Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
مجله جاماندگان- سایه ای هراسان در شبستان عتیق(قسمت صد و بیست و هفتم)

«هتاکی از قم»

2011 June 17

شراره سعیدی/ رادیو کوچه

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

شجاع­الدین شفا، ادیب و مترجم نام­دار را در زمره هتاکین محسوب می­کنیم نه از آن­جا که جرس، پایگاه اینترنتی ­اصلاح­طلبان که زیر نظر چند روشن­فکر دینی اداره می­شود، هنگامی که از مرگ او خبر داد برخلاف سنت مطبوعات ایرانی در حفظ حریم متوفی از او با عنوان نویسنده «متهتک» یاد کرده و نوشت : «شجاع الدین شفا، مترجم قدیمی ونویسنده متهتک ایرانی که سه دهه پایانی عمرش را به هتک باورهای دینی و اسلامی گذراند، شامگاه جمعه 27 فروردین ماه، در پاریس درگذشت.»، زیرا او سعی نمود که از ادیان ابراهیمی پرده­دری کرده و بنا بر مستندات تاریخی زوایای کم­تر دیده شده­ای از ادیان را هویدا نماید.

 

او که از خاندانی پزشک­زاده بود، در سن 91 سالگی در پاریس درگذشت. در قم متولد شد و برخلاف سنت روشن­فکری در دربار پهلوی ارج و قرب ویژه­ای داشت و به همین سبب مرتجع خوانده می­شد .

نام شجاع الدین شفا به عنوان مترجم آثار بزرگ کلاسیک ادبیات غرب به یادگار مانده است.

تا سال 1357، حدود شصت عنوان ترجمه و تألیف از شجاع الدین شفا به چاپ رسید که نام­آورترین آن­ها، ترجمه کمدی الهی، اثر دانته، شاعر سده های سیزدهم و چهاردهم ایتالیاست که در سال 1335 برای نخستین بار در ایران به چاپ رسید.

کمدی الهی، در سه جلد با عنوان دوزخ، برزخ و بهشت، سفر خیالی دانته به جهان پس از مرگ است، آن­چه به ترجمه شجاع الدین شفا غنای بیشتری بخشیده، پاورقی‌هایی است که تقریبن حجمی برابر با حجم کتاب دارد و شخصیت­ها و رویدادهایی را که در متن اصلی کتاب به آن­ها اشاره شده به خواننده معرفی می­کند.

کمدی الهی پس از انقلاب دیگر تجدید چاپ نشد، تا سال­ها نایاب بود و معدود نسخه­هایی که از آن در بازار مانده بود به بهایی گزاف به صورت قاچاق فروخته می­شد تا اینکه سرانجام در سال­های اخیر این کتاب مجددن از وزارت ارشاد مجوز نشر گرفت اما در آغاز کتاب این توضیح اضافه شد که شجاع الدین شفا، از «معاندین» انقلاب بوده و چاپ این کتاب دلیلی بر توجیه و تایید شخصیت مترجم نیست.

او رایزن فرهنگی شاه بود و نقش مهمی در سیاست­گذاری­های فرهنگی شاه ایفا کرد، به ویژه در سیاست­های ملی­گرایانه شاهنشاهی و اندیشه بزرگداشت و احیای «عظمت» ایران باستان و نکوهش آثار فرهنگ اسلامی و حمله اعراب به ایران.

شجاع الدین شفا با قلم فاخرش، نویسنده سخن­رانی­های مهم شاه شد و خالق جمله­ای تاریخی شد: «کورش … آسوده بخواب که ما بیداریم»، جمله­ای از متن سخن­رانی­ای که برای شاه نوشت تا در پاسارگاد بر سر آرام­گاه بنیان­گذار نخستین و بزرگ­ترین شاهنشاهی تاریخ ایران ایراد کند.

 

او که از خاندانی پزشک­زاده بود، در سن 91 سالگی در پاریس درگذشت. در قم متولد شد و برخلاف سنت روشن­فکری در دربار پهلوی ارج و قرب ویژه­ای داشت و به همین سبب مرتجع خوانده می­شد .

ایده برگزاری جشن­های دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی و تغییر تقویم ایران از هجری خورشیدی به شاهنشاهی نیز به شجاع الدین شفا نسبت داده می­شود.

شجاع الدین شفا پیش از انقلاب ایران پست­های فرهنگی بالایی داشت، واپسین سال­های خدمت شجاع الدین شفا به دربار شاهنشاهی، متمرکز بر برپایی کتابخانه­ای عظیم شد که به دستور محمدرضا شاه، بنا بود ایران را به کتاب­خانه­های مهم جهان پیوند دهد و الگویی برای دیگر کشورها شود.

شاه فرمان ساخت کتابخانه را در سال 1352 صادر کرد و شجاع الدین شفا را که در آن زمان معاون فرهنگی وزارت دربار بود مأمور کرد کتاب­خانه را بسازد و ریاست آن را در دست بگیرد. انقلاب، شجاع الدین شفا را به کوچ اجباری فرستاد، طرح کتاب­خانه ملی پهلوی برای همیشه ناکام ماند و کتاب­خانه شخصی شجاع الدین شفا هم که به نوشته خودش، چهارده هزار جلد کتاب در آن داشته، مصادره شد.

شجاع الدین شفا در فرانسه اقامت گزید، فصل تازه زندگی­اش را با قلم زدن علیه نظام جدید حاکم بر ایران آغاز کرد و به زودی دین اسلام و سپس همه ادیان ابراهیمی را هدف حمله قرار دارد و علیه­شان ردیه­ها نوشت.

در مشهورترین این آثار، با عنوان تولدی دیگر، به این می­پردازد که هر سه دین یهود، مسیحیت و اسلام نسخه­برداری‌هایی از کیش­های مهرپرستی، زرتشت و مانی­اند که «ایران­یان به دنیای کهن ارمغان دادند.»

نوشته­های او به این قرارند: تولدی دیگر «درباره نقد ادیان به خصوص تاریخ اسلام از صدر آن تا امروز»، پس از ۱۴۰۰ سال«درباره تاریخ هزار و چهار صد ساله ایران پس از اسلام»، توضیح المسائل از کلینی تا خمینی، در پیکار اهریمن، جنایات و مکافات، پنچ نقد بر تولدی دیگر و آخرین کتاب وی که به نام حقوق بشر، قانون بیضه و بمب اتمی.

قلم شجاع­الدین شفا گرچه پس از انقلاب تا حدودی جانب­دارانه و خشمگین بود اما آن­چه قابل انکار نیست آنست که او بسیار عالمانه، با تحقیق، مستند نوشته است، کم­تر مطلبی از این هتاک منتشر گشته که بدون سند ارایه شده باشد .

او در تولدی دیگر می­گوید:

«پیش از اسلام هیچ آئینی در تاریخ جهان به آن­صورتی که این آئین پا به صحنه تاریخ گذاشت پا به این تاریخ نگذاشته بودند، آئین یهود اساسن قابل انتقال به دیگران نبود، آئین مسیحیت توسط چند حواری گمنام عیسی به رم برده شد و سه قرن طول کشید تا تدریجن در میان طبقات محروم و غلامان رومی جا بیافتد و یک امپراطور حساب­گر را وادارد که با گرایش به مسیحیت این نیروی نوخاسته را در خدمت منافع خود بکار گیرد. آئین­های ایرانی میترا و مانی هیچ­کدام نفوذ گسترده خویش را در امپراطوری رم و در سرزمین­های چین و هند به شمشیر اشکانی یا ساسانی مدیون نبودند. آئین بودا نیز توسط مبلغان بودائی – منجمله شاهزاده­ای اشکانی – از هند به چین و ژاپن و دیگر سرزمین­های خاور دور راه یافت بی­آن­که شمشیری در این راه به کار افتاده باشد… و پیش از همه این­ها نیز، نه مصریان کهن به نام رع یا آمون جنگیده بودند، نه بابل­یان به نام مردوخ یا فنیقیان به نام بعل یا هندوان به نام شیوا یا یونان­یان و روم­یان به نام زئوس یا ژوپیتر . میان همه مذاهب توحیدی و غیر توحیدی جهان، تنها اسلام بود که هم­راه با شمشیر عرب برای دیگران برده شد و فقط تازیان بودند که به تعبیر نهج­البلاغه ایمان­شان را بر قبضه­های شمشیرشان حمل می­کردند.»

کتاب­ها شجاع­الدین شفا یکی از منابع خوب برای پی­گیری مستندات تاریخی – مذهبی است، نوشته­هایی که اگر قسمت­های خشمگین نویسنده بادانش­اش را کنار بگذاریم، می­توانیم با واقعیاتی جدید روبه­رو شویم.

 

 

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , 

۳ Comments

  1. 1

    سلام . معرفی نامه کوتاه و مفید. اگر می توانستید امکان دانلود کتاب های ایشان را فراهم کنید، بسیار عالی می شد.

  2. 2

    بسیار عالی بود.
    از زحمات شما متشکرم.


  3. ذوالفقار
    3

    این اصلاح طلبها تا وقتی که راه خودشان را با راه ملت ایران یکی نکنند، تا وقتی که خودشان را تافته جدابافته بپندارند، تا وقتی که امام امام امام کنند، تا وقتی که به اصول لیبرالیسم پابندی نشان ندهند نباید امید داشت که از آزادی بیان عقیده دفاع یا حمایت کنند. همینها بودند که دیروز به عنوان نقد کتاب سلمان رشدی به سلمان لشدی هتاکی بی خردانه کردند. وقتی می نویسند شفا هتاک بود خودشان هتاکی می کنند ولی از نادانی شان نمی دانند که هتاکی کرده اند. بیچاره ها!