Saturday, 18 July 2015
25 June 2021
مجله جاماندگان-سایه‌ای هراسان در شبستان عتیق-قسمت صد‌و‌‌بیست‌و‌پنجم

«هتاک یعنی پرده‌در»

2011 June 15

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

موضوع هتاکین ادیان، سوژه‌ای به قدمت عمر دین است، در تمام زمان‌ها و کلیه ادیان ما شاهد بوده‌ایم که کسانی داعیه ارتباط با خدا را داشته و قواعد و ناظم‌هایی برای این ارتباط وضع می‌کردند و دیگرانی نیز بودند که در صدد انکار این رابطه و تمسخر آن ناظمان و احکام برمی‌آمدند که اصولن این افراد دگراندیش پس از مدتی مجبور می‌شدند علاوه بر رودررویی با صاحب ادعا با توده عوام نیز درگیر شوند، شاید آموزش روش دیگری در برخورد موجب گشت تا این عده به جای درگیری رودررو و تند به روش‌هایی کم‌هزینه‌تر روی آورند، سبک‌هایی متفاوت مانند شعر، داستان، طنز… این افراد از هر دسته و جای‌گاه اجتماعی که بودند کم‌تر به‌صورت واضح به جنگ مرام توده برآمده‌اند زیرا درگیری با خیل عظیم دین‌داران مذهبی متعصب بسیار پرهزینه بوده و تک نیروی مخالف به راحتی محو می‌شد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

اکنون که بحث بر سر صفحات فیس‌بوک و اعلام جرم بر علیه آنان از سوی دین‌داران باب شده و این افراد اگر‌چه کم‌تر واژه هتاک برای‌شان کاربرد دارد مورد توجه متعصبین حکومتی قرار گرفته‌اند ما سعی می‌کنیم در چند برنامه به معرفی چند شخصیت معروف به هتاک بپردازیم، هتاکینی که در جمهوری اسلامی و خود یا آثارشان مرتبط با نظام روحانیت بوده است، این نوشته‌ها بر اساس مستندات موجود در مورد آن‌هاست، باید به‌خاطر داشت که معنای واژه هتاک در عربی صیغه مبالغه از ماده هتک بسیار پرده در و در فارسی‌، آن‌که پرده از کارهای پوشیده مردمان بر‌می‌دارد و عیب‌های نهفته مردم را فاش می‌کند و پرده‌در، یعنی کسی که پرده از راز مردم بدرد، است و مسلمن واضح است که هتاکی از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی که اعتقادات و بیانات‌شان مستقیمن در زندگی روزمره مردمان موثر است نمی‌تواند جرم باشد، زیرا معنای واژه به ما می‌گوید که هتاک کسیست که سعی می‌نماید پشت پرده‌ها را واضح کند و این شفاف‌سازی اگر هم‌راه با دغل‌کاری نباشد و بر وضوح سخنان آن دین یا شخصیت بیافزاید تنها در صورتی موجب خشم متعصبین قرار می‌گیرد که آن‌چه از زشتی سعی کرده بودند پنهان سازند بر پرده افتاده و دیده شده باشد.

به عقیده «برنارد لوئیس»، خمینی در صادر‌کردن این فتوا و تشویق مسلمانان به کشتن سلمان رشدی به شکل قابل ملاحظه‌ای از سنت رایج اسلامی فاصله ‌گرفت

اولین هتاک مورد بحث «سلمان رشدی» است، نویسنده و مقاله‌نویس هندی‌الاصل تبعه انگلستان که نخستین‌بار با کتاب بچه‌های نیمه‌شب به شهرت رسید و جایزه بوکر را بابت نگارش این اثر دریافت کرد،  اغلب آثار رشدی از شبه‌قاره هند ریشه می‌گیرد. داستان‌های او را در گونه رئالیسم جادویی طبقه‌بندی می‌کنند، چهارمین اثر وی آیات شیطانی اعتراضاتی را در کشورهای اسلامی برانگیخت.

«روح‌اله خمینی»، رهبر جمهوری اسلامی ایران در سال1367 حکم کشتن سلمان رشدی را صادر کرد و این فتوا تا به امروز بر قوت خود باقی است.خامنه‌ای نیز در سال 1383، حکم خمینی را غیر قابل تغییر خواند، پس از این فتوا برخی از نهادهای دولتی ایران، جایزه‌هایی برای کشتن او تعیین کردند.

متن کامل فتوای روح‌اله خمینی که برای اولین بار از رادیوی دولتی ایران منتشر شد بدین شرح است:‌

«باسمه تعالی انا له و انا الیه راجعون، به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم، مولف کتاب «آیات شیطانی» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده‌ است، هم‌چنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام هستند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعن آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرات نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان‌شا‌اله، ضمنن اگر کسی دست‌رسی به مولف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. و السلام علیکم و رحمه‌اله و برکاته. روح‌اله الموسوی الخمینی 29 بهمن 1367 / 1 رجب 1409»

به عقیده «برنارد لوئیس»، خمینی در صادر‌کردن این فتوا و تشویق مسلمانان به کشتن سلمان رشدی به شکل قابل ملاحظه‌ای از سنت رایج اسلامی فاصله ‌گرفت. به گفته لوئیس به‌صورت تاریخی اکثریت فقها معتقدند که شخصی که به ارتداد متهم می‌شود باید به محکمه قضاوت آورده شود، اتهام او بیان‌شده و سپس فرصت دفاع به او داده شود. پس از طی همه این مراحل، قاضی حکم را در مورد او صادر می‌کند. وجود این مراحل لازم است زیرا به گفته لوئیس هدف فقه اسلامی اجرای عدالت و قانون است و نه اعلام حکم بدون محاکمه و ایجاد ترس در میان افراد.

اما دیدگاه اقلیت فقها این بوده ‌است که توهین یک مسلمان به پیامبر اسلام آن‌قدر بزرگ است که نیازی به برپایی دادگاه نیست. این گروه اقلیت نظر خود را بر پایه حدیثی که صحتش نیز مورد اختلاف است قرار می‌دهند که محمد در آن اعلام می‌کند که «هر کسی که به من توهین بکند و مسلمانی آن را بشنود، باید فورن شخص توهین کننده را بکشد.» به گفته لوئیس حتی در بین فقهایی که صحت این حدیث را می‌پذیرند، اختلاف نظر وجود دارد و برخی از آن‌ها صدور حکم کشتن بدون انجام تشریفات را حرام دانسته و معتقدند کسی که کشتن را مرتکب شود باید خود مجازات شود.

گروه دیگر از این اقلیت فقها به این نکته اشاره می‌کنند که بر اساس حدیث ذکر شده کشتن شخص توهین‌کننده به محض شنیدن توهین، نه این‌که توصیه شده باشد بلکه واجب است و انجام ندادن آن گناه محسوب می‌شود. بگفته لوئیس حتا محافظه‌کارترین و پرشدت‌ترین فقها که رای به کشتن کسی که در حضور و روبه‌روی مسلمانی به «محمد» توهین می‌کند را می‌دهند، تا آن حد پیش نمی‌روند که حکمی راجع به درخواست برای کشتن کسی که در کشوری دیگر گزارش توهین‌اش آمده را بدهند. بدین سان دیدگاه خمینی در تاریخ اسلام کم‌سابقه است.

بازتاب صدور فرمان کشتن سلمان رشدی توسط روح‌اله خمینی در میان افراد مختلف متفاوت بود. در این میان برخی از مسلمانان به‌خصوص درپاکستان با برگزاری تظاهراتی به حمایت از فتوای کشتن سلمان رشدی توسط خمینی اقدام کردند.

اما کشورهای اروپایی و آمریکا یک‌پارچه صدور فتوای کشتن توسط رهبر نظام جمهوری اسلامی را محکوم کردند. در همین راستا، تعدادی از دانش‌جویان ایرانی مشغول به تحصیل در اروپا، از کشورهای محل تحصیل خود اخراج شدند و درپی صدور فتوای کشتن توسط روح‌اله خمینی و اعلام آمادگی برخی مسلمان در نقاط مختلف جهان، وزارت کشور انگلستان مسوولیت حمایت از سلمان رشدی که شهروندی و اقامت انگلستان را داشت، برعهده گرفت و با گماردن محافظان دولتی از وی حمایت کرد یک جوان لبنانی مصطفی مازح  از اعضای حزب‌اله لبنان، از جمله کسانی بود که برای کشتن رشدی اقدام کرد و در هنگام بمب‌گذاری در یک هتل در پدینگتون مرکز لندن، به‌خاطر نابه‌هنگام عمل کردن بمب، کشته شد، البته باید به یاد داشت که جمهوری اسلامی هرگز این طرح را به‌صورت جدی دنبال نکرد.

مطمئنن به یاد داریم که جنگ ایران و عراق که در پایان مرداد 1367 اتفاق افتاد و فشار روحی پایان این جنگ از داخل کشور و نابسامانی روابط ایران با دنیای عرب و مسلمان تا چه حد برای آقای خمینی ناگوار بود، هر کس تنها یک‌بار حوصله کرده و کتاب ایات شیطانی را با سبک خاص‌اش بخواند خواهد فهمید که ترفند هوش‌مندانه آقای خمینی از پس بی‌دینی و ارتداد سلمان رشدی چه اهدافی را دنبال می‌کرده است، گرچه سلمان رشدی به این واسطه مشهور و ثروت‌مند شد، اما جمهوری اسلامی و به‌خصوص آقای خمینی نیز به دنیای اسلام خود را دوباره تحمیل کرد و تا حدودی با دنیای اعراب آشتی کرد، هتک حرمت صورت گرفته در این کتاب که در کشوری غربی با مخاطبین محدود و سبکی متفاوت و خاص‌پسند بود آن‌قدر سطحی است که نمی‌توانسته موجبات خشم واقعی آقای خمینی که قبل از پیروزی انقلاب متحد کمونیست‌ها بود را برانگیزد، اما می‌توانست این کتاب هتاک را با فتوای‌اش جهانی و پرخواننده کرده  و خود را به‌عنوان فقیه درجه اول، موثر و دل‌سوز دنیای اسلام به توده مومنین و مومنات معرفی نماید .

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , ,