Saturday, 18 July 2015
23 June 2021
مجله جاماندگان- سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق- قسمت صد و بیست‌و‌چهارم

«علل عدم اتحاد اپوزیسیون»

2011 June 14

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

سردار رادان پس از راه‌پیمایی سکوت روز گذشته خطاب به رسانه‌های بیگانه و بدخواهان جمهوری اسلامی گفت: «پلیس، بسیج و مردم حزب‌الهی جمهوری اسلامی همیشه در صحنه بوده‌اند، هستند و خواهند بود و مطیع امر ولی امرشان تا قیام قیامت هستند، سوال واقعی آن‌ست که واقعن اپوزیسیون در مقابل این پلیس، این بسیج و این مردم حزب‌الهی چه ترفندی دارد؟ آیا اصولن سخن گفتن از طرحی مورد اجماع اپوزیسیون در شرایط فعلی موضوعیتی دارد؟ آیا این مخالفان حتا توانایی سخن گفتن باهم را دارند، تا چه رسد به هم‌پیمانی؟»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

در برنامه پیش گفتیم که تمامی گروه‌های مخالف فعلی به جز سلطنت‌طلبان همان نیروهایی بودند که موجب انقلاب 57 شدند، این گروه‌های شناخته شده به غیر از اصلاح‌طلبان پس از ناکامی در سهم‌خواهی‌شان تبدیل به گروه‌های معاند و مخالف شدند، اما شاید تنها وجه اشتراک کنونی آن‌ها آرزوی سرنگونی رژیم باشد، آرزوی که نمی‌تواند موجب فراموش‌کاری آنان در مورد اغفال‌شان در سال 57 شود.

بزرگ‌ترین ضربه‌ای که در تمامی سال‌های حکم‌رانی جمهوری اسلامی به اتحاد اپوزیسیون وارد شده، خاطره و تجربه تلخ از دست دادن فرصت پس از انقلاب بود، این گروه‌ها از ترس ربایش دوباره حاضر به سخن گفتن با یک‌دیگر نیستند زیرا آقای خمینی در پس بیانی مداراجویانه پس از تحمیل حداکثری تاوان تغییرات، آنان را به صورتی بسیار حرفه‌ای از کشورشان راند.

تصور می‌کنم زمان به نحوی بی‌رحمانه پس از انقلاب برای این نیروها عبرتی ماندگار برجای گذاشت که تاب سخن بی‌غرض را از آنان گرفت، مطمئنن تمامی این گروه‌های کهنه‌کار به خوبی می‌دانند برای از میان برداشتن دشمن مشترک نیازمند اتحادی واقعیند، اما گریز از تجربه اتحادی مصنوعی فرصت تفکر آنان را محدود نموده است .

اگر قرار بر این باشد که در فردای ایران تمامی گروه‌ها صاحب کرسی‌های درخور طرف‌داران‌شان باشند مسلمن مناقشه‌ای در میان نخواهد بود، اما باور این‌که تاریخ دوباره تکرار می‌شود باعث شده تا این کهنه‌کاران سیاسی تلاش را بر روی ائتلاف‌هایی خارج از اپوزیسیون معطوف کنند.

ما در این پروسه دردناک شاهدیم که باز ردپایی از بی‌اخلاقی ناظم جمهوری‌اسلامی باعث شده تا ملتی دیگر نتوانند با هم بر سر یک سفره بنشینند، عمق خیانت سیستم فعلی زخمی کاری بر بدنه دگراندیشان نشانده که حتی ظلم مضاعف‌اش را از ترس تکراری دوباره تاب می‌آورد.

اگرچه جمهوری اسلامی بسیار مفتخر به شکست اپوزیسیون در هم‌پیمانی بر علیه‌اش است، اما آن‌چه از یاد برده آن‌ست که این گسست اجتماعی که اکنون باعث تضرر مخالفانش گشته، همان علتی است که موجب انحطاط اخلاقی و اجتماعی جامعه ایرانی‌ست‌، اتفاقی که مانند موریانه پایه‌های ثبات خیالی نظام را از بین می‌برد.

