Saturday, 18 July 2015
19 June 2021
پارس‌نامه-تخت سلیمان

«تخت سلیمان، گلوگاه ناشناخته انرژی زمین»

2011 June 20

امیر و کاملیا‌/ رادیو کوچه

«تخت سلیمان» یا شهر «گنجک» (شیز) در 45 کیلومتری شمال‌شرقی شهرستان «تکاب» در یک دره‌ی سرسبز در بلندی 3000 متری، و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌آباد) در استان آذربایجان غربی است. سرشار از جاذبه‌های کم‌نظیر طبیعی، تاریخی واقع شده است که قله 3200 متری «بلقیس» در آن جا قرار دارد. ویرانی‌های به‌جا مانده از آتش‌کده «آذرگشنسب» (آتش‌کده پادشاهان و جنگاوران) بر پیرامون دریاچه‌ای همیشه جوشان و بر روی صخره‌ای سنگی ناشی از رسوبات آهکی دریاچه، در میان برج و باروی سنگی، آثار معماری خاص مانند چهار طاقی آتش‌کده و سازه‌های آیینی وابسته بدان، نیایش‌گاه «آناهیتا»، کاخ‌های دوران ساسانی و ساختمان‌هایی مربوط به سلاطین «ایلخانی» قرار دارد.

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

«گنزک» یا کنزک، گنجک، گنزه، جنزه، گنجه، گزن، گنگ و به ارمنی گنزکا یا کادزا، به سریانی گنذزک یا گنژگ، به یونانی گنزکا، گادزاکا، گادزا، مورخان تازی آن را جزن یا جزنق نام برده‌اند، مغولان آن را ستوریق گفته‌اند. نام دیگر این شهر، «شیز» بوده است. شیز معرب جیس است. پلوتارک مورخ یونانی این شهر را فراد نوشته است. در نوشته‌های دیگر پهلوی شیچ خوانده شده، در شاه‌نامه چیچست به کار رفته و کهن‌ترین از همه این نوشته‌ها، در اوستا ست که نام آن را، چیچست آورده است. امروزه تمام این نام‌ها از بین رفته و این محل را تخت سلیمان می‌نامند. مجموعه تخت سلیمان در سال 1382 به‌عنوان چهارمین اثر باستانی ایران در یونسکو ثبت شد و پس از ثبت پرسپولیس، نیایش‌گاه «چغازنبیل» و میدان «نقش جهان» اصفهان در سال 1358 خاموشی 24 ساله ایران را شکست.

موقعیت تخت سلیمان

همه‌ی جاذبه‌های طبیعی و باستانی که در این سایت به آن‌ها اشاره شده است، در نزدیکی شهرستان تکاب قرار گرفته است. شهرستان تکاب در جنوب‌شرقی استان آذربایجان‌غربی و در همسایگی استان‌های کردستان و زنجان قرار گرفته است. شهرهای همسایه‌ی تکاب که با این شهر از طریق جاده آسفالت در ارتباط هستند از قرار زیر می باشد:

1. شهرستان «بیجار» در استان «کردستان» و در فاصله 98 کیلومتری جنوب تکاب

2. شهرستان «دندی» در استان «زنجان» و در فاصله 100 کیلومتری شرق تکاب

3. شهرستان «شاهین دژ» در استان «آذربایجان غربی» و در فاصله 80 کیلومتری شمال غربی تکاب

برای کسانی که از سمت تهران یا جنوب و مرکز ایران قصد مسافرت به این شهر را دارند، جاده بیجار به تکاب بهترین راه است. فاصله تهران تا تکاب از مسیر تهران، قزوین، زنجان، بیجار، تکاب حدود 550 کیلومتر است. مسیر دیگری که از سمت تهران به این شهر وجود دارد از شهرهای قزوین، زنجان و دندی عبور می‌کند که طول آن حدود 480 کیلومتر است، اما به شوند خرابی جاده‌ی حد فاصل دندی تا تکاب، این مسیر توصیه نمی‌شود. این مسیر که مسیری کوهستانی و پر پیچ و خم دارد، علاوه بر خطرناک بودن، مصرف سوخت شما را نیز دوچندان می‌کند. راه دست‌رسی شهر‌های استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل به این شهر نیز از مسیر شاهین دژ به تکاب است.

تخت سلیمان در 45 کیلومتری شمال شرقی تکاب قرار دارد. هنگامی که از تکاب به سمت شاهین دژ حرکت می‌کنیم، پس از طی 5 کیلومتر، یک جاده از سمت راست این جاده جدا می‌شود. این مسیر از کنار مزارع، باغ‌ها و روستاهای زیبایی عبور می‌کند. حدود 3 کیلومتر پس از روستای شیر مرد، جاده فرعی در سمت چپ مشاهده می‌شود که به معدن زره شوران، یکی از بزرگ‌ترین معادن طلای خاورمیانه منتهی می‌شود. پس از طی مسافتی حدود 42 کیلومتر از تکاب و عبور از یک سر بالایی تند، کوه زندان دیو نمایان می‌شود. در سمت راست جاده و در روبه‌روی کوه زندان «دیو»، چشمه آب‌گرمی قرار دارد که به تازگی به‌صورت استخر سرپوشیده درآمده و امکانات رفاهی هر چند محدودی در اطراف آن ساخته شده است. عبور از کنار روستای تازه کند برج و باروی تخت سلیمان که خسته از غبار روزگاران گذشته و کم توجهی روزگار امروز است، بر روی صفه‌ای آهکی حاصل از رسوبات دریاچه چیچست، نمایان می‌شود.

تاریخ‌چه شهر تکاب

«افشار» یا اوشار یکی از ایل‌های بزرگی است که در زمان «شاه اسماعیل صفوی» هم‌راه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم مى‏شد: یکى «قاسملو» و دیگرى «ارخلو یا قرخلو»، «نادر شاه افشار» از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به «خراسان کوچاند» و در شمال آن سرزمین، در نواحى «ابیورد» و «دره گز» و «باخرز» تا حدود مرو مسکن داد تا در برابر «ازبکان» و «ترکمانان» مهاجم سدى باشند. تعداد بسیاری از این ایل‌ها در زمان شاه عباس اول در ایل «شاهسون» ادغام گشتند.

واژه «افشار» به معنی چابک و علاقه‌مند به شکار است. واژه افشار از ایل افشرانلو یا هفت شرانلو گرفته شده است که این ایل به همین نام هنوز در شمال خراسان زندگی می‌کنند. توتم و حیوان مقدس قبیله افشار در قدیم گونه‌ای از عقاب به‌نام تاوشائچیل بوده که اغلب شکار خرگوش می‌کند. زبان‌های رایج درتکاب شامل «کرمانجی»، «کردی سورانی» و «ترکی» هستند. کرمانجی که در گذشته در بیش‌تر نواحی و روستاهای تکاب رایج بود به‌تدریج توسط زبان ترکی جای‌گزین شده‌است. گویش کرمانجی که شاخه بزرگی از زبان کردی شمال است، هنوز در طوایف «شاقی» (شقاقی،شکاکی)، «شرانی»، «موصولانی» (موصلانلو)٬ «زاخورانی» (زعفرانلو) و «صربیانی» که ایل افشار را تشکیل می‌دهند در منطقه افشار تکاب تکلم می‌شود ایل بزرگ افشار که در شرق ترکیه ساکن هستند نیز به کرمانجی صحبت می‌کنند.

با تحقیقات اخیر و نشانه‌های به‌جا مانده مشخص شده که ایل افشار که تاکنون فکر می‌کردند ترک تبارند کرد تبار بوده و به زبان کردی شمال یعنی کرمانجی صحبت می‌کرده‌اند ولی به‌دلیل این‌که زبان حاکم آن زمان ترکی بوده است (برخلاف این زمان که فارسی زبان حاکم است در آن هنگام در دربار و نامه‌نگاری‌ها از زبان ترکی استفاده می‌شده است) به اشتباه ترک نامیده شده‌اند. به‌طور مثال زبان بازماندگان ایل افشار درحوالی درگز و باجگیران هم‌چون ایلات شمال خراسان مثل «زعفرانلو»، «شادلو کرمانجی» است و زبان ایل بزرگ افشار شرق «ترکیه» نیز کرمانجی بوده و زبان طایفه‌های ایل افشار درمنطقه تکاب و شاهیندژ (اذربایجان غربی) مثل طایفه‌های شاقی شقاقی، شکاکی، شران، موصولانی موصلانلو، زاخورانی زعفرانلو  صربیانی نیز کرمانجی است.

غذای محلی ایل افشار در منطقه افشار تکاب «کله جوش» یا «ماوکا» نام دارد. لبنیات مصرفی افشاری‌ها نوعی پنیر ریز بسیار خوش‌مزه و مقوی به‌نام «شور» است که هم‌راه با کره محلی مصرف‌شده و فقط در این ناحیه از ایران یافت می‌شود. خوراک مخصوصی که موقع دندان‌در‌، آوردن کودکان شیر‌خوار پخته و به آن‌ها داده می‌شود «دک» نام دارد که ازحبوباتی مثل نخود و ماش درست می‌شود و سبب تقویت دندان‌های نوزاد می‌شود

لباس سنتی ایل افشار درمنطقه افشار تکاب هم‌چون کرمانج‌های ترکیه وخراسان است که تا چند سال پیش استفاده می‌شد. لباس مردانه شامل پیراهن سفید با دکمه‌هایی در کنار سینه بوده و شلوار مشکی با فاق خیلی بلند و دستاری بر سر به‌نام کلودستمال و شالی به‌دور کمر بوده است. لباس زنانه نیز دامنی تا زانو با چین‌های بسیار زیاد و رنگارنگ با نواری مشکی یا سفید در زیران و جلیقه‌ای که به دو طرف آن ردیف سکه های نقره ای وصل می‌شود و دستار سر منگوله‌دار و روبنده‌ای به‌نام پوشون است. و روسری زنان نیز موخورو نام دارد که ازنوارهای مشکی و قهوه‌ای تشکیل شده است و روی این روسری هم دستار سر قرار می‌گیرد. کلاغی نیز نام نوعی سربند است. سلسله نیز که از زنجیری از سکه‌های نقره و قدیمی تشکیل شده از بالای سر تا زیر چانه بسته می‌شود این پوشاک هنوز توسط پیرمردان و پیرزنان این نواحی استفاده می‌شود.

فرش افشار که از پشم گوسفند و رنگ‌های طبیعی بافته می‌شود شهرت جهانی داشته و به فرش آهنین معروف است. نقش ونگارهای این فرش و نیز گلیم افشار که در آن‌ها شکل ماهی و قوچ و دیگر حیوانات دیده می‌شود در همه نقاط اسکان ایل افشار در ایران و ترکیه و شمال عراق مشابه است. رقص محلی در مناطق ایل افشار با گرفتن دست‌های یک‌دیگر وحرکات موزون انجام می‌شود.

شیز زادگاه زرتشت

اگرچه این سخن مورد قبول همه‌ی محققان نیست ولی یکی از جاهایی که حدس زده می‌شود، محل تولد زرتشت باشد، شهر شیز است. «ناصری» در انجمن آرای آورده است که گویند زرتشت در شهر «اردبیل» و «سبلان» ظهور کرده و اصلش از شهری بوده، در میان مراغه و زنگان که شیز نام داشته است.

در دوران «اردشیر یکم» و پس از او تمایل بر حذف تاریخ و نقش اشکانیان در کلیه‌ی امور بود. تباین و تضادی که ساسانیان با اشکانیان داشتند بیش‌تر بر این بنیادها قرار داشت: «سعی در تقویت حکومت مرکزی و مبارزه با ادیان غیر زرتشتی.» این حکومت متمرکز نامی فراگیر لازم داشت که مسبوق به دین رسمی کشور و آیات و اصطلاحات اوستا باشد. در اوستا از «اییریانم ویجه» به‌عنوان زادگاه زرتشت یاد شده بود که در دوران ساسانی تمایلی به تغییر محل آن از «ریم به آذربایجان احساس شد. زیرا ری از مدت‌ها پیش در تیول خاندان معروف «مهران»، از خاندان‌های مهم دوران اشکانی بود و پیوسته مانند نسا از شهرهای اشکانی دوست و مورد سوی‌ظن «ساسانیان» بود. در حالی که آذربایجان همی یکی از سه آتش بزرگ دوران ساسانی را در خود داشت آتش‌کده «آذرگشسب» (تخت سلیمان کنونی) و هم به تیسفون پایتخت ساسانی نزدیک‌تر بود پس «اییریانم ویجه» که قبلن زادگاه زرتشت تصور شده بود به آذربایجان منتقل شد با نام تازه‌ی «ایران ویج» جزی نخست این کلمه‌ی مقدس می‌توانست بهترین نام ممکن برای سرزمین واحد و فراگیر ساسانیان باشد. این جزی نخست در ایرانی باستانی «آریانام‌«(aryānām)  و در زبان اوستایی (aryānem) بود. از شکل ایرانی باستان آن در دوران اشکانی آریان حاصل شده بود اما ساسانیان بیش‌تر به اوستا نظر داشتند.

آتش‌کده آذرگشسپ

ساخت این سازه به بیش از 3000 سال پیش باز میگردد و در دوره‌های «هخامنشیان»، «اشکانیان» و «ساسانیان» دارای ارزش و شکوه ویژه‌ای بوده است. در دوران پادشاهی ساسانیان و در زمان «خسرو اول انوشیروان» (578-531م) نسبت به آبادانی آن کوشش ویژه‌ای به عمل آمد. در این جای‌گاه مراسم نیایش‌های آیینی، برگزاری جشن‌ها و امور تشریفات پادشاهی انجام می‌گرفت. این آتش‌کده، در زمان خود بسیار مورد توجه بوده است و آتش جاویدان آن به‌مدت 7 قرن به عنوان نماد اقتدار آیین زرتشت و عامل وحدت سیاسی و اجتماعی حکومت ساسانی نقش به‌سزا داشته است و از آن به‌عنوان ثروت‌مند‌ترین نیایش‌گاه زمان خود یاد شده است.

در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتش‌گاه بزرگ و برجسته داشتند. نام آتش‌هایی که در این آتش‌گاه‌ها نگه‌داری می‌شد. یکی «برزین مهر» به معنای «آتش عشق والا» و ویژه برزگران (کشاورزان) بود که در نزدیکی «نیشابور» خراسان جای داشت. دومی «فربغ» بود به معنای «آتش فر ایزدی» که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود. سومی آتش‌کده «آذرگشسپ» که در تکاب آذربایجان قرار داشت. آتش‌کده آذرگشسپ ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی به‌نام شیز یا «گنجک» بر روی کوه «اسنوند» قرار داشت.

در کتاب «هفتم دینکرد» در بند 39 سازنده آن، «کیخسرو» پسر «سیاوخش» شناخته شده است که فر ایزدی به او رسیده بود. واژه آذرگشسپ به معنای «آتش اسب‌ نر» است. بر پایه‌ی افسانه‌های ایرانی این آتش‌گاه بدین علت این‌طور نامیده شده است که کیخسرو به‌هنگام گشودن بهمن دژ در نیم‌روز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبه‌رو شد. آن‌گاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آن‌جا بنشاند و آن آتش و جای‌گاه به‌نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون نام تخت سلیمان نام دارد.

دریاچه و ویرانه‌های تخت سلیمان

مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچه‌ای طبیعی ساخته شده است. آب دریاچه‌ی سحرآمیز و زیبای تخت سلیمان در تمام فصول سال یک‌سان است و در هر ثانیه 100 لیتر آب از درون زمین به سطح می‌آید و به زمین‌های اطراف می‌ریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوب‌های حاصل از این املاح در طی قرن‌ها، لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است درازای آن 120 متر وپهنای آن 80 متر است.

درباره این دریاچه گفته می‌شود که قرار است دختری پانزده‌ساله در آن شنا کند و از نطفه زرتشت که سال‌هاست در آن دریاچه نگه‌داری می‌شود، باردار شود تا منجی بشر دین زرتشت (سوشیانت) پا به پهنه گیتی بگذارد و جهان را رهایی بخشد.

بیش‌تر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی با پای پیاده به نیایش‌گاه آذرگشنسب آذربایجان می‌رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می‌فرستاده‌اند و سپس هدایایی تقدیم می‌کردند.

این مجموعه بزرگ اجتماعی مذهبی در تاخت و تازهای ایران و روم در زمان خسروپرویز سه بار محاصره می‌شود و در یورش سوم در سال 624م توسط سپاهیان «روم» غارت و ویران شد. بعد از این روی‌داد، به علت آشفتگی‌های سیاسی اواخر دوران ساسانی و تاخت‌وتاز اعراب، آبادانی خود را از دست داد. هنگامی که اعراب به ایران تاختند، مردم تیزهوش شهر شیز، این مجموعه را به حضرت «سلیمان» نسبت دادند تا از ویرانی بیش‌تر این جای‌گاه مقدس توسط اعراب جلوگیری کنند و نام تخت سلیمان را بر آن نهادند.

در سال 674 ه ق در زمان فرمان‌روایی «آباآقاخان مغول» جانشین او «قازان خان»، با توجه به ویژگی‌های تاریخی، طبیعی، به‌خصوص وجود چراگاه‌های مرغوب و گونه‌های جانوری، این مکان باستانی به‌عنوان پایتخت تابستانی سلاطین مغول انتخاب و با انجام بازسازی گسترده در آثار دوران ساسانی و ساختن بناهای جدید، بار دیگر تخت سلیمان مورد استفاده حکومتی پیدا می‌نماید و تبدیل به پایتخت تابستانی و شکارگاه و تفرج‌گاه ایلخانان می‌شود. جالب است که بدانیم، تنها در تخت سلیمان است که بقایای کاخ‌های دوره ایلخانی دیده می‌شود.

پس از فروپاشی فرمان‌روایی ایلخانان این جای‌گاه تبدیل به مرکز خدمات کوچک برای روستاییان و عشایر محل می‌شود تا این‌که از قرن 11 ه ق این مکان متروکه می‌شود و گذر زمان بر روی چهره خسته‌ی این مکان سحر‌انگیز خروارها خاک می‌نشاند.

کوه زندان دیو

در 3 کیلومتری غرب تخت سلیمان، کوه مخروطی میان تهی وجود دارد که هزاران سال پیش، بر اثر وقوع آتش‌فشان به‌وجود آمده است. اهالی محل این کوه زیبا را زندان «سلیمان یا زندان دیو» می‌شناسند. آن‌ها معتقدند که حضرت سلیمان دیوهایی را که از فرمان‌اش سرپیچی می‌کردند در این کوه زندانی می‌کرده است. بنا‌بر این افسانه روزی یکی از دیوها که قصد فرار از این زندان را داشت، با زبان مشغول لیسیدن زنجیر در پایش می‌شود تا زنجیر را نازک کند. هنگامی که زنجیر پاره می‌شد، دیو هنگام فرار، به جای آن‌که «یا الله» بگوید، «یا داوود» می‌گفت و زنجیر دوباره کلفت می‌شد. در اطراف کوه زندان دیو چشمه‌های آب‌گرم متعددی دیده می‌شود شایان ذکر است که این چشمه‌ها خاصیت درمانی متعددی دارند.

ارتفاع این پدیده مخروطی شکل از سطح زمین‌های مجاور، بین 97 تا 100 متر است و در مرکز آن گودالی به ژرفای حدود 80 متر دیده می‌شود که قطر دهانه آن به‌طور تقریب 65 متر است. در طوقه این مخروط بقایای معبد مقدسی مربوط به هزاره اول ق. م وجود دارد که در دهه 40 توسط هیت باستانشناسی آلمان مورد کاوش و مطالعه قرار گرفته است. بقایای آثار معماری معبد مذکور با توجه به اشیایی تاریخی به‌دست آمده متعلق به حکومت ماناها است‌ که از 660 تا 830 قبل از میلاد در این منطقه از ایران فرمان‌روایی داشته‌اند. بعد از رونق آتش‌کده آذرگشنسب در دوره ساسانی تا مدتی از این مکان تاریخی و از برخی واحدهای معماری آن به‌عنوان قلعه نگهبانی استفاده شده است.

«علی محمدی» در کتاب «تکاب افشار» می‌نویسد: «من معتقدم این کوه در هزاران سال پیش آتش فشان بوده که بعدها در اثر تحولات زمین، گودی آن تشکیل دریاچه‌ای را داده شبیه دریاچه تخت سلیمان و باز بهمین ترتیب پس از گذشت زمان متمادی آب آن خشک‌شده و به‌صورت فعلی در آمده است. چون سنگ‌هایی که بدنه کوه و زمین اطراف را تا مسافتی پوشانیده، همگی دارای خلل و فرج هستند و جزی مواد خروجی از دهانه کوه آتش فشان محسوب می‌شود. به‌علاوه در اطراف همین کوه چشمه‌های متعددی از آب گرم دیده می‌شود، که دارای املاح معدنی فراوانی است. به طوری‌که سطح زمین اطراف خود را تغییر رنگ و تغییر شکل داده، و بعضی از این چشمه‌ها مقدار آب‌اش ثابت است و فقط فشار گاز موجب جوشش آن می‌شود، به نحوی که انسان در ابتدای رویت، تصور می کند که مرتب از این چشمه، آب خارج میشود. در حالی که این‌طور نیست.»

نظریه کلی پروفسور «فوند راستن» و پروفسور «نئومن» درباره کیفیت این کوه چنین است که ابدن سابقه آتش‌فشانی ندارد، بلکه در ابتدا دریاچه‌ای شبیه دریاچه تخت سلیمان بوده که بعدها آب آن خشک‌شده، و به‌صورت حالیه در آمده است.

ارتفاع 65 متری این کوه دیواری مانند کمربند پس از حفاری مشاهده شده که طول این دیوار در حدود 800 متر است. در همین ارتفاع آثار و بقایای ساختمانی زیادی که همگی از سنگ ساخته‌شده و به انضمام دروازه ورودی که در سمت جنوب کوه مشرف بر جاده با پله‌های عریض سنگی واقع شده که بسیار جالب توجه است. ارتفاع هر یک از پله‌های فوق به طور متوسط 40 سانتی‌متر است.

هنگام خاک‌برداری از قسمت شرقی این کوه تعداد 3 «تمبوشه‌«ی سفالی و نسبتن طویل به‌دست آمد که آب را به زمین‌های اطراف هدایت می‌کرده، و این خود دلیل بر آن است که در این محل دریاچه‌ای بوده است شبیبه دریاچه تخت سلیمان که به مرور ایام خشک شده. طول هر یک از ان تمبوشه‌های مزبور به 35 تا 40 سانتی‌متر می‌رسد. ضمنن چندی پیش در اثر خاک‌برداری از دامنه شرقی همین کوه خمره‌ی نیمه شکسته‌ای مشاهده شد، که داخل آن جسد جمع‌شده کودکی را نشان می‌داد، و این خود تا اندازه‌ای سابقه‌ی چند هزار ساله این محل، و قومی را که در این محل اسکان داشته‌اند را برای ما روشن می‌کند. در دوران ماقبل تاریخ زیاد مرسوم بوده که کودکان خود را پس ازمرگ در خمره گذاشته و سپس دفن کنند.

البته نظیر این عمل بر حسب اتفاق بسیار نادر و در زمان هخامنشیان هم اجرا می‌شده، ولی نمی‌توان جسد فوق را به آن‌ها نسبت داد. زیرا آثار دیگری که نسبت این جسد را به هخامنشیان بدهد، تا‌کنون به دست نیامده است. در بدنه این کوه نیز هنگام حفاری مقدار زیادی خمره‌های شکسته بویژه تکه سفال‌های بدون لعاب دیده شد که همگی جمع آوری شد.»

مشخصات زندان سلیمان

لبه سنگی گودال حفره در برخی قسمت‌ها متورق شده، چنان‌که مقدار زیادی از دیواره گودال در اضلاع جنوب و جنوب غربی به ارتفاع حدود 8 متر بر اثر زلزله به داخل حفره فرو ریخته و در چند قسمت نیز بخشی از این دیواره در حالت جدا شدن و ریزش است. ضمنن بقایای آثار معماری مربوط به معبد هزاره اول ق. م که در پیرامون طوقه احداث شده و مصالح آن از تخته سنگ و لاشه سنگ‌های درشت به شکل خشکه چین انتخاب شده و در مجموع معماری خشنی دارد، به‌شدت صدمه دیده است.

نکته قابل توجه دیگر در مورد کوه زندان وجود گاز و چشمه‌های گازدار در داخل گودال است که هنوز هم دیواره‌های فرو نشسته یک چشمه گازدار در کف حفره زندان فعالیت دارد. البته چشمه درون دهانه را در حال حاضر از ارتفاع 80 متری نمی‌توانیم مشخص کنیم. زیرا عمق آوار و لایه‌های رسوبی فروریخته به داخل حفره زندان، اجازه رویت آن‌را نمی‌دهد. در حالت کلی زندان ساختار رسوبی بسیار مشابهی همانند وضعیت فعلی تخت سلیمان دارد.

در دهه 60 میلادی به‌منظور بررسی و مطالعه ساختار درونی گودال، هیت باستان‌شناسی آلمانی از سمت شمال شرقی دامنه کوه اقدام به حفر تونلی کرد که بعد از عملیات، مجددن مسدود شده است. چندی پیش در اثر خاک‌برداری از دامنه شرقی همین کوه خمره نیمه شکسته‌ای مشاهده شد که داخل آن جسد جمع شده کودکی را نشان می‌داد و این خود تا اندازه‌ای سابقه چند هزار ساله این محل و قومی را که در این محل اسکان داشته‌اند را برای ما روشن می‌کند.

در دوران ماقبل تاریخ زیاد مرسوم بوده که کودکان خود را پس از مرگ در خمره گذاشته و سپس دفن کنند. البته نظیر این عمل بر حسب اتفاق بسیار نادر و در زمان هخامنشیان هم اجرا می‌شده، ولی نمی‌توان جسد فوق را به آن‌ها نسبت داد زیرا آثار دیگری که نسبت این جسد را به هخامنشیان بدهد، تاکنون به دست نیامده است در بدنه این کوه نیز هنگام حفاری مقدار زیادی خمره‌های شکسته به‌ویژه تکه سفال‌های بدون لعاب دیده شد که همگی جمع‌آوری شد.

چهار طاقی آتش‌کده آذرگشنسب

دومین اتاق (یز شن، گاه) است که در آن تش را وقتی برای نیایش در معرض دید نیست شعله‌ور حفظ می‌کردند. حیاط‌ها، باغ‌ها، انبارها، سکونت‌گاه‌های موبدان و اتاق های خزانه جای‌گاه مقدس فضاهای دیگر آتش‌کده هستند از جلو ایوان جنوبی به چهار طاقی یعنی مرکز جای‌گاه مقدس از آجر ساخته شده است. بخش مرکزی از یک اتاق مربع شکل با اضلاع 8متر که زمانی داری سقفی گنبدی بوده است تشکیل می‌شود در هر ضلع اتاق یک طاق عریض قرار دارد که بنا به همین دلیل نیز «چها طاقی» خوانده می‌شود. دور این اتاق مرکزی یک دالان امتداد پیدا می کند که زمانی به وسیله نرده‌های باریکی از اتاق مرکزی مجزا بوده است. در این اتاق مراسم نیایش به‌جا می‌آمده است یک گود چهار گوش در کفی از هشت ردیف آجر ایجاد شده که در آن آتش‌دان قرار می‌گرفته و چهار سکو با حفره‌هایی برای قرار دادن نوشابه‌ای که در مراسم نیایش نوشیده می‌شده قرار داشته است.

معبد آناهیتا

معبد آناهیتا که معبد ستایش آب است، شباهت فراوانی به معبد آناهیتا در نیشابور دارد کاخ و تالار شاهی نیز به ایوان مداین شباهت دارد ولی کوچک‌تر از آن است.اولین گزارش مربوط به انداختن اشیا‌ قیمتی در دریاچه تخت سیلمان، به دوران «کورش کبیر» پادشاه هخامنشی باز می گردد. طبق این گزارش در سال 547 قبل از میلاد، کورش پس از این‌که بر «کروسوس» پادشاه لیدیه پیروز شد، شاه شکست خورده را به ایران آورد و در مکانی بهنام «بارن»‌، نزدیک «همدان» اقامت داد و خزانه اشیای قیمتی او را به‌عنوان نذر در آب دریاچه مقدس انداخت. کروسوس، پادشاه لیدی، در تاریخ جهان به ثروت‌مند بودن معروف است او اولین پادشاهی است که به ضرب سکه پرداخت ثروت او به اندازه‌ای بود که هنوز هم اروپاییان اشخاص بسیار پول‌دار را به کروسوس تشبیه می‌کنند.

کوه بلقیس

کوه بلقیس در هشت کیلومتری شمال شرقی تخت سلیمان با دو قله بلند با ارتفاع ۳۲۰۰ متر و ۳۶۵۵ متر در ادامه سلسله کوه‌های شرق دریاچه ارومیه واقع شده. روی قله جنوبی استحکامات و قلعه تخت بلقیس قرار دارد. ساختمان قلعه کاملن مدور واز سنگ بنا شده. لذا می‌توان تصور کرد که از این بنا به عنوان برج دیده بانی استفاده می‌شده. بین دو قله کوه دریاچه بسیار زیبایی که از ذوب‌شدن برف کوه‌ها به‌وجود آمده در بیش تر ماه‌های سال قابل مشاهده است هر چند در سال‌های اخیر به جهت کمی بارش تابستان‌ها آب دریاچه خشک می‌شود.

قلعه تخت بلیقیس در سال ۱۹۵۹ توسط «فون دراوستن» مورد بررسی قرار گرفت وبعد از آن همه ساله توسط هیت باستان‌شناسی مورد بازدید قرار گرفت. ودر سال (۱۹۶۶ و ۱۹۶۹) به وسیله «دیتریش هوف» بررسی و مساحی شد. حصار استحکامات فضایی حدود ۵۰ در ۶۰ متر که به‌صورت پلکانی با ارتفاع زیادی ادامه یافته و در حدود ۹ ارک مشخص است. در درون حصار ساختمان تقریبن مربع شکل و ایوانی در جلو می‌توان دید. که محور آن در جهت تخت سلیمان قرار گرفته. در جلو بنا یک تراس چند طبقه قرار دارد که اتاق‌های پناه‌گاه مانندی با سقف گنبدی است. نوع معماری آجرهای که در ابعاد آجرهای ساسانی هستند هم‌چنین قطعات سنگ، ماسه زرد‌رنگ با علایم حجاری ساسانی تاریخ‌گذاری بنا را به دوره ساسانیان نزدیک‌تر می‌کند.

این شهر باستانی در ادوار مختلف محل سکونت اقوامی مانند، مادها، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و مغولان بوده و در هر یک از دوران‌های فوق، این محل در اوج قدرت و تمدن زمان مربوط به‌خود بوده است. اکنون نشانی از این شهر در آذربایجان دیده نمی‌شود، بر باد شده یک سر، با خاک‌شده یک‌سان. «هانری راولنسن» مورخ انگلیسی در قرن نوزدهم نوشته است: «شیز و آتش‌کده شکوه‌مند و پرجلال آن چنان از صفحه‌ی روزگار پاک شده است که بین دانش‌مندان و محققان در تعیین محل آن اختلاف پدید آمده است.»

جزیره ی شناور چملی

در فاصله 20 کیلومتری تخت سلیمان یک دریاچه‌ی سحرآمیز دیگر قرار گرفته است که یک جزیره بر روی آن شناور است. قطر دریاچه 80 متر و قطر جزیره شناور بروری آن 60 متر است که وزش باد، هر روز دو بار این جزیره را از این سو به آن سو جابه‌جا می‌کند. نام این جزیره‌ی شناور «چملی» است.

تخت سلیمان، گلوگاه ناشناخته انرژی زمین

براساس مطالعات انجام شده از دهه 1970 میلادی تاکنون بنا بر نظریه «گایا»، تخت سلیمان راس خلاقیت چاکرای گلوی زمین را تشکیل می‌دهد (گون، 1991). جنبه انرژیایی تخت سلیمان علاوه بر جاذبه‌های فضایی، تقدس خاصی را به این مکان بخشیده که در سال‌های اخیر از 1384 به بعد هم‌زمان با شروع حرکت تشکل آشتی با زمین، گردش‌گران زیادی را با این هدف به خود جذب کرده است. در واقع این سفرها نوعی از گردش‌گری طبیعت با هدف دریافت انرژی‌های زمین و ارتباط موثر با آن برای حفظ و حمایت زمین را معرفی می‌سازد و می‌تواند در مجموعه برنامه‌های گردش‌گری گنجانده شود.

چاکرای گلوی زمین از نظر مکانی در روی کره زمین مثلثی را با سه راس اهرام ثلاثه در مصر (راس الهام)، خانه کعبه در عربستان (راس ساختار) و سایت باستانی تخت سلیمان (آذرگشنسب) در ایران (راس خلاقیت) تشکیل می‌دهد. سالانه براساس تقویم نوری فعالیت چاکراها، چاکرای گلوی زمین که چرخه هوای زمین را نیز تشکیل می‌دهد در ساعت و روزی از برج میزان فعالیت خود را آغاز می‌کند. این زمان، موقعیتی بسیار سعد و مبارک است و به قولی روز طلایی چاکرای گلوی زمین محسوب می‌شود. از سال 2008 میلادی به بعد هم‌زمان با آغاز اوج فعالیت چاکرای گلو، دروازه 24 انرژیایی زمین، «کلیمانجارو» در «تانزانیا» (دروازه آزادی زمین) نیز گشوده می‌شود. پیامی را که چاکرای گلو برای کل جهان می‌فرستد، «اشاعه صلح و آرامش» در کل جهان است. براساس تقویم نوری، این چاکرا در ماه‌های اولیه سال اوج فعالیت خود را به پایان می‌رساند که این زمان نیز موقعیتی سعد و مبارک را برای این چاکرا فراهم می‌آورد.

در زمان آغاز و پایان فعالیت یک چاکرا هرم انرژی کاینات با هرم انرژی آن چاکرا در اوج ارتباط و تبادل قرار می‌گیرند. زمان و مکان در هم می‌آمیزند و موقعیتی مبارک و ارزش‌مند را برای کره زمین ایجاد می‌کنند. در همین زمان انرژی فوق‌العاده و ارزش‌مندی در طول مسیر اژدها شکل به جریان می‌افتد و هرچه شعاع فعالیت یک چاکرا گسترده‌تر باشد این انرژی از کمیت بیش‌تری برخوردار است. درصورت قرار نگرفتن در زمان اوج فعالیت در یک چاکرا برای بهره‌مند‌شدن از انرژی چاکرا، سفر به یکی‌از سه راس آن در هلال یا بدر ماه یا چله تابستان و زمستان پیشنهاد می‌شود. در این زمان‌ها فرصت و شدت دریافت انرژی بیش‌تر است.

پیشنهاد می‌کنیم که انرژی تخت سلیمان راس خلاقیت چاکرای گلوی زمین را تجربه کنید… زمانی‌که در این چاکرا قرار می‌گیرید… در سکوت، مراقبه‌وار و باعشق برخلاف جهت عقربه‌های ساعت با نیت هفت شهر عشق به دور دریاچه بچرخید… می‌توانید مراقبه چاکراهای زمین را انجام دهید. منتهی سفر شهودی خود را از مصر آغاز، سپس به مکه و در نهایت در تخت سلیمان به پایان برسانید… مراقبه درخت زندگی را انجام دهید و اگر ری کی کار هستید، ری کی به خود را فراموش نکنید… تنها با خدا باشید… با التماس آرامش، عشق و نور… احترام به مکان باستانی و حفظ آن‌را نیز فراموش نکنید…   تشکل آشتی با زمین…آرمان ما آشتی با جسم و روح زمین است. صدای زمین را با احترام گذاردن و عشق ورزیدن به آن بشنوید و پیام جاودانه زیستن را دریافت کنید…

آن‌چه باید در سایت باستانی تخت سلیمان (آذرگشنسب) رعایت کرد…

سایت تخت سلیمان ثبت‌شده در لیست مکان‌های باستانی «یونسکو» است. بنابرین به کل مردم کره زمین تعلق دارد و ایرانیان نگاهبانان به حق این مکان باستانی هستند. در هنگام قرار گرفتن در این مرکز پرانرژی علاوه بر احترام به تقدس و تاریخ  تخت سلیمان به قدمت این بنای تاریخی احترام بگذارید و از آن محافظت کنید.

–  از روشن‌کردن شمع برروی بناها، دیوارها و بستر اطراف دریاچه بپرهیزید.

– نظافت مکان باستانی و محیط‌زیست آن‌را حفظ کنید.

– قوانین بازدید ازسایت باستانی را رعایت کنید.

– به نکات ایمنی و تابلوهای موجود توجه کنید.

– با نگاهبانان و متولیان سایت باستانی با احترام و نیکو رفتار کنید و از آنان سپاس‌گزار باشید.

– به فرهنگ مردم بومی و حفظ حریم ایشان احترام بگذارید.

– آرامش و سکوت را رعایت کنید تا صدای زمین را بشنوید و دریافت‌های‌تان را داشته باشید.

– در این مکان با احترام و آرام قدم بردارید، سفید بیندیشید، سفید سخن بگویید و سفید عمل کنید.

گنزک پایتخت پادشاهان آذربایجان در دوران اورتایی

«آتروپات» فرمان‌دار یا ساتراپ ماد شمالی در زمان «اسکندر» بود. بعد از فروپاشی امپراتوری «اسکندر» در سال ۳۲۸ پیش از میلاد، او اعلام استقلال کرده و گنزک را به‌عنوان پایتخت کشور تازه استقلال یافته‌ی «ماد» کوچک قرار داد. کلمه‌ی معرب آذربایجان از همین نام خاندان «آتورپاتگان»، ریشه گرفته است. این دولت کوچک از لحاظ این‌که اولین مظهر بازگشت عنصر ایرانی برضد استیلای یونان واقع شد، بسیار حایز اهمیت است. استاد پورداوود نوشته است: «که سرزمین آذربایجان به‌نام خاندان شهریارانی که در آن‌جا از روزگار اسکندر فرمان‌روایی داشتند، بازخوانده شده است. «آتروپات»، از نام‌های بسیار رایج ایران باستان بوده و معنی آن «آذرپناه» یا «کسی که ایزد آتش او را نگه می‌دارد» یا «فرشته‌ی پاسپان آتش، پرستار اوست.» آتر به معنی «آتش و پات» نگه‌داشتن است.»

محاصره‌ی شیز توسط رومی‌ها

در سال ۳۶ پیش از میلاد «آنتوان» سردار نام‌دار رومی، به ایران حمله کرد. پادشاه اشکانی در این هنگام «فرهاد چهارم» بوده است. پلوتارک می‌نویسد: «آنتوان بعد از جدا شدن از معشو‌قه‌اش ملکه «کلوپاترا» هم‌راه با یکصد‌و‌سیزده هزار سپاهی به قصد تصرف ماد به طرف آذربایجان حرکت کرد. او که می‌خواست زمستان را با «کلوپاترا» بگذراند، در هر کاری از خود، شتابزدگی نشان می‌داد و بدون استراحت دادن به سربازان و حمل اسباب و آلات جنگی که باعث کندی حرکت شده بودند، به طرف شیز (فراد) رفت تا آن شهر را در محاصره گیرد.

شیز شهری بود بزرگ و زنان و کودکان پادشاهان ماد در آن‌جا سکونت داشتند. در حین محاصره، آنتوان به آلات جنگی نیازمند شد و فهمید که نیاوردن و جا گذاشتن آن آلات، چه اشتباه بزرگی بوده است. «فرهاد چهارم» پادشاه پارت‌ها که به طرف شیز، هم‌راه با سپاه بزرگی حرکت می‌کرد، سواره نظامی را مامور کرد که بروند و آن آلات جنگی را بگیرند. پارت‌ها به سپاه رومی حمله کرده و اسیران بسیار بگرفتند. مادها هم که در محاصره بودند به پارت‌ها پیوسته، رومی‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند.»

اهدای غنایم جنگی توسط بهرام گور

طبری می‌نویسد: «چون بهرام گور به جنگ ترکان خزر که در آن سوی کوه‌های قفقاز بودند می‌رفت از آذربایجان رفت که بتواند در آتش‌کده‌ی شیز عبادت بکند. بعد از پیروزی در جنگ با ترکان در بازگشت آن‌چه یاقوت و گوهر در تاج خاقان بود و شمشیر او که مروارید و گوهر‌نشان بود و زیورهای فراوان‌اش را به آن آتش‌کده پیشکش کرد و خاتون زن اسیر شده‌ی خاقان را، به خدمت آن آتش‌کده گماشت.

گنزک در زمان خسرو پرویز

اقامت‌گاه تابستانی «خسرو پرویز» ظاهرن در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه «مراغه» و «تبریز» در نزدیکی «لیلان» بوده ‌است. گویند در نزدیکی آن چشمه‌ی نفتی بوده که آتش‌کده آذرگشسپ به‌واسطه آن روشن می‌شده ‌است در دوره ساسانی معمولن یکی از مرزبانان را به حکومت آذربایجان می‌گماردند. در اواخر آن دوره حکومت آذربایجان در دست خاندان ( فرخ هرمزد) بود و پایتخت آن (شیز) یا (گنزب) نام داشت که مطابق با ویرانه‌های لیلان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه گزارش شده است.

در سال ۶۲۳ میلادی هراکلیوس به‌منظور جلوگیری از پیش‌رفت سپاه فاتح ایران و دفع حمله‌ی آوارها، از طریق آسیای صغیر با نیروهای خود به «قفقاز» حمله‌ور گشت. «هراکلیوس» نخست ارمنستان را فتح کرد و پس آن‌گاه ناحیه‌ی گنزک را به تصرف درآورد. هرقل در آذربایجان که در آن ایام، برحسب روایات مغان، زادگاه زرتشت به حساب می‌آمد، با شوقی انتقام جویانه و به تلافی این‌که سپاهیان خسرو پرویز و یهودیان «اورشلیم»، در سال ۶۱۴ میلادی، مزار «عیسی مسیح» را در «اورشلیم» با خاک یک‌سان کرده بودند، مقدس‌ترین مکان مذهبی زمان ساسانی، یعنی آتش‌کده آذرگشسپ را با خاک یک‌سان کرد.

شرح ویرانی شیز و آتش‌کده‌ی آن در کتاب تاریخ امپراتوری صغیر، نوشته‌ی «شارل لبو» فرانسوی آمده است: «تخت طاقدیس یا تخت طاق‌ویس که وصف آن در شاه‌نامه آمده است، یکی از شگفتی‌های شیز بوده است که توسط «هرقل» ویران شد. تاریخ‌نویسان شرح آن را که توسط صنعت‌گران سراسر کشور، از عاج و طلا و جواهرات، ساخته‌شده بود، با آب و تاب تمام، نوشته‌اند. شارل لبو درباره‌ی تخت طاقدیس می‌نویسد «هراکلیوس و گروهی از تازیان که مزدورش بودند و پیشاپیش لشکریانش می‌رفتند بر پیش‌روان سپاه ایران تاختند و چنان هراس انگیختند که خسرو همان دم با همه‌ی لشکریانش گریخت. «هراکلیوس» بی‌مانع وارد گنزک شد.»

می‌گفتند که زرتشت در این سرزمین به‌دنیا آمده و در آن‌جا زیسته است. مجسمه‌ی بسیار بزرگی از «خسرو پرویز» با غرور در میان کاخ در زیر گنبدی که نمایش آسمان بود، نشانیده بودند، در گرداگردش خورشید و ماه و ستارگان دیگر را می‌دیدند، هم‌راه با فرشتگان که چوب به دست داشتند. به‌وسیله‌ی بعضی دست‌گاه‌ها باران می‌ریخت و تندر به صدا در می‌آمد. هراکلیوس همه را، هم‌راه با سه هزار خانه‌ی اطراف آتش‌کده، دست‌خوش آتش کرد.» در سال 674 ه ق در زمان فرمان‌روایی «آقاخان مغول» و جانشین او «قازان خان»، با توجه به ویژگی‌های تاریخی، طبیعی، به‌خصوص وجود چراگاه‌های مرغوب و گونه‌های جانوری، این مکان باستانی به‌عنوان پایتخت تابستانی سلاطین مغول انتخاب و با انجام بازسازی گسترده در آثار دوران ساسانی و ساختن بناهای جدید، بار دیگر تخت سلیمان مورد استفاده حکومتی پیدا کرد و تبدیل به پایتخت تابستانی و شکارگاه و تفرج‌گاه ایلخانان شد.

جالب است که بدانیم، تنها در تخت سلیمان است که بقایای کاخ‌های دوره ایلخانی دیده می‌شود. پس از فروپاشی فرمان‌روایی ایلخانان این جای‌گاه تبدیل به مرکز خدمات کوچک برای روستاییان و عشایر محل شد تا این‌که از قرن 11 ه ق این مکان متروکه شد و گذر زمان بر روی چهره خسته‌ی این مکان سحر‌انگیز خروارها خاک نشاند.

آثار بناهای دوره‌های اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهم‌ترین آثار به‌جا مانده آن آتش‌کده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است. کاوش‌گاه باستانی شیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده است و طرح‌های بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است.

منابع

زرین‌کوب، عبدالحسین‌. تاریخ مردم ایران قبل از اسلام

رضا، عنایت‌اله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.

قرشی، امان‌اله. ایران نامک، نگرشی نو به تاریخ و نام ایران،

سایت تخت سلیمان

تشکل آشتی با زمین

ویکی‌پدیا

،R. 1991. New Aeon. Alchemy Pub.

Lovelock،J. 2000. Gaia: And the Theory of the Living Planet.

منبع: تشکل آشتی با زمین

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , , , ,