Saturday, 18 July 2015
25 September 2020

«متن کامل بیانیه شماره ۱۵ موسوی»

2009 November 25

میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه‌‌ای را صادر کرد.نموسوی  در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه‌ای بین عملکرد این نهاد در سال‌های اولیه انقلاب وماه‌های اخیر پرداخته است.

به گزارش سایت  کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.
علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.
و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.
اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.
اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.
آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟
و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین
به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.
اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.
اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین
ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.
ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟
بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: 

۱۵ Comments


  1. marjan
    1

    بخواب بابا حال نداری


  2. من
    2

    سلام
    بسیج سازمانی است تا در مقابل دشمنان ظاهری در دفاع مقدس و دشمنان دوست نما در تهاجم فرهنگی و جنگ نرم بایستد

    به آقای موسوی بگید
    شما دیگه دم از قانون و مسالمت نگید
    بنا بر این بخش بیانیه که
    “آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟”
    اون وقتی طرفدارای شما یا اونهایی که ظاهر طرفدار شما را داشتن و به هرکه ریش داشت به جرم بسیجی بودن در همان شنه بعد از انتخابات حمله کرد از قانون و مسالمت و . . . حرف نزدی؟
    وقتی در بلوار کاوه سطلی ازبنزین روی رفیق من ریختند و خواستن اورا به جرم بسیجی بودن آتش بزنند و خداوند نگذاشت کبریتشان روشن شود و او که از دانشگاه می آمد و از هیچ چیز خبر نداشت و تازه اول اشوبی بود که شما جرقه زدید و آمریکا و انگلیس و ایادیان آنها پی گیری شما را پیگیری کردند تا به ایران اسلامی که امام بزرگوار که از آن دم میزنید پی ریزی کرده را یا دوباره تصاحب کنند یا حداقل حرکت آن را کند کنند که این خوابی آشفته است
    آن وقت از ما بسیجیان حرفی نزدید

    من که شک دارم شما واقعا دنبال جمهوری اسلامی و اسلام ناب محمدی باشید
    چون همان امامی که شما از آن دم میزنید فرمودند:
    پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکتتان آسیبی نرسد
    شما بودید؟


  3. قرید
    3

    آقای موسوی از فتنه میگوید و خود راس فتنه است او میگوید علامت فتنه گر دروغ است بله دروغ های آقای موسوی درزمینه پایبندی به قانون ،قانون اساسی ،ولایت فقیه ،رفع اختلاف بین خانواده ها ،ودهها دروغ دیگر مثل تقلب نشانه فتنه گر است و بهترین علامت فتنه این است که ببینید چه کسانی حامی اینها هستند امام میفرمود هر وقت دیدید دشمن از شما حمایت میکند به خود تان شک کنید ،قای موسوی خوب فهمیده که اصحاب جمل است اما بسیجی کسی است که با غرور ایرانی بماند وفعال برای ایران باشد نه بیگانه واقای موسوی یک بی حیای سیاسی است نه یک مبارز چون مبارز در ایران ضد بیگانه واصیل معنی میشود وشعارهای خیابانی شان هم عمق اجتماعی ندارد ودر مقابل شعارهای اصیل انقلاب کم آوردند.


  4. khvhqd
    4

    دوستان عزیز
    خواهش می کنم زود قضاوت نکنید
    شک بکنید ولی حکم صادر نکنید
    اول باید مطمئن شویم چه کسی دروغ می گوید بعد به دروغگو پشت کنیم
    حتی ممکن است ولایت فقیه هم اشتباه بکند مگر او معصوم است پس این دلیل نمی شود که موسوی دروغ می گوید و احمدی نژاد راست می گوید چون این را ولایت فقیه تایید کرده و آن را تایید نکرده است
    پس فقط فکر کنیم باید زیاد فکر کنیم نباید زود تصمیم بگیریم کی راست می گه کی دروغ
    بسیجی یعنی کسی که عمیق است نه کسی که سطحی است اگه قرار بود همه آدمهای سطحی بسیجی باشند که بسیج این عظمت را پیدا نمی کرد پس همیشه نزدیکترین جواب درست ترین جواب نیست زنده باد مظلوم زنده باد زندانی زنده باد او که محصورتر است اخوی اگه اینا ترس ندارن چرا روبرو نمی کنن دروغگو معلوم بشه
    ضمنا کار اشتباه را کسی تایید نمی کنه همه اشتباه می کنند مهم اینه که بگیم اشتباه کردیم اگه از جناه ما هم کسی تندروی کرده اشتباه کرده و غلط آنها را نباید به پای همه نوشت

  5. 5

    درود بر موسوی و جنبش سبز


  6. خودم
    6

    با سلام
    آقای موسوی شما که در زمان جنگ هم تکلیف دخودتون رو روشن کردی دیگه الان از بسیجی صحبت نکن و بدون که با این حرف های تفرقه انگیز نمی تونی بین بسیجی ها تفرقه بندازی.؛
    جانم فدای رهبر


  7. ما
    7

    دست از این خاک و خاکیانش باید شست آنگاه که آسمان آزاد آفریده شد تا آزادی نشکفد در زمین، آنجا که هیچکس راست نمیگوید مگر دروغگویان. بیانیه آقای موسوی بشارت و تنذیر بود، عمل ایشان مهم نیست ابن مهمه که همه اینها یس…. خوندنه

  8. 8

    مهندس موسوی ابتدا باید تعریف کاملی از دروغگویی و دیکتاتوری را به عمل آورند؟ آنگاه ابعاد بیانیه های ایشان روشن گردد.
    ۱- کسیکه ادعا میکند در انتخابات تقلب صورت گرفته اما هیچ سندی را برای تقلب ارائه نمیدهد دروغگو هست یا خیر؟
    ۲- کسیکه به تمام نهادهای قانونی کشور تهمت روا داشته و هیچیک را قبول ندارد آیا قانونشکن هست یا خیر؟
    ۳- کسیکه با ۱۳ میلیون رای خواهان ابطال ۲۴ میلیون رای می باشد و به جای تمکین به قانون دست به لشکر کشی خیابانی میزند دیکتاتور هست یا خیر؟


  9. مهدی
    9

    یک دوستی اون بالا گفت موسوی بی قانونی کرده و دروغ گفته.
    خواهشا مصداق دروغ و بی قانونی رو دقیق بگید.
    تا جایی که من یادمه اولین بی قانونی از جانب رهبری بود، روز ۲۳ خرداد در حالی که شورای نگهبان صحت انتخابات رو تایید نکرده بود، ایشون گفت که انتخابات سالمه. لابد توقع داشتین بعدش شورای نگهبان بیاد بگه انتخابات مخدوشه. دقت کنید که شورای نگهبان توسط رهبر تعیین میشه!!!
    از بی قانونی آقای رئیس جمهور هم نپرسید. از بی قانونی تو عمل به قانون بودجه با ۵۴ درصد تخلف بگم؟ یا از گم شدن یه میلیارد که هنوز هم معلوم نیست کجاس؟ از بسته شدن قراردادهای نفتی تو وزارت کشور بگم یا از فعالیت استاندارها در ستاد انتخاباتی آقای دکتر؟ از دزد خوندن یه عده که اصلا به خوب یا بد بودنشون کاری نداریم ولی به هر حال دستگاه قضایی جرمشون رو ثابت نکرده بگم؟
    از دروغگویی دکتر بگم؟
    ۱-ما سر سوزنی از برنامه در سال ۸۵ تخلف نکردیم
    ۲-ما با تیپ جوونا کاری نداریم
    ۳-ما نفت رو سر سفره مردم میاریم
    ۴-من دور خودم هاله نور احساس کردم
    ۵-من از مدیرهای جوون و با سواد استفاده میکنم
    ۶-در دوره من هیچ دانشجویی ستاره دار نشده
    ۷-انرژی هسته ای حق مسلم ماست
    ۸-تورم سال ۸۷، ۱۴ درصد بوده

    خب، حالا باید نشون بدیم که اینا دروغه:
    ۱-گزارش دیوان محاسبات مبنی بر تخلف ۵۴ درصدی از برنامه بودجه در سال ۸۵
    ۲-راه اندازی گشت ارشاد در دولت ایشان
    ۳-دکتر در مصاحبه با حیدری اخبارگو گفت ما که قرار نیست نفت سر سفره مردم بیاریم، کی همچین حرفی زده؟
    ۴-در مصاحبه ای مبنی بر واقعیت داستان هاله نور، دکتر گفته: هاله نورم کجا بوده؟ این حرفا الکیه. در حالی که همه ویدئوی دکتر در ملاقات با آقای جوادی آملی رو دیدن
    ۵-کردان نمونه بارزی از مدیرهای جوون و با سواد بود. همینطور محصولی و الان هم کامران دانشجو که مقاله یه بابای کره ای رو به اسم خودش چاپ کرده و یا محرابیان که به همراه خود دکتر طرح اتاق امن رو از یه بنده خدایی ربودند
    ۶-لیست بلند و بالایی از دانشجویان ستاره دار در دوره دکتر رو میتونید تو اینترنت پیدا کنید. چند تاشون از بچه های دانشگاه خود من هستن.
    ۷-نشست ۵+۱ با ایران و عقب نشینی شدید ایران به خوبی حق مسلم ما رو بهمون نشون داد. خاتمی قدیما پذیرفته بود که غنی سازی ۳/۵ به ۲۰ اونور انجام بشه، دکتر عزیز یه قدم عقب تر رفت و پذیرفت که میله سوخت هم اونور تولید شه بیاد ایران
    ۸-طبق آمار بانک مرکزی و همینطور مرکز آمار ایران تورم ۱۴ درصدی که دکتر گفت در واقع ۲۵ درصد بوده و دکتر ظاهرا یه خرده بی دقتی کرده!!!

    زنده باد موج سبز


  10. راه سبز
    10

    بابا اقا مهدی ای ول داری . توک همه رو چیدی اگه بعد از این کامنت کسی چرند بگه معلومه که زبون ادمیزاد حالیش نیست


  11. وحیذ
    11

    سلام آقا مهدی ایول آفرین به تو ان شاا… ۱۶ آذر سبز


  12. وحید
    12

    ببخشید وحید!!! (-:


  13. پرچم ایران - مسلمان
    13

    ما باید از افغانیا یاد بگیریم اونا دیدن با برگزاری انتخابات مشکل دارن رقیب خودشو کنار کشید لشکر کشی خیابونی نکرد و….
    هر جایی که مطبی نوشته بشه( وب . روزنامه و…) چون نمیشه غلطاشو جلوش علامت زد هر کسی هر حرفی رو مینویسه اون آقا مهدی یه سری از موارد ویرایش شده ای است که در مورد احمدی گفتن
    همین که دوستان موسوی حرفای احمدی رو ویرایش کردن و ازش فیلم ساختن خوب نشونه حماقت دستگاه سبزه و خیلی روشنه که که ضعفه بزرگی دارن که میشینن حرفا رو فیلم ها رو ویرایش میکنن

    خیلی جالبه توی یه سخنرانی ۲ ساعته ۱۵ ثانیه از حرفا رو در یک فیلم گنجاندن یعنی چی؟؟؟
    خوب واضحه که به راحتی میشه برای هر بنی بشری از این فیلما ساخت ویا از متون چاپ شده هزاران جمله غلط انداز در آورد
    آقا این داستانا کاره دسته آمریکاست . جو گیر نشید!!!
    تا حالا ما از آمریکا چه خیری دیدم که الان میشینن میگن دسته مردم ایران درد نکنه که شورش کردن-
    خوب از هر جریانی که تعریف کنن آقا بو داره !!!
    بشین کلات رو قاضی کن

    خدا همه رو به راه راست هدایت کنه


  14. حسین
    14

    ۱- مشکل آقای موسوی اینه که بیش از اینکه گوش بده حرف می زنه برای همین درست متوجه نمی شه که چقدر از حرف هاش اشتباهه و چقدرش درست.
    ۲- آقای موسوی میگه بسیج باید از تمام آحاد مردم با هر سلیقه ای تشکیل بشه. خوب همین می تونه عامل بروز چنین مسائلی باشه. مثلا یک کسی که دلش برای مردم ایران و اسلام نمی سوزه می آد عضو بسیج می شه و خودسرانه مردم رو میزنه این اشتباه یک فرد نادان رو نباید به پای همه گذاشت
    یک سوال: آیا جریانی که نیاز به هرج و مرج دارد(مثلا منافقین) نمی توانند یه چفیه رو دوششون بندازند و مردم را بزنند؟ تا مردم ناراضی بشن؟؟؟؟؟؟؟ پس لطفا فکر کنید و واقع بین باشید.
    ضمنا وقتی کسی آتش فتنه را روشن کرد، دیگه معلوم نیست در این بین چه اتفاقاتی خواهد افتاد و فضا برای سوء استفاده دشمنامون باز می شه.
    ۳- ایشون دم از قرآن می زنه ولی به آیه ی «الفتنه اشد من القتل» اشاره نمی کنه. ایشون به جای روشن کردن فضا سعی می کنه با مبهم کردن فضا مردم را به اشتباه بندازه. برای مثال چرا حاضر نشد به بازشماری رندم درصدی از صندوق ها تن دهد؟؟؟؟؟ خوب معلومه چون اگر معلوم می شد که تمایزی وجود ندارد مجبور می شد بگه من اشتباه کردم و همه چیز تموم می شد اما برای اینکه این اتفاق نیفته به بازشماری تن نداد.
    ۴- ایشان بارها گفته که بسیجی ها رای ها را جابجا کردند. اصلا چنین امری محال است چون اولا بسیجیان از یک طیف خاص نیستند ثانیا اگر شما یک بار پای صندوق ایستاده باشی متوجه می شوی که چنین امری در حضور مراقبین، نمایدگان کاندیداها و مراقبت های سیستمی امکان ناپذیر است. پس واضح است که ایشان به دنبال فتنه و سیاهنمایی است.
    ۵- کسی که برای مظلوم نمایی در مراسم ختم آدم زنده شرکت می کند چه هدفی دارد؟ خوب معلومه اون مقتول ساختگی یک قاتل ساختگی هم می خواهد که باید به دروغ به بسیج نسبت داده بشه.
    ۶- ایشان در لباس دفاع از بسیج به بسیج و بسیجیان تهمت میزند تا راه را برای سوء استفاده های بعدی اش باز کند.
    ۷- ایشان یا خیلی احمق است یا منافق و بدانید نتیجه ی کار احمق و منافق شبیه به هم است.


  15. حسین
    15

    آقا مهدی عزیز سلام
    بنده هم با شما موافقم و هیچ کس این حرف های دکتر رو خوب نمی دونه ولی شما خوبه یه تعدادی از اشتباهات آقای موسوی را هم بنویسید. خوب هر دو طرف اشتباهاتی داشته اند و خوبی هایی هم داشته اند ولی نهایتا مردم به دکتر رای دادند.
    اگه قرار باشه سر هر انتخاباتی برای یه همچین دلایلی کسی که مردم انتخاب کرده اند رو کنار بگذاریم که اصلا هیچ انتخاباتی درست نیست و هیچ کسی شایسته انتخاب شدن برای پست های موجود نیست.
    و اگه قرار باشه بعد از هر انتخاباتی مخالفان شخص انتخاب شده بریزن توی خیابون که مملکتمون از بین میره.