حال سوال این‌ست که آیا این روشن‌فکران زخم‌خورده راهی برای برون رفت از این نوستالژی خطرناک را نمی‌توانند بیابند؟

گفتیم که از تمامی این گروه‌ها در بررسی علل عدم اتحاد باید اصلاح‌طلبان حکومتی را جدا ساخت، زیرا این گروه که بالاترین میزان مقبولیت را دارا هستند در اهداف کلی نیز با گروه‌های دیگر اپوزیسیون دارای اشتراک نیستند، این گروه به آن علت در سرنگونی رژیم هم کلام نمی‌شوند که مشروعیت خود را تنها در زیر لوای حاکمیت جمهوری اسلامی می‌بینند، آن‌ها که روزی در نظام اسلامی تا بالاترین رده‌های حکومتی پیش‌روی کرده‌اند و در معماری کشور پس از انقلاب سهیم بوده‌اند برای فرار از عرق‌ریزان پاسخ‌گویی به کجی‌ها، آرمان‌های تعریف‌شده‌ای دارند که با معیارهای دیگر گروه‌ها عدم سازگاری محتوایی دارد، در این مبحث دیگر سخن از فراموشی شعارهای آرمانی و پی‌گیری آن‌ها در فضای دمکراتیک پس از این نظام نیست، سخن از تغییر کلی دیدگاه‌هاست.

اصلاح‌طلبان با وجود پرداخت تاوان سنگین پس از انتخابات، هنوز قامت راست نکرده در پی چانه‌زنی بوده و هراس خود را از ریزش نماد قدرت نظام نمی‌توانند پنهان نمایند و حتا واهمه ریزش هواخواهان نیز نتوانسته آن‌ها را متقاعد نماید که راهی دیگر خارج از معرکه ولایت فقیه نیز برای آن‌ها وجود دارد، دقیقن این همان نکته‌ای‌ست که راه این جریان را با تمام گروه‌های مخالف دیگر جدا می‌سازد و متاسفانه این جدایی تا به آن حد جدی‌ است که باعث شده حتا منتسبین به این جریان مانند روزنامه‌نگاران هوادار اصلاج‌طلبان به دور از اخلاق حرفه‌ای راه را برای هم‌کلامی با سایر گروه‌ها ببندند.

شاید خودرایی و احساس برتری نفراتی اصلاح‌طلبان تا وقتی که جمهوری اسلامی به این حد از تک‌روی نرسیده بود قابل درک بود، زیرا تقسیم قدرت و ریسک تغییرات حداکثری در زمان اقتدار امری عادی نیست. اما اکنون و در شرایط فعلی انتخاب دشوار منصفان این گروه خواهد بود، زیرا با هر حرکت حکومت فعلی موجی جدید از نفرت گروهی بر جامعه حاکم شده و افزایش خواهد یافت که می‌تواند پس از گذار از این مرحله تبدیل به نفرت سراسری برای تمامی منتسبین به گذشته و حال کلیت نظام گردد، آتشی که آنان را نیز خواهد بلعید.

البته نمی‌توان نادیده گرفت که گروه‌های دیگری مانند مجاهدین که تمامی تلاش خود را معطوف به جلب حمایت و نظر دول خارجی کرده‌اند نیز از آن‌جا که تفکراتی منقبض و ایدئولوزیک و تمامیت‌خواه دارند، راه را برای هرگونه انتخابی باریک کرده‌اند.

گذشته از تمامی موانع موجود بر سر اتحاد اپوزیسیون نکاتی مانند‌: کمبود منابع مالی، وجود اختلافات داخلی، عدم وجود سیستم حفاظتی برای جلوگیری از نفوذ حکومت جمهوری اسلامی به داخل اپوزیسیون که موجب خیانت به انان شده، روزمرگی و نداشتن ابتکار عمل وانعطاف‌پذیری دربرابر رخدادهای داخل ایران و مبهم بودن جمعیت هدف برای تاثیرگذاری برروی آن جمعیت درراستای اهداف اپوزیسیون، بهانه‌گیری و عیب‌یابی و پرورش آرمان‌های رومانتیک در هوادارن‌شان موجب گشته تا راه بر روی هر روزنه‌ای بسته بماند، البته باید در این میان با توجه به دیدگاه یک جامعه سنتی نبود یک رهبر کاریزماتیک و عاری از هر اتهامی را هم یکی از علل یکه‌تازی نظام اسلامی دانست .

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , ,