Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
پس‌نشینی‌تند

«واقع‌بینی و میانه‌روی، ویژگی‌های گم‌شده»

2011 June 14

اکبر ترشیزاد/ رادیوکوچه

چه خوشمان بیاید و چه نیاید، «اکبرگنجی» یکی از مهم‌ترین کنش‌گران و پژوهش‌گران سیاسی و علمی سی‌ساله‌ی اخیر ایران است. این البته به هیچ عنوان به معنای درستی و یا بر حق بودن تمامی نظریات و مواضع سیاسی، علمی و یا فلسفی او نیست، بلکه بدین معناست که نادیده گرفتن «گنجی» نشان از عدم درک و شناخت واقعیت‌های تاریخی جامعه‌ی ایران پس‌ از انقلاب دارد. او در ابراز جهت‌گیری‌ها و برداشت‌های فکری‌اش انسان صادقی است. ویژگی دیگر «گنجی» شجاعت اوست. زمانی که جوان بیست و چندساله‌ای بیش نبود به ادامه‌ی جنگ با عراق پس از آزادسازی خرمشهر اعتراض کرد و هنگامی‌که به سبب افشاگری‌هایش درباره‌ی فاشیزم مذهبی به زندان افتاد، از نوشتن نامه‌های سرگشاده و تند به «علی‌ خامنه‌ای» دست نکشید و روزهای فراوانی را در زندان در حال اعتصاب غذا به سر برد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

هر کسی می‌تواند با مواضع و واکنش‌های «گنجی» موافق یا مخالف باشد. برای نمونه می‌شود خروج او از جلسه‌ی اعطای‌جایزه به کاریکاتوریست دانمارکی را حرکتی در دفاع از محدودکردن آزادی‌ بیان و غیردموکراتیک دانست. اما هیچ‌کدام از این‌ها نباید سبب شود بسیاری از تحلیل‌ها و اظهارنظرهای واقع‌بینانه‌ی او را هم نادیده گرفت. «گنجی» به تازگی و در مصاحبه با یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای خارج از کشور اظهاراتی کرده که خون برخی از دوستان اپوزیسیون و به‌طور عمده سلطنت‌طلبان را به جوش آورده است. بیایید تا در ابتدا نگاهی گذرا به سخنان او داشته باشیم. «گنجی» می‌گوید که باوجود این‌که جمهوری ‌اسلامی را حکومتی غیردموکراتیک، سرکوب‌گر و توتالیتور می‌داند و علی‌رغم آن‌که بر وجود زندانیان سیاسی در زندان‌های ایران و شکنجه و قتل و جنایت در این سیستم به‌طور کامل صحه می‌گذارد اما نمی‌تواند این واقعیت را هم نادیده بگیرد که این رژیم در مقایسه با بسیاری از همتایان خود مانند رژیم سوریه و یا دولت گذشته‌ی مصر از درجه‌ی خشونت و میزان استبداد کم‌تری برخودار است. جالب این‌جاست که «اکبر گنجی» سخنان خود را بر اساس مدارک شخصی‌اش استوار نمی‌کند بلکه آن‌ها را بر مبنای گزارش‌های سازمان‌های حقوق‌ بشری بین‌المللی درباره ایران مستدل کرده است.

واقع‌بینی، میانه‌روی و انصاف چیزی است که شاید بیش از هر چیز دیگری در میان اپوزیسیون ایرانی نایاب بوده و هست. وقتی «گنجی» به درستی و از سر شجاعت اعلام کرد که باید پذیرفت که بسیاری از جنایت‌هایی که به دولت گذشته نسبت داده می‌شده غیرواقعی بوده است، بسیاری از مدافعان خاندان «پهلوی» برایش سوت و کف زدند، اما امروز که او باز از سر تحلیل درست شرایط و واقعیت‌های موجود اظهار کرده است که نباید اعمال انجام نشده و کارهای سرنزده را به دولت جمهوری‌ اسلامی نسبت داد و در جنایت‌های آن اغراق کرد، همان دوستان فغانشان بلند شده است! اگر از کاه کوه ساختن‌ها، از یک کشته هزاران پشته‌ی خیالی ساختن‌ها و ندیدن پیش‌رفت‌ها و واقعیت‌ها در حکومت گذشته، سبب اشتباهاتی شد که سال‌های سال مردم باید تاوان آن را پس بدهند، با چه منطقی همان رفتار و استراتژی نادرست در مقابل دولت جمهوری‌ اسلامی مجاز شمرده می‌شود. دوستان عزیز، شترسواری دولا دولا نمی‌شود. اگر واقع‌بینی و انصاف چیز خوبی‌ست که هست، همیشه خوب است و اگر تندروی و دادن نسبت‌های ناروا به یک سیستم و همه را با یک چوب راندن نادرست است که هست، همواره چنین است. بالاخره یک روز و یک جا باید نقطه‌ی پایانی برای این شیوه‌ها و برخوردهای‌مان با مخالفین بگذاریم و چه به‌تر که آن اتفاق خجسته امروز پیش بیاید.

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , ,