Saturday, 18 July 2015
22 June 2021

«بوف کور»

2011 June 10

محمدجواد اسلامی

منبع: طغبان

تنم به این جهان رضایت نمی‌دهد !

برای بودن با تو، منم که از تو کمم

تحمل شکنجه ی حرف های تو به کنار

همیشه بیش تر می شود از ظرفیت غمم

 

گناه از من و تو نبوده و . . . ، نه که نیست

همیشه من تو و  تو  منو مقصر دید

جهان برای زندگی دو جنس کوچک بود

خدا تو مقصری اگر مرغ از قفس پرید !

 

خدا تو مقصری اگر که من به پوچی رفت

و این شد آن تقدیری که من به آن محکوم

شاید شده، مثل بم این زندگی یه ویرانه

که پر گشود بر سرم بوف کوری شوم

 

و دود می‌کند از ترس با من این سیگار!

تمام سطر به سطر مرا که غم می‌گفت

در انزوا روح و تنم را تو می‌خوری شاید*

هدایت صادق، دروغ هم می‌گفت‌؟!!

 

من از تمام زنان جهان . . . ،  بدم شاید

که مادرم از من یه مرد هم ندید

سبیل‌های ریخته‌ام دلیلی شد

که همسرم مرا شب و روز می‌زایید !

 

کجای خلقتت اشتباه می‌افتاد؟

اگر تمام جهان مرد یا به کل زن بود

مگر نه که یازده یار ‌فیکس بس می‌کرد

نمی‌نمود‌، بهتر از این ‌تعویض‌های زود؟

 

مگر ندیدی که صد هزار مرد در استادیوم

به جیغ و سوت و هوار  پیش هم خوشند

اگر که زنی توی رخت‌کن باشد

به هر اشاره‌اش‌، یک مرد می‌کشند

 

به من گفته‌اند، تو خدایی و من خفه باید

باشد‌، چشم‌، می‌شوم‌، اما . . .

برای نگفتنم‌، نبودنم حکم است

و قرص‌های‌ خواب ‌میان ‌دستم  تا . . .

 

و پلک‌های من بی‌هراس هیچ زنی

برای بار اول به خواب می‌لولد

مسیر تاریک و راه‌نمای من

هدایت صادق از مسیر می‌گوید !

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , ,