شنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۴
15 September 2016

«راه درازی در پیش داریم»

۱۳۹۰ خرداد ۲۶

مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد دوستان رادیو است که می‌تواند از هر گروه یا دسته و یا مرامی باشد. نظر‌های مطرح شده در این بخش الزامن نظر رادیو کوچه نیست. اگر نقد و نظری بر نوشته‌های این بخش دارید می‌توانید برای ما ارسال کنید.

کیومرث سجادی

ما پیروزیم! اقتدار‌گرایان در انتهای راه خود قرار گرفته‌اند! دیروز (۲۲ خرداد ۱۳۹۰) بار دیگر امید در من زنده شد! و هزاران جمله ی دیگر از این دست! همه و همه قبول! اما چه خوب می‌شد اگر در بین دوستان جنبش سبزی ما، بودند اشخاصی که واقع‌بینانه‌تر به‌دنبال یافتن و حل مشکلات و کاستی ها می‌بودند. البته هستند دوستانی که با همه‌ی انتقادهایی که می‌شود و تهمت‌هایی که به آن ها زده می‌شود، قدم در راه نقد می‌گذارند تا آینده‌ای به‌تر را بتوان برای جنبش متصور شد.

چهار ماه می‌شود که آقایان موسوی و کروبی و همسران‌شان در حصر خانگی، حصر در خانه امن و از این دست حصرها به‌سر می‌برند. آن‌چه که دیروز شاهد آن بودیم باوجود حضور به‌نسبت خوب مردم در خیابان ولی‌عصر و خیابان‌های منتهی به آن، آن چیزی نبود که از یک جنبش در اعتراض به زندانی کردن چهار ماهه‌ی رهبران‌ش انتظار می‌رود. من نمی‌گویم که نا‌امید باشیم که همه به امید زنده هستیم و اگر جنبش تا به امروز ادامه پیدا کرده است همه از امیدواری من و تو بوده است. اما بپذیریم که این حضور که گستردگی‌اش از میدان ولی‌عصر تا میدان ونک بود و منجر به حضور گسترده و گاهی سردرگمی نیروهای امنیتی در کنترل اوضاع شد، برای آزادی رهبران و یا رسیدن به دیگر خواسته‌های مشروع سبزها کافی نیست.

هنگامی که آقای خاتمی صحبت از آشتی و یا به‌تر بگویم مصالحه طرفین کرد با این که با ظرافت خاصی رهبری و مردم را دو گروه مقابل هم عنوان کرد و گفت که اگر به رهبری ظلمی شده است اما گفت به مردم حتمن ظلمی شده است،‌ عده‌ی زیادی فریاد وا مصیبتا بلند کردند که چه می‌گوید!؟ اما خاتمی چه می‌گفت!؟ خاتمی ‌گفت که کروبی و موسوی را به هم‌راه دیگر زندانیان سیاسی آزاد کنید. انتخابات آزاد برگزار کنید و آزادی‌های قانونی مردم را به آن‌ها برگردانید تا صلح و آرامش به کشور بازگردد. او که فردی اصلاح‌طلب بوده و هست می‌پنداشت شاید خون‌هایی که ریخته شده و جان‌هایی که گرفته شده تا شاید روزی این مردم رنگ آزادی را ببینند، تا حدودی به ثمر بنشیند و دیگر خون‌های بیش‌تری ریخته نشوند و مردم نیز گذشت کنند تا دوباره از این بن‌بست خارج شده و قدم در راه آزادی بگذارند. و امروز نیز تاکید کرد که منظور از آن حرف ها گذشتن مردم از حقوقی اساسی خود نبوده که مردم نیز از حقوق خود نخواهند گذشت.

هنگامی که آقای خاتمی صحبت از آشتی و یا به‌تر بگویم مصالحه طرفین کرد با این که با ظرافت خاصی رهبری و مردم را دو گروه مقابل هم عنوان کرد و گفت که اگر به رهبری ظلمی شده است اما گفت به مردم حتمن ظلمی شده است،‌ عده‌ی زیادی فریاد وا مصیبتا بلند کردند که چه می‌گوید

اما مخالفان این سخن، این حرف‌ها را اجحاف در حق خون‌های ریخته شده و مخالف آرمان‌های جنبش سبز می‌دانستند. و خاتمی را متهم به سازش در مقابل وعده‌های داده شده و امثال آن کردند. این عده بر این عقیده بودند که تنها راه حضور خیابانی و مبارزه تا آخرین نفس برای رسیدن به هدف نهایی و مخالفت با هر گونه صحبت و یا سازشی با حاکمیت می‌باشد. شاید وقت و مکان این صحبت‌ها آن‌هم در شرایطی که حکومت نیز تن به آن‌ها نخواهد داد، نبود. و شاید اتمام حجت دیگری بود با حاکمیت و هزار شاید دیگر. اما در این‌جا موضوع دفاع و یا رد سخنان آقای خاتمی نیست بلکه صحبت از انتخاب روشی درست برای قدم گذاشتن در راه رسیدن به آرمان‌هایی است که بیش از ۸۰ درصد آن در بین حامیان جنبش سبز با هر عقیده و منشی مشترک می‌باشند.

به عقیده این عضو کوچک جنبش که با کورسوی امیدی با ستاد ۸۸ و در حمایت از خاتمی پا در این میدان گذاشته و با انصراف خاتمی در حمایت از موسوی تا به امروز‌ با هزاران امید به راه خود ادامه داده است، چه از در یک سازش ظاهری و چه از در مخالفت و مبارزه علنی و یا هر سیاست و قاعده دیگری این بازی را ادامه دهیم، نباید فراموش کنیم که راه درازی در پیش داریم. طرف‌داران ادامه حضور خیابانی باید بدانند که حضور بسیار پر‌رنگ‌تر از این نیاز است تا مثمر ثمر واقع شود و این مستلزم آگاه‌سازی و کار فرهنگی می‌باشد که ماه‌ها و واقع‌بینانه‌تر بگویم سال‌ها زمان می‌برد. اگر به حضور در خیابان‌ها به عنوان راه‌کاری موثر باور دارید و از حضور قبلی خود تا این حضور هیچ اقدامی در راه آگاه‌سازی نزدیکان و آشنایان خود انجام نداده‌اید، بدانید که قدم در راه فرسایشی گذاشته‌اید. از آن طرف نیز اگر دنبال رای‌زنی های سیاسی و تغییرات از راه قانون و ظرفیت‌های موجود هستید، اگر این امر هم‌راه با حضور و حمایت مردم از جریان اعتراضی و صورت پذیرفتن اصلاحات اساسی نباشد هر چند در مقاطعی به نتایج مثبتی برسید،‌ پر‌واضح است که دوباره با کودتایی مشابه روبه‌رو خواهید شد.

در این راه طولانی تا رسیدن به مقصد نهایی که در آن هر صدایی شنیده، تحمل و حتا تبلیغ شود، بیش از همه، از مدعیان این باور انتظار می‌رود که به تحمل یک‌دیگر تن دهند. انسان‌هایی که می‌خواهند هر صدایی حق بلند شدن داشته باشد باید بتوانند حداقل انتقاد نزدیکان فکری خود را شنیده و پذیرا باشند. این همان مسئله‌ای‌ست که زمان می‌برد و نیاز به کار بیش‌تری دارد. ما اگر تحمل یک‌دیگر را نداشته باشیم به طور قطع تحمل دیگران را هم نخواهیم داشت و یک بار نتیجه پیروزی آرمان‌هایی که تحمل مخالف را ندارد همگان به چشم دیده‌ایم.

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , ,