Saturday, 18 July 2015
21 June 2021
رادیو لیچار- قسمت صد‌و‌هجدهم

«خواستگار دختر کدخدا»

2011 June 20

فرورتیش‌/ رادیو کوچه

lichar@koochehmail.com

یکی از جوان‌های روستا، به خواستگاری دختر کدخدا رفت. کدخدا از او پرسید: «ای جوان، تو چه در جیب و آستین داری که به خواستگاری دختر ماه‌روی من آمدی؟» پسر گفت: «من باارزش‌ترین سند روستا را با خودم دارم.» کدخدا گفت: «اگر سند رودخانه پشت ده را هم آورده باشی، دختر نمی‌دهم بهت…» پسر خندید و گفت: «این سند از رودخانه هم ارزش‌مندتر است.» کدخدا این‌بار گفت: «اگر سند کوه‌های بالای روستا باشد هم دخترم را بهت نمی‌دهم.» پسر قهقهه زد و گفت: «از آن هم مهم‌تر است…»

فایل صوتی را از اینجا بشنوید

 

فایل را از این جا دانلود کنید

 

«نوشته فوق می تواند نظر نویسنده باشد و الزامن نظر رادیو کوچه نیست»

|

TAGS: , , , , , , , , 

۸ Comments


  1. jafar
    1

    اخه گوزو این چرندیات چیه
    پشیمون شدم از دانلودش


  2. feri
    2

    قشنگ بود.


  3. asghar
    3

    avazi kheili charand boood ashghal ooooogh


  4. Farvahar
    4

    این‌جا آلبوم کاملی از ادبیات شیرین پارسی رو توی کامنت‌ها می‌توان دید


  5. jabarsing
    5

    commente jafar ++++


  6. mahtab
    7

    khob in siah poosha az pasebun haye deh yad gerefte budan. chon pasebun ha ham dozda ro vel mikardan o khoshgela ro migereftan. akhe injuri sarfesh bishtare. faghat ye soal inja mimune unam in ke un sanade belakhare sanade koja bud??!!


  7. عماد
    8

    بی شعور چرا این قدر کم کار شدی و کم آپلود میکنی؟