولیت‌اش مستقیمن با دولت مرتبط است.

از سویی دیگر ما شاهد بودیم که در زمان جنگ هشت ساله ایران و عراق، طبق آمار رسمی بیش از 550 هزار دانش‌آموز از طریق همین نهاد به جبهه‌های جنگ اعزام شدند. از میان آنان 36 هزار نفر کشته و مفقود،  بیش از 2853 نفر معلول و بیش از 2433 نفر نیز به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.

این در حالی است که براساس یکی از معاهدات کنوانسیون بین‌المللی حقوق کودک در مورد شرکت کودکان در جنگ، حداقل سن ثبت‌نام و مشارکت افراد در عملیات نظامی، 18 سال تعیین شده است و جالب آن‌که حکومت جمهوری اسلامی به این اغفال آشکار بالیده و در آن زمان و اکنون از هیچ ابزاری برای تحریک آن کودکان چشم‌پوشی نمی‌کند.

این کودکان که از زمان جنگ به یک‌باره بدون گذراندن مراحل مشخص آن سنین به بزرگ‌سالی خشن ورود کرده‌اند برای جلب نظر آن‌که به باورشان نماینده خداوند است، حاضرند تحت لوای قداست عمل، به راحتی ملحدان بی‌دین و باور اطراف‌شان را از بین ببرند.

مسلمن این افراد جای گله بسیاری در میان مردم برای خود محفوظ دارند، اما نباید از خاطر برد که این افراد و خانواده‌های‌شان برای دست‌یابی به آن‌چه اکنون دارند از بسیاری حقوق اولیه خود گذشته‌اند و متاسفانه این حقوق از دست رفته اکنون به عنوان یک دین بر گردن توده سنگینی می‌کند و از آن‌جا که تناقض بزرگی میان این دو دیدگاه وجود دارد، این مشکل بسیار پیچیده شده، ملت ایران که اکنون بسیجیان‌ را در مقابل خود صف بسته می‌بیند، نه تنها دینی بر گردن خود نمی‌بیند بلکه آنان را دشمن می‌پندارد و آن افراد مسخ‌شده نیز به هم‌چنین.

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